تاریخ انتشار
يکشنبه ۹ شهريور ۱۴۰۴ ساعت ۱۸:۵۳
کد مطلب : ۵۰۳۵۱۹
کبنا بررسی کرد
بررسی ۲۰ سال مدیریت ارشد در کهگیلویه و بویراحمد؛ با استانداران بومی و غیربومی
۰
کبنا ؛ از ۱۳۸۴ یعنی موعد معرفی اولین استاندار بومی در کهگیلویه بویراحمد تا امروز یعنی شهریور ۱۴۰۴ طی ۲۰ سال، ۹ استاندار در کهگیلویه و بویراحمد معرفی و منصوب شدهاند.
دو سال و یک ماه و اندی روز میانگین عمر استانداران استان بوده است. نرخ بسیار پایینی که در الگوهای موفق توسعه نشانهای چنین بیثباتی محلی از اعراب ندارد و آن را نشانهی تزلزل و بیثباتی مدیریتی میدانند. بیثباتی عملاً امکان اجرا و پیش برد هیچ طرح و برنامهای را نمیدهد.
البته طرح و برنامه نه شبیه بسیاری از این استانداران که تنها آمدهاند، چند صباحی ماندهاند و بعد رفتهاند.
سید موسی خادمی با تنها چند روز فاصله تا چهارسالگی مدیریت در این جمع ۹ نفره که البته هنوز تکلیف نهایی یدالله رحمانی در آن روشن نیست بیشترین عمر مدیریتی را داشته است.
در دولت محمود احمدینژاد بود که جسارت انجام برخی تصمیمات و کارهای تا قبل از خود ممنوعه شکسته شد و برای اولینبار یک استاندار بومی در کهگیلویه و بویراحمد معرفی شد.
این مهم به سید مسعود حسینی نماینده دوره چهارم بویراحمد در مجلس شورای اسلامی و دارای سابقه معاونت در صداوسیما و از نیروهای قدیمی و جریانی جریان اصولگرا رسید. گذشته حسینی و عملکردش در همین دوره هیچ نشانهای از مدیریت و عملگرایی با خود به همراه نداشت. اما او در یک کار تبحر و عجله داشت که البته همان نیز سیاست دولت متبوعش بود و آن هم یکدستسازی مدیریتی در کهگیلویه و بویراحمد بود.
وجود برخی اختلافات در میان خود اصولگرایان از جمله میان هدایت خواه و دهرابپور تیغ حذف را حتی برندهتر از اصلاحطلبان به میان خود اصولگرایان آورده بود و مجال عرضاندام برای این گروه از اصولگرایان در دوره حسینی نیز وجود نداشت.
احمدینژاد، دهرابپور را میشناخت. دهرابپور در دور اول انتخابات ۸۴ که گفته میشود حسینی و هدایت خواه از لاریجانی حمایت کرده بودند رئیس ستاد احمدینژاد بود و حتی این انتظار میرفت که اگر بنا بر معرفی استاندار بومی است قرعه به نام دهرابپور خواهد افتاد؛ ولی نفوذ نماینده وقت بویراحمد و احتمالاً شناخت و نزدیکی که پورمحمدی وزیر اول کشور دولت نهم با مسعود حسینی داشت نهتنها گردونه را به نفع حسینی چرخاند که خیلی زود دهرابپور از صحنه تصمیمگیری حذف شد تا او در قامت یک اپوزیسیون قدرتمند علیه حسینی دستبهکار شود و در نهایت خیلی زود سردار نجار وزیر دوم دولت احمدینژاد جهت تودیع حسینی و معرفی یک استاندار اهل چهارمحالوبختیاری روانه یاسوج شود و کلید استانداری به قوام نوذری داده شد.
نوذری از ابتدا بر فاصلهگذاری میان خود و هدایت خواه جدی و بیتعارف بود. مردی بلندقامت که بعدها توانست شمایل یک استاندار مستقل و توانمند را از خود به یادگار بگذارد.
