تاریخ انتشار
پنجشنبه ۹ اسفند ۱۴۰۳ ساعت ۲۱:۴۴
کد مطلب : ۴۹۶۵۳۲
در اولین نشست تشکیلاتی حزب توسعه ایران اسلامی مطرح شد؛
آخوندی: در اسرع وقت باید مشکلات خود با اتحادیه اروپا را حل کنیم/ مذاکره یک تاکتیک است/ محبعلی: مراقب باشیم قربانی معاملات قدرتهای بزرگ نشویم/ اولین مولفه قدرت یک کشور اقتصاد است و ما تنها ۰.۴ درصد اقتصاد دنیا را در اختیار داریم
۰
کبنا ؛عباس آخوندی، وزیر اسبق راه و شهرسازی و قاسم محبعلی، تحلیلگر مسائل بینالملل و مدیرکل اسبق اداره خاورمیانه وزارت خارجه در اولین نشست تشکیلاتی حزب توسعه ایران اسلامی در مورد موضوعات خارجی به سخنرانی پرداختند.
به گزارش کبنا نیوز؛ صبح امروز نهم اسفند اولین نشست تشکیلاتی حزب توسعه ایران اسلامی در مرکز آموزشی رفاهی فرهنگیان تهران برگزار شد. در بخشی از این نشست، عباس آخوندی، وزیر اسبق راه و شهرسازی و قاسم محبعلی، تحلیلگر مسائل بینالملل و مدیرکل اسبق اداره خاورمیانه وزارت خارجه، در مورد موضوعات خارجی به سخنرانی پرداختند.
آخوندی در این نشست با بیان اینکه اکنون شخصیت ترامپ و مذاکره با آمریکا دو مسئله در سیاست خارجی ماست، اظهار کرد: فارغ از اینکه ترامپ چه شخصیتی دارد، سیاست او منطبق با یک روند بینالمللی است. یعنی حتی اگر ترامپ نباشد هم آن روند پیش میرود. لذا ما باید این روند را بفهمیم. مذاکره یک تاکتیک است. ما باید بپذیریم که در ۴۶ سال اخیر سیاستی داشتهایم که نتوانسته ما را به سر منزل مقصود برسانیم. لذا این سیاست باید تغییر کند.
وی با بیان اینکه تا قرن نوزدهم، جریان مرکانتیلیسم بر جهان حاکم بود، افزود: بر آن اساس، قدرتهای غربی به دنبال این بودند که ثروت جهان را تصاحب کنند و نیروی نظامی انگلیس نیز پشت این جریان بود. در آن زمان، نرخ تعرفهها بسیار بالا بود و جریان آزاد تجارت در دنیا محدودیتهای بسیاری داشت. اکنون نیز آن جریان در حال احیاست. اگرچه رسانهها از این وضعیت تحت عنوان ظهور راست جدید یاد میکنند، اما به نظر من جریان فراتر از اینها و در حد ظهور مرکانتیلیسم است.
این فعال سیاسی اصلاحطلب با بیان اینکه اکنون قدرتهای مرکانتیلیست به دنبال در اختیار گرفتن زنجیره تولید و ارزش جهان هستند، عنوان کرد: خواسته ترامپ از اوکراین مبنی بر در اختیار گرفتن معادن این کشور نیز ناشی از همین سیاست است. چین نیز به دنبال تسلط بر زنجیره ارزش جهانی است. اتحادیه اروپا هم همین سیاست را دارد. لذا بحث فقط در مورد شخصیت ترامپ نیست، بلکه در سطح جهانی روندی جدید شکل گرفته است.
.jpg)
آخوندی با بیان اینکه علاوه بر این، تکنولوژی نیز در حال توسعه است که منشا جدید قدرت محسوب میشود، گفت: آمریکا، چین و اروپا تولیدکننده تکنولوژی اند. در آمریکا نظریه فراانسان مطرح شده که بر اساس آن، افرادی مانند ایلان ماسک مدعی اند قدرتشان فراتر از انسان است. این ادعا روی سیاستگذاری آمریکا تاثیر مستقیم دارد. ماسک مدعی است که از طریق هوش مصنوعی، در حال ساخت انسان جدیدی است و بر همین اساس غرور فوقالعادهای برای دولت آمریکا ایجاد شده است و معتقدند که حق راهبری جهان را دارند. رفتار تحقیرآمیز ترامپ با اروپا و دیگر کشورها نیز بر همین اساس است. در چین نیز چنین نگرشی وجود دارد، اما این کشور چون هنوز نتوانسته وارد گفتمان جهانی شود، به صورت چراغ خاموش در حال عمل است.
وی با بیان اینکه از چند نشانه میتوان متوجه اعتقاد ترامپ به سیاستهای مرکانتیلیسمی شد، ادامه داد: ترامپ معتقد است که هیچ کلمهای مقدستر از تعرفه نیست و لذا مجددا در حال تهدید جهان با استفاده از این مفهوم است. نشانه دیگر این است که او نه به مفهوم آزادی حرکت کالا اعتقاد دارد، نه به آزادی انسان و نه به آزادی حرکت پول. نشانه بعدی، مخالفت ترامپ با هر گونه اتحادیه است و به روابط دوجانبه گرایش دارد. به علاوه در حالیکه تا پیش از این بر عدم تغییر مرزها تاکید میشد، ترامپ و دولتش چون خود را برتر میدانند، به راحتی در مورد مالکیت بر کانادا، غزه و... ادعا میکنند. اگرچه اکنون ترامپ رهبر این جریان محسوب میشود، اما این جریان فراتر از یک شخص است.
.jpg)
سیاست ما هنوز در مرحله جنگ سرد باقی مانده است
وزیر اسبق راه با بیان اینکه خاورمیانه در قلب زنجیره ارزش جهانی قرار دارد و اسرائیل به عنوان یک عنصر مخرب در آن است که وجود خود را در گرو تعارض با کشورهای منطقه میداند، افزود: لذا خاورمیانه از اهمیت دوچندانی برخوردار است و آمریکا، اروپا، چین و روسیه حاضر به خروج از آن نیستند. سیاست ما هنوز در مرحله جنگ سرد باقی مانده است. ما عملا از تاریخ بیرون افتادهایم و از تحولات جهانی فاصله بسیار داریم. اگر این مسائل را بفهمیم، به این نتیجه میرسیم که اساسا مذاکره یک بحث فرعی است، زیرا در این شرایط تحول جهانی، ما قبل از مذاکره نیاز به یک تغییر استراتژی داریم و باید منافع و موقعیت خود را بازتعریف کنیم.
آخوندی با بیان اینکه در حدود ۹۰ سال اخیر، تامین امنیت منطقه همواره جزو محورهای سیاست خارجی ایران بوده است، اضافه کرد: در دولت روحانی ابتکار هرمز مطرح شد که بر اساس آن، دولت ایران پیمانی را با کشورهای منطقه منعقد میکرد با این هدف که هیچ کشوری به دیگری تجاوز نکند و امکانات خود را هم در اختیار هیچ متجاوزی قرار ندهد.
این ابتکار مورد استقبال کشورهای منطقه قرار نگرفت، زیرا این کشورها میگفتند مشکل ما با خود ایران است و ما به شرطی حاضر به انعقاد پیمان هستیم که ناظران بینالمللی نظیر آمریکا نیز در آن حضور یابند.
وی با بیان اینکه بعد از هفت اکتبر اما کشورهای منطقه متوجه شدند که اسرائیل نیز برای آنان خطر است و این یک فرصت برای ما محسوب میشود، اظهار کرد: نمیتوان بدون توجه به قدرتهای جهانی، به موضوع منطقه وارد شد. آمریکا پیشاپیش سهم خود را از معامله با روسیه پرداخت کرده است. ما باید با جلب اعتماد کشورهای منطقه، با آنان پیمان عدم تجاوز امضا کنیم. باید به کشورهای منطقه اطمینان دهیم که نمیخواهیم آنان را مقابل قدرتهای بزرگ قرار دهیم.
