تاریخ انتشار
پنجشنبه ۱۴ فروردين ۱۴۰۴ ساعت ۱۸:۵۵
کد مطلب : ۴۹۷۸۰۳
یادداشت ارسالی؛
تحلیلی بر دیدار نوروزی منطقیان، هاشمیپور، نجاتنیا و محمد بهرامی، نماینده بویراحمد و دنا
۰
مطلبی که می خوانید از سری یادداشت های مخاطبین کبنانیوز است و انتشار آن الزاما به معنی تایید تمام یا بخشی از آن نیست. می توانید با ارسال یادداشت خود، این مطلب را تأیید یا نقد کنید.
کبنا ؛یادداشت ارسالی - اگرچه کنارآمدن طیفهای سیاسی متفاوت در جهت کاستن از مشکلات مردم بسیار شایسته و قابلتقدیر است، لکن شواهد نشان میدهد این قبیل وفاقها بیشتر برای تأمین منافع طیفهای قدرت باشد تا حل گرههای موجود. دیدار نوروزی شخصیتهای سیاسی استان کهگیلویه و بویراحمد، با وجود اینکه بهظاهر برای تقویت یکپارچگی و حل مشکلات منطقهای تبلیغ شده است، در عمل بیشتر شبیه به یک نمایش سیاسی بدون عمق واقعی است. این دیدارها که میان عدل هاشمیپور، شخصیت اصولگرا و نماینده سابق مجلس، محمود منطقیان از اصلاحطلبان، و فرزاد نجات نیا که طیف سیاسی مشخصی ندارد، صورتگرفته، بیشتر بهعنوان زمینهای برای رایزنیهای عقب صحنه و تلاش برای جایگاههای قدرت آینده به نظر میرسند تا حرکتی صادقانه برای مردم و منطقه.
یکی از مهمترین نقاط ضعف این دیدارها، فقدان شفافیت در اهداف و نتایج است. هیچگونه اطلاعات دقیقی درباره اینکه این تعاملات به چه مسائلی پرداختهاند یا چه تصمیماتی گرفته شده منتشر نشده است. این عدم شفافیت، بهجای کاهش تنشها، باعث شکوتردید در میان مردم میشود.
واقعیت این است که این دیدارها بیشتر شبیه به یک "بازی قدرت" است که در آن هر گروه سیاسی سعی دارد موقعیت خود را تقویت کند و از فرصت برای افزایش نفوذ خود در ساختارهای محلی استفاده کند.
بهجای اینکه این شخصیتها روی موضوعاتی مانند فقر، بیکاری، و نابرابریهای منطقهای که همهی طیفهای سیاسی و مردم با آن مواجه هستند، تمرکز کنند، به نظر میرسد که اولویت آنها بیشتر منافع حزبی و شخصی است. این رویکرد نهتنها مشکلات را حل نمیکند، بلکه بهمرورزمان باعث میشود مردم احساس کنند که صدای آنها برای این سیاستمداران مهم نیست و فقط ابزاری برای تأمین اهداف خاص گروهی هستند.
جالب اینجاست که این دیدارها، همانند بسیاری از تعاملات سیاسی در استان کهگیلویه و بویراحمد، نمونهای از دوگانگی رفتاری است که مردم آن را خوب میشناسند. در دوران انتخابات، شاهد جنگهای کلامی و تقابلات تند بین همین افراد هستیم، جایی که هر گروه سیاسی تلاش میکند با نقد و برچسبزنی به دیگران، موقعیت خود را تقویت کند. اما در محافل خصوصی و پشت پرده، همین افراد که ظاهراً در دو طرف خطوط سیاسی قرار دارند، از یکدیگر استقبال میکنند و حتی در بسیاری از موارد، از همدیگر حمایت مینمایند.
حالا نیز که در قالب دیدار نوروزی "هممیز" شدهاند، گویی دست در یککاسه بردهاند و همه به دنبال منافع خود هستند. این نوع رفتار دوگانه نهتنها اعتماد عمومی به فرایندهای سیاسی را کاهش میدهد، بلکه به مردم ثابت میکند که این دیدارها و تعاملات بیشتر جنبه نمایشی دارند و ریشه در واقعیتهای محلی و نیازهای مردم ندارند. این رویکرد نهتنها مشکلات را حل نمیکند، بلکه بهتدریج، اعتبار کل نظام سیاسی منطقهای را زیر سؤال ببرد.
نکته جالبتوجه این است که اگر این افراد، در پی تحقق اهداف و خواستههای شخصی خود نیستند و دل در گرو اعتلای کهگیلویه و حل مشکلات آن دارند، چرا تلاش نمیکنند با حضور در کنار نماینده کهگیلویه بزرگ قدمی در راهحل مشکلات بر دارند. این افراد با گرایشهای زمین تا آسمان متفاوت، توانستهاند هنرمندانه در کنار هم بنشینند و از عمق اختلافات فکری و حزبی خود کوتاه بیایند، چگونه نمیتوانند با نمایندهی کهگیلویه که در انتقادات همین گروههای مخالف، وی را متهم به راه آمدن با همه طوایف سیاسی و دولتهای متفاوت میکنند، راه آمده و همافزایی کرده و بهجای زاییدن مشکلات فکری و هجوم به افکار عمومی و تحریک اذهان، در صدد کاستن از مشکلات بر بیایند.