تنش و اختلاف میان او و هدایتخواهی ها به اوج خود رسیده بود و نوذری روزبهروز به دهرابپور نزدیکتر میشد. اتفاقات مربوط به رئیسدفتر احمدینژاد یعنی اسفندیار رحیم مشایی منجر به ایجاد یکچشم اسفندیار برای دولت شده بود و نوذری هم از جمله استاندارانی بود که نامه حمایت از مشایی را امضا کرده بود هر چند برخیها بعدها گفتند او خود گفته بود امضایم جعل شده بود.
هم این اتفاقات، همفشارها سبب شد نوذری از کهگیلویه و بویراحمد برود. جانشین نوذری یک اردبیلی بود. اکبر نیکزاد برادر علی نیکزاد وزیر وقت راه و شهرسازی دولت احمدینژاد به کهگیلویه و بویراحمد آمد.
نیکزاد تلاش داشت بیشتر فردی عملگرا و عمرانی نشان دهد تا سیاسی. ولی گریز از سیاست در کهگیلویه و بویراحمد ممکن نبود. نیکزاد نزدیکی بیشتری با طیف هدایت خواه داشت. باتوجهبه نزدیکشدن انتخابات نهم مجلس فشارها بر او زیاد شده بود. نیکزاد اما بهخوبی انتخابات نهم را برگزار کرد. خروجی انتخابات چهرههای جدید و میانه بود. تاجگردون و زارعی و بزرگواری از سه حوزه انتخابیه استان به مجلس رفتند.
برتری اصولگرایان ناهمسو با احمدینژاد به رهبری علی لاریجانی در مجلس سبب شکلگیری قطبیت شدیدی در کشور شده بود. استانداران از هر گونه همکاری با نمایندگان این طیف منع شده بودند و نیکزاد هم هیچ وقعی به زارعی و تاجگردون نمیگذاشت. نیکزاد کمی بعدتر به اردبیل رفت و یک استاندار دیگر این بار شبیه مسعود حسینی و حتی از او جریانیتر و مکتبیتر جانشین نیکزاد شد.
حسین صابری و معاون سیاسیاش ترکیب غریب و غیر قابل نفوذی بودند که هیچ شباهتی به نوذری و نیکزاد نداشتند.
عمر آنها با انتخابات ریاستجمهوری یازدهم به پایان رسید و در عصر یکی از آخرین روزهای تابستان ۱۳۹۲ با حضور رحمانی فضلی وزیر کشور دولت روحانی با صابری خداحافظی و دومین استاندار بومی معرفی شد.
سید موسی خادمی یک تکنوکرات جوان و کمتر شناخته شده بود که با لابی برخی سیاسیون و حمایت نمایندگان کلید ساختمان استانداری در میدان استانداری سابق را تحویل گرفت.
بهرغم فشارها و برخی انتقادات به عملکرد قومی وی، عملکرد خادمی در مجموع رضایتبخشتر از بومی پیشینی خود بود و زمانی که در ۱۳۹۶ حکمش برای یک استانداری دیگر صادر شد بسیاری از مخالفین دیروزش خواستار ماندن وی شدند.
سید موسی خادمی مدتزمان طولانی در منصب استانداری استان ماند. وی فردی منعطف و دارای شناخت و فهم مدیریتی بود که توانست طی همان مدت شبکهی قدرتمندی از نزدیکانش را تشکیل دهد و در نقطه مقابل نیز مخالفینی جدی پیدا کند.
جانشین خادمی از ایلام آمد همانطور که جانشین جانشینش نیز ایلامی بود.
جانشین خادمی مدیری خشک و جدی و چهارچوب دار بود که شورای اداری استان را به کلاس آموزشی رعایت برخی قواعد و مقررات ابتدایی تبدیل کرده بود. علی احمدی سعی داشت در نقطه مقابل خادمی بایستد. اصرار او بر همین موضوع سبب اشتباهات و انتصابات پر ایرادی گردید. هم انتصاب کاظم نظری بهجای فتاح محمدی و هم جعفر گوهرگانی بهجای مجید محنایی از جمله اشتباهات پر هزینه وی بودند.
