تاریخ انتشار
چهارشنبه ۸ اسفند ۱۴۰۳ ساعت ۰۰:۲۵
کد مطلب : ۴۹۶۴۵۶
یادداشتی در تبیین تمایز کنشگری فعالانه از واکنشگری منفعلانه؛
چرا تخریب تندیس مرحوم محمد بهمنبیگی واکنشهای گستردهای برانگیخت؟ / خطاب به واکنشگران همیشه در صحنه: شهروندان کهگیلویه و بویراحمدی نسبت به مفاخر خود احترام قائلند، واقعاً شاید هیچ توطئهای در کار نباشد
۰
کبنا ؛بسیاری از شخصیتهای سیاسی و اجتماعی و حتی افراد معمولی به تخریب تندیس مرحوم محمد بهمنبیگی در گچساران واکنش نشان دادند. اما با اینهمه، آنها یک احتمال را نادیده گرفتند؛ با توجه به اینکه شهروندان کهگیلویه و بویراحمدی مفاخر خود را دوست دارند و هیچوقت به آنها تعرض نمیکنند، تخریب این تندیس واقعاً ممکن است اقدامی در حد یک بازیگوشی کودکانه باشد، نباید این احتمال را نادیده گرفت.
به گزارش کبنا، شکی نیست که مرحوم محمد بهمن یکی از مفاخر کشور است که بهعنوان شخصیتی ملی و فرهنگی خدمات بسیار ارزندهای به کل کشور و بهویژه استان کهگیلویه و بویراحمد ارائه کرده است. مرحوم بهمنبیگی که پایهگذار آموزش و پرورش عشایر بود در سال 1389 از دنیا رفت و تا دنیا دنیاست خدمات او فراموش نمیشود.
برای گرامیداشت یاد و خاطره او مکانهای مختلفی تحت عنوان نام او، نامگذاری شده است. کتابخانه دانشگاه یاسوج با نام کتابخانه مرحوم بهمنبیگی شناخته میشود. تندیسی نیز در شهر گچساران برای او ساخته شده است. اخیراً مجسمه او بهوسیله فرد یا افرادی آسیب دیده است. آسیبی که با هزینه اندکی قابل ترمیم است. هر چند لازم است که این اقدام مورد پیگرد قرار گیرد تا بار دیگر به ذهن کسی خطور نکند که اقدام مشابهی انجام دهد، اما ذکر نکاتی در این زمینه ضروری است.
پس از اعلام خبر آسیب به این تندیس، سیلی از واکنشها توسط مسئولین استانی منتشر شد. آسیب به یک تندیس، آن هم تندیس شخصیتی فرهنگی و ملی همچون مرحوم بهمنبیگی اقدامی نکوهیده است. اما پیشبینی نمیشد که اینچنین با واکنشهای ریز و درشت روبهرو شود. اولاً چنین اقدامی، نظاممند و قاعدهمند نیست. شهروندان کهگیلویه و بویراحمدی ارزش چنین شخصیتهایی را به درستی میدانند و تاکنون سابقه نداشته است که رفتاری ناپسند با شخصیتهای خود داشته باشند. اگر در گذشته به کرات چنین رفتارهایی صورت میگرفت، آنموقع میشود ادعا کرد که این رفتارها سیستماتیک است. اما با یک مورد، نمیتوان ادعای قاعدهمندی کرد. پس در گذشته چنین چیزی رخ نداده، به احتمال زیاد در آینده نیز تکرار نخواهد شد.
اما چه شد که اینگونه واکنشهایی برای یک تندیس صورت گرفت؟ به نظر میرسد باز هم مشکل به همان مسأله دیرینه یعنی نبود حزب و عدم تشکلیابی برمیگردد؛ اما چگونه میتوان واکنش در برابر تخریب یک تندیس را با نبود تحزب و تشکلیابی تبیین کرد؟ در نبود حزب، احتمال واکنشهای احساسی و خارج از قاعده افزایش مییابد. اگر حزب و تشکل وجود داشته باشد، افراد در چارچوب حزب و تشکل خود واکنش نشان میدهند. اما حالا که حزب و تشکل گسترده و بزرگی در استان کهگیلویه و بویراحمد وجود ندارد، برخی که قصد قدرت گرفتن در فضای عمومی استان دارند، از اتفاقاتی که کمترین هزینه و بیشترین بازخورد را داشته باشد، استفاده میکنند. حالا که یک تندیس آسیب دیده، بهترین زمان برای واکنش است. معمولاً این افراد اینگونه میاندیشند که خب اگر من در برابر این اقدام واکنش نشان دهم، اولاً خود را به عنوان یک چهره دوستدار فرهنگ به افکار عمومی معرفی کردهام و از طرف دیگر، هیچگونه هزینهای به پای من نمیافتد. بنابراین هر چه زودتر حتی شده با متنی دم دستی نشان دهم چقدر به فرهنگ اهمیت میدهم. اینگونه میشود که در کمترین زمان ممکن برخی مسئولین و افرادی معمولی که حتی ممکن است بهمنبیگی را صرفاً در حد یک نام بشناسند، شروع کنند به انتشار مطلب در رسانهها و فضای مجازی.
حال بسیاری از این افراد در مسائل و رخدادهای مهم سکوت پیشه میکنند؛ باید بررسی کرد چند درصد از همین افراد در مورد سد ماندگان که ارتباط مستقیمی با منافع استان دارد، واکنش نشان دادهاند؟ چند نفر از آنها در مورد آزمون استخدامی زینالدین یک استوری گذاشتهاند؟ سد آبریز که یک مطالبه عمومی در استان کهگیلویه و بویراحمد و بهویژه شهرستان کهگیلویه است، چند بار به وسیله این افراد پیگیری شده است؟ یا سایر مسائل استان کهگیلویه و بویراحمد تاکنون واکنش این افراد را برانگیخته است؟
معمولاً افراد محاسبه هزینه_فایده میکنند؛ بررسی میکنند این واکنش تا چه میزان برای آنها دستاورد و چقدر برای آنها هزینه دارد. اگر دستاورد آن به هزینهاش بچربد، دست به قلم میشوند. حال واکنش به مسألهای همچون تخریب یک تندیس، هیچ هزینهای در پی ندارد و همه آن فایده است.
این در حالی است که اگر تشکلها و احزابی در کهگیلویه و بویراحمد وجود داشتند، شاهد چنین اتفاقاتی نبودیم. تخریب یک تندیس، مسألهای فرهنگی است و در یک شرایط نرمال، پیگیری آن باید توسط تشکلهای فرهنگی صورت گیرد.
حال که چنین بستری وجود ندارد، چنین واکنشهایی قابل پذیرش است؛ اما آیا بهتر نبود این واکنشگران نسبت به اتفاقات قاعدهمند همچون استخدامهای فلهای و انتصابات خارج از ضابطه واکنش نشان دهند؟ به این افراد پیشنهاد میشود اگر میخواهید به عنوان افرادی کنشگر و نه واکنشگر شناخته شوید، از این به بعد به سایر مسائل نیز واکنش نشان دهید. شاید در نظر شما واکنش به تخریب یک تندیس، بااهمیت باشد، اما واکنش به شکستگی یک لوله آب در یکی از کوچههای یک روستا یا شهر نیز همانقدر بااهمیت است. اگر قصد کنشگری دارید بسمالله این گوی و این میدان؛ از همین فردا اگر با مسائل اجتماعی ریز و درشت در محل زندگی خود روبهرو شدید از آن گزارش تهیه کرده و برای رسانهها بفرستید. این رسانه با کمال میل همه آنها را منتشر میکند. با این کار هم به افزایش مشارکت اجتماعی کمک میکنید و هم سبب خیر میشوید که مسائل شهروندان استان حل شوند.
و اما خطاب به مسئولین استانی بهویژه نمایندگان مجلس و حوزه استانداری و معاونت سیاسی آن باید گفت تلاش کنید تا فضا برای تشکلیابی و تحزب فراهم شود. اگر تشکلها و سازمانهای مردم نهاد با سهولت بیشتری مجوز بگیرند، به افزایش مشارکت اجتماعی کمک میکنید. در وضعیتی که مشارکت اجتماعی بالا باشد، مسائل اجتماعی نیز به راحتی بیشتری رفع میشوند. شهروندان کهگیلویه و بویراحمد به مشارکت اجتماعی علاقهمند هستند، اما بستر لازم برای آنها فراهم نشده است؛ این بستر را باید با افزایش تشکلها و سازمانهای مردمنهاد فراهم کنید.
در پایان ذکر دو نکته ضروری است؛ اولاً منظور ما شخصیتهایی همچون استاندار کهگیلویه و بویراحمد نیست؛ چرا که استاندار در جایگاه قانونی خود وظیفه دارد به مسائلی از این دست واکنش نشان دهد و آنها را پیگیری کند. دوماً تخریب تندیس مرحوم بهمنبیگی برغم اهمیتی که دارد، ممکن است اقدام ناخواستهای باشد. ممکن است فرد یا افراد تخریبگر قصدی از تخریب این تندیس نداشته باشند. نباید سریعاً به آنها برچسب زد. لطفاً این احتمال را نیز در نظر بگیرید که ممکن هیچ توطئهای در کار نبوده و این کار صرفاً در حد یک بازیگوشی کودکانه باشد.
این یادداشت نافی خدمات مسئولین و افرادی که به این اقدام ناشایست واکنش نشان دادهاند نیست و صرفاً برای جلوگیری از برخی رویههای نادرست منتشر شده است. کبنا نیوز آمادگی درج جوابیه افرادی که گمان میکنند این یادداشت خطاب به آنها نوشته شده را دارد.
به گزارش کبنا، شکی نیست که مرحوم محمد بهمن یکی از مفاخر کشور است که بهعنوان شