تاریخ انتشار
جمعه ۷ شهريور ۱۴۰۴ ساعت ۱۶:۱۹
کد مطلب : ۵۰۳۴۳۵
کبنا گزارش میدهد؛
۷ ساعت خاموشی در یاسوج / سوءمدیریت یا بیتوجهی به مردم؟ / مردم کهگیلویه و بویراحمد تا کی باید ضعفهای مدیریتی را تحمل کنند؟
۰
کبنا ؛مسئله خاموشی برق در سالهای اخیر به یکی از دغدغههای اصلی جامعه ایران تبدیل شده است. مردم باوجود تمام مشکلات، در چارچوب برنامههای اعلامی دولت برای مدیریت ناترازی برق همکاری کردهاند و نشان دادهاند که در مواقع بحران، مشارکت اجتماعی آنان سرمایهای ارزشمند برای حاکمیت و دولت است. بااینحال، تجربه اخیر در شهر یاسوج، مرکز استان کهگیلویه و بویراحمد، این مسئله را روشن میسازد که مشکل تنها «فنی» نیست، بلکه به ضعف در «برنامهریزی و مدیریت» نیز بازمیگردد.
به گزارش کبنا نیوز، ناترازی برق بهعنوان یکی از چالشهای اصلی جامعه ایران در سالهای اخیر، نهتنها یک مسئله فنی بلکه یک بحران اجتماعی - اقتصادی است که زندگی روزمره مردم را تحتتأثیر قرار میدهد. در استان کهگیلویه و بویراحمد، بهویژه شهر یاسوج، این مشکل با قطع برقهای طولانی و گاهی بدون اطلاع قبلی تشدید شده است. بر اساس گزارشهای اخیر، مردم شهر یاسوج مرکز استان کهگیلویه و بویراحمد با برنامههای زمانبندیشده قطع برق همکاری کردهاند و این مشارکت را میتوان نشانهای از وطندوستی و تعهد اجتماعی دانست. اما وقایعی مانند قطع برق ۵ ساعته از ساعت ۱ بامداد تا ۵ صبح در شب گذشته (جمعه ۷ شهریور ۱۴۰۴)، سؤالاتی جدی در مورد کارایی مدیریت ایجاد کرده است.
در روزهای گذشته، برق بخشهای مختلف شهر یاسوج از ساعت یک بامداد تا پنج صبح قطع شد. این قطعی ناگهانی و طولانی، در کنار دو ساعت خاموشی برنامهریزیشده روزانه، مجموعاً هفت ساعت خاموشی را به مردم تحمیل کرد. چنین شرایطی نهتنها زندگی روزمره شهروندان را مختل کرده، بلکه پیامدهای اقتصادی و اجتماعی آشکاری نیز به همراه داشته است. کسبه از خرابی مواد غذایی یخچالی سخن میگویند، داروخانهها نگران ازبینرفتن داروهای حساس به دما هستند و خانوادههایی در طبقات بالای ساختمانها حتی دسترسی به آب هم ندارند.
سرمایه اجتماعی بهعنوان شبکههای اعتماد و همکاری میان افراد و نهادها جامعه را قویتر میسازد. در ایران، بهویژه در استانهایی مانند کهگیلویه و بویراحمد، مردم باتحمل خاموشیهای برنامهریزیشده، مشخص کردهاند که سطح بالایی از سرمایه اجتماعی هستند. این همکاری نهتنها به جبران ناترازی برق کمک کرده، بلکه نمادی از همبستگی ملی است. بااینحال، قطع برقهای غیرمنتظره و طولانی مانند آنچه در یاسوج رخ داد، میتواند این سرمایه را فرسایش دهد و احتمال وجود دارد که اعتماد عمومی دچار خدشه شود؛ زیرا این قطعها بیشتر بر اقشار متوسط و پایین جامعه تأثیر میگذارد که وابستگی بیشتری به کسبوکارهای کوچک دارند، و میتواند شکاف طبقاتی را عمیقتر کند. برای مثال، خسارت به مزارع پرورش ماهی در استان یا صنف مرغفروشی به دلیل قطع برق، به منزله تأثیرات زنجیرهای بر اقتصاد این واحدهای تولیدی و بازارهای استان است.
شرکت توزیع نیروی برق استان اعلام کرده که قطع ۵ ساعته برای شاخهزنی درختان و بهسازی شبکه بهمنظور احتمال وزش شدید باد و بارندگی انجام شده، درحالیکه همزمان خاموشی ۲ ساعته برای ناترازی برق وجود دارد. مجموعاً ۷ ساعت قطع برق در یک روز، بدون اطلاع قبلی، نشاندهنده ضعف در برنامهریزی استراتژیک است. چرا این فعالیتها (شاخهزنی و خاموشی برنامهریزیشده) همزمان نشدهاند تا زمان قطع کاهش یابد؟ در بحرانهایی مانند ناترازی برق، اطلاعرسانی شفاف و پیشبینیپذیر کلیدی است.
بااینوجود به نظر میرسد که این مشکل نهتنها فنی، بلکه ناشی از عدم هماهنگی و اولویتبندی نادرست است. مدیران شرکت برق میتوانستند با ادغام برنامهها، زمان قطع را به حداقل برسانند و با اطلاعرسانی از طریق رسانهها یا اپلیکیشنهای محلی، مردم را آماده کنند. پیشنهاد میشود: ۱) ایجاد یک سیستم برنامهریزی یکپارچه که فعالیتهای نگهداری را با خاموشیهای اجباری همراستا کند؛ ۲) تقویت سرمایه اجتماعی از طریق جلسات مشورتی با کسبه و شهروندان؛ ۳) سرمایهگذاری در فناوریهای نوین مانند شبکههای هوشمند برق برای کاهش ناترازی.
مردم کهگیلویه و بویراحمد تا کی باید ضعفهای مدیریتی را تحمل کنند؟
وقتی شهروندان بدون اطلاع قبلی با قطعی پنجساعته برق مواجه میشوند، بهوضوح نشانهای از ضعف در این اصول مدیریتی است. آیا نمیشد عملیات شاخهزنی درختان برای بهسازی شبکه برق را با همان دو ساعت خاموشی برنامهدار تلفیق کرد تا مجموع خاموشیها به حداقل برسد؟ آیا وقت آن نرسیده که مدیران برق استان بهجای مدیریت مقطعی، با نگاهی علمی و آیندهنگر به موضوع بنگرند و اجازه ندهند خاموشیها به نمادی از بیاعتمادی عمومی تبدیل شود؟
مردم کهگیلویه و بویراحمد بارها ثابت کردهاند که در مسیر برنامههای ملی و استانی همراهی میکنند. اما انتظار طبیعی آنان این است که مدیران استانی نیز بادقت، شفافیت و برنامهریزی علمی عمل کنند. بحران انرژی در کشور تنها با فناوری و زیرساخت حل نمیشود؛ بلکه به مدیریتی هوشمند نیاز دارد که بتواند هزینههای اجتماعی را کاهش دهد و اعتماد عمومی را تقویت کند.
به گزارش کبنا نیوز، ناترازی برق بهعنوان یکی از چالشهای اصلی جامعه ایران در سالهای اخیر، نهتنها یک مسئله فنی بلکه یک بحران اجتماعی - اقتصادی است که زندگی روزمره مردم را تحتتأثیر قرار میدهد. در استان کهگیلویه و بویراحمد، بهویژه شهر یاسوج، این مشکل با قطع برقهای طولانی و گاهی بدون اطلاع قبلی تشدید شده است. بر اساس گزارشهای اخیر، مردم شهر یاسوج مرکز استان کهگیلویه و بویراحمد با برنامههای زمانبندیشده قطع برق همکاری کردهاند و این مشارکت را میتوان نشانهای از وطندوستی و تعهد اجتماعی دانست. اما وقایعی مانند قطع برق ۵ ساعته از ساعت ۱ بامداد تا ۵ صبح در شب گذشته (جمعه ۷ شهریور ۱۴۰۴)، سؤالاتی جدی در مورد کارایی مدیریت ایجاد کرده است.
در روزهای گذشته، برق بخشهای مختلف شهر یاسوج از ساعت یک بامداد تا پنج صبح قطع شد. این قطعی ناگهانی و طولانی، در کنار دو ساعت خاموشی برنامهریزیشده روزانه، مجموعاً هفت ساعت خاموشی را به مردم تحمیل کرد. چنین شرایطی نهتنها زندگی روزمره شهروندان را مختل کرده، بلکه پیامدهای اقتصادی و اجتماعی آشکاری نیز به همراه داشته است. کسبه از خرابی مواد غذایی یخچالی سخن میگویند، داروخانهها نگران ازبینرفتن داروهای حساس به دما هستند و خانوادههایی در طبقات بالای ساختمانها حتی دسترسی به آب هم ندارند.
سرمایه اجتماعی بهعنوان شبکههای اعتماد و همکاری میان افراد و نهادها جامعه را قویتر میسازد. در ایران، بهویژه در استانهایی مانند کهگیلویه و بویراحمد، مردم باتحمل خاموشیهای برنامهریزیشده، مشخص کردهاند که سطح بالایی از سرمایه اجتماعی هستند. این همکاری نهتنها به جبران ناترازی برق کمک کرده، بلکه نمادی از همبستگی ملی است. بااینحال، قطع برقهای غیرمنتظره و طولانی مانند آنچه در یاسوج رخ داد، میتواند این سرمایه را فرسایش دهد و احتمال وجود دارد که اعتماد عمومی دچار خدشه شود؛ زیرا این قطعها بیشتر بر اقشار متوسط و پایین جامعه تأثیر میگذارد که وابستگی بیشتری به کسبوکارهای کوچک دارند، و میتواند شکاف طبقاتی را عمیقتر کند. برای مثال، خسارت به مزارع پرورش ماهی در استان یا صنف مرغفروشی به دلیل قطع برق، به منزله تأثیرات زنجیرهای بر اقتصاد این واحدهای تولیدی و بازارهای استان است.
شرکت توزیع نیروی برق استان اعلام کرده که قطع ۵ ساعته برای شاخهزنی درختان و بهسازی شبکه بهمنظور احتمال وزش شدید باد و بارندگی انجام شده، درحالیکه همزمان خاموشی ۲ ساعته برای ناترازی برق وجود دارد. مجموعاً ۷ ساعت قطع برق در یک روز، بدون اطلاع قبلی، نشاندهنده ضعف در برنامهریزی استراتژیک است. چرا این فعالیتها (شاخهزنی و خاموشی برنامهریزیشده) همزمان نشدهاند تا زمان قطع کاهش یابد؟ در بحرانهایی مانند ناترازی برق، اطلاعرسانی شفاف و پیشبینیپذیر کلیدی است.
بااینوجود به نظر میرسد که این مشکل نهتنها فنی، بلکه ناشی از عدم هماهنگی و اولویتبندی نادرست است. مدیران شرکت برق میتوانستند با ادغام برنامهها، زمان قطع را به حداقل برسانند و با اطلاعرسانی از طریق رسانهها یا اپلیکیشنهای محلی، مردم را آماده کنند. پیشنهاد میشود: ۱) ایجاد یک سیستم برنامهریزی یکپارچه که فعالیتهای نگهداری را با خاموشیهای اجباری همراستا کند؛ ۲) تقویت سرمایه اجتماعی از طریق جلسات مشورتی با کسبه و شهروندان؛ ۳) سرمایهگذاری در فناوریهای نوین مانند شبکههای هوشمند برق برای کاهش ناترازی.
مردم کهگیلویه و بویراحمد تا کی باید ضعفهای مدیریتی را تحمل کنند؟
وقتی شهروندان بدون اطلاع قبلی با قطعی پنجساعته برق مواجه میشوند، بهوضوح نشانهای از ضعف در این اصول مدیریتی است. آیا نمیشد عملیات شاخهزنی درختان برای بهسازی شبکه برق را با همان دو ساعت خاموشی برنامهدار تلفیق کرد تا مجموع خاموشیها به حداقل برسد؟ آیا وقت آن نرسیده که مدیران برق استان بهجای مدیریت مقطعی، با نگاهی علمی و آیندهنگر به موضوع بنگرند و اجازه ندهند خاموشیها به نمادی از بیاعتمادی عمومی تبدیل شود؟
مردم کهگیلویه و بویراحمد بارها ثابت کردهاند که در مسیر برنامههای ملی و استانی همراهی میکنند. اما انتظار طبیعی آنان این است که مدیران استانی نیز بادقت، شفافیت و برنامهریزی علمی عمل کنند. بحران انرژی در کشور تنها با فناوری و زیرساخت حل نمیشود؛ بلکه به مدیریتی هوشمند نیاز دارد که بتواند هزینههای اجتماعی را کاهش دهد و اعتماد عمومی را تقویت کند.