تاریخ انتشار
چهارشنبه ۲۹ دی ۱۴۰۰ ساعت ۰۹:۰۳
کد مطلب : ۴۴۳۶۷۵
روزنامه های صبح ایران نوشتند؛
کرملین میزبان رییس جمهور ایران / چرا سفر رئیس جمهوری ایران به مسکو مهم است؟ / استراتژیستهای آمریکایی نگران هستند
۰
کبنا ؛
سفر امروز سید ابراهیم رئیسی به مسکو و دیدار دوجانبه رئیس جمهور ایران و روسیه یکی از مهمترین اتفاقات روزهای اخیر است، روزنامه های صبح ایران از جمله اعتماد و ابتکار به این موضوع پرداخته اند و روزنامه شرق نیز گفت و گویی در این خصوص ترتیب داده است که در ادامه آورده شده است:
به گزارش کبنا نیوز، روزنامه اعتماد نوشت: ولاديمير پوتين، رييسجمهور فدراسيون روسيه روز چهارشنبه (امروز) ميزبان ابراهيم رييسي، رييسجمهور ايران است. نخستين سفر رييسي به روسيه به دعوت پوتين در نخستين روزهاي سال 2022 ميلادي و در شرايطي صورت ميگيرد كه روي ميز مذاكرات ميان دو كشور پروندههاي بيشماري قرار گرفتهاند. رابطه جمهوري اسلامي ايران و فدراسيون روسيه در چند سال اخير سير صعودي را طي كرده به گونهاي كه محمدجواد ظريف، وزير خارجه پيشين ايران در مجموع هشت سال حضور در اين وزارتخانه بيش از 30 بار به مسكو سفر كرد و سال گذشته در همين حوالي زماني (26 ژانويه 2021) در نشست خبري كه با سرگئي لاوروف، همتاي روس خود در مسكو داشت با يادآوري اين مساله گفت كه «شمار سفرهايم به مسكو آنقدر زياد بوده كه عدد آن را فراموش كردهام.»
دولت سيزدهم به رياست ابراهيم رييسي درست مانند حسن روحاني، رييس دولتهاي يازدهم و دوازدهم كار خود در حوزه سياست خارجي را با شعار اولويت دادن به همكاري با كشورهاي همسايه و منطقه آغاز كرده و طبيعي است كه روسيه در اين حوزه از اهميت قابل توجهي براي ايران برخوردار باشد. ابراهيم رييسي در حالي راهي مسكو شده است كه از آخرين سفر رييسجمهور ايران به روسيه 5 سال ميگذرد و مجموعهاي از تحولات زمينه براي همكاري بيشتر دو كشور به خصوص در حوزه روابط اقتصادي دو و چندجانبه و همچنين همكاريهاي منطقهاي را بيش از پيش مهيا كرده است.
شامگاه دوشنبه حسين اميرعبداللهيان و سرگئي لاوروف، وزراي خارجه ايران و روسيه در آستانه سفر رييسي به مسكو در يك تماس تلفني درباره موضوعات مورد بحث در جريان اين سفر تبادل نظر كردند.
سرگئي لاوروف روز جمعه هم در نشست خبري سالانه خود درباره سفر رييسجمهور ايران به روسيه گفته بود: «اين يك ديدار مهم است و بايد ارتباطات در عاليترين سطح ادامه پيدا كند، اهميت اين ديدار در لزوم تطبيق يادداشتها درخصوص تمام مسائل و دستوركارها بهويژه با توجه به تغيير رياست دولت ايران است و بايد تضمين تداوم تبادلات اقتصادي و ديگر حوزهها را تحليل كنيم.»
بر اساس خبري كه وزارت خارجه ايران درباره گفتوگوي تلفني اميرعبداللهيان و لاوروف منتشر كرد، وزير امور خارجه ايران در اين تماس تلفني درباره مشكل پيش آمده در زمينه صادرات يكي از اقلام كشاورزي ايران به روسيه كه اكنون به دليل برخي تشريفات اداري با مشكل مواجه شده، بر ضرورت تسريع در حل و فصل موضوع تاكيد كرد. وزير امور خارجه روسيه در پاسخ، ضمن تاكيد بر فني بودن مشكل پيش آمده گفت كه موضوع از طريق نهادهاي ذيربط در حال پيگيري و حل و فصل است. لاوروف افزود: «بر اساس توافقات موجود، واردات و صادرات اقلام كشاورزي بين دو كشور به صورت طبيعي جريان دارد و براي حل مشكل واردات فلفل دلمه از ايران نيز جهات ذيربط دو كشور در حال هماهنگي هستند.»
همزمان كاخ رياستجمهوري روسيه نيز با صدور بيانيهاي درباره حضور رييسي در مسكو اعلام كرد در ديدار رييسجمهور ايران با «ولاديمير پوتين» دو طرف درباره برجام رايزني خواهند كرد. در ادامه اين بيانيه آمده است: در مذاكرات ۱۹ ژانويه، پوتين و رييسجمهور ايران در مورد اجراي پروژههاي مشترك اقتصادي و موضوعات بينالمللي گفتوگو خواهند كرد.
به گزارش رسانه روسي ايتارتاس، «الكساندر ژاكوف»، قانونگذار ارشد مجلس دوماي روسيه و ابراهيم رييسي روز پنجشنبه در جمع گروهي از قانونگذاران اين مجلس سخنراني خواهند كرد. به گفته اين مقام روسي جلسه روز پنجشنبه «دوماي دولتي» كه مجلس سفلاي روسيه است با سخنراني رييسجمهور ايران آغاز خواهد شد.
نخستين سفر ابراهيم رييسي به مسكو در جامه رييسجمهور ايران در رسانههاي منطقهاي و بينالمللي انعكاس قابل توجهي يافته و بسياري آن را مهمترين سفر خارجي رييس دولت سيزدهم از ابتداي آغاز به كار از ميانه مرداد ماه دانستهاند. تايمز اسراييل در گزارشي درباره اين سفر به همزماني آن با مذاكرات احياي برجام در وين اشاره كرده و نوشته است كه وزير خارجه روسيه اخيرا از پيشرفت در اين مذاكرات خبر داده بود. مسكو و تهران پيوندهاي قوي سياسي، اقتصادي و نظامي با هم دارند و در حالي كه در پرونده سوريه در چند سال اخير متحد حساب شدهاند در پرونده افغانستان هم منافع مشتركي دارند. ابراهيم رييسي در چند ماه گذشته از دولتش به تاجيكستان و تركمنستان سفر كرده و سفر به روسيه سومين سفر خارجي او حساب ميشود.
همزماني سفر رييسجمهور ايران به روسيه در ميانه مذاكرات براي احياي برجام ميان ايران و 1+4 و ايالات متحده در وين بيشتر نگاهها و خطوط خبري در رسانهها را به سمت نقش روسيه در مذاكرات هستهاي متمركز كرده و اين در حالي است كه روايتي كه تهران و مسكو از اولويتهاي اصلي اين سفر ارايه ميكنند متمركز بر دستوركار اقتصادي و تجاري اين سفر است.
جدا از پروندههاي سياسي و امنيتي چون برجام، سوريه، افغانستان، بحران قرهباغ يا تلاش براي رسيدن به مكانيسمي براي تامين ثبات در منطقه خليج فارس، ايران و روسيه از تلاش براي توسعه رابطه تجاري و اقتصادي هم در حوزه دو و چندجانبه خبر ميدهند. علي بهادريجهرمي، سخنگوي دولت در حساب كاربري خود در توييتر با اشاره به اينكه ديدار با فعالان اقتصادي يكي از برنامههاي رييسي در مسكو است، نوشت: محور مباحث و جلسات توسعه صادرات به روسيه و تقويت ارتباطات تجاري و اقتصادي است.
مسائلي چون مهياسازي مقدمات براي امضاي سند راهبردي ۲۰ ساله بين ايران و روسيه، آغاز روند عضويت ايران در سازمان همكاري شانگهاي و تمديد توافقنامه تجارت آزاد بين ايران و اتحاديه اقتصادي اوراسيا براي سه سال ديگر از نمونههاي شكلگيري اين اراده در دو طرف است. ايران و روسيه هر دو در زمره كشورهايي هستند كه از سوي ايالات متحده هدف تحريم قرار گرفتهاند و به نظر ميرسد كه اين مساله ميتواند نقش موتور محرك در تلاشها براي توسعه روابط اقتصادي دوجانبه را بازي كند. در چند سال اخير، دو طرف به سمت تعريف و تبيين كانالهاي نقل و انتقال مالي مستقل از سيستم دلار حركت كردهاند و همزمان بر يافتن راهكارهايي براي توسعه تجارت دو جانبه به گونهاي كه از سيستم تحريمهاي يكجانبه امريكا تاثير نپذيرد هم متمركز شده اند.
اين نكته در گفتوگوي سفير روسيه در تهران در آستانه سفر رييسي به مسكو نيز مورد اشاره قرار گرفته است. لوان جاگاريان در گفتوگو با خبرگزاري دولتي ايرنا با اشاره به انتصاب جواد اوجي، وزير نفت به عنوان رييس كميسيون مشترك ايران و روسيه گفت: اميدواريم كه در اين سفر، آقاي اوجي فرصت ديدار با «نيكلاي شولگينوف» همتاي روسي خود را پيدا كند تا تاريخ و محل نشست بعدي كميسيون مشترك دو كشور مشخص شود. دو سال و نيم از برگزاري نشست قبلي كميسيون مشترك اقتصادي ايران و روسيه گذشته و زمان آن فرا رسيده كه كميسيون دوباره تشكيل جلسه بدهد. در حال حاضر، نوبت ميزباني طرف روسي است. برگزاري نشست كميسيون مشترك دو كشور براي تداوم همكاريها بسيار مهم است زيرا دو كشور پروژههاي مشترك اقتصادي زيادي را دنبال ميكنند كه راهآهن، نيروگاه حرارتي سيريك در هرمزگان و نيروگاه بوشهر از جمله اين پروژهها هستند.
يكي از نكتههاي مورد انتقاد در رابطه ايران و روسيه، پايين بودن روابط تجاري ميان دو كشور بهرغم مهيا بودن بسترهاي آن در چند دهه اخير است. به گزارش خبرگزاري صدا و سيما، سخنگوي گمرك ايران در آستانه سفر رييسي به روسيه خبر داد: «از تجارت سه ميليون و ۵۵۸ هزار و ۴۹۱ تني با روسيه به ارزش ۱/۶۵۶/۹۹۷/۳۲۲ دلاري تا پايان آذرماه، ۸۳۸ هزار و ۶۰۲ تن كالا به ارزش ۳۹۲ / ۸۷۷ /۴۳۲ دلار سهم صادرات ايران به روسيه بود.» اين در حالي است كه كل واردات روسيه در سال ۲۰۲۰ بيش از ۳۰۵ ميليارد دلار بود كه نشان ميدهد روابط تجاري دو كشور در وضعيت مطلوبي قرار ندارد. شعيب بهمن از كارشناسهاي مسائل اوراسيا در اين باره ميگويد: «تفاهمنامههاي تجاري زيادي بين ايران و روسيه منعقد شده. ميزان قراردادهاي تجاري كه به مرحله امضا رسيده به بيش از ۲۵ ميليارد دلار ميرسد اما شاهد آن هستيم كه سطح روابط تجاري عملياتي شده بين دو كشور كمتر از ۲ ميليارد دلار است.»
به گزارش «اعتماد» انتظار ميرود كه در اين سفر، هيات اقتصادي همراه با رييسجمهور مقدمات قرار گرفتن دو كشور در آستانه امضاي «سند همكاري ۲۰ ساله» ميان تهران و مسكو را فراهم كنند. ايران و روسيه يك سند همكاري راهبردي ۲۰ ساله را در سال 13۷۹ امضا كردهاند كه مهلت آن اسفند سال گذشته به پايان رسيد اما به گفته برخي منابع، مراحل آمادهسازي اين سند هنوز نهايي نشده است.