احمدی از روز اول انگار آمده بود که زیاد نماند و زیاد نماند و خیلی زود به بهانه ثبتنام در انتخابات مجلس دهلران و آبدانان این استاد اقتصاد دانشگاه تربیتمدرس از کهگیلویه و بویراحمد رفت. حسین کلانتری یک ایلامی دیگر بود که از حوزه امنیتی و انتظامی وزارت کشور به کهگیلویه و بویراحمد آمد. مردی آرام و سنگین که یک معاون امنیتی قدرتمند را معرفی کرد و همو نیز مدیریت کلان استان را بهخوبی پیش میبرد.
انتخابات یازدهم مجلس همزمان با دوره کلانتری و احد جمالی برگزار شد و خروجی آن تاجگردون، روشنفکر و موحد بودند.
تاجگردون با کارشکنی از درون استان که حتی گفته میشود بخشی از این کارشکنیها توسط احد جمالی مدیریت میشد اعتبارنامهاش در مجلس رد شد.
موحد و روشنفکر تعامل شدیدی با تیم مدیریتی استان برقرار کردند. شور این تعامل چنان بالا رفته بود که آن دو در مراسم تودیع کلانتری در حضور وحیدی وزیر کشور دولت مرحوم رئیسی
تمامقد به تعریف و تمجید از کلانتری پرداختند؛ ولی این تعریفها کمکی به آینده مدیریتی کلانتری نکرد. جانشین کلانتری یک استاندار بومی دیگر بود. احمدزاده گزینهای که اوایل به ذهن هیچکس خطور نمیکرد بر مسند استانداری نشست. او به جهت حضور در برخی مناصب میانی قوه قضائیه به این مهم انتخاب شد تا یکی از نامنطبقترین افراد با جایگاه مهم استانداری در تاریخ استان باشد.
دوره احمدزاده بهرغم کنترل و انقیاد کامل رسانهها و برخی رفتارهای عمیقاً پوپولیستی او و اطرافیانش اگر ضعیفترین دورهی تاریخ ضعیف اجرایی و اداری کهگیلویه و بویراحمد نباشد یکی از ضعیفترین دورههاست و حکم عزل او و معاون سیاسیاش که در ابتدا با انواع لطایفالحیل به تأیید رسیده بود با لطایفالحیلهای دیگر بر روی زمین ماند تا حادثه سقوط بالگرد رئیسجمهور شهید اتفاق افتاد و با تغییر دولت عملاً جایی برای تیم احمدزاده و جواد هاشمی نباشد. آنها رفتند؛ ولی هنوز برخی از میراث عملکردی آنها از جمله استخدامهای بیضابطه بر گرده استان و مدیریت آن سنگینی میکند.
مراسم تودیع احمدزاده با اعتراضات شدید برخی از مخالفین وی همراه بود. آن سطح از هوکردن احمدزاده در هیچ مراسم مشابه قبلی مسبوق به سابقه نبود.
در فرایند انتخاب استاندار دولت چهاردهم در استان تا آخرین دقایق احتمال استانداری فتاح محمدی میرفت؛ اما تأکید برخی نمایندگان بر ضعف و ناکارآمدی محمدی و محصور بودن توانمندی وی بر تریبون و سخنان تکراری و فقدان هر نوع توانمندی فنی و اجرایی سبب شد در آخرین لحظه یک استاندار غیربومی برای کهگیلویه و بویراحمد معرفی شود. یدالله رحمانی اما آنقدرها هم غیربومی نبود.
او همنسبتهایی نسبی و سببی در درون استان داشت و همسالها پیش در کهگیلویه و بویراحمد سوابق مدیریتی داشت. نمایندگان تمامقد از معرفی وی دفاع کردند. بهزودی عمر مدیریتی رحمانی به یک سال میرسد. سالی سخت برای کشور که کهگیلویه و بویراحمد نیز متأثر از آن، شرایط سختی را گذراند.