وزیر اسبق راه با بیان اینکه من با مذاکره با آمریکا موافقم و حتما باید با ایالات متحده مذاکره جامع داشته باشیم، عنوان کرد: همچنان یک سری بحثهای ایدئولوژیک بر سیاست خارجی ما حاکم است و همین باعث شده که ما برای geopolitics بیشتر از geoeconomics الویت قائل باشیم. اگر geoeconomics الویت ما باشد، در آن زمان دیگر هدف ما رفع تحریمها خواهد بود، نه دور زدن آنها.
.jpg)
ما نهایتا مجبور به مذاکره خواهیم شد، پس باید در زمان مناسب آن را انجام دهیم
در ادامه، محبعلی نیز با اشاره به اینکه ما جزو کشورهایی هستیم که بحرانهای متعدد داریم و حل مشکلاتمان با جهان بسیار پیچیده است، بیان کرد: در طی ۴۶ سال اخیر، در ساختار جهانی خصوصا در حوزه اقتصادی افول کردهایم. توسعه مهمترین چیزی است که از دست دادیم.
وی با بیان اینکه کشور ما دارای چند بحران است، افزود: نخست، بحرانهای ساختاری و حکمرانی خودمان است. در سال ۱۳۶۸، اروپاییها به ما گفتند که ما مناسباتمان را بر پایه دموکراسی، حقوق بشر و اقتصاد باز بنا میکنیم، زیرا وقتی در کشوری دموکراسی و حقوق بشر حاکم نباشد، برای خودش و دیگران بحران تولید میکند و به عنوان مثال مردمش به دیگر کشورها مهاجرت میکنند. به علاوه در کشورهایی که اقتصاد بسته است، حکومت قدرت زیادی مییابد و بحرانهای بینالمللی خلق میکند.
این تحلیلگر مسائل بینالملل با بیان اینکه حکومتهایی که مبتنی بر ایدئولوژی هستند، سیاستهای فرامرزی دارند و بحرانهای جهانی تولید میکنند، گفت: اینها همه در ذیل بحران ساختاری است که بدون حل آن، نمیتوانیم روابط مناسبی را با منطقه و جهان داشته باشیم. ما قادر نیستیم که با کشورها مناسبات نهادینهشده داشته باشیم، زیرا هنوز بحران ساختاری و حکمرانی خود را حل نکردهایم.
.jpg)
محبعلی با بیان اینکه بحران بعدی دوری از روند جهانی شدن است، عنوان کرد: ما زمانی انقلاب کردیم که روند جهانیشدن در حال شکلگیری بود و بسیاری از کشورها در همان زمان توسعه یافتند، اما ما خود را محروم کردیم. از دهه ۸۰ میلادی تا کنون، بسیاری از حوزهها از جمله اقتصاد جهانی شده است. اکنون ما دیگر مفهومی تحت عنوان اقتصاد محلی نداریم. امنیت هم دیگری کشوری نیست و جهانی شده است. هیچ کشوری نمیتواند به راحتی مسئله امنیت خود را حلوفصل کند و برای این کار نیازمند به ارتباطات بینالمللی است. اگر در این چرخه جهانی امنیت حضور نداشته باشیم، هر چه قدر هم که قدرت نظامی خود را افزایش دهیم، نمیتوانیم امنیت خود را تأمین کنیم. کل درآمد ما به اندازه بودجه وزارت خارجه آمریکاست. بودجه نظامی آمریکا بیش از دو برابر تولید ناخالص داخلی ماست. آیا نزاع با این کشور عاقلانه است؟
وی با اشاره به اینکه در گذشته قدرت در سه مولفه نظامی، سرزمینی و جمعیت خلاصه میشد، بیان کرد: ما و روسیه هنوز در آن تفکر باقی ماندهایم، در حالیکه اکنون اولین مولفه قدرت یک کشور اقتصاد است و ما تنها ۰.۴ درصد اقتصاد دنیا را در اختیار داریم. مولفه بعدی قدرت سرزمینی و سپس انسانی است و در مرحله بعدی قدرت نظامی قرار دارد. سیاست، رسانه و تکنولوزی نیز مولفههای بعدی قدرت هستند. ما باید جایگاه خود در این ۷ مولفه را تعیین کنیم.
این تحلیلگر مسائل بینالملل با بیان اینکه خاورمیانه از دیرباز بحرانهای حاد داشته است، تصریح کرد: در سال ۲۰۰۵ وزارت دفاع آمریکا کتابی را نوشت که در آن آمده خاورمیانه و آمریکای مرکزی تنها مناطقی هستند که به علت عدم توسعهیافتگی، از روند جهانی شدن بازماندهاند و ماموریت آمریکا در ۵۰ سال آینده این است که این مناطق را وارد روند جهانی شدن کند.
محبعلی ادامه داد: در زمان دولت اوباما، ما یک فرصت بزرگ تاریخی داشتیم، زیرا او میخواست خاورمیانه را از طریق یک فرایند اجتماعی تغییر دهد و ایران، مصر و ترکیه قادر بودند در این فرآیند، نقش اساسی ایجاد کنند. خصوصا نقش ایران بسیار اثرگذار بود، زیرا ما تنها کشور خاورمیانه هستیم که به طور دست و پا شکسته، توانستهایم اندکی دموکراسی داشته باشیم. اکنون ما با بحران ترامپ مواجه هستیم. این شخص برای جهان هم بحران محسوب میشود، زیرا خواهان ایجاد یک حکومت جهانی به ریاست آمریکاست. ما باید بتوانیم از چالشهای میان قدرتها به نفع خودمان استفاده کنیم و مراقب باشیم قربانی تحولات و معاملات قدرتهای بزرگ نشویم.
وی در پاسخ به سوالی در مورد احتمال تجزیه ایران، عنوان کرد: پس از جنگ جهانی اول، توافقی بین کشورها بر سر تقسیمبندی جغرافیایی خاورمیانه شکل گرفت که هنوز هم پابرجاست. اگر این توافق نبود، کردهای شمال عراق میتوانستند حکومت خود را تشکیل دهند و افعانستان و سوریه هم تجزیه میشدند. اما آمریکا و اروپا هیچ علاقهای به تجزیه این کشورها ندارند. در مورد ایران اما من کمی نگرانم. همسایگان ما و خصوصا اسرائیل، معتقدند کشور ما بیش از حد بزرگ است و برای حفظ امنیت منطقه، باید ایران تجزیه شود.
مدیرکل سابق اداره خاورمیانه در وزارت خارجه با بیان اینکه ما عملا در جنگ با اسرائیل هستیم، اضافه کرد: اعراب از ۱۹۷۳ فهمیدند که نباید با اسرائیل وارد جنگ شوند. چون مستظهر به حمایت امریکاست. زمانی یاسر عرفات به من گفت که کشورهای عربی چندان دغدغه فلسطین را ندارد و ما به تنهایی باید با اسرائیل بجنگیم، لذا تصمیم گرفتیم با آن صلح کنیم. اسرائیل میخواهد کشورهای پیرامونش کوچک شوند، زیرا خودش کوچک است و در زمان صلح، موازنه قوا علیه آن است. اسرائیل تا یکی، دو دهه قبل بین ایران و جمهوری اسلامی تفکیک قائل میشد، اما اکنون اسرائیلیها معتقدند حتی در نبود جمهوری اسلامی، ایران بزرگ یک تهدید برای آنهاست و خواهان تجزیه ایران هستند.
محبعلی با بیان اینکه تا دو سال آینده آمریکا برای ما هم فرصت است و هم تهدید، افزود: فرصت از این نظر که اکنون تمام قدرت در اختیار جمهوریخواهان است و در صورت توافق، کلیه تحریمها قابل برداشته شدن است. از طرف دیگر همین یکدستی در آمریکا باعث میشود که اگر قرار به جنگ با ایران باشد، به راحتی بر سر آن اجماع صورت گیرد. لذا حتما ایران باید از فرصتی که در رابطه با آمریکا وجود دارد، استفاده کند. مذاکره با دوست که هنر نیست، ما باید با دشمن خود مذاکره کنیم.
به گزارش کبنا نیوز؛ صبح امروز نهم اسفند اولین نشست تشکیلاتی حزب توسعه ایران اسلامی در مرکز آموزشی رفاهی فرهنگیان تهران برگزار شد. در بخشی از این نشست، عباس آخوندی، وزیر اسبق راه و شهرسازی و قاسم محبعلی، تحلیلگر مسائل بینالملل و مدیرکل اسبق اداره خاورمیانه وزارت خارجه، در مورد موضوعات خارجی به سخنرانی پرداختند.
آخوندی در این نشست با بیان اینکه اکنون شخصیت ترامپ و مذاکره با آمریکا دو مسئله در سیاست خارجی ماست، اظهار کرد: فارغ از اینکه ترامپ چه شخصیتی دارد، سیاست او منطبق با یک روند بینالمللی است. یعنی حتی اگر ترامپ نباشد هم آن روند پیش میرود. لذا ما باید این روند را بفهمیم. مذاکره یک تاکتیک است. ما باید بپذیریم که در ۴۶ سال اخیر سیاستی داشتهایم که نتوانسته ما را به سر منزل مقصود برسانیم. لذا این سیاست باید تغییر کند.
وی با بیان اینکه تا قرن نوزدهم، جریان مرکانتیلیسم بر جهان حاکم بود، افزود: بر آن اساس، قدرتهای غربی به دنبال این بودند که ثروت جهان را تصاحب کنند و نیروی نظامی انگلیس نیز پشت این جریان بود. در آن زمان، نرخ تعرفهها بسیار بالا بود و جریان آزاد تجارت در دنیا محدودیتهای بسیاری داشت. اکنون نیز آن جریان در حال احیاست. اگرچه رسانهها از این وضعیت تحت عنوان ظهور راست جدید یاد میکنند، اما به نظر من جریان فراتر از اینها و در حد ظهور مرکانتیلیسم است.
این فعال سیاسی اصلاحطلب با بیان اینکه اکنون قدرتهای مرکانتیلیست به دنبال در اختیار گرفتن زنجیره تولید و ارزش جهان هستند، عنوان کرد: خواسته ترامپ از اوکراین مبنی بر در اختیار گرفتن معادن این کشور نیز ناشی از همین سیاست است. چین نیز به دنبال تسلط بر زنجیره ارزش جهانی است. اتحادیه اروپا هم همین سیاست را دارد. لذا بحث فقط در مورد شخصیت ترامپ نیست، بلکه در سطح جهانی روندی جدید شکل گرفته است.
.jpg)
آخوندی با بیان اینکه علاوه بر این، تکنولوژی نیز در حال توسعه است که منشا جدید قدرت محسوب میشود، گفت: آمریکا، چین و اروپا تولیدکننده تکنولوژی اند. در آمریکا نظریه فراانسان مطرح شده که بر اساس آن، افرادی مانند ایلان ماسک مدعی اند قدرتشان فراتر از انسان است. این ادعا روی سیاستگذاری آمریکا تاثیر مستقیم دارد. ماسک مدعی است که از طریق هوش مصنوعی، در حال ساخت انسان جدیدی است و بر همین اساس غرور فوقالعادهای برای دولت آمریکا ایجاد شده است و معتقدند که حق راهبری جهان را دارند. رفتار تحقیرآمیز ترامپ با اروپا و دیگر کشورها نیز بر همین اساس است. در چین نیز چنین نگرشی وجود دارد، اما این کشور چون هنوز نتوانسته وارد گفتمان جهانی شود، به صورت چراغ خاموش در حال عمل است.