جامعه محلی بهعنوان مهمترین ذینفع از این دیدارها، کاملاً در حاشیه قرار گرفته است. این موضوع نشان میدهد که این دیدارها بیشتر یک "تعامل داخلی" بین گروههای سیاسی است تا یک حرکت واقعی برای درگیرکردن مردم و حل مشکلات آنها. انتظار میرود که سیاستمداران، بهجای تمرکز بر انتخابات آینده یا تقسیمکردن کیک قدرت، به دنبال ایجاد فضایی باشند که مردم بتوانند در آن نقشی فعال داشته باشند. اما اگر این دیدارها همچنان به همین شکل ادامه پیدا کنند، تنها یک چهرهسازی سطحی خواهند بود که هیچ اثر مثبتی بر زندگی مردم نخواهد گذاشت و در نهایت، تنها به تقویت بدبینی عمومی نسبت به سیاستمداران منجر خواهد شد.
یکی از مهمترین نقاط ضعف این دیدارها، فقدان شفافیت در اهداف و نتایج است. هیچگونه اطلاعات دقیقی درباره اینکه این تعاملات به چه مسائلی پرداختهاند یا چه تصمیماتی گرفته شده منتشر نشده است. این عدم شفافیت، بهجای کاهش تنشها، باعث شکوتردید در میان مردم میشود.
واقعیت این است که این دیدارها بیشتر شبیه به یک "بازی قدرت" است که در آن هر گروه سیاسی سعی دارد موقعیت خود را تقویت کند و از فرصت برای افزایش نفوذ خود در ساختارهای محلی استفاده کند.
بهجای اینکه این شخصیتها روی موضوعاتی مانند فقر، بیکاری، و نابرابریهای منطقهای که همهی طیفهای سیاسی و مردم با آن مواجه هستند، تمرکز کنند، به نظر میرسد که اولویت آنها بیشتر منافع حزبی و شخصی است. این رویکرد نهتنها مشکلات را حل نمیکند، بلکه بهمرورزمان باعث میشود مردم احساس کنند که صدای آنها برای این سیاستمداران مهم نیست و فقط ابزاری برای تأمین اهداف خاص گروهی هستند.
جالب اینجاست که این دیدارها، همانند بسیاری از تعاملات سیاسی در استان کهگیلویه و بویراحمد، نمونهای از دوگانگی رفتاری است که مردم آن را خوب میشناسند. در دوران انتخابات، شاهد جنگهای کلامی و تقابلات تند بین همین افراد هستیم، جایی که هر گروه سیاسی تلاش میکند با نقد و برچسبزنی به دیگران، موقعیت خود را تقویت کند. اما در محافل خصوصی و پشت پرده، همین افراد که ظاهراً در دو طرف خطوط سیاسی قرار دارند، از یکدیگر استقبال میکنند و حتی در بسیاری از موارد، از همدیگر حمایت مینمایند.
حالا نیز که در قالب دیدار نوروزی "هممیز" شدهاند، گویی دست در یککاسه بردهاند و همه به دنبال منافع خود هستند. این نوع رفتار دوگانه نهتنها اعتماد عمومی به فرایندهای سیاسی را کاهش میدهد، بلکه به مردم ثابت میکند که این دیدارها و تعاملات بیشتر جنبه نمایشی دارند و ریشه در واقعیتهای محلی و نیازهای مردم ندارند. این رویکرد نهتنها مشکلات را حل نمیکند، بلکه بهتدریج، اعتبار کل نظام سیاسی منطقهای را زیر سؤال ببرد.
نکته جالبتوجه این است که اگر این افراد، در پی تحقق اهداف و خواستههای شخصی خود نیستند و دل در گرو اعتلای کهگیلویه و حل مشکلات آن دارند، چرا تلاش نمیکنند با حضور در کنار نماینده کهگیلویه بزرگ قدمی در راهحل مشکلات بر دارند. این افراد با گرایشهای زمین تا آسمان متفاوت، توانستهاند هنرمندانه در کنار هم بنشینند و از عمق اختلافات فکری و حزبی خود کوتاه بیایند، چگونه نمیتوانند با نمایندهی کهگیلویه که در انتقادات همین گروههای مخالف، وی را متهم به راه آمدن با همه طوایف سیاسی و دولتهای متفاوت میکنند، راه آمده و همافزایی کرده و بهجای زاییدن مشکلات فکری و هجوم به افکار عمومی و تحریک اذهان، در صدد کاستن از مشکلات بر بیایند.
جامعه محلی بهعنوان مهمترین ذینفع از این دیدارها، کاملاً در حاشیه قرار گرفته است. این موضوع نشان میدهد که این دیدارها بیشتر یک "تعامل داخلی" بین گروههای سیاسی است تا یک حرکت واقعی برای درگیرکردن مردم و حل مشکلات آنها. انتظار میرود که سیاستمداران، بهجای تمرکز بر انتخابات آینده یا تقسیمکردن کیک قدرت، به دنبال ایجاد فضایی باشند که مردم بتوانند در آن نقشی فعال داشته باشند. اما اگر این دیدارها همچنان به همین شکل ادامه پیدا کنند، تنها یک چهرهسازی سطحی خواهند بود که هیچ اثر مثبتی بر زندگی مردم نخواهد گذاشت و در نهایت، تنها به تقویت بدبینی عمومی نسبت به سیاستمداران منجر خواهد شد.