انتصابات از حوزههای پر انتقاد به رحمانی بوده است و باوجود شعار وفاق ولی برای انتصابات و یا ابقا برخی مدیران انتقادات جدی به رحمانی وارد کردهاند. ابقای یکی از معاونان استاندار و تعداد زیادی از مدیران کل که عکس آنها در ستادهای انتخاباتی قالیباف و جلیلی هنوز در آرشیو رسانهها است در نوع خود قابلتأمل و بررسی است.
دست رحمانی هم برای انتخاب مدیران بسته است سیستم بروکراسی کشور و استان به ته رسیده است. بهرغم مدتها تلاش برای معرفی یک معاون سیاسی، رحمانی ره به جایی نبرد و مجبور شد فتاح محمدی را مجدد به این معاونت منصوب کند. فتاح در دوره موسی خادمی هم معاون سیاسی توانمند و قابلقبولی جلوه نمیکرد و به نظر تنها برجستگی وی سخنرانی در مراسمات تودیع و معارفه است. او در بازگشت بهمراتب قابلانتقادتر ظاهر شده است. احد جمالی تراز معاونت سیاسی در استان را بالا برد.
از همان سال ۱۳۸۴ تاکنون نادر منتظریان، سیفالله مطلبی، مرتضی رهنما، غلامعلی رضوانی، فتاح محمدی، کاظم نظری، احد جمالی، سید جواد هاشمی و یکبار دیگر فتاح محمدی در جایگاه معاونت سیاسی منصوب شدهاند.
از شکستن قبح استفاده از استاندار بومی تا وجود نیروی انسانی زیاد در حد استاندار حتی در سایر استانها بهگونهای که در حال حاضر استاندار کرمانشاه یک کهگیلویه و بویراحمدی است و در دولت روحانی نیز علی افشانی، محمدناصر نیکبخت و موسی خادمی از مدیران هم استانی در سایر استانها به مقام استانداری رسیدند ۲۰ سال زمان لازم بود تا امروز مسئله کهگیلویه و بویراحمد دیگر بومی یا غیربومی بودن استاندار نباشد؛ بلکه مطالبه استاندار توانمند و کارآمد باشد.
دو سال و یک ماه و اندی روز میانگین عمر استانداران استان بوده است. نرخ بسیار پایینی که در الگوهای موفق توسعه نشانهای چنین بیثباتی محلی از اعراب ندارد و آن را نشانهی تزلزل و بیثباتی مدیریتی میدانند. بیثباتی عملاً امکان اجرا و پیش برد هیچ طرح و برنامهای را نمیدهد.
البته طرح و برنامه نه شبیه بسیاری از این استانداران که تنها آمدهاند، چند صباحی ماندهاند و بعد رفتهاند.
سید موسی خادمی با تنها چند روز فاصله تا چهارسالگی مدیریت در این جمع ۹ نفره که البته هنوز تکلیف نهایی یدالله رحمانی در آن روشن نیست بیشترین عمر مدیریتی را داشته است.
در دولت محمود احمدینژاد بود که جسارت انجام برخی تصمیمات و کارهای تا قبل از خود ممنوعه شکسته شد و برای اولینبار یک استاندار بومی در کهگیلویه و بویراحمد معرفی شد.
این مهم به سید مسعود حسینی نماینده دوره چهارم بویراحمد در مجلس شورای اسلامی و دارای سابقه معاونت در صداوسیما و از نیروهای قدیمی و جریانی جریان اصولگرا رسید. گذشته حسینی و عملکردش در همین دوره هیچ نشانهای از مدیریت و عملگرایی با خود به همراه نداشت. اما او در یک کار تبحر و عجله داشت که البته همان نیز سیاست دولت متبوعش بود و آن هم یکدستسازی مدیریتی در کهگیلویه و بویراحمد بود.
