تاریخ انتشار
پنجشنبه ۲۵ آبان ۱۴۰۲ ساعت ۲۱:۳۱
کد مطلب : ۴۶۹۳۵۸
جاناتان کوک، نویسنده و روزنامه نگار بریتانیایی:

فریب نخورید، دست بایدن و نتانیاهو در یک کاسه است/ «راه حل دو کشوری»؛ شوخی می کنید آقای بایدن؟/ کودکان فلسطینی از شما نخواهند گذشت

۰
فریب نخورید، دست بایدن و نتانیاهو در یک کاسه است/ «راه حل دو کشوری»؛ شوخی می کنید آقای بایدن؟/ کودکان فلسطینی از شما نخواهند گذشت
کبنا ؛جاناتان کوک، نویسنده و روزنامه نگار مستقل بریتانیایی برنده جایزه ویژه روزنامه نگاری مارتا گلهورن. نویسنده سه کتاب در مورد منازعات اسرائیل و فلسطین: «خون و دین: پس زدن نقاب دولت یهود» (٢٠٠٦) ؛ «اسرائیل و برخورد تمدنها: عراق ، ایران و طرح بازسازی خاورمیانه» (٢٠٠٨) و «ناپدید شدن فلسطین: آزمایشات اسرائیل در ناامیدی بشر»(٢٠٠٨). است. او در نوشتاری تفصیلی برای «میدل ایست آی» ، سیاست دولت جو بایدن، رئیس جمهور ایالات متحده در قبال جنگ غزه را تشریح کرده و می نویسد: «گول نخورید؛ بایدن به طور کامل برای پاکسازی قومی غزه موافقت کرده است.»
کاخ سفید با یک معضل مواجه است. ایالات متحده این قدرت را دارد که در هر زمانی که بخواهد جلوی مرگ و ویرانی غزه را بگیرد. اما این گزینه را انتخاب نمی کند.  ایالات متحده مصمم است تا از متحد خود  حمایت کند و به اسرائیل مجوز ویران کردن باریکه غزه را بدهد، حالا هزینه این ویرانی هرچه که می خواهد باشد.
اما صحنه های منتشر شده از غزه  - تمام چیزی است که واشنگتن را نگران می کند - فاجعه بار است. تصاویر تلویزیونی صدها هزار فلسطینی را نشان می دهد که از خانه های ویران شده خود فرار می کنند. چنین صحنه هایی در این مقیاس از زمان عملیات پاکسازی قومی اولیه اسرائیل در سال های 1948 و 1967 دیده نشده است.
حتی رسانه های غربی نیز در تلاش هستند تا کوه واقعی اجساد له شده و خون آلود غزه را پنهان کنند. تعداد کشته شدگان شناسایی شده اکنون از 11000 نفر فراتر رفته و هزاران نفر دیگر زیر آوار مدفون شده اند. کسانی که زنده می مانند با یک سیاست نسل کشی روبرو می شوند که آنها را از غذا، آب و برق محروم کرده و به آنها گرسنگی می دهد.
در آخر هفته، جنگ اعلام شده اسرائیل علیه حماس به جنگی آشکار علیه بیمارستان‌های غزه تبدیل شد. براساس گزارش ها بیمارستان الشفا در شهر غزه بارها بمباران شده و برق آن قطع شده است و صحنه های وحشتناکی از مرگ نوزادان نارس پس از توقف دستگاه های مراقبت ویژه منتشر شده است. آنها که تلاش کردند به دستور اسرائیل بیمارستان را ترک کنند، هدف حمله اسرائیل قرار گرفتند. صحنه های مشابهی در بیمارستان الرنتیسی رخ داد.
افکار عمومی در غرب هر روز عصبانی تر و خشمگین تر از دیروز می شود. تعداد زیادی در راهپیمایی های اعتراض به رفتار اسرائیل حضور پیدا کرده اند که از زمان تظاهرات گسترده علیه جنگ عراق در 20 سال پیش دیده نشده است.
متحدان غربی اسرائیل برای پنهان کردن واقعیت و توجیه همدستی خود در جنایات غیرقابل انکار اسرائیل علیه بشریت با گزینه های اندکی رو به رو هستند. امانوئل ماکرون، رئیس‌جمهور فرانسه تا حدودی از موضع گیری های قبلی فاصله گرفت و البته پیام صریح او توسط «بی بی سی» سانسور شد: «ماکرون از اسرائیل می‌خواهد که کشتار زنان و نوزادان غزه را متوقف کند.