وی با بیان اینکه از چند نشانه میتوان متوجه اعتقاد ترامپ به سیاستهای مرکانتیلیسمی شد، ادامه داد: ترامپ معتقد است که هیچ کلمهای مقدستر از تعرفه نیست و لذا مجددا در حال تهدید جهان با استفاده از این مفهوم است. نشانه دیگر این است که او نه به مفهوم آزادی حرکت کالا اعتقاد دارد، نه به آزادی انسان و نه به آزادی حرکت پول. نشانه بعدی، مخالفت ترامپ با هر گونه اتحادیه است و به روابط دوجانبه گرایش دارد. به علاوه در حالیکه تا پیش از این بر عدم تغییر مرزها تاکید میشد، ترامپ و دولتش چون خود را برتر میدانند، به راحتی در مورد مالکیت بر کانادا، غزه و... ادعا میکنند. اگرچه اکنون ترامپ رهبر این جریان محسوب میشود، اما این جریان فراتر از یک شخص است.
.jpg)
سیاست ما هنوز در مرحله جنگ سرد باقی مانده است
وزیر اسبق راه با بیان اینکه خاورمیانه در قلب زنجیره ارزش جهانی قرار دارد و اسرائیل به عنوان یک عنصر مخرب در آن است که وجود خود را در گرو تعارض با کشورهای منطقه میداند، افزود: لذا خاورمیانه از اهمیت دوچندانی برخوردار است و آمریکا، اروپا، چین و روسیه حاضر به خروج از آن نیستند. سیاست ما هنوز در مرحله جنگ سرد باقی مانده است. ما عملا از تاریخ بیرون افتادهایم و از تحولات جهانی فاصله بسیار داریم. اگر این مسائل را بفهمیم، به این نتیجه میرسیم که اساسا مذاکره یک بحث فرعی است، زیرا در این شرایط تحول جهانی، ما قبل از مذاکره نیاز به یک تغییر استراتژی داریم و باید منافع و موقعیت خود را بازتعریف کنیم.
آخوندی با بیان اینکه در حدود ۹۰ سال اخیر، تامین امنیت منطقه همواره جزو محورهای سیاست خارجی ایران بوده است، اضافه کرد: در دولت روحانی ابتکار هرمز مطرح شد که بر اساس آن، دولت ایران پیمانی را با کشورهای منطقه منعقد میکرد با این هدف که هیچ کشوری به دیگری تجاوز نکند و امکانات خود را هم در اختیار هیچ متجاوزی قرار ندهد.
این ابتکار مورد استقبال کشورهای منطقه قرار نگرفت، زیرا این کشورها میگفتند مشکل ما با خود ایران است و ما به شرطی حاضر به انعقاد پیمان هستیم که ناظران بینالمللی نظیر آمریکا نیز در آن حضور یابند.
وی با بیان اینکه بعد از هفت اکتبر اما کشورهای منطقه متوجه شدند که اسرائیل نیز برای آنان خطر است و این یک فرصت برای ما محسوب میشود، اظهار کرد: نمیتوان بدون توجه به قدرتهای جهانی، به موضوع منطقه وارد شد. آمریکا پیشاپیش سهم خود را از معامله با روسیه پرداخت کرده است. ما باید با جلب اعتماد کشورهای منطقه، با آنان پیمان عدم تجاوز امضا کنیم. باید به کشورهای منطقه اطمینان دهیم که نمیخواهیم آنان را مقابل قدرتهای بزرگ قرار دهیم.
وزیر اسبق راه با بیان اینکه من با مذاکره با آمریکا موافقم و حتما باید با ایالات متحده مذاکره جامع داشته باشیم، عنوان کرد: همچنان یک سری بحثهای ایدئولوژیک بر سیاست خارجی ما حاکم است و همین باعث شده که ما برای geopolitics بیشتر از geoeconomics الویت قائل باشیم. اگر geoeconomics الویت ما باشد، در آن زمان دیگر هدف ما رفع تحریمها خواهد بود، نه دور زدن آنها.
.jpg)
ما نهایتا مجبور به مذاکره خواهیم شد، پس باید در زمان مناسب آن را انجام دهیم
در ادامه، محبعلی نیز با اشاره به اینکه ما جزو کشورهایی هستیم که بحرانهای متعدد داریم و حل مشکلاتمان با جهان بسیار پیچیده است، بیان کرد: در طی ۴۶ سال اخیر، در ساختار جهانی خصوصا در حوزه اقتصادی افول کردهایم. توسعه مهمترین چیزی است که از دست دادیم.
وی با بیان اینکه کشور ما دارای چند بحران است، افزود: نخست، بحرانهای ساختاری و حکمرانی خودمان است. در سال ۱۳۶۸، اروپاییها به ما گفتند که ما مناسباتمان را بر پایه دموکراسی، حقوق بشر و اقتصاد باز بنا میکنیم، زیرا وقتی در کشوری دموکراسی و حقوق بشر حاکم نباشد، برای خودش و دیگران بحران تولید میکند و به عنوان مثال مردمش به دیگر کشورها مهاجرت میکنند. به علاوه در کشورهایی که اقتصاد بسته است، حکومت قدرت زیادی مییابد و بحرانهای بینالمللی خلق میکند.
این تحلیلگر مسائل بینالملل با بیان اینکه حکومتهایی که مبتنی بر ایدئولوژی هستند، سیاستهای فرامرزی دارند و بحرانهای جهانی تولید میکنند، گفت: اینها همه در ذیل بحران ساختاری است که بدون حل آن، نمیتوانیم روابط مناسبی را با منطقه و جهان داشته باشیم. ما قادر نیستیم که با کشورها مناسبات نهادینهشده داشته باشیم، زیرا هنوز بحران ساختاری و حکمرانی خود را حل نکردهایم.
.jpg)
محبعلی با بیان اینکه بحران بعدی دوری از روند جهانی شدن است، عنوان کرد: ما زمانی انقلاب کردیم که روند جهانیشدن در حال شکلگیری بود و بسیاری از کشورها در همان زمان توسعه یافتند، اما ما خود را محروم کردیم. از دهه ۸۰ میلادی تا کنون، بسیاری از حوزهها از جمله اقتصاد جهانی شده است. اکنون ما دیگر مفهومی تحت عنوان اقتصاد محلی نداریم. امنیت هم دیگری کشوری نیست و جهانی شده است. هیچ کشوری نمیتواند به راحتی مسئله امنیت خود را حلوفصل کند و برای این کار نیازمند به ارتباطات بینالمللی است. اگر در این چرخه جهانی امنیت حضور نداشته باشیم، هر چه قدر هم که قدرت نظامی خود را افزایش دهیم، نمیتوانیم امنیت خود را تأمین کنیم. کل درآمد ما به اندازه بودجه وزارت خارجه آمریکاست. بودجه نظامی آمریکا بیش از دو برابر تولید ناخالص داخلی ماست. آیا نزاع با این کشور عاقلانه است؟
وی با اشاره به اینکه در گذشته قدرت در سه مولفه نظامی، سرزمینی و جمعیت خلاصه میشد، بیان کرد: ما و روسیه هنوز در آن تفکر باقی ماندهایم، در حالیکه اکنون اولین مولفه قدرت یک کشور اقتصاد است و ما تنها ۰.۴ درصد اقتصاد دنیا را در اختیار داریم. مولفه بعدی قدرت سرزمینی و سپس انسانی است و در مرحله بعدی قدرت نظامی قرار دارد. سیاست، رسانه و تکنولوزی نیز مولفههای بعدی قدرت هستند. ما باید جایگاه خود در این ۷ مولفه را تعیین کنیم.