وجود برخی اختلافات در میان خود اصولگرایان از جمله میان هدایت خواه و دهرابپور تیغ حذف را حتی برندهتر از اصلاحطلبان به میان خود اصولگرایان آورده بود و مجال عرضاندام برای این گروه از اصولگرایان در دوره حسینی نیز وجود نداشت.
احمدینژاد، دهرابپور را میشناخت. دهرابپور در دور اول انتخابات ۸۴ که گفته میشود حسینی و هدایت خواه از لاریجانی حمایت کرده بودند رئیس ستاد احمدینژاد بود و حتی این انتظار میرفت که اگر بنا بر معرفی استاندار بومی است قرعه به نام دهرابپور خواهد افتاد؛ ولی نفوذ نماینده وقت بویراحمد و احتمالاً شناخت و نزدیکی که پورمحمدی وزیر اول کشور دولت نهم با مسعود حسینی داشت نهتنها گردونه را به نفع حسینی چرخاند که خیلی زود دهرابپور از صحنه تصمیمگیری حذف شد تا او در قامت یک اپوزیسیون قدرتمند علیه حسینی دستبهکار شود و در نهایت خیلی زود سردار نجار وزیر دوم دولت احمدینژاد جهت تودیع حسینی و معرفی یک استاندار اهل چهارمحالوبختیاری روانه یاسوج شود و کلید استانداری به قوام نوذری داده شد.
نوذری از ابتدا بر فاصلهگذاری میان خود و هدایت خواه جدی و بیتعارف بود. مردی بلندقامت که بعدها توانست شمایل یک استاندار مستقل و توانمند را از خود به یادگار بگذارد.
تنش و اختلاف میان او و هدایتخواهی ها به اوج خود رسیده بود و نوذری روزبهروز به دهرابپور نزدیکتر میشد. اتفاقات مربوط به رئیسدفتر احمدینژاد یعنی اسفندیار رحیم مشایی منجر به ایجاد یکچشم اسفندیار برای دولت شده بود و نوذری هم از جمله استاندارانی بود که نامه حمایت از مشایی را امضا کرده بود هر چند برخیها بعدها گفتند او خود گفته بود امضایم جعل شده بود.
هم این اتفاقات، همفشارها سبب شد نوذری از کهگیلویه و بویراحمد برود. جانشین نوذری یک اردبیلی بود. اکبر نیکزاد برادر علی نیکزاد وزیر وقت راه و شهرسازی دولت احمدینژاد به کهگیلویه و بویراحمد آمد.
نیکزاد تلاش داشت بیشتر فردی عملگرا و عمرانی نشان دهد تا سیاسی. ولی گریز از سیاست در کهگیلویه و بویراحمد ممکن نبود. نیکزاد نزدیکی بیشتری با طیف هدایت خواه داشت. باتوجهبه نزدیکشدن انتخابات نهم مجلس فشارها بر او زیاد شده بود. نیکزاد اما بهخوبی انتخابات نهم را برگزار کرد. خروجی انتخابات چهرههای جدید و میانه بود. تاجگردون و زارعی و بزرگواری از سه حوزه انتخابیه استان به مجلس رفتند.
برتری اصولگرایان ناهمسو با احمدینژاد به رهبری علی لاریجانی در مجلس سبب شکلگیری قطبیت شدیدی در کشور شده بود. استانداران از هر گونه همکاری با نمایندگان این طیف منع شده بودند و نیکزاد هم هیچ وقعی به زارعی و تاجگردون نمیگذاشت. نیکزاد کمی بعدتر به اردبیل رفت و یک استاندار دیگر این بار شبیه مسعود حسینی و حتی از او جریانیتر و مکتبیتر جانشین نیکزاد شد.
حسین صابری و معاون سیاسیاش ترکیب غریب و غیر قابل نفوذی بودند که هیچ شباهتی به نوذری و نیکزاد نداشتند.
عمر آنها با انتخابات ریاستجمهوری یازدهم به پایان رسید و در عصر یکی از آخرین روزهای تابستان ۱۳۹۲ با حضور رحمانی فضلی وزیر کشور دولت روحانی با صابری خداحافظی و دومین استاندار بومی معرفی شد.
سید موسی خادمی یک تکنوکرات جوان و کمتر شناخته شده بود که با لابی برخی سیاسیون و حمایت نمایندگان کلید ساختمان استانداری در میدان استانداری سابق را تحویل گرفت.
بهرغم فشارها و برخی انتقادات به عملکرد قومی وی، عملکرد خادمی در مجموع رضایتبخشتر از بومی پیشینی خود بود و زمانی که در ۱۳۹۶ حکمش برای یک استانداری دیگر صادر شد بسیاری از مخالفین دیروزش خواستار ماندن وی شدند.
سید موسی خادمی مدتزمان طولانی در منصب استانداری استان ماند. وی فردی منعطف و دارای شناخت و فهم مدیریتی بود که توانست طی همان مدت شبکهی قدرتمندی از نزدیکانش را تشکیل دهد و در نقطه مقابل نیز مخالفینی جدی پیدا کند.
جانشین خادمی از ایلام آمد همانطور که جانشین جانشینش نیز ایلامی بود.
جانشین خادمی مدیری خشک و جدی و چهارچوب دار بود که شورای اداری استان را به کلاس آموزشی رعایت برخی قواعد و مقررات ابتدایی تبدیل کرده بود. علی احمدی سعی داشت در نقطه مقابل خادمی بایستد. اصرار او بر همین موضوع سبب اشتباهات و انتصابات پر ایرادی گردید. هم انتصاب کاظم نظری بهجای فتاح محمدی و هم جعفر گوهرگانی بهجای مجید محنایی از جمله اشتباهات پر هزینه وی بودند.
احمدی از روز اول انگار آمده بود که زیاد نماند و زیاد نماند و خیلی زود به بهانه ثبتنام در انتخابات مجلس دهلران و آبدانان این استاد اقتصاد دانشگاه تربیتمدرس از کهگیلویه و بویراحمد رفت. حسین کلانتری یک ایلامی دیگر بود که از حوزه امنیتی و انتظامی وزارت کشور به کهگیلویه و بویراحمد آمد. مردی آرام و سنگین که یک معاون امنیتی قدرتمند را معرفی کرد و همو نیز مدیریت کلان استان را بهخوبی پیش میبرد.
انتخابات یازدهم مجلس همزمان با دوره کلانتری و احد جمالی برگزار شد و خروجی آن تاجگردون، روشنفکر و موحد بودند.
تاجگردون با کارشکنی از درون استان که حتی گفته میشود بخشی از این کارشکنیها توسط احد جمالی مدیریت میشد اعتبارنامهاش در مجلس رد شد.
موحد و روشنفکر تعامل شدیدی با تیم مدیریتی استان برقرار کردند. شور این تعامل چنان بالا رفته بود که آن دو در مراسم تودیع کلانتری در حضور وحیدی وزیر کشور دولت مرحوم رئیسی
تمامقد به تعریف و تمجید از کلانتری پرداختند؛ ولی این تعریفها کمکی به آینده مدیریتی کلانتری نکرد. جانشین کلانتری یک استاندار بومی دیگر بود. احمدزاده گزینهای که اوایل به ذهن هیچکس خطور نمیکرد بر مسند استانداری نشست. او به جهت حضور در برخی مناصب میانی قوه قضائیه به این مهم انتخاب شد تا یکی از نامنطبقترین افراد با جایگاه مهم استانداری در تاریخ استان باشد.