متحدان ایالات متحده در خاورمیانه در گفت و گوهای پنهان و پشت پرده  از ایالات متحده می خواهند که از اهرم فشار خود برای مهار اسرائیل استفاده کند. در همین حال، واشنگتن به این حقیقت آگاه است که  مخالفان منطقه‌ای اسرائیل با چه سرعتی می‌توانند به داخل جنگ کشیده شوند و به طور خطرناکی درگیری را گسترش داده و تشدید کنند.
پاسخ فوری بایدن برای کاهش انتقادات، از جمله نامه انتقادی 500 کارمند دولت امریکا به او در  اعتراض به حمایت آشکار کاخ سفید از اسرائیل، سطحی و تلاشی برای از سر باز کردن ماجرا بود. پاسخ او شامل درخواست از اسرائیل برای
رئیس جمهور  اندکی قبل از گزارش حمله نیروهای اسرائیلی به «الشفاء»، و شایعاتی مبنی بر پیوستن «تونی بلر»، نخست وزیر سابق بریتانیا که به حمله آمریکا به عراق در سال 2003 پیوسته و به نقض قوانین بین المللی در این جنگ متهم شد، به عنوان «هماهنگ کننده بشردوستانه» غرب در غزه تنها از اسرائیل خواست که دقت بیشتری در عدم حمله به غیرنظامیان و مکان هایی چون بیمارستان ها بکند.
آنچه که دولت بایدن واقعاً به آن نیاز دارد، یک داستان برای توجیه این واقعیت است که به تأمین تسلیحات و بودجه مورد نیاز اسرائیل برای انجام جنایات خود در روز روشن ادامه می دهد. آنتونی بلینکن، وزیر امور خارجه ایالات متحده، هفته گذشته در اجلاس G7 ماموریت خود را آغاز کرد. هدف این است که تمرکز را از سیاست‌های نسل‌کشی اسرائیل در غزه و حمایت واشنگتن از آن‌ها به بحثی صرفاً نظری در مورد آنچه ممکن است پس از پایان جنگ روی دهد، تغییر دهیم. بلینکن با تشریح دیدگاه خود پس از جنگ برای غزه گفت: «واضح است که اسرائیل نمی تواند غزه را اشغال کند. اکنون، واقعیت این است که ممکن است در پایان جنگ نیاز به دوره‌ای انتقالی وجود داشته باشد... ما شاهد اشغال مجدد نیستیم و آنچه من از رهبران اسرائیل شنیده‌ام این است که آنها قصدی برای اشغال مجدد غزه ندارند.»
«جیمز کلورلی»، وزیر خارجه سابق بریتانیا، موضع همتای آمریکایی خود را تکرار و تاکید کرد که قدرت در غزه به «رهبری فلسطینی و صلح‌خواه» واگذار می‌شود.
به نظر می رسد که هر دو طرفدار آن هستند که محمود عباس از تشکیلات خودگردان فلسطین کنترل غزه یا آنچه از آن باقی مانده را در دست بگیرد .این مانور سیاسی حتی با استانداردهای دروغگویی معمول این زوج هم در تضاد است. هم ایالات متحده و هم بریتانیا از ما می خواهند که حداقل در حالی که فلسطینیان روز به روز قتل عام می شوند، باور کنیم که آنها در مورد احیاء جسد راه حل دو کشور جدی هستند. لایه های فریب آنقدر زیاد است که باید یکی یکی آنها را کنار زد.
پایان اشغال؟
اولین فریب آشکار اصرار واشنگتن بر اجتناب اسرائیل از «اشغال مجدد» غزه است. بلینکن از ما می‌خواهد باور کنیم که اشغال نوار مدت‌ها پیش، زمانی که اسرائیل مستعمرات یهودی‌اش را در سال 2005 متلاشی کرد و سربازانی را که از شهرک‌نشینان محافظت می‌کردند، بیرون کشید، پایان یافت.
اما اگر غزه واقعاً قبل از تهاجم زمینی کنونی اسرائیل اشغال نشده بود، واشنگتن محاصره این منطقه کوچک در 16 سال گذشته توسط اسرائیل را چگونه توضیح می دهد؟ چگونه اسراییل توانست مرزهای زمینی غزه ،  دسترسی به آب های سرزمینی غزه را مسدود کند و آسمان غزه را به صورت 24 ساعته و 7 ساعته به اشغال گشت زنی های خود در آورد؟