به گزارش «اعتماد» در حوزه سياسي و امنيتي هر روز بر تعداد پروندههاي مشترك ايران و روسيه افزوده ميشود. تهران و مسكو پس از قرار گرفتن در يك جبهه در بحران سوريه اقدام به شكل دادن به روند آستانه با مشاركت تركيه براي پايان دادن به جنگ داخلي در سوريه كردند. روندي كه به نظر ميرسد نسبت به ساير روندهاي منطقهاي و بينالمللي در بحران سوريه موفقتر بوده است. علاوه بر اين روسيه و ايران هر دو براي بازگشت ثبات و امنيت به خليجفارس هم طرحهاي مشابهي براي شكلگيري ساختار امنيتي با حضور بازيگران منطقهاي ارائه كردهاند كه همچنان روي ميز و در انتظار پاسخ مثبت كشورهاي عربي حاشيه خليج فارس به خصوص عربستان قرار دارد. با خروج ايالات متحده از افغانستان و روي كار آمدن طالبان در اين كشور، تهران و مسكو در اين پرونده نيز منافع مشتركي يافتهاند كه بر حجم همكاريها ميان دو كشور افزوده و امروز مطالبه تشكيل دولت فراگير در افغانستان به بخشي از ادبيات سياسي هر دو در قبال افغانستان بدل شده است. در بحران قرهباغ نيز هر چند روسيه نقش كليدي را در كاستن از تنش ميان ارمنستان و آذربايجان ايفا كرد اما مشورتهاي مداوم تهران و مسكو هم در اين پرونده ادامه دارد. از سوي ديگر روسيه در مذاكرات جاري براي احياي برجام در وين نقش پررنگتري را برعهده گرفته و در پاي ميز مذاكره نگه داشتن تهران و تروييكاي اروپايي به علاوه ايالات متحده هم قويتر از پيش ظاهر شده است.
ايران، روسيه و چين در خليج فارس رزمايش برگزار ميكنند
روز گذشته خبرگزاري ريانووستي روسيه از برگزاري يك رزمايش مشترك دريايي ميان ايران، چين و روسيه خبر داد. ريانووستي اين خبر را به نقل از ناوگان دريايي منطقه پاسيفيك (اقيانوس آرام) روسيه اعلام كرده اما به زمان برگزاري اين رزمايش اشارهاي نكرده و جزييات بيشتري درباره آن ارايه نداده است. سفارت مسكو در تهران اعلام كرده است كه اين رزمايش اوايل سال 2022 در خليج فارس و با تمركز بر امنيت دريانوردي و مبارزه با راهزني و دزدي دريايي انجام خواهد شد.
پيش از اين، «لوان جاگاريان» سفير فدراسيون روسيه در تهران اعلام كرده بود كه نيروهاي دريايي ايران، روسيه و چين در روزهاي پاياني سال ۲۰۲۱ يا اوايل سال ۲۰۲۲، رزمايش نظامي در خليج فارس برگزار ميكنند. بر اساس اين گزارش، تاكنون چندين ناو روسيه از ناوگان اقيانوس آرام نيروي دريايي اين كشور در بندر چابهار پهلو گرفته است. مقامات ناوگان دريايي روسيه در يك كنفرانس براي برگزاري اين رزمايش دريايي مشترك كه با حضور كشتيهاي جنگي ايران، روسيه و چين برگزار خواهد شركت خواهند كرد.
چرا سفر رئیس جمهوری ایران به مسکو مهم است؟ سفر استراتِژیک رئیسی به روسیه
ابتکار: آیتالله سید ابراهیم رئیسی، رئیس دولت سیزدهم در روزهای آتی در اولین سفر دو جانبه خود در مقام رئیس جمهوری به دعوت چندین باره ولادیمیر پوتین رئیس فدراسیون روسیه به مسکو سفر میکند تا در ملاقاتی مفصل با همتای روس خود در ارتباط با موضوعات مهم روابط دوجانبه و برنامههای دو کشور برای توسعه مناسبات در حوزههای مختلف از جمله عرصه اقتصادی و تجاری رایزنی و گفتوگو کند.
به گزارش ایسنا، سفر حائز اهمیت رئیس جمهوری ایران به روسیه در حالی انجام میشود که ولادیمیر پوتین، رئیس جمهوری روسیه، اولین مقام عالی رتبه خارجی بود که در پیامی انتخاب ابراهیم رئیسی به عنوان رئیس جمهوری جدید ایران را پس از برگزاری سیزدهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری در خردادماه ۱۴۰۰ تبریک گفت.
روسای جمهوری دو کشور تاکنون دیدار حضوری با یکدیگر نداشتهاند و بر خلاف برنامهریزیهای صورت گرفته برای دیدار این دو مقام عالی رتبه در حاشیه اجلاس شانگهای در شهر دوشنبه در شهریورماه سال جاری این دیدار به دلیل ابتلای یکی از نزدیکان پوتین به کرونا و قرنطینه شدن وی به خاطر این موضوع به تعویق افتاد و این دیدار به یک گفت وگوی تلفنی تبدیل شد؛ گرچه در ۲۵ آبان ماه سال جاری نیز بار دیگر دو رئیس جمهوری با یکدیگر به صورت تلفنی گفتوگو و رایزنی کردند.
سفر رئیس جمهوری ایران به روسیه با دستور کار توسعه تعاملات اقتصادی و تجاری دو کشور در راستای نگاه راهبردی ایران به شرق انجام می شود و کارشناسان و تحلیلگران عرصه سیاست خارجی در این ارتباط تاکید دارند که گسترش روابط ایران با حوزه شرق برای تقویت جایگاه ایران هم از موضع بازیگری ژئوپلیتیکی و اقتصادی و هم از موضع سیاسی در برابر فشار غرب حائز اهمیت است.
مهمترین دستور کارهای اقتصادی سفر رئیسجمهوری به مسکو
همانطور که ایران در شهریورماه سال جاری در نشست دوشنبه با حمایت کشورهایی چون چین و روسیه در پی رایزنی های فشرده مقامات وزارت خارجه دولت های دوازدهم و سیزدهم به عضویت دائم سازمان شانگهای در آمد به نظر می رسد یکی از مهمترین دستور کارهای سفر رئیسی به مسکو در جریان دیدار با پوتین پیگیری بحث عضویت دائم ایران در اتحادیه تجاری اوراسیا است.
در همین چارچوب کارشناسان معتقد هستند با توجه به تنوع بازار و تنوع منابع موجود در کشورهای عضو این اتحادیه، عضویت دائم در آن یک فرصت قابل توجه برای اقتصاد ایران ایجاد میکند و میتوان از این طریق بخشی از اثر تحریمها را جبران کرد. قطعا ورود به اتحادیه اقتصادی اوراسیا و همکاری با این اتحادیه میتواند دروازه جدیدی برای اقتصاد ایران باشد که بتواند با سایر اعضا به راحتی روابط اقتصادی برقرار کند و یا روابط خود را توسعه دهد. ایران مدت طولانی شرکت کننده در موافقت نامه موقت اتحادیه اقتصادی اوراسیا بوده است و اکنون مدتی است که روند برای عقد موافقت نامه دائمی ایران با این اتحادیه آغاز شده است و این امید وجود دارد که با حمایت روسیه این روند تسریع و نهایی شود.
در سالهای اخیر روابط ایران و روسیه در حوزه تعاملات سیاسی در عرصه دو جانبه و همچنین همکاری های منطقهای از رشد قابل توجهی برخوردار بوده است ولی این تعاملات در حوزه تجاری رشد چشمگیری نداشته است گرچه برخی از کارشناسان معتقد هستند که اقتصاد دو کشور ایران و روسیه با توجه به نوع فعالیت های تجاری و اقتصادی دو کشور، چندان مکمل یکدیگر نیستند و نباید انتظار چشم گیری در این زمینه داشت ولی واقعیت این است که علیرغم این موضوع متاسفانه دو کشور از ظرفیت های حداقلی موجود نیز برای گسترش روابط استفاده نکرده اند و پتانسیل های موجود در این زمینه نادیده گرفته شده است.
به گفته قائممقام اتاق بازرگانی و صنعت روسیه در سال جاری میلادی حجم تجارت بین دو کشور برای اولین بار در طول روابط دو کشور به بیش از سه میلیارد دلار رسیده که بخش اعظم این حجم از مبادلات تجاری به محصولات کشاورزی دو کشور اختصاص دارد و قطعا ظرفیتها بین دو کشور برای گسترش همکاری های اقتصادی بیش از آن چیزی است که اکنون وجود دارد و نسبت به برنامه بلندمدت ایران که ۲۰ میلیارد دلار میزان تجارت ایران و روسیه را در نظر گرفته است، ۳ میلیارد دلار عدد کمی است.
به گزارش ایسنا، به نظر می رسد از جمله دیگر دستور کارهای اقتصادی سفر رئیسی به مسکو گسترش همکاری های دو کشور در حوزه ترانزیت و حمل و نقل باشد؛ موضوعی که می تواند برای دو کشور سالانه درآمد میلیاردی به همراه داشته باشد.
ایران و روسیه هر دو با توجه به نوع اهداف و سیاستهای خود در عرصه خارجی و مخالفتشان با سیاستهای یک جانبه آمریکا در عرصه بینالملل بارها مورد تحریم دولت واشنگتن قرار گرفته اند و اثرات مستقیم و غیر مستقیم تحریمها بر اقتصاد خود را به خصوص در حوزه های پولی و بانکی از نزدیک لمس کردهاند در همین چارچوب تهران و مسکو از جمله کشورهایی هستند که معتقد هستند که آمریکا دلار را به ابزاری برای فشار به کشورهای منتقد خود تبدیل کرده است و در این راستا لازم است که کشورها تا آنجا که امکانپذیر است حداقل در روابط تجاری دو طرفه از واحدهای پولی ملی خود استفاده کنند و در این ارتباط با یکدیگر پیمان دوجانبه پولی و بانکی امضا کنند در این ارتباط در سال های اخیر رایزنیها و اقداماتی بین دو کشور ایران و روسیه انجام شده است و این انتظار وجود دارد با استفاده از فرصت این سفر، ایران بتواند با همکاری مشترک نسبت به بحث مراودات بانکی در یک بستر کاملاً شفاف و مشخص با روسیه اقدام کند تا بخشی از محدودیتهای مراودات بانکی و پولی که امروز با آنها مواجهیم، کنار گذاشته شود.
به نظر میرسد در جریان ملاقات چند ساعته رئیس جمهوری با پوتین، علاوه بر موضوعات اقتصادی، روسای جمهوری دو کشور در مورد موضوعات سیاسی، دفاعی و امنیتی و آخرین تحولات منطقهای و بین المللی از جمله تحولات سوریه، یمن، افغانستان، تشدید تنشهای بین آمریکا و روسیه در حوزه اوکراین و گسترش ناتو در شرق اروپا و… رایزنی و گفتوگو کنند.
یکی دیگر از موضوعات مهمی که ایران و روسیه در ارتباط با آن دارای مواضع نسبتا نزدیکی با یکدیگر هستند موضوع مذاکرات وین و حمایت روسیه از موضع تهران در ارتباط با بحث لغو تحریمهای آمریکا علیه ایران است و پیشبینی میشود در جریان سفر، مقامات عالی رتبه دو کشور رایزنی هایی برای نزدیکی هرچه بیشتر مواضع و دیدگاههایشان با یکدیگر داشته باشند؛ گرچه محور اصلی این سفر موضوعات اقتصادی اعلام شده است.
سفر پوتین به تهران در آینده نزدیک
طی سالهای اخیر چندین بار روسای جمهوری دو کشور ایران و روسیه برای شرکت در نشستهای چندجانیه و رایزنیهای منطقهای و بینالمللی به کشورهای یکدیگر سفر کردهاند چنان که ولادیمیر پوتین در آذرماه ۱۳۹۴ برای شرکت در نشست سران کشورهای صادر کننده گاز، در آبان ماه ۱۳۹۶ برای شرکت در نشست سه جانبه روسای جمهوری ایران، آذربایجان و روسیه و در شهریورماه ۱۳۹۷ برای شرکت در نشست سران روند آستانه به تهران سفر کرده است و در فرودگاه مهرآباد تهران به ترتیب زمان سفر مورد استقبال محمد واعظی رئیس وقت دفتر رئیس جمهوری، کرباسیان وزیر وقت اقتصاد و دارایی، اردکانیان وزیر وقت نیرو قرار گرفت.
حسن روحانی رئیس جمهوری وقت ایران نیز در فروردین ماه ۱۳۹۶در چارچوب روابط دوجانبه و همچنین در مردادماه ۱۳۹۸ برای شرکت در اجلاس سه جانبه سران ایران، روسیه و آذربایجان به روسیه سفر کرد و پیش بینی می شود طی آینده نزدیک با کاهش شیوع کرونا شاهد سفر مجدد پوتین به تهران برای شرکت در نشست سران روند آستانه باشیم، نشستی که محدوه زمانی برگزاری آن مشخص شده ولی تاریخ دقیق آن هنوز قطعی نشده است.
سفر رئیس جمهوری ایران به روسیه با توجه به تحولات جاری در منطقه و عرصه بینالملل و این که پوتین در ایام شیوع کرونا دیدارهای خود با مقامات خارجی دیگر کشورها در جریان سفر به روسیه را به حداقل ممکن رسانده است مورد توجه برخی از کشورهای منطقه و فرامنطقه است و ممکن است تلاشهایی از سوی برخی از رسانه های وابسته یا برخی از دولتها صورت بگیرد که حاشیههای این سفر را پررنگ تر از متن آن کنند و با ارائه تحلیل هایی همچون این که ایران از روی استیصال به سمت روسیه رفته است و یا این که تمایل ایران برای گسترش روابط به شرق از جمله روسیه و چین مخالف با اصل شعار نه غربی و نه شرقی است و یا با مطرح کردن برخی از مسائل تاریخی بین ایران و روسیه و پررنگ کردن آنها با هدف تقویت این ذهنیت در مردم ایران که روسیه کشور قابل اعتمادی نیست این سفر را از اهداف خود دور کنند و اجازه ندهند که ایران بتواند از این سفر به منافع حداکثری دست پیدا کند و این موضوعی که باید مورد توجه دست اندرکاران این سفر قرار بگیرد و در برابر این شائبهها و تبلیغات احتمالی پاسخهای قانع کنندهای را به افکار عمومی ارائه کنند و این موضوع نیز مد نظر قرار گیرد که این سفر میتواند نقطه عطفی در روابط ایران و روسیه در دوران جدید که از آن به عنوان روسیه مقتدر یاد میشود، باشد.
گفتوگو با کیهان برزگر
استراتژیستهای آمریکایی نگران هستند
روزنامه شرق نوشت: امروز قرار است ابراهیم رئیسی بهعنوان رئیس دولت سیزدهم جمهوری اسلامی ایران راهی روسیه شود و با ولادیمیر پوتین، رئیسجمهوری این کشور، ملاقات کند. این سفر در حالی برنامهریزی شده که ایران دستکم در پیشبرد مذاکرات هستهای و همکاریهای منطقهای مشارکت بالایی با روسیه دارد. اما ابهامات زیادی درباره رابطه تهران- مسکو در افکارعمومی وجود دارد که محمل انتقادها، گمانهزنیها و جوسازیهای فراوانی میشود. در گفتوگو با دکتر کیهان برزگر، استاد روابط بینالملل، به این پرداختیم که ایران و روسیه در شرایط فعلی در چه زمینههایی میتوانند با یکدیگر همکاری کنند. بزرگر میگوید «همین الان هم غربیها از ایجاد مثلث آسیایی ایران-روسیه-چین نگران هستند و استراتژیستهای آنها ازجمله هنری کیسینجر در مواردی بهصراحت به آن اشاره کردهاند».
از سؤالاتی که همیشه مخاطبان ایرانی درباره روسیه با آن مواجهاند، این است که اساسا رابطه ایران و روسیه در چه سطحی قرار دارد؟ از مفاهیمی مانند «اتحاد استراتژیک» تا «همکاری راهبردی» یا «مشارکت راهبردی» در این رابطه یاد میشود. شما از چه عنوانی برای این رابطه استفاده میکنید؟
به نظرم هیچکدام. از یک نگاه واقعگریانه، منطق روابط دو کشور را باید در قالب «همکاری همهجانبه» تعریف کرد که اصطلاح مناسبتری است؛ بهویژه که با ویژگیهای جغرافیایی، تاریخی و سایز قدرت جاری در روابط دو کشور بیشتر سازگار است. به واقع، صحبت از «اتحاد استراتژیک» با روسیه که بیشتر یک اتحاد نظامی را در ادبیات روابط بینالملل به ذهن متبادر میکند، با اصل قدرتمند و خاص سیاست خارجی «نه شرقی، نه غربی» در تضاد است که ایران را یک قدرت مستقل منطقهای تعریف میکند. ضمن اینکه عصر اتحادها و ائتلافهای استراتژیک به معنای سنتی آن در جهان کنونی گذشته و کشورها دیگر مثل دوران جنگ سرد در قالب بلوکبندیهای سیاسی، نظامی و حتی اقتصادی جایگاه خود را در سیاست بینالملل تعریف نمیکنند. استفاده از اصطلاح «مشارکت راهبردی» نیز در روابط ایران و روسیه چندان واقعگرایانه نیست؛ چون ما اکنون در عصر «دولتمحوری» در سیاست بینالملل هستیم و بهنوعی جهان در حال منطقهایشدن است. در این دوران، تقویت روابط دوجانبه یا چندجانبه بین کشورها در یک منطقه خاص با توجه به اتصالات جغرافیایی و تاریخی در قالب تأمین منافع ژئوپلیتیک کشورها در صحنه سیاست منطقهای و جهانی، اهمیت بیشتری مییابد. علت هم این است که مفاهیمی همچون «ایدئولوژی»، «حکمرانی»، «جنگ»، «امنیت» و... در ادبیات روابط بینالملل تغییر کرده و برخلاف گذشته، اکنون بیشتر در خدمت دولتمحوری و افزایش عیار قدرت ملی کشورها تعریف میشوند. از این نگاه، سازمانهایی همچون اتحادیه اروپا، سازمان همکاری شانگهای، اتحادیه بریکس، حتی ناتو و... بیشتر در قالب تأمین تقاضاهای ملی و منافع فردی کشورها تعریف میشوند که بر قدرت کشورهای عضو بیفزایند، تا اینکه انتظار بر حمایت نظامی، سیاسی یا حتی اقتصادی صرف از یکدیگر در شرایط بحرانی داشته باشند. برای نمونه، نگاه تکتک کشورهای عضو در سازمانهای یادشده به مسائل منطقهای و جهانی، ازجمله مذاکرات هستهای ایران، پدیده مهاجرت، استراتژیهای ضد تروریسم، مواجهه با طالبان و سایر بحرانهای منطقهای، مسائل اقلیمی، موضوعات مربوط به خلع سلاح، حقوق بشر و زنان و... متفاوت و بیشتر متمرکز بر درک حکمرانان این کشورها در مواجهه با این پدیدهها در قالب تأمین منافع دولتهایشان است. یک نمونه آشکار شکاف بین اغلب کشورهای اروپایی (بهویژه رویکرد آلمان که روابط سنتی با روسیه دارد با رویکرد انگلیس و فرانسه) و آمریکا در مواجهه با بحران اوکراین و چگونگی برخورد با روسیه در قالب نقشآفرینی ناتو است. بسیاری از کشورهای اروپایی ورودنکردن به بحران سوریه از سوی دولت اوباما را منجر به توسعه نفوذ روسیه و ضعف معادله غرب در میدانهای شرق اروپا و بهویژه ضعف آمریکا در مقابله با روسیه در شرایط کنونی در نظر میگیرند.
به موازات تلاش مقامات کشور در برقراری رابطه خوب با روسیه، در بین مردم بدبینی شدیدی به روسیه وجود دارد که برخی از آنها از اتفاقهای تاریخی نشئت گرفته و برخی نیز منشعب از اطلاعات غلط است. همراه با این انگاره منفی، میتوان گفت رابطه بین کشورها را نمیتوان در یک دستهبندی همیشگی قرار داد و طبیعتا هر کشوری دنبال منافع خود است؟ در این مورد صحبت کنیم که اکنون منافع ایران و روسیه چقدر متناظر با هم و چقدر متفاوت از یکدیگر است.
تجربه تاریخی به ما میآموزد که نزدیکی به قدرتهای بزرگ، حال روسیه، چین، آمریکا یا حتی کشورهای قدرتمند اروپایی، همیشه در افکار عمومی ایران تأثیر نگرانکننده و حتی منفی داشته است. اما اصل این است که مخاطب ایرانی آگاه باشد هر توافق و رابطهای که منجر به گسترش و تعادل در دیپلماسی، افزایش ارزش استراتژیک و تقویت بنیه اقتصادی کشورمان شود، به نفع ایران است. تقویت روابط با روسیه نیز از این قاعده مستثنا نیست. توجه به چند اصل میتواند شاقول تعیین و تشخیص درجه روابط ایران و روسیه برای مخاطبان ایرانی باشد. نخست اینکه دو کشور حس ناامنی استراتژیک و تهدید نظامی (از آن نوعی که نسبت به آمریکا دارند) از یکدیگر ندارند. دوم، آنها در یکسری از مسائل سیاسی-امنیتی منطقهای و جهانی، ازجمله مواجهه با گسترش نفوذ آمریکا و غرب در مناطق نفوذ سنتی و تاریخی خود، اشتراک نظر دارند. سوم، مجاورت جغرافیایی و اتصال ترانزیتی بر همافزایی و بنیه اقتصادی این دو کشور میافزاید. البته طبیعی است که هر کشوری به دنبال منافع خود باشد. وجود انگارههای منفی تاریخی بین ملتهای ایران و روسیه به دلایل متفاوت نیز یک امر طبیعی بوده و تاریخ روابط بینالملل هم پر است از این بدبینیهای تاریخی. مثلا بدبینیهای موجود بین روسها و چینیها، بین هندیها و پاکستانیها، بین آلمانها و لهستانیها، بین انگلیسیها و فرانسویها، بین اعراب و ترکها، حتی بین آمریکاییها و انگلیسیها که اینقدر دم از نزدیکی افکار و روابط میزنند و... بر نوع روابط آنها تأثیر میگذارد؛ اما واقعیتها و ضرورتهای وجود و تداوم تعاملات اقتصادی و سیاسی در سطوح منطقهای و بینالمللی، آنها را به سمت نوعی مصالحه و مدیریت روابط هدایت میکند.
اما مخاطب ایرانی دو نکته مهم را نباید فراموش کند: یکی اینکه این ایران بود که در زمان رژیم شاه بانی اصلی روابط نزدیک با شوروی آن زمان برای ایجاد تعادل در روابط خود با غرب شد. دومی اینکه ایده نزدیکی استراتژیک بین دو کشور نخست از سوی روسیه و بهویژه شخص پوتین بعد از انعقاد برجام در سال 2015 و احتمال گرایش بیش از اندازه ایران به غرب مطرح شد. برخلاف بعضی از دیدگاهها، روسیه خواهان تداوم تنش در روابط ایران و غرب نیست اما مایل هم نیست که ایران نقطه ورود نفوذ غرب در محیط ژئواستراتژیک خود در منطقه غرب آسیا (خاورمیانه) باشد. اتفاقا روسیه خواهان حضور یک ایران قوی و مستقل در مرزهای جنوبی خود است تا گرانیگاه ثبات و امنیت منطقهای باشد. جبر تاریخی، ایران و روسیه (و ترکیه) بهعنوان دولتهای ملی-تاریخی قوی را به سمتی سوق میدهد که شأن و سطح روابط با یکدیگر را درک کنند و بهطور طبیعی از منافع یکدیگر در برابر حضور بیگانگان دفاع کنند. از این لحاظ، ترکیه هم مخالف سرسخت حضور پررنگ آمریکا در منطقه است، چون فضا را برای بازی این کشور در میدانهای نفوذ سنتی خود تنگ میکند. از این نگاه، گسترش روابط همهجانبه بین ایران و روسیه یک «نیاز متقابل استراتژیک» است که در سالهای گذشته به دلیل همین فضای بدبینی افکار عمومی و البته سیاست حسابشده غربیها در فاصلهانداختن بین دو کشور از آن غفلت شده است. جای تعجب است که با تمام ظرفیتهای بالقوه اقتصادی، اتصال جغرافیایی و امتیازات ژئوپلیتیک در حوزه اتصال ترانزیتی و... حجم تبادلات اقتصادی دو کشور تا همین چند سال گذشته کمتر از دو، سه میلیارد دلار بود؟ کافی است که کریدور شمال-جنوب که از شهرهای تاریخی منطقه قفقاز میگذرد و به خلیج فارس و هند میرسد، در روابط دو کشور فعال شود تا حجم تبادلات اقتصادی دو کشور در حوزه ترانزیت کالاها، انرژی، توریسم و... به بالای صد میلیارد دلار در سال برسد.
درحالیکه دولت سیزدهم منتسب به نگاه تمایل به شرق است، شرق از جمله روسیه و چین معادلات منطقهای و بینالمللی خاص خود را دارند. شاید بتوان گفت شرایطی که اکنون روسیه در تعامل با غرب بهویژه بر سر اوکراین از سر میگذراند، تا حدود زیادی از دهه گذشته متفاوت است. این زورآزمایی روسیه و تعامل این کشور با اروپا و آمریکا، اکنون میتواند در صحنه بینالمللی به نفع ایران باشد یا ایران را در خود حل میکند و به نوعی تهران در اردوگاه مسکو تعریف میشود؟
ببینید تمایل به شرق یا غرب در حوزه روشنفکری و سیاستگذاری کشورمان یک افسانه است و به نظرم مصرف سیاسی داخلی داشته و بیشتر در حوزه نخبگان و رسانهها مطرح میشود. دولتها بنا به تقاضاهای اقتصادی و محدودیتهای استراتژیک سیاستهای عملگرایانه خود را دنبال میکنند. در روند تکامل «دولت ایرانی»، شرقگرایی بیشتر مساوی با منطقهگرایی و جبر تاریخی ضرورت تولید قدرت در منطقه، به دلیل تنهایی استراتژیک در یک محیط ناامن در نظر گرفته شده است. بر همین مبنا، تهران هیچوقت در اردوگاه مسکو (یا پکن) تعریف نمیشود، چون ایران خود یک قدرت منطقهای و با اعتمادبهنفس است. از این نگاه، گسترش روابط کشورمان با روسیه (و چین) که منطق تقویت چندجانبه گرایی منطقهای دارد، قطعا بر ارزش استراتژیک کشورمان در معادلات منطقهای و جهانی میافزاید. همین الان هم غربیها از ایجاد مثلث آسیایی ایران-روسیه-چین نگران هستند و استراتژیستهای آنها از جمله هنری کیسینجر در مواردی بهصراحت به آن اشاره کردهاند.
همزمان باید به این نکته مهم توجه کنیم که نگاه به شرق در ادبیات روابط بینالملل بیشتر با رشد اقتصادی و انتقال تکنولوژی گره خورده و بیشتر هم مربوط به چرخش قدرت اقتصادی جهان به سمت آسیا با محوریت چین میشود. خود غربیها، البته با نگاه متفاوت اروپاییها و آمریکاییها، تمایل به گسترش روابط با شرق در چارچوب رشد اقتصادی معقول دارند. بدیهی است که در این معادله هر کشوری به دنبال حداکثریکردن منافع خود باشد. اما در مورد کشورمان، اتفاقا تبادلات و گرایش به شرق در دولت آقای روحانی تقویت شد ولی موضوع برجام و تحریمهای آمریکا بهنوعی بر تقویت روابط ایران با شرق سایه افکنده بود. اکنون در دولت آقای رئیسی تداوم آن سیاست در قالب یک «اصل» مهم در پیشبرد سیاست خارجی ایران نهادینه، سندسازی (امضای سندهای همکاری 25ساله ایران و چین و 20ساله ایران و روسیه) و عملیاتی میشود.
اما از نگاه دوم، روسیه الزاما در معادله شرق تعریف نمیشود بلکه یک قدرت بزرگ اورآسیایی است که همچنان خواهان تأثیرگذاری بر مسائل جهانی و منطقهای در چارچوب منافع ملی خود، البته با یک نگاه جدید است. اکنون نوع جدیدی از «واقعگرایی سیاسی» در رویکرد سیاست خارجی روسیه تقویت میشود که مبنای آن تمرکز بر ایجاد سازوکارهای جدید سیاسی-امنیتی به عنوان یک ضرورت برای نهادینهکردن یک دنیای متوازن است که در آن «معادله غرب» نقش هژمون در روندهای جاری سیاسی-امنیتی جهان را نداشته باشد. سیاست فعلی روسیه در مواجهه با بحران اوکراین هم بهنوعی در قالب جلوگیری از گسترش نقش و نفوذ غرب در حوزه نفوذ سنتی خود در اروپا میشود. البته این نوع نگاه، الزاما خواهان حذف یا تضعیف نقش غرب، بهویژه اروپا، از صحنه سیاست جهانی نیست. بر این مبنا، روسیه سعی دارد تا از ابزار «امنیتسازی» و ارائه «راهکارهای واقعگرایانه سیاسی» برای حل مشکلات منطقهای و جهانی و در قالب ایفای نقش بهعنوان پل اقتصادی-سیاسی بین شرق و غرب عمل کند. (نوع مواجهه روسیه با ظهور طالبان در افغانستان و بحرانهای سوریه و لیبی نمونههایی در این زمینه هستند). اما در مورد نگاه روسیه به کشورمان، در بالا هم گفتم که نگاه روسها به ایران توأم با احترام و بهادادن به شأن تاریخی به یک دولت باسابقه و قوی ملی است، پس ما هیچوقت نباید نگران غلتیدن در اردوگاه مسکو باشیم، بهتر است از این نگاه تدافعی خارج و قدرت و ظرفیتهای گسترش روابط با روسیه را در راستای تأمین منافع ملی خود مدیریت کنیم. یک قدرت منطقهای مانند ایران برای افزایش عیار قدرت منطقهای، باید جایگاه خود در صحنه معادلات جهانی را قویتر و با اعتمادبهنفس بالاتر تعریف کند.
بدون شک یکی از مهمترین زمینههای همکاری فعلی ایران و روسیه، موضوع برجام است. بسیاری در فضای رسانهای حتی به نقش نماینده روسیه در مذاکرات برجام که به نوعی سخنگویی مذاکرات را در دست گرفته، ابراز بدبینی کردهاند. این وضعیت درحالیکه ایران و آمریکا مذاکره مستقیمی نیز با یکدیگر ندارند، شکل حادتری به خود گرفته است. نقش روسیه را در برجام چگونه میبینید؟ چقدر روسیه علاقهمند به احیای برجام است؟ برخی معتقدند احیا یا عدم احیای برجام، هر دو برای روسیه یکسان است و در هر حالت روسیه میتواند با ایران همکاری خود را داشته باشد. علاوهبراین روسیه چندان علاقهمند به بهبود رابطه ایران و غرب نیست. تحلیل شما در این زمینه چیست؟
شاید این تصویرسازی از نماینده روسیه به دلایل شخصی حضور نمایشی ایشان در رسانهها و علاقه زیاد به توییتکردن باشد. البته نمیتوان انکار کرد که روسیه عنصر قدرتمند در مذاکرات هستهای پیشرو است و دیدگاههای روسیه به طور اجتنابناپذیر به دلیل وزن بالای این کشور در معادلات استراتژیک و خلع سلاحی جهانی و حق وتو در شورای امنیت سازمان ملل متحد بر دیدگاه ایران تأثیر میگذارد؛ اما قطعا روسیه خواهان احیای برجام به دلایل متفاوت است. نخست و از یک نگاه خلع سلاحی و استراتژیک، احیای برجام منجر به تقویت نظام عدم اشاعه هستهای یا انپیتی میشود که روسیه خود یکی از طرفداران جدی آن است.
دوم، احیای برجام و رفع تحریمها منجر به گسترش تبادلات تجاری-فناوری، تسلیحاتی و همکاریهای هستهای روسیه با ایران میشود. در خبرها آمده که یکی از دستورکارهای اصلی سفر آقای رئیسی امضای قرارداد فروش تسلیحات پیشرفته روسی و فناوری ماهوارهای و... به ایران است. سوم، احیای برجام تنش ایران و غرب را مدیریت میکند و مانع از بروز یک جنگ احتمالی میشود که روسها به هیچگونه خواهان آن نیستند. هرگونه بیثباتی و بحران جدید در منطقه بهویژه یک منازعه مستقیم بین ایران و رژیم اسرائیل به ضرر منافع روسیه است. در یک نگاه کلی، به نظرم روسیه تلاش میکند تا از اهرمهای نقشسازی خود در سطح جهانی از جمله در شورای امنیت سازمان ملل متحد و بهویژه بهرهبرداری از «حق وتو» سیاست جهانی را به نفع منافع خود تنظیم کند و رویکرد روسیه در مذاکرات هستهای جاری بین ایران و قدرتهای بزرگ حاکی از این نوع نقش است؛ یعنی روسیه از خواستههای ایران در رفع تحریم، توسعه فعالیتهای موشکی و نقش منطقهای ایران حمایت میکند؛ اما همزمان مخالف حرکت ایران به سمت «ژئوپلیتیک هستهای» (دستیابی احتمالی به سلاح هستهای) با افزایش غنای اورانیوم بالای 60 درصد، خروج ایران از معاهده منع اشاعه هستهای (انپیتی) و پروتکل الحاقی یا تهدید مستقیم ایران نسبت به امنیت اسرائیل و عربستان سعودی است. در محیط ضعف فزاینده آمریکا در نقشسازی منطقهای، اکنون روسیه خواهان ایفای نقش «آزادانه» خود در سروساماندادن به بحرانهای منطقهای با شیوه روسی و با تکیه بر مفهوم «امنیت بینالملل» است. این شیوه مبتنی بر بهکارگیری مکانیسمهای حفظ حاکمیت مستقل و تمامیت ارضی کشورها، عدم مداخله در امور کشورها، استفاده از ابزارهای سازمان ملل، برقراری آتشبس در منازعه و حضور صلحبانان روسی، تکیه بر راهحلهای ملی، انتخابات عمومی و مذاکرات قدم به قدم و... است. بر این مبنا، روسیه خواهان روابط همزمان با ایران و رژیم صهیونیستی است و سعی دارد تا جنگ سرد آنها در قالب «موازنه وحشت» به جنگ گرم تبدیل نشود. روسیه خواهان روابط خوب و همزمان با ایران و اعراب حوزه خلیج فارس و ترکیه است. روسیه از شکافهای درونعربی مانند مورد قطر و سعودی و امارات حمایت نمیکند. نهایتا و مهمتر در پاسخ به پرسش شما و برخلاف دیدگاههای غالب و همانطورکه در بالا اشاره کردم، روسیه (مانند چین) خواهان تداوم تنش فزاینده میان ایران و آمریکا نیست؛ چون این تحول خود میتواند منجر به بازگشت و تمرکز آمریکا به مسائل منطقهای شود؛ بنابراین به نظرم روسیه خواهان حل بحران هستهای بین ایران و غرب، البته در چارچوب تأمین منافع خود است. سفر آقای رئیسی به روسیه میتواند سفر مهمی باشد.
به نظر شما محمل این سفر بیشتر روابط دوجانبه است یا برجام و مسائلی که دو کشور در حوزه بینالملل دارند؟ به نظرم سفر آقای رئیسی به روسیه یک نقطه عطف در روابط دو کشور بوده و میتواند روابط مبتنی بر «همکاریهای همهجانبه» را که در بالا و در یک قالب کلان مفهومسازی کردم، تقویت و نهادینه کند. طبیعی است که از درون این روابط کلان، روابط دوجانبه و چندجانبه منطقهای در ابعاد اقتصادی و سیاسی، موضوعات ژئواستراتژیک مربوط به امنیت بینالملل مانند برجام و حل بحرانهای منطقهای، همکاری در حوزه انرژی و تبادلات تجاری، همکاریهای فناوری، ماهوارهای، صنایع دفاعی و تسلیحاتی، هوش مصنوعی و... ساماندهی بهتری مییابند. به نظرم دو ملت با توجه به پویاییهای تحولات منطقهای و جهانی به ضرورت تقویت «روابط همهجانبه» بیشتر پی بردهاند. اکنون دو کشور در مرحلهای از تاریخ خود هستند که حوزه پیشبرد «سیاست» و «اقتصاد» اشتراکاتی با هم دارند. در حوزه سیاست، نوعی «محافظهکاری پیشرو» را بهعنوان مدل حکمرانی پذیرفتهاند که اولویت را به تقویت «امنیت» و «اقتصاد» و به طور کلی تولید قدرت ملی میدهد. در حوزه اقتصاد هم دو کشور خواهان رشد و توسعه اقتصادی مبتنی بر تقویت «تولید ملی» و ادغام اقتصادی دوجانبه و چندجانبه منطقهای هستند. در خبرها آمده که امضای سند 20ساله همکاری الزاما در دستور کار این سفر نیست؛ چون عناصر و اجزای آن هنوز کامل نشده است؛ اما به هر حال ایران باید از فرصت نقش جدید و تمایل روسیه در حضور در میدانهای شرق و بهویژه در منطقه اوراسیا و غرب آسیا در جهت توسعه روابط اقتصادی، ترانزیتی و بهویژه برای میانجیگریهای منطقهای توسعه روابط، بهعنوان نمونه با عربستان سعودی و سایر کشورهای عربی منطقه، جلوگیری از رشد پانترکیسم به رهبری ترکیه در مرزهای شمالی یا حفظ موازنه وحشت با رژیم اسرائیل بیشتر استفاده کند. باید توجه داشت که روسیه رقیب اصلی استراتژیک آمریکا (یعنی رقیب راهبردی ایران در کاهش نقش منطقهای کشورمان) بوده و باقی میماند. برخلاف چین که با آمریکا منافع اقتصادی داشته و همواره نگران افزایش تضاد با آمریکا برای ازدستدادن رشد اقتصادی خود است و به همین علت روابط محتاطانهتری با ایران دارد، روسیه به دلایل ژئواستراتژیک و تاریخی هراسی از آمریکا ندارد؛ بنابراین میتوان از نقش روسیه برای متعادلکردن نقش آمریکا و اروپاییها در منطقه بزرگتر غرب آسیا در چارچوب تأمین منافع و امنیت ملی ایران استفاده کرد.
به گزارش کبنا نیوز، روزنامه اعتماد نوشت: ولاديمير پوتين، رييسجمهور فدراسيون روسيه روز چهارشنبه (امروز) ميزبان ابراهيم رييسي، رييسجمهور ايران است. نخستين سفر رييسي به روسيه به دعوت پوتين در نخستين روزهاي سال 2022 ميلادي و در شرايطي صورت ميگيرد كه روي ميز مذاكرات ميان دو كشور پروندههاي بيشماري قرار گرفتهاند. رابطه جمهوري اسلامي ايران و فدراسيون روسيه در چند سال اخير سير صعودي را طي كرده به گونهاي كه محمدجواد ظريف، وزير خارجه پيشين ايران در مجموع هشت سال حضور در اين وزارتخانه بيش از 30 بار به مسكو سفر كرد و سال گذشته در همين حوالي زماني (26 ژانويه 2021) در نشست خبري كه با سرگئي لاوروف، همتاي روس خود در مسكو داشت با يادآوري اين مساله گفت كه «شمار سفرهايم به مسكو آنقدر زياد بوده كه عدد آن را فراموش كردهام.»
دولت سيزدهم به رياست ابراهيم رييسي درست مانند حسن روحاني، رييس دولتهاي يازدهم و دوازدهم كار خود در حوزه سياست خارجي را با شعار اولويت دادن به همكاري با كشورهاي همسايه و منطقه آغاز كرده و طبيعي است كه روسيه در اين حوزه از اهميت قابل توجهي براي ايران برخوردار باشد. ابراهيم رييسي در حالي راهي مسكو شده است كه از آخرين سفر رييسجمهور ايران به روسيه 5 سال ميگذرد و مجموعهاي از تحولات زمينه براي همكاري بيشتر دو كشور به خصوص در حوزه روابط اقتصادي دو و چندجانبه و همچنين همكاريهاي منطقهاي را بيش از پيش مهيا كرده است.
شامگاه دوشنبه حسين اميرعبداللهيان و سرگئي لاوروف، وزراي خارجه ايران و روسيه در آستانه سفر رييسي به مسكو در يك تماس تلفني درباره موضوعات مورد بحث در جريان اين سفر تبادل نظر كردند.
سرگئي لاوروف روز جمعه هم در نشست خبري سالانه خود درباره سفر رييسجمهور ايران به روسيه گفته بود: «اين يك ديدار مهم است و بايد ارتباطات در عاليترين سطح ادامه پيدا كند، اهميت اين ديدار در لزوم تطبيق يادداشتها درخصوص تمام مسائل و دستوركارها بهويژه با توجه به تغيير رياست دولت ايران است و بايد تضمين تداوم تبادلات اقتصادي و ديگر حوزهها را تحليل كنيم.»
بر اساس خبري كه وزارت خارجه ايران درباره گفتوگوي تلفني اميرعبداللهيان و لاوروف منتشر كرد، وزير امور خارجه ايران در اين تماس تلفني درباره مشكل پيش آمده در زمينه صادرات يكي از اقلام كشاورزي ايران به روسيه كه اكنون به دليل برخي تشريفات اداري با مشكل مواجه شده، بر ضرورت تسريع در حل و فصل موضوع تاكيد كرد. وزير امور خارجه روسيه در پاسخ، ضمن تاكيد بر فني بودن مشكل پيش آمده گفت كه موضوع از طريق نهادهاي ذيربط در حال پيگيري و حل و فصل است. لاوروف افزود: «بر اساس توافقات موجود، واردات و صادرات اقلام كشاورزي بين دو كشور به صورت طبيعي جريان دارد و براي حل مشكل واردات فلفل دلمه از ايران نيز جهات ذيربط دو كشور در حال هماهنگي هستند.»
همزمان كاخ رياستجمهوري روسيه نيز با صدور بيانيهاي درباره حضور رييسي در مسكو اعلام كرد در ديدار رييسجمهور ايران با «ولاديمير پوتين» دو طرف درباره برجام رايزني خواهند كرد. در ادامه اين بيانيه آمده است: در مذاكرات ۱۹ ژانويه، پوتين و رييسجمهور ايران در مورد اجراي پروژههاي مشترك اقتصادي و موضوعات بينالمللي گفتوگو خواهند كرد.
به گزارش رسانه روسي ايتارتاس، «الكساندر ژاكوف»، قانونگذار ارشد مجلس دوماي روسيه و ابراهيم رييسي روز پنجشنبه در جمع گروهي از قانونگذاران اين مجلس سخنراني خواهند كرد. به گفته اين مقام روسي جلسه روز پنجشنبه «دوماي دولتي» كه مجلس سفلاي روسيه است با سخنراني رييسجمهور ايران آغاز خواهد شد.
نخستين سفر ابراهيم رييسي به مسكو در جامه رييسجمهور ايران در رسانههاي منطقهاي و بينالمللي انعكاس قابل توجهي يافته و بسياري آن را مهمترين سفر خارجي رييس دولت سيزدهم از ابتداي آغاز به كار از ميانه مرداد ماه دانستهاند. تايمز اسراييل در گزارشي درباره اين سفر به همزماني آن با مذاكرات احياي برجام در وين اشاره كرده و نوشته است كه وزير خارجه روسيه اخيرا از پيشرفت در اين مذاكرات خبر داده بود. مسكو و تهران پيوندهاي قوي سياسي، اقتصادي و نظامي با هم دارند و در حالي كه در پرونده سوريه در چند سال اخير متحد حساب شدهاند در پرونده افغانستان هم منافع مشتركي دارند. ابراهيم رييسي در چند ماه گذشته از دولتش به تاجيكستان و تركمنستان سفر كرده و سفر به روسيه سومين سفر خارجي او حساب ميشود.
همزماني سفر رييسجمهور ايران به روسيه در ميانه مذاكرات براي احياي برجام ميان ايران و 1+4 و ايالات متحده در وين بيشتر نگاهها و خطوط خبري در رسانهها را به سمت نقش روسيه در مذاكرات هستهاي متمركز كرده و اين در حالي است كه روايتي كه تهران و مسكو از اولويتهاي اصلي اين سفر ارايه ميكنند متمركز بر دستوركار اقتصادي و تجاري اين سفر است.
جدا از پروندههاي سياسي و امنيتي چون برجام، سوريه، افغانستان، بحران قرهباغ يا تلاش براي رسيدن به مكانيسمي براي تامين ثبات در منطقه خليج فارس، ايران و روسيه از تلاش براي توسعه رابطه تجاري و اقتصادي هم در حوزه دو و چندجانبه خبر ميدهند. علي بهادريجهرمي، سخنگوي دولت در حساب كاربري خود در توييتر با اشاره به اينكه ديدار با فعالان اقتصادي يكي از برنامههاي رييسي در مسكو است، نوشت: محور مباحث و جلسات توسعه صادرات به روسيه و تقويت ارتباطات تجاري و اقتصادي است.
مسائلي چون مهياسازي مقدمات براي امضاي سند راهبردي ۲۰ ساله بين ايران و روسيه، آغاز روند عضويت ايران در سازمان همكاري شانگهاي و تمديد توافقنامه تجارت آزاد بين ايران و اتحاديه اقتصادي اوراسيا براي سه سال ديگر از نمونههاي شكلگيري اين اراده در دو طرف است. ايران و روسيه هر دو در زمره كشورهايي هستند كه از سوي ايالات متحده هدف تحريم قرار گرفتهاند و به نظر ميرسد كه اين مساله ميتواند نقش موتور محرك در تلاشها براي توسعه روابط اقتصادي دوجانبه را بازي كند. در چند سال اخير، دو طرف به سمت تعريف و تبيين كانالهاي نقل و انتقال مالي مستقل از سيستم دلار حركت كردهاند و همزمان بر يافتن راهكارهايي براي توسعه تجارت دو جانبه به گونهاي كه از سيستم تحريمهاي يكجانبه امريكا تاثير نپذيرد هم متمركز شده اند.
اين نكته در گفتوگوي سفير روسيه در تهران در آستانه سفر رييسي به مسكو نيز مورد اشاره قرار گرفته است. لوان جاگاريان در گفتوگو با خبرگزاري دولتي ايرنا با اشاره به انتصاب جواد اوجي، وزير نفت به عنوان رييس كميسيون مشترك ايران و روسيه گفت: اميدواريم كه در اين سفر، آقاي اوجي فرصت ديدار با «نيكلاي شولگينوف» همتاي روسي خود را پيدا كند تا تاريخ و محل نشست بعدي كميسيون مشترك دو كشور مشخص شود. دو سال و نيم از برگزاري نشست قبلي كميسيون مشترك اقتصادي ايران و روسيه گذشته و زمان آن فرا رسيده كه كميسيون دوباره تشكيل جلسه بدهد. در حال حاضر، نوبت ميزباني طرف روسي است. برگزاري نشست كميسيون مشترك دو كشور براي تداوم همكاريها بسيار مهم است زيرا دو كشور پروژههاي مشترك اقتصادي زيادي را دنبال ميكنند كه راهآهن، نيروگاه حرارتي سيريك در هرمزگان و نيروگاه بوشهر از جمله اين پروژهها هستند.
يكي از نكتههاي مورد انتقاد در رابطه ايران و روسيه، پايين بودن روابط تجاري ميان دو كشور بهرغم مهيا بودن بسترهاي آن در چند دهه اخير است. به گزارش خبرگزاري صدا و سيما، سخنگوي گمرك ايران در آستانه سفر رييسي به روسيه خبر داد: «از تجارت سه ميليون و ۵۵۸ هزار و ۴۹۱ تني با روسيه به ارزش ۱/۶۵۶/۹۹۷/۳۲۲ دلاري تا پايان آذرماه، ۸۳۸ هزار و ۶۰۲ تن كالا به ارزش ۳۹۲ / ۸۷۷ /۴۳۲ دلار سهم صادرات ايران به روسيه بود.» اين در حالي است كه كل واردات روسيه در سال ۲۰۲۰ بيش از ۳۰۵ ميليارد دلار بود كه نشان ميدهد روابط تجاري دو كشور در وضعيت مطلوبي قرار ندارد. شعيب بهمن از كارشناسهاي مسائل اوراسيا در اين باره ميگويد: «تفاهمنامههاي تجاري زيادي بين ايران و روسيه منعقد شده. ميزان قراردادهاي تجاري كه به مرحله امضا رسيده به بيش از ۲۵ ميليارد دلار ميرسد اما شاهد آن هستيم كه سطح روابط تجاري عملياتي شده بين دو كشور كمتر از ۲ ميليارد دلار است.»
به گزارش «اعتماد» انتظار ميرود كه در اين سفر، هيات اقتصادي همراه با رييسجمهور مقدمات قرار گرفتن دو كشور در آستانه امضاي «سند همكاري ۲۰ ساله» ميان تهران و مسكو را فراهم كنند. ايران و روسيه يك سند همكاري راهبردي ۲۰ ساله را در سال 13۷۹ امضا كردهاند كه مهلت آن اسفند سال گذشته به پايان رسيد اما به گفته برخي منابع، مراحل آمادهسازي اين سند هنوز نهايي نشده است.
به گزارش «اعتماد» در حوزه سياسي و امنيتي هر روز بر تعداد پروندههاي مشترك ايران و روسيه افزوده ميشود. تهران و مسكو پس از قرار گرفتن در يك جبهه در بحران سوريه اقدام به شكل دادن به روند آستانه با مشاركت تركيه براي پايان دادن به جنگ داخلي در سوريه كردند. روندي كه به نظر ميرسد نسبت به ساير روندهاي منطقهاي و بينالمللي در بحران سوريه موفقتر بوده است. علاوه بر اين روسيه و ايران هر دو براي بازگشت ثبات و امنيت به خليجفارس هم طرحهاي مشابهي براي شكلگيري ساختار امنيتي با حضور بازيگران منطقهاي ارائه كردهاند كه همچنان روي ميز و در انتظار پاسخ مثبت كشورهاي عربي حاشيه خليج فارس به خصوص عربستان قرار دارد. با خروج ايالات متحده از افغانستان و روي كار آمدن طالبان در اين كشور، تهران و مسكو در اين پرونده نيز منافع مشتركي يافتهاند كه بر حجم همكاريها ميان دو كشور افزوده و امروز مطالبه تشكيل دولت فراگير در افغانستان به بخشي از ادبيات سياسي هر دو در قبال افغانستان بدل شده است. در بحران قرهباغ نيز هر چند روسيه نقش كليدي را در كاستن از تنش ميان ارمنستان و آذربايجان ايفا كرد اما مشورتهاي مداوم تهران و مسكو هم در اين پرونده ادامه دارد. از سوي ديگر روسيه در مذاكرات جاري براي احياي برجام در وين نقش پررنگتري را برعهده گرفته و در پاي ميز مذاكره نگه داشتن تهران و تروييكاي اروپايي به علاوه ايالات متحده هم قويتر از پيش ظاهر شده است.