دوره احمدزاده بهرغم کنترل و انقیاد کامل رسانهها و برخی رفتارهای عمیقاً پوپولیستی او و اطرافیانش اگر ضعیفترین دورهی تاریخ ضعیف اجرایی و اداری کهگیلویه و بویراحمد نباشد یکی از ضعیفترین دورههاست و حکم عزل او و معاون سیاسیاش که در ابتدا با انواع لطایفالحیل به تأیید رسیده بود با لطایفالحیلهای دیگر بر روی زمین ماند تا حادثه سقوط بالگرد رئیسجمهور شهید اتفاق افتاد و با تغییر دولت عملاً جایی برای تیم احمدزاده و جواد هاشمی نباشد. آنها رفتند؛ ولی هنوز برخی از میراث عملکردی آنها از جمله استخدامهای بیضابطه بر گرده استان و مدیریت آن سنگینی میکند.
مراسم تودیع احمدزاده با اعتراضات شدید برخی از مخالفین وی همراه بود. آن سطح از هوکردن احمدزاده در هیچ مراسم مشابه قبلی مسبوق به سابقه نبود.
در فرایند انتخاب استاندار دولت چهاردهم در استان تا آخرین دقایق احتمال استانداری فتاح محمدی میرفت؛ اما تأکید برخی نمایندگان بر ضعف و ناکارآمدی محمدی و محصور بودن توانمندی وی بر تریبون و سخنان تکراری و فقدان هر نوع توانمندی فنی و اجرایی سبب شد در آخرین لحظه یک استاندار غیربومی برای کهگیلویه و بویراحمد معرفی شود. یدالله رحمانی اما آنقدرها هم غیربومی نبود.
او همنسبتهایی نسبی و سببی در درون استان داشت و همسالها پیش در کهگیلویه و بویراحمد سوابق مدیریتی داشت. نمایندگان تمامقد از معرفی وی دفاع کردند. بهزودی عمر مدیریتی رحمانی به یک سال میرسد. سالی سخت برای کشور که کهگیلویه و بویراحمد نیز متأثر از آن، شرایط سختی را گذراند.
انتصابات از حوزههای پر انتقاد به رحمانی بوده است و باوجود شعار وفاق ولی برای انتصابات و یا ابقا برخی مدیران انتقادات جدی به رحمانی وارد کردهاند. ابقای یکی از معاونان استاندار و تعداد زیادی از مدیران کل که عکس آنها در ستادهای انتخاباتی قالیباف و جلیلی هنوز در آرشیو رسانهها است در نوع خود قابلتأمل و بررسی است.
دست رحمانی هم برای انتخاب مدیران بسته است سیستم بروکراسی کشور و استان به ته رسیده است. بهرغم مدتها تلاش برای معرفی یک معاون سیاسی، رحمانی ره به جایی نبرد و مجبور شد فتاح محمدی را مجدد به این معاونت منصوب کند. فتاح در دوره موسی خادمی هم معاون سیاسی توانمند و قابلقبولی جلوه نمیکرد و به نظر تنها برجستگی وی سخنرانی در مراسمات تودیع و معارفه است. او در بازگشت بهمراتب قابلانتقادتر ظاهر شده است. احد جمالی تراز معاونت سیاسی در استان را بالا برد.
از همان سال ۱۳۸۴ تاکنون نادر منتظریان، سیفالله مطلبی، مرتضی رهنما، غلامعلی رضوانی، فتاح محمدی، کاظم نظری، احد جمالی، سید جواد هاشمی و یکبار دیگر فتاح محمدی در جایگاه معاونت سیاسی منصوب شدهاند.
از شکستن قبح استفاده از استاندار بومی تا وجود نیروی انسانی زیاد در حد استاندار حتی در سایر استانها بهگونهای که در حال حاضر استاندار کرمانشاه یک کهگیلویه و بویراحمدی است و در دولت روحانی نیز علی افشانی، محمدناصر نیکبخت و موسی خادمی از مدیران هم استانی در سایر استانها به مقام استانداری رسیدند ۲۰ سال زمان لازم بود تا امروز مسئله کهگیلویه و بویراحمد دیگر بومی یا غیربومی بودن استاندار نباشد؛ بلکه مطالبه استاندار توانمند و کارآمد باشد.