واقعیت این است که غزه از سال 1967 یک روز عاری از اشغال اسرائیل را تجربه نکرده است. تمام کاری که اسرائیل 18 سال پیش با بیرون کشیدن شهرک نشینان یهودی خود انجام داد، این بود که اشغال را از راه دورتر اداره کرد و از پیشرفت های جدید در سلاح ها و فناوری های نظارتی بهره برداری کرد. اسرائیل  یک اشغال بسیار پیچیده را توسعه داد تا با جان 2.3 میلیون فلسطینی زندانی بازی کند. پس اسرائیل در آستانه «اشغال مجدد» غزه نیست، بلکه هرگز از اشغال آن دست برنداشت.
تقابل ساختگی
فریب دیگر ایجاد این تصور است که  ایالات متحده برای رویارویی با اسرائیل بر سر آینده غزه آماده می شود. «بنیامین نتانیاهو»، نخست وزیر اسرائیل، به صراحت گفته که تمایلی به نشستن با رهبران فلسطینی، حتی از نوع «صلح دوست» آنها ندارد. در آخر هفته، او یک بار دیگر اعلام کرد که اسرائیل «کنترل امنیتی» منطقه محاصره  شده غزه را به محض اینکه حماس از بین برود، در دست خواهد گرفت. او شامگاه شنبه به اسرائیلی ها گفت: «حماس دیگر وجود نخواهد داشت. هیچ مقام غیرنظامی وجود نخواهد داشت که فرزندان خود را آموزش دهد که از اسرائیل متنفر باشند، اسرائیلی‌ها را بکشند و کشور اسرائیل را نابود کنند. نظامیان اسرائیل می‌توانند هر زمان که بخواهیم وارد غزه شوند تا تروریست‌ها را بکشند.»
مطمئناً به نظر می رسد که فرماندهان نظامی اسرائیل این پیام را جدی می گیرند و وعده ای برای بازگشت همیشگی به غزه می دانند. اما این پیشنهاد که اسرائیل و واشنگتن در یک صفحه نیستند، فریبکاری محض است. این تفکیک  کاملاً ساخته و به گونه‌ای طراحی شده  که به نظر برسد دولت بایدن در فشار برای مذاکره، طرف فلسطینی‌ها را در برابر اسرائیل می‌گیرد.
تظاهر برای هر دو طرف موهبت است. ایالات متحده می خواهد بعد از اینکه تمام خانه های غزه ویران شد و مردم آن پاکسازی قومی شدند، تظاهر کند که نتانیاهو را با لگد و فریاد به پای میز مذاکره کشانده است. در همین حال، یک نتانیاهو با موضع‌گیری سرسختانه علیه دولت بایدن  می تواند محبوبیت را نزد راست اسرائیل به دست آورد. تئاتر ظاهرا بی نقصی را پیش می برند. این رویارویی هرگز محقق نخواهد شد.
راه حل دو کشوری!
حقیقت این است که واشنگتن سال‌ها پیش رسماً راه حل دو کشوری را کنار گذاشت، زیرا می‌دانست که اسرائیل هرگز اجازه شکل گیری حتی یک کشور کوچک و محدود فلسطینی را هم نخواهد داد. در طول سه دهه گذشته، اسرائیل از  تظاهر به اینکه -در جریان روند اسلو مطرح شد- ممکن است روزی یک کشور غیرنظامی فلسطین را بپذیرد، به رد کامل دولت فلسطین در هر کشوری رسیده است.
در ماه ژوئیه، قبل از حمله حماس در 7 اکتبر، گزارش شد که نتانیاهو در یک جلسه غیرعلنی پارلمان اسرائیل گفته است که باید امیدهای فلسطینی ها برای ایجاد یک کشور مستقل از بین برود.
آیا همان اسرائیلی که از حمایت از دولت تحت رهبری عباس، رهبر فلسطینی که هماهنگی امنیتی با اسرائیل را «مقدس» می‌خواند، امتناع کرد، آیا واقعاً پس از حمله اخیرش به غزه، آماده خواهد بود که با ایجاد یک کشور فلسطینی در چند قدمی خود موافقت کند؟
به یاد داشته باشید، این نتانیاهو بود که در سال 2019 به حزب حاکم لیکود توضیح داد که «تقویت حماس و انتقال پول به حماس» بهترین راه برای اسرائیل برای «خنثی کردن تأسیس یک کشور فلسطینی» است.