این تحلیلگر مسائل بینالملل با بیان اینکه خاورمیانه از دیرباز بحرانهای حاد داشته است، تصریح کرد: در سال ۲۰۰۵ وزارت دفاع آمریکا کتابی را نوشت که در آن آمده خاورمیانه و آمریکای مرکزی تنها مناطقی هستند که به علت عدم توسعهیافتگی، از روند جهانی شدن بازماندهاند و ماموریت آمریکا در ۵۰ سال آینده این است که این مناطق را وارد روند جهانی شدن کند.
محبعلی ادامه داد: در زمان دولت اوباما، ما یک فرصت بزرگ تاریخی داشتیم، زیرا او میخواست خاورمیانه را از طریق یک فرایند اجتماعی تغییر دهد و ایران، مصر و ترکیه قادر بودند در این فرآیند، نقش اساسی ایجاد کنند. خصوصا نقش ایران بسیار اثرگذار بود، زیرا ما تنها کشور خاورمیانه هستیم که به طور دست و پا شکسته، توانستهایم اندکی دموکراسی داشته باشیم. اکنون ما با بحران ترامپ مواجه هستیم. این شخص برای جهان هم بحران محسوب میشود، زیرا خواهان ایجاد یک حکومت جهانی به ریاست آمریکاست. ما باید بتوانیم از چالشهای میان قدرتها به نفع خودمان استفاده کنیم و مراقب باشیم قربانی تحولات و معاملات قدرتهای بزرگ نشویم.
وی در پاسخ به سوالی در مورد احتمال تجزیه ایران، عنوان کرد: پس از جنگ جهانی اول، توافقی بین کشورها بر سر تقسیمبندی جغرافیایی خاورمیانه شکل گرفت که هنوز هم پابرجاست. اگر این توافق نبود، کردهای شمال عراق میتوانستند حکومت خود را تشکیل دهند و افعانستان و سوریه هم تجزیه میشدند. اما آمریکا و اروپا هیچ علاقهای به تجزیه این کشورها ندارند. در مورد ایران اما من کمی نگرانم. همسایگان ما و خصوصا اسرائیل، معتقدند کشور ما بیش از حد بزرگ است و برای حفظ امنیت منطقه، باید ایران تجزیه شود.
مدیرکل سابق اداره خاورمیانه در وزارت خارجه با بیان اینکه ما عملا در جنگ با اسرائیل هستیم، اضافه کرد: اعراب از ۱۹۷۳ فهمیدند که نباید با اسرائیل وارد جنگ شوند. چون مستظهر به حمایت امریکاست. زمانی یاسر عرفات به من گفت که کشورهای عربی چندان دغدغه فلسطین را ندارد و ما به تنهایی باید با اسرائیل بجنگیم، لذا تصمیم گرفتیم با آن صلح کنیم. اسرائیل میخواهد کشورهای پیرامونش کوچک شوند، زیرا خودش کوچک است و در زمان صلح، موازنه قوا علیه آن است. اسرائیل تا یکی، دو دهه قبل بین ایران و جمهوری اسلامی تفکیک قائل میشد، اما اکنون اسرائیلیها معتقدند حتی در نبود جمهوری اسلامی، ایران بزرگ یک تهدید برای آنهاست و خواهان تجزیه ایران هستند.
محبعلی با بیان اینکه تا دو سال آینده آمریکا برای ما هم فرصت است و هم تهدید، افزود: فرصت از این نظر که اکنون تمام قدرت در اختیار جمهوریخواهان است و در صورت توافق، کلیه تحریمها قابل برداشته شدن است. از طرف دیگر همین یکدستی در آمریکا باعث میشود که اگر قرار به جنگ با ایران باشد، به راحتی بر سر آن اجماع صورت گیرد. لذا حتما ایران باید از فرصتی که در رابطه با آمریکا وجود دارد، استفاده کند. مذاکره با دوست که هنر نیست، ما باید با دشمن خود مذاکره کنیم.