ايران، روسيه و چين در خليج فارس رزمايش برگزار ميكنند
روز گذشته خبرگزاري ريانووستي روسيه از برگزاري يك رزمايش مشترك دريايي ميان ايران، چين و روسيه خبر داد. ريانووستي اين خبر را به نقل از ناوگان دريايي منطقه پاسيفيك (اقيانوس آرام) روسيه اعلام كرده اما به زمان برگزاري اين رزمايش اشارهاي نكرده و جزييات بيشتري درباره آن ارايه نداده است. سفارت مسكو در تهران اعلام كرده است كه اين رزمايش اوايل سال 2022 در خليج فارس و با تمركز بر امنيت دريانوردي و مبارزه با راهزني و دزدي دريايي انجام خواهد شد.
پيش از اين، «لوان جاگاريان» سفير فدراسيون روسيه در تهران اعلام كرده بود كه نيروهاي دريايي ايران، روسيه و چين در روزهاي پاياني سال ۲۰۲۱ يا اوايل سال ۲۰۲۲، رزمايش نظامي در خليج فارس برگزار ميكنند. بر اساس اين گزارش، تاكنون چندين ناو روسيه از ناوگان اقيانوس آرام نيروي دريايي اين كشور در بندر چابهار پهلو گرفته است. مقامات ناوگان دريايي روسيه در يك كنفرانس براي برگزاري اين رزمايش دريايي مشترك كه با حضور كشتيهاي جنگي ايران، روسيه و چين برگزار خواهد شركت خواهند كرد.
چرا سفر رئیس جمهوری ایران به مسکو مهم است؟ سفر استراتِژیک رئیسی به روسیه
ابتکار: آیتالله سید ابراهیم رئیسی، رئیس دولت سیزدهم در روزهای آتی در اولین سفر دو جانبه خود در مقام رئیس جمهوری به دعوت چندین باره ولادیمیر پوتین رئیس فدراسیون روسیه به مسکو سفر میکند تا در ملاقاتی مفصل با همتای روس خود در ارتباط با موضوعات مهم روابط دوجانبه و برنامههای دو کشور برای توسعه مناسبات در حوزههای مختلف از جمله عرصه اقتصادی و تجاری رایزنی و گفتوگو کند.
به گزارش ایسنا، سفر حائز اهمیت رئیس جمهوری ایران به روسیه در حالی انجام میشود که ولادیمیر پوتین، رئیس جمهوری روسیه، اولین مقام عالی رتبه خارجی بود که در پیامی انتخاب ابراهیم رئیسی به عنوان رئیس جمهوری جدید ایران را پس از برگزاری سیزدهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری در خردادماه ۱۴۰۰ تبریک گفت.
روسای جمهوری دو کشور تاکنون دیدار حضوری با یکدیگر نداشتهاند و بر خلاف برنامهریزیهای صورت گرفته برای دیدار این دو مقام عالی رتبه در حاشیه اجلاس شانگهای در شهر دوشنبه در شهریورماه سال جاری این دیدار به دلیل ابتلای یکی از نزدیکان پوتین به کرونا و قرنطینه شدن وی به خاطر این موضوع به تعویق افتاد و این دیدار به یک گفت وگوی تلفنی تبدیل شد؛ گرچه در ۲۵ آبان ماه سال جاری نیز بار دیگر دو رئیس جمهوری با یکدیگر به صورت تلفنی گفتوگو و رایزنی کردند.
سفر رئیس جمهوری ایران به روسیه با دستور کار توسعه تعاملات اقتصادی و تجاری دو کشور در راستای نگاه راهبردی ایران به شرق انجام می شود و کارشناسان و تحلیلگران عرصه سیاست خارجی در این ارتباط تاکید دارند که گسترش روابط ایران با حوزه شرق برای تقویت جایگاه ایران هم از موضع بازیگری ژئوپلیتیکی و اقتصادی و هم از موضع سیاسی در برابر فشار غرب حائز اهمیت است.
مهمترین دستور کارهای اقتصادی سفر رئیسجمهوری به مسکو
همانطور که ایران در شهریورماه سال جاری در نشست دوشنبه با حمایت کشورهایی چون چین و روسیه در پی رایزنی های فشرده مقامات وزارت خارجه دولت های دوازدهم و سیزدهم به عضویت دائم سازمان شانگهای در آمد به نظر می رسد یکی از مهمترین دستور کارهای سفر رئیسی به مسکو در جریان دیدار با پوتین پیگیری بحث عضویت دائم ایران در اتحادیه تجاری اوراسیا است.
در همین چارچوب کارشناسان معتقد هستند با توجه به تنوع بازار و تنوع منابع موجود در کشورهای عضو این اتحادیه، عضویت دائم در آن یک فرصت قابل توجه برای اقتصاد ایران ایجاد میکند و میتوان از این طریق بخشی از اثر تحریمها را جبران کرد. قطعا ورود به اتحادیه اقتصادی اوراسیا و همکاری با این اتحادیه میتواند دروازه جدیدی برای اقتصاد ایران باشد که بتواند با سایر اعضا به راحتی روابط اقتصادی برقرار کند و یا روابط خود را توسعه دهد. ایران مدت طولانی شرکت کننده در موافقت نامه موقت اتحادیه اقتصادی اوراسیا بوده است و اکنون مدتی است که روند برای عقد موافقت نامه دائمی ایران با این اتحادیه آغاز شده است و این امید وجود دارد که با حمایت روسیه این روند تسریع و نهایی شود.
در سالهای اخیر روابط ایران و روسیه در حوزه تعاملات سیاسی در عرصه دو جانبه و همچنین همکاری های منطقهای از رشد قابل توجهی برخوردار بوده است ولی این تعاملات در حوزه تجاری رشد چشمگیری نداشته است گرچه برخی از کارشناسان معتقد هستند که اقتصاد دو کشور ایران و روسیه با توجه به نوع فعالیت های تجاری و اقتصادی دو کشور، چندان مکمل یکدیگر نیستند و نباید انتظار چشم گیری در این زمینه داشت ولی واقعیت این است که علیرغم این موضوع متاسفانه دو کشور از ظرفیت های حداقلی موجود نیز برای گسترش روابط استفاده نکرده اند و پتانسیل های موجود در این زمینه نادیده گرفته شده است.
به گفته قائممقام اتاق بازرگانی و صنعت روسیه در سال جاری میلادی حجم تجارت بین دو کشور برای اولین بار در طول روابط دو کشور به بیش از سه میلیارد دلار رسیده که بخش اعظم این حجم از مبادلات تجاری به محصولات کشاورزی دو کشور اختصاص دارد و قطعا ظرفیتها بین دو کشور برای گسترش همکاری های اقتصادی بیش از آن چیزی است که اکنون وجود دارد و نسبت به برنامه بلندمدت ایران که ۲۰ میلیارد دلار میزان تجارت ایران و روسیه را در نظر گرفته است، ۳ میلیارد دلار عدد کمی است.
به گزارش ایسنا، به نظر می رسد از جمله دیگر دستور کارهای اقتصادی سفر رئیسی به مسکو گسترش همکاری های دو کشور در حوزه ترانزیت و حمل و نقل باشد؛ موضوعی که می تواند برای دو کشور سالانه درآمد میلیاردی به همراه داشته باشد.
ایران و روسیه هر دو با توجه به نوع اهداف و سیاستهای خود در عرصه خارجی و مخالفتشان با سیاستهای یک جانبه آمریکا در عرصه بینالملل بارها مورد تحریم دولت واشنگتن قرار گرفته اند و اثرات مستقیم و غیر مستقیم تحریمها بر اقتصاد خود را به خصوص در حوزه های پولی و بانکی از نزدیک لمس کردهاند در همین چارچوب تهران و مسکو از جمله کشورهایی هستند که معتقد هستند که آمریکا دلار را به ابزاری برای فشار به کشورهای منتقد خود تبدیل کرده است و در این راستا لازم است که کشورها تا آنجا که امکانپذیر است حداقل در روابط تجاری دو طرفه از واحدهای پولی ملی خود استفاده کنند و در این ارتباط با یکدیگر پیمان دوجانبه پولی و بانکی امضا کنند در این ارتباط در سال های اخیر رایزنیها و اقداماتی بین دو کشور ایران و روسیه انجام شده است و این انتظار وجود دارد با استفاده از فرصت این سفر، ایران بتواند با همکاری مشترک نسبت به بحث مراودات بانکی در یک بستر کاملاً شفاف و مشخص با روسیه اقدام کند تا بخشی از محدودیتهای مراودات بانکی و پولی که امروز با آنها مواجهیم، کنار گذاشته شود.
به نظر میرسد در جریان ملاقات چند ساعته رئیس جمهوری با پوتین، علاوه بر موضوعات اقتصادی، روسای جمهوری دو کشور در مورد موضوعات سیاسی، دفاعی و امنیتی و آخرین تحولات منطقهای و بین المللی از جمله تحولات سوریه، یمن، افغانستان، تشدید تنشهای بین آمریکا و روسیه در حوزه اوکراین و گسترش ناتو در شرق اروپا و… رایزنی و گفتوگو کنند.
یکی دیگر از موضوعات مهمی که ایران و روسیه در ارتباط با آن دارای مواضع نسبتا نزدیکی با یکدیگر هستند موضوع مذاکرات وین و حمایت روسیه از موضع تهران در ارتباط با بحث لغو تحریمهای آمریکا علیه ایران است و پیشبینی میشود در جریان سفر، مقامات عالی رتبه دو کشور رایزنی هایی برای نزدیکی هرچه بیشتر مواضع و دیدگاههایشان با یکدیگر داشته باشند؛ گرچه محور اصلی این سفر موضوعات اقتصادی اعلام شده است.
سفر پوتین به تهران در آینده نزدیک
طی سالهای اخیر چندین بار روسای جمهوری دو کشور ایران و روسیه برای شرکت در نشستهای چندجانیه و رایزنیهای منطقهای و بینالمللی به کشورهای یکدیگر سفر کردهاند چنان که ولادیمیر پوتین در آذرماه ۱۳۹۴ برای شرکت در نشست سران کشورهای صادر کننده گاز، در آبان ماه ۱۳۹۶ برای شرکت در نشست سه جانبه روسای جمهوری ایران، آذربایجان و روسیه و در شهریورماه ۱۳۹۷ برای شرکت در نشست سران روند آستانه به تهران سفر کرده است و در فرودگاه مهرآباد تهران به ترتیب زمان سفر مورد استقبال محمد واعظی رئیس وقت دفتر رئیس جمهوری، کرباسیان وزیر وقت اقتصاد و دارایی، اردکانیان وزیر وقت نیرو قرار گرفت.
حسن روحانی رئیس جمهوری وقت ایران نیز در فروردین ماه ۱۳۹۶در چارچوب روابط دوجانبه و همچنین در مردادماه ۱۳۹۸ برای شرکت در اجلاس سه جانبه سران ایران، روسیه و آذربایجان به روسیه سفر کرد و پیش بینی می شود طی آینده نزدیک با کاهش شیوع کرونا شاهد سفر مجدد پوتین به تهران برای شرکت در نشست سران روند آستانه باشیم، نشستی که محدوه زمانی برگزاری آن مشخص شده ولی تاریخ دقیق آن هنوز قطعی نشده است.