این استراتژی از طریق سیاست‌های اسرائیل در میدان عمل هم اجرایی شد. اسرائیل به طور فیزیکی و سیاسی دو جزء اصلی سرزمینی هر کشور فلسطینی در آینده یعنی کرانه باختری و غزه را تقسیم کرد. حرکت بین این دو غیرممکن شد و اسرائیل برای هر منطقه رهبری های محلی متفاوت و متضاد ایجاد کرد. بنابراین هیچ یک نمی توانست ادعای نمایندگی مردم فلسطین را داشته باشد. در نشست پارلمانی جولای، نتانیاهو تاکید کرد که حمایت از تشکیلات خودگردان در کرانه باختری از منافع حیاتی اسرائیل است.
در عین حال، پایتخت ضروری یک کشور فلسطینی، «بیت المقدس»، به طور فیزیکی از هر دو سرزمین جدا افتاده است و نمایندگی سیاسی فلسطین هم در این شهر وجود ندارد.
همانطور که دولت بایدن به خوبی می‌داند، اسرائیل هرگز اجازه نخواهد داد که یک رهبری فلسطینی «میانه‌رو» در غزه مستقر شود و آن را با کرانه باختری متحد کند و ادعای یک کشور مستقل فلسطینی را تقویت کند. اما صحبت از احیاء راه حل دو دولتی به عنوان یک راه حل واقعی در ملاءعام فعلا برای آمریکا کاربرد دارد.
اقدامات اسرائیل گویای داستانی است که در واقعیت دنبال می شود. بمباران نه تنها خانه‌های غزه، بلکه زیرساخت‌های غیرنظامی - بیمارستان‌ها، مدارس، مجتمع‌های سازمان ملل متحد، نانوایی‌ها، مساجد و کلیساها- برای اعلام حمایت از یکی از پرجمعیت‌ترین مکان‌های روی زمین مورد نیاز بود!
به گفته «گیورا ایلند»، مشاور امنیت ملی سابق اسرائیل، جمعیت شمال غزه به اجبار جابجا شده است تا یک محدوده جغرافیایی کوچک و شلوغ در جنوب غزه ایجاد شود و پس از آن اطمینان حاصل شود که این منطقه به اندازه ای کوچک است که هیچ انسانی نمی تواند در آن زندگی کند.  هدف شفاف است: اخراج جمعیت غزه به سرزمین همسایه مصر یعنی سینا. با توجه به سابقه ای که از اسرائیل سراغ داریم، تنها نتیجه معقولی که می‌توان گرفت این است که خانواده‌های پناهجوی غزه - برخی از آنها که قرار است برای بار دوم یا سوم توسط اسرائیل تبعید شوند - هرگز اجازه بازگشت به ویرانه‌های غزه را نخواهند داشت.
دولت بایدن می تواند وانمود کند که راه حل دو کشوری را احیاء می کند. اما واقعیت این است که اسرائیل برای چندین دهه طرح اخراج ساکنان غزه - به نام «طرح غزه بزرگ» - را در تابلوی طراحی داشته و حالا آن را اجرا می کند.  بر اساس گزارش ها، واشنگتن حداقل از سال 2007 با ایجاد یک منطقه محاصره شده فلسطینی در سینا موافقت کرده است.
«عباس» بی قدرت
محمود عباس و آنتونی بلینکن
با فرض اینکه چیزی هم از غزه پس از جنگ باقی بماند، فریب بعدی بلینکن این است که «عباس» و تشکیلات خودگردان فلسطین می توانند یا می خواهند جای حماس را بگیرند. البته مسأله کوچکی وجود دارد که چگونه عباس می‌تواند بر جمعیتی حکومت کند که در گذشته با کنار آمدن با جنایات اسرائیل در حق آنها، خود را بی‌اعتبار کرده است. از این گذشته، حزب فتح او در سال 2006 پس از شکست در انتخابات پارلمانی فلسطین از غزه اخراج شد. زمانی که عباس منفعلانه، جنایات اسرائیل را در غزه به تماشا می نشیند، اعتبار بیشتری را از دست می دهد.
ایده مضحک تر این  است که اسرائیل اجازه خواهد داد که تشکیلات خودگردان فلسطین بر غزه حکومت کند، در حالی که همان تشکیلات خودگردان اجازه ندارد مسئول کرانه باختری باشد.
عباس هیچ کنترلی بر 62 درصد از کرانه باختری که توافقنامه اسلو -به طور موقت- تحت حاکمیت کامل اسرائیل قرار داده است، ندارد و این محدوده توسط ارتش اسرائیل و شبه نظامیان شهرک نشین یهودی اداره می شود. چیزی که قرار بود در اسلو موقتی باشد مدتها پیش توسط اسرائیل دائمی شد.
در یک چهارم دیگر کرانه باختری نیز، تشکیلات خودگردان چیزی بیش از یک مقام محلی منصوب شده نیست که مدارس را اداره می کند و سطل های زباله را خالی می کند. در یک پنجم باقی مانده از قلمرو، عمدتاً مناطق ساخته شده، عباس دارای اختیارات بسیار محدودی است. تشکیلات کنترلی بر مرزها، رفت و آمدهای داخلی، حریم هوایی، فرکانس های الکترونیکی، ارز، یا ثبت جمعیت ندارد.
عباس در این شهرها  یک نیروی پلیس دارد که به عنوان پیمانکار امنیتی محلی برای ارتش اسرائیل عمل می کند. وقتی ارتش اسرائیل تصمیم می‌گیرد بدون اعلام قبلی وارد یکی از شهرهای کرانه باختری شود، نیروهای عباس در سایه گم می شوند.  این ایده که عباس  که در «سنگر» خود در کرانه باختری ناتوان است می تواند مسئولیت غزه را بر عهده بگیرد، یک افسانه است.
ریشه کن کردن حماس ممکن نیست
شاید فریبکارانه ترین ادعای کاخ سفید این فرض باشد که اسرائیل می تواند حماس و در نتیجه، تمام مقاومت فلسطین  را از غزه ریشه کن کند. مبارزان فلسطینی نیروی بیگانه ای نیستند که به این منطقه حمله کرده باشند. آنها اشغالگر نیستند، هر چند که هر دولت و رسانه غربی اینگونه نشان می دهد. آنها به طور طبیعی از جمعیتی بیرون آمدند که چندین دهه سوء استفاده نظامی و ظلم اسرائیل را تحمل کرده است. حماس میراث این رنج است.
سیاست‌های نسل‌کشی اسرائیل - مگر اینکه بخواهد همه فلسطینی‌های غزه را از بین ببرد - این انگیزه برای مقاومت را نابود نخواهد کرد. اسرائیل به سادگی خشم  بیشتری را برانگیخته و انگیزه قوی تری برای انتقام به مردم غزه خواهد داد. حتی اگر حماس نابود شود، گروه مقاومت دیگری شاید تندروتر ظاهر می شود تا جای آن را بگیرد. اکثر کودکان فلسطینی که اکنون بمباران و وحشت زده می شوند، همراه با خانواده هایشان بی خانمان می شوند و شاهد کشته شدن عزیزانشان هستند، در چند سال آینده برای تبدیل شدن به سفیران جوان صلح تربیت نخواهند شد. آنها به تفنگ و موشک متوسل خواهند شد تا هم انتقام خانواده های از دست رفته را بگیرند و هم آبروی خود را احیا کنند.
اسرائیل و آمریکا هم همه اینها را می دانند. تاریخ مملو از درسهایی است که به استعمارگران و اشغالگران متکبر داده شده است.
اما هدف آنها، با وجود همه ادعاهایی که دارند، یافتن راه حل نیست. آنها به دنبال جنگ دائمی هستند. عملکرد آنها چرخه خشونت را تداوم می بخشد و سوخت ماشین جنگ غرب می شود.  چه فلسطینی‌ها، همانطور که فرماندهان نظامی اسرائیل مدت‌هاست خواستار آن بودند، به عصر حجر در غزه بازگردانده شوند، یا برای زندگی در کمپ‌های آوارگان به سینا اخراج شوند، آنها سرنوشتی را نمی‌پذیرند که در آن با آنها مانند «حیوان های انسان نما» رفتار شود. مبارزه فلسطینی ها ادامه خواهد داشت و اسرائیل و واشنگتن باید به اختراع داستان‌های جدید و خیالی‌تر ادامه دهند تا ما را متقاعد کنند که دست‌های غرب پاک است.
نام شما

آدرس ايميل شما

عیدی کارگران در ۱۴۰۳ چقدر است؟

عیدی کارگران در ۱۴۰۳ چقدر است؟

عیدی سال ۱۴۰۳ کارگران که در اسفند ۱۴۰۲ دریافت می‌کنند اعلام شد. با توجه به مصوبه جدید ...
در این کشور مردم مادام العمر مستاجر هستند

در این کشور مردم مادام العمر مستاجر هستند

در زمانی که بسیاری از جوانان در مکان ‌هایی مانند کالیفرنیا و نیویورک نمی‌توانند راهی ...
توطئه عليه قاليباف

توطئه عليه قاليباف

حميد رسايي، عضو سابق جبهه پايداري و از چهره‌هاي اصلي تشكل جديد اصولگرايان يعني شريان ...
1