سفر رئیس جمهوری ایران به روسیه با توجه به تحولات جاری در منطقه و عرصه بینالملل و این که پوتین در ایام شیوع کرونا دیدارهای خود با مقامات خارجی دیگر کشورها در جریان سفر به روسیه را به حداقل ممکن رسانده است مورد توجه برخی از کشورهای منطقه و فرامنطقه است و ممکن است تلاشهایی از سوی برخی از رسانه های وابسته یا برخی از دولتها صورت بگیرد که حاشیههای این سفر را پررنگ تر از متن آن کنند و با ارائه تحلیل هایی همچون این که ایران از روی استیصال به سمت روسیه رفته است و یا این که تمایل ایران برای گسترش روابط به شرق از جمله روسیه و چین مخالف با اصل شعار نه غربی و نه شرقی است و یا با مطرح کردن برخی از مسائل تاریخی بین ایران و روسیه و پررنگ کردن آنها با هدف تقویت این ذهنیت در مردم ایران که روسیه کشور قابل اعتمادی نیست این سفر را از اهداف خود دور کنند و اجازه ندهند که ایران بتواند از این سفر به منافع حداکثری دست پیدا کند و این موضوعی که باید مورد توجه دست اندرکاران این سفر قرار بگیرد و در برابر این شائبهها و تبلیغات احتمالی پاسخهای قانع کنندهای را به افکار عمومی ارائه کنند و این موضوع نیز مد نظر قرار گیرد که این سفر میتواند نقطه عطفی در روابط ایران و روسیه در دوران جدید که از آن به عنوان روسیه مقتدر یاد میشود، باشد.
گفتوگو با کیهان برزگر
استراتژیستهای آمریکایی نگران هستند
روزنامه شرق نوشت: امروز قرار است ابراهیم رئیسی بهعنوان رئیس دولت سیزدهم جمهوری اسلامی ایران راهی روسیه شود و با ولادیمیر پوتین، رئیسجمهوری این کشور، ملاقات کند. این سفر در حالی برنامهریزی شده که ایران دستکم در پیشبرد مذاکرات هستهای و همکاریهای منطقهای مشارکت بالایی با روسیه دارد. اما ابهامات زیادی درباره رابطه تهران- مسکو در افکارعمومی وجود دارد که محمل انتقادها، گمانهزنیها و جوسازیهای فراوانی میشود. در گفتوگو با دکتر کیهان برزگر، استاد روابط بینالملل، به این پرداختیم که ایران و روسیه در شرایط فعلی در چه زمینههایی میتوانند با یکدیگر همکاری کنند. بزرگر میگوید «همین الان هم غربیها از ایجاد مثلث آسیایی ایران-روسیه-چین نگران هستند و استراتژیستهای آنها ازجمله هنری کیسینجر در مواردی بهصراحت به آن اشاره کردهاند».
از سؤالاتی که همیشه مخاطبان ایرانی درباره روسیه با آن مواجهاند، این است که اساسا رابطه ایران و روسیه در چه سطحی قرار دارد؟ از مفاهیمی مانند «اتحاد استراتژیک» تا «همکاری راهبردی» یا «مشارکت راهبردی» در این رابطه یاد میشود. شما از چه عنوانی برای این رابطه استفاده میکنید؟
به نظرم هیچکدام. از یک نگاه واقعگریانه، منطق روابط دو کشور را باید در قالب «همکاری همهجانبه» تعریف کرد که اصطلاح مناسبتری است؛ بهویژه که با ویژگیهای جغرافیایی، تاریخی و سایز قدرت جاری در روابط دو کشور بیشتر سازگار است. به واقع، صحبت از «اتحاد استراتژیک» با روسیه که بیشتر یک اتحاد نظامی را در ادبیات روابط بینالملل به ذهن متبادر میکند، با اصل قدرتمند و خاص سیاست خارجی «نه شرقی، نه غربی» در تضاد است که ایران را یک قدرت مستقل منطقهای تعریف میکند. ضمن اینکه عصر اتحادها و ائتلافهای استراتژیک به معنای سنتی آن در جهان کنونی گذشته و کشورها دیگر مثل دوران جنگ سرد در قالب بلوکبندیهای سیاسی، نظامی و حتی اقتصادی جایگاه خود را در سیاست بینالملل تعریف نمیکنند. استفاده از اصطلاح «مشارکت راهبردی» نیز در روابط ایران و روسیه چندان واقعگرایانه نیست؛ چون ما اکنون در عصر «دولتمحوری» در سیاست بینالملل هستیم و بهنوعی جهان در حال منطقهایشدن است. در این دوران، تقویت روابط دوجانبه یا چندجانبه بین کشورها در یک منطقه خاص با توجه به اتصالات جغرافیایی و تاریخی در قالب تأمین منافع ژئوپلیتیک کشورها در صحنه سیاست منطقهای و جهانی، اهمیت بیشتری مییابد. علت هم این است که مفاهیمی همچون «ایدئولوژی»، «حکمرانی»، «جنگ»، «امنیت» و... در ادبیات روابط بینالملل تغییر کرده و برخلاف گذشته، اکنون بیشتر در خدمت دولتمحوری و افزایش عیار قدرت ملی کشورها تعریف میشوند. از این نگاه، سازمانهایی همچون اتحادیه اروپا، سازمان همکاری شانگهای، اتحادیه بریکس، حتی ناتو و... بیشتر در قالب تأمین تقاضاهای ملی و منافع فردی کشورها تعریف میشوند که بر قدرت کشورهای عضو بیفزایند، تا اینکه انتظار بر حمایت نظامی، سیاسی یا حتی اقتصادی صرف از یکدیگر در شرایط بحرانی داشته باشند. برای نمونه، نگاه تکتک کشورهای عضو در سازمانهای یادشده به مسائل منطقهای و جهانی، ازجمله مذاکرات هستهای ایران، پدیده مهاجرت، استراتژیهای ضد تروریسم، مواجهه با طالبان و سایر بحرانهای منطقهای، مسائل اقلیمی، موضوعات مربوط به خلع سلاح، حقوق بشر و زنان و... متفاوت و بیشتر متمرکز بر درک حکمرانان این کشورها در مواجهه با این پدیدهها در قالب تأمین منافع دولتهایشان است. یک نمونه آشکار شکاف بین اغلب کشورهای اروپایی (بهویژه رویکرد آلمان که روابط سنتی با روسیه دارد با رویکرد انگلیس و فرانسه) و آمریکا در مواجهه با بحران اوکراین و چگونگی برخورد با روسیه در قالب نقشآفرینی ناتو است. بسیاری از کشورهای اروپایی ورودنکردن به بحران سوریه از سوی دولت اوباما را منجر به توسعه نفوذ روسیه و ضعف معادله غرب در میدانهای شرق اروپا و بهویژه ضعف آمریکا در مقابله با روسیه در شرایط کنونی در نظر میگیرند.
به موازات تلاش مقامات کشور در برقراری رابطه خوب با روسیه، در بین مردم بدبینی شدیدی به روسیه وجود دارد که برخی از آنها از اتفاقهای تاریخی نشئت گرفته و برخی نیز منشعب از اطلاعات غلط است. همراه با این انگاره منفی، میتوان گفت رابطه بین کشورها را نمیتوان در یک دستهبندی همیشگی قرار داد و طبیعتا هر کشوری دنبال منافع خود است؟ در این مورد صحبت کنیم که اکنون منافع ایران و روسیه چقدر متناظر با هم و چقدر متفاوت از یکدیگر است.
تجربه تاریخی به ما میآموزد که نزدیکی به قدرتهای بزرگ، حال روسیه، چین، آمریکا یا حتی کشورهای قدرتمند اروپایی، همیشه در افکار عمومی ایران تأثیر نگرانکننده و حتی منفی داشته است. اما اصل این است که مخاطب ایرانی آگاه باشد هر توافق و رابطهای که منجر به گسترش و تعادل در دیپلماسی، افزایش ارزش استراتژیک و تقویت بنیه اقتصادی کشورمان شود، به نفع ایران است. تقویت روابط با روسیه نیز از این قاعده مستثنا نیست. توجه به چند اصل میتواند شاقول تعیین و تشخیص درجه روابط ایران و روسیه برای مخاطبان ایرانی باشد. نخست اینکه دو کشور حس ناامنی استراتژیک و تهدید نظامی (از آن نوعی که نسبت به آمریکا دارند) از یکدیگر ندارند. دوم، آنها در یکسری از مسائل سیاسی-امنیتی منطقهای و جهانی، ازجمله مواجهه با گسترش نفوذ آمریکا و غرب در مناطق نفوذ سنتی و تاریخی خود، اشتراک نظر دارند. سوم، مجاورت جغرافیایی و اتصال ترانزیتی بر همافزایی و بنیه اقتصادی این دو کشور میافزاید. البته طبیعی است که هر کشوری به دنبال منافع خود باشد. وجود انگارههای منفی تاریخی بین ملتهای ایران و روسیه به دلایل متفاوت نیز یک امر طبیعی بوده و تاریخ روابط بینالملل هم پر است از این بدبینیهای تاریخی. مثلا بدبینیهای موجود بین روسها و چینیها، بین هندیها و پاکستانیها، بین آلمانها و لهستانیها، بین انگلیسیها و فرانسویها، بین اعراب و ترکها، حتی بین آمریکاییها و انگلیسیها که اینقدر دم از نزدیکی افکار و روابط میزنند و... بر نوع روابط آنها تأثیر میگذارد؛ اما واقعیتها و ضرورتهای وجود و تداوم تعاملات اقتصادی و سیاسی در سطوح منطقهای و بینالمللی، آنها را به سمت نوعی مصالحه و مدیریت روابط هدایت میکند.
اما مخاطب ایرانی دو نکته مهم را نباید فراموش کند: یکی اینکه این ایران بود که در زمان رژیم شاه بانی اصلی روابط نزدیک با شوروی آن زمان برای ایجاد تعادل در روابط خود با غرب شد. دومی اینکه ایده نزدیکی استراتژیک بین دو کشور نخست از سوی روسیه و بهویژه شخص پوتین بعد از انعقاد برجام در سال 2015 و احتمال گرایش بیش از اندازه ایران به غرب مطرح شد. برخلاف بعضی از دیدگاهها، روسیه خواهان تداوم تنش در روابط ایران و غرب نیست اما مایل هم نیست که ایران نقطه ورود نفوذ غرب در محیط ژئواستراتژیک خود در منطقه غرب آسیا (خاورمیانه) باشد. اتفاقا روسیه خواهان حضور یک ایران قوی و مستقل در مرزهای جنوبی خود است تا گرانیگاه ثبات و امنیت منطقهای باشد. جبر تاریخی، ایران و روسیه (و ترکیه) بهعنوان دولتهای ملی-تاریخی قوی را به سمتی سوق میدهد که شأن و سطح روابط با یکدیگر را درک کنند و بهطور طبیعی از منافع یکدیگر در برابر حضور بیگانگان دفاع کنند. از این لحاظ، ترکیه هم مخالف سرسخت حضور پررنگ آمریکا در منطقه است، چون فضا را برای بازی این کشور در میدانهای نفوذ سنتی خود تنگ میکند. از این نگاه، گسترش روابط همهجانبه بین ایران و روسیه یک «نیاز متقابل استراتژیک» است که در سالهای گذشته به دلیل همین فضای بدبینی افکار عمومی و البته سیاست حسابشده غربیها در فاصلهانداختن بین دو کشور از آن غفلت شده است. جای تعجب است که با تمام ظرفیتهای بالقوه اقتصادی، اتصال جغرافیایی و امتیازات ژئوپلیتیک در حوزه اتصال ترانزیتی و... حجم تبادلات اقتصادی دو کشور تا همین چند سال گذشته کمتر از دو، سه میلیارد دلار بود؟ کافی است که کریدور شمال-جنوب که از شهرهای تاریخی منطقه قفقاز میگذرد و به خلیج فارس و هند میرسد، در روابط دو کشور فعال شود تا حجم تبادلات اقتصادی دو کشور در حوزه ترانزیت کالاها، انرژی، توریسم و... به بالای صد میلیارد دلار در سال برسد.
درحالیکه دولت سیزدهم منتسب به نگاه تمایل به شرق است، شرق از جمله روسیه و چین معادلات منطقهای و بینالمللی خاص خود را دارند. شاید بتوان گفت شرایطی که اکنون روسیه در تعامل با غرب بهویژه بر سر اوکراین از سر میگذراند، تا حدود زیادی از دهه گذشته متفاوت است. این زورآزمایی روسیه و تعامل این کشور با اروپا و آمریکا، اکنون میتواند در صحنه بینالمللی به نفع ایران باشد یا ایران را در خود حل میکند و به نوعی تهران در اردوگاه مسکو تعریف میشود؟
ببینید تمایل به شرق یا غرب در حوزه روشنفکری و سیاستگذاری کشورمان یک افسانه است و به نظرم مصرف سیاسی داخلی داشته و بیشتر در حوزه نخبگان و رسانهها مطرح میشود. دولتها بنا به تقاضاهای اقتصادی و محدودیتهای استراتژیک سیاستهای عملگرایانه خود را دنبال میکنند. در روند تکامل «دولت ایرانی»، شرقگرایی بیشتر مساوی با منطقهگرایی و جبر تاریخی ضرورت تولید قدرت در منطقه، به دلیل تنهایی استراتژیک در یک محیط ناامن در نظر گرفته شده است. بر همین مبنا، تهران هیچوقت در اردوگاه مسکو (یا پکن) تعریف نمیشود، چون ایران خود یک قدرت منطقهای و با اعتمادبهنفس است. از این نگاه، گسترش روابط کشورمان با روسیه (و چین) که منطق تقویت چندجانبه گرایی منطقهای دارد، قطعا بر ارزش استراتژیک کشورمان در معادلات منطقهای و جهانی میافزاید. همین الان هم غربیها از ایجاد مثلث آسیایی ایران-روسیه-چین نگران هستند و استراتژیستهای آنها از جمله هنری کیسینجر در مواردی بهصراحت به آن اشاره کردهاند.
همزمان باید به این نکته مهم توجه کنیم که نگاه به شرق در ادبیات روابط بینالملل بیشتر با رشد اقتصادی و انتقال تکنولوژی گره خورده و بیشتر هم مربوط به چرخش قدرت اقتصادی جهان به سمت آسیا با محوریت چین میشود. خود غربیها، البته با نگاه متفاوت اروپاییها و آمریکاییها، تمایل به گسترش روابط با شرق در چارچوب رشد اقتصادی معقول دارند. بدیهی است که در این معادله هر کشوری به دنبال حداکثریکردن منافع خود باشد. اما در مورد کشورمان، اتفاقا تبادلات و گرایش به شرق در دولت آقای روحانی تقویت شد ولی موضوع برجام و تحریمهای آمریکا بهنوعی بر تقویت روابط ایران با شرق سایه افکنده بود. اکنون در دولت آقای رئیسی تداوم آن سیاست در قالب یک «اصل» مهم در پیشبرد سیاست خارجی ایران نهادینه، سندسازی (امضای سندهای همکاری 25ساله ایران و چین و 20ساله ایران و روسیه) و عملیاتی میشود.
اما از نگاه دوم، روسیه الزاما در معادله شرق تعریف نمیشود بلکه یک قدرت بزرگ اورآسیایی است که همچنان خواهان تأثیرگذاری بر مسائل جهانی و منطقهای در چارچوب منافع ملی خود، البته با یک نگاه جدید است. اکنون نوع جدیدی از «واقعگرایی سیاسی» در رویکرد سیاست خارجی روسیه تقویت میشود که مبنای آن تمرکز بر ایجاد سازوکارهای جدید سیاسی-امنیتی به عنوان یک ضرورت برای نهادینهکردن یک دنیای متوازن است که در آن «معادله غرب» نقش هژمون در روندهای جاری سیاسی-امنیتی جهان را نداشته باشد. سیاست فعلی روسیه در مواجهه با بحران اوکراین هم بهنوعی در قالب جلوگیری از گسترش نقش و نفوذ غرب در حوزه نفوذ سنتی خود در اروپا میشود. البته این نوع نگاه، الزاما خواهان حذف یا تضعیف نقش غرب، بهویژه اروپا، از صحنه سیاست جهانی نیست. بر این مبنا، روسیه سعی دارد تا از ابزار «امنیتسازی» و ارائه «راهکارهای واقعگرایانه سیاسی» برای حل مشکلات منطقهای و جهانی و در قالب ایفای نقش بهعنوان پل اقتصادی-سیاسی بین شرق و غرب عمل کند. (نوع مواجهه روسیه با ظهور طالبان در افغانستان و بحرانهای سوریه و لیبی نمونههایی در این زمینه هستند). اما در مورد نگاه روسیه به کشورمان، در بالا هم گفتم که نگاه روسها به ایران توأم با احترام و بهادادن به شأن تاریخی به یک دولت باسابقه و قوی ملی است، پس ما هیچوقت نباید نگران غلتیدن در اردوگاه مسکو باشیم، بهتر است از این نگاه تدافعی خارج و قدرت و ظرفیتهای گسترش روابط با روسیه را در راستای تأمین منافع ملی خود مدیریت کنیم. یک قدرت منطقهای مانند ایران برای افزایش عیار قدرت منطقهای، باید جایگاه خود در صحنه معادلات جهانی را قویتر و با اعتمادبهنفس بالاتر تعریف کند.
بدون شک یکی از مهمترین زمینههای همکاری فعلی ایران و روسیه، موضوع برجام است. بسیاری در فضای رسانهای حتی به نقش نماینده روسیه در مذاکرات برجام که به نوعی سخنگویی مذاکرات را در دست گرفته، ابراز بدبینی کردهاند. این وضعیت درحالیکه ایران و آمریکا مذاکره مستقیمی نیز با یکدیگر ندارند، شکل حادتری به خود گرفته است. نقش روسیه را در برجام چگونه میبینید؟ چقدر روسیه علاقهمند به احیای برجام است؟ برخی معتقدند احیا یا عدم احیای برجام، هر دو برای روسیه یکسان است و در هر حالت روسیه میتواند با ایران همکاری خود را داشته باشد. علاوهبراین روسیه چندان علاقهمند به بهبود رابطه ایران و غرب نیست. تحلیل شما در این زمینه چیست؟
شاید این تصویرسازی از نماینده روسیه به دلایل شخصی حضور نمایشی ایشان در رسانهها و علاقه زیاد به توییتکردن باشد. البته نمیتوان انکار کرد که روسیه عنصر قدرتمند در مذاکرات هستهای پیشرو است و دیدگاههای روسیه به طور اجتنابناپذیر به دلیل وزن بالای این کشور در معادلات استراتژیک و خلع سلاحی جهانی و حق وتو در شورای امنیت سازمان ملل متحد بر دیدگاه ایران تأثیر میگذارد؛ اما قطعا روسیه خواهان احیای برجام به دلایل متفاوت است. نخست و از یک نگاه خلع سلاحی و استراتژیک، احیای برجام منجر به تقویت نظام عدم اشاعه هستهای یا انپیتی میشود که روسیه خود یکی از طرفداران جدی آن است.
دوم، احیای برجام و رفع تحریمها منجر به گسترش تبادلات تجاری-فناوری، تسلیحاتی و همکاریهای هستهای روسیه با ایران میشود. در خبرها آمده که یکی از دستورکارهای اصلی سفر آقای رئیسی امضای قرارداد فروش تسلیحات پیشرفته روسی و فناوری ماهوارهای و... به ایران است. سوم، احیای برجام تنش ایران و غرب را مدیریت میکند و مانع از بروز یک جنگ احتمالی میشود که روسها به هیچگونه خواهان آن نیستند. هرگونه بیثباتی و بحران جدید در منطقه بهویژه یک منازعه مستقیم بین ایران و رژیم اسرائیل به ضرر منافع روسیه است. در یک نگاه کلی، به نظرم روسیه تلاش میکند تا از اهرمهای نقشسازی خود در سطح جهانی از جمله در شورای امنیت سازمان ملل متحد و بهویژه بهرهبرداری از «حق وتو» سیاست جهانی را به نفع منافع خود تنظیم کند و رویکرد روسیه در مذاکرات هستهای جاری بین ایران و قدرتهای بزرگ حاکی از این نوع نقش است؛ یعنی روسیه از خواستههای ایران در رفع تحریم، توسعه فعالیتهای موشکی و نقش منطقهای ایران حمایت میکند؛ اما همزمان مخالف حرکت ایران به سمت «ژئوپلیتیک هستهای» (دستیابی احتمالی به سلاح هستهای) با افزایش غنای اورانیوم بالای 60 درصد، خروج ایران از معاهده منع اشاعه هستهای (انپیتی) و پروتکل الحاقی یا تهدید مستقیم ایران نسبت به امنیت اسرائیل و عربستان سعودی است. در محیط ضعف فزاینده آمریکا در نقشسازی منطقهای، اکنون روسیه خواهان ایفای نقش «آزادانه» خود در سروساماندادن به بحرانهای منطقهای با شیوه روسی و با تکیه بر مفهوم «امنیت بینالملل» است. این شیوه مبتنی بر بهکارگیری مکانیسمهای حفظ حاکمیت مستقل و تمامیت ارضی کشورها، عدم مداخله در امور کشورها، استفاده از ابزارهای سازمان ملل، برقراری آتشبس در منازعه و حضور صلحبانان روسی، تکیه بر راهحلهای ملی، انتخابات عمومی و مذاکرات قدم به قدم و... است. بر این مبنا، روسیه خواهان روابط همزمان با ایران و رژیم صهیونیستی است و سعی دارد تا جنگ سرد آنها در قالب «موازنه وحشت» به جنگ گرم تبدیل نشود. روسیه خواهان روابط خوب و همزمان با ایران و اعراب حوزه خلیج فارس و ترکیه است. روسیه از شکافهای درونعربی مانند مورد قطر و سعودی و امارات حمایت نمیکند. نهایتا و مهمتر در پاسخ به پرسش شما و برخلاف دیدگاههای غالب و همانطورکه در بالا اشاره کردم، روسیه (مانند چین) خواهان تداوم تنش فزاینده میان ایران و آمریکا نیست؛ چون این تحول خود میتواند منجر به بازگشت و تمرکز آمریکا به مسائل منطقهای شود؛ بنابراین به نظرم روسیه خواهان حل بحران هستهای بین ایران و غرب، البته در چارچوب تأمین منافع خود است. سفر آقای رئیسی به روسیه میتواند سفر مهمی باشد.
به نظر شما محمل این سفر بیشتر روابط دوجانبه است یا برجام و مسائلی که دو کشور در حوزه بینالملل دارند؟ به نظرم سفر آقای رئیسی به روسیه یک نقطه عطف در روابط دو کشور بوده و میتواند روابط مبتنی بر «همکاریهای همهجانبه» را که در بالا و در یک قالب کلان مفهومسازی کردم، تقویت و نهادینه کند. طبیعی است که از درون این روابط کلان، روابط دوجانبه و چندجانبه منطقهای در ابعاد اقتصادی و سیاسی، موضوعات ژئواستراتژیک مربوط به امنیت بینالملل مانند برجام و حل بحرانهای منطقهای، همکاری در حوزه انرژی و تبادلات تجاری، همکاریهای فناوری، ماهوارهای، صنایع دفاعی و تسلیحاتی، هوش مصنوعی و... ساماندهی بهتری مییابند. به نظرم دو ملت با توجه به پویاییهای تحولات منطقهای و جهانی به ضرورت تقویت «روابط همهجانبه» بیشتر پی بردهاند. اکنون دو کشور در مرحلهای از تاریخ خود هستند که حوزه پیشبرد «سیاست» و «اقتصاد» اشتراکاتی با هم دارند. در حوزه سیاست، نوعی «محافظهکاری پیشرو» را بهعنوان مدل حکمرانی پذیرفتهاند که اولویت را به تقویت «امنیت» و «اقتصاد» و به طور کلی تولید قدرت ملی میدهد. در حوزه اقتصاد هم دو کشور خواهان رشد و توسعه اقتصادی مبتنی بر تقویت «تولید ملی» و ادغام اقتصادی دوجانبه و چندجانبه منطقهای هستند. در خبرها آمده که امضای سند 20ساله همکاری الزاما در دستور کار این سفر نیست؛ چون عناصر و اجزای آن هنوز کامل نشده است؛ اما به هر حال ایران باید از فرصت نقش جدید و تمایل روسیه در حضور در میدانهای شرق و بهویژه در منطقه اوراسیا و غرب آسیا در جهت توسعه روابط اقتصادی، ترانزیتی و بهویژه برای میانجیگریهای منطقهای توسعه روابط، بهعنوان نمونه با عربستان سعودی و سایر کشورهای عربی منطقه، جلوگیری از رشد پانترکیسم به رهبری ترکیه در مرزهای شمالی یا حفظ موازنه وحشت با رژیم اسرائیل بیشتر استفاده کند. باید توجه داشت که روسیه رقیب اصلی استراتژیک آمریکا (یعنی رقیب راهبردی ایران در کاهش نقش منطقهای کشورمان) بوده و باقی میماند. برخلاف چین که با آمریکا منافع اقتصادی داشته و همواره نگران افزایش تضاد با آمریکا برای ازدستدادن رشد اقتصادی خود است و به همین علت روابط محتاطانهتری با ایران دارد، روسیه به دلایل ژئواستراتژیک و تاریخی هراسی از آمریکا ندارد؛ بنابراین میتوان از نقش روسیه برای متعادلکردن نقش آمریکا و اروپاییها در منطقه بزرگتر غرب آسیا در چارچوب تأمین منافع و امنیت ملی ایران استفاده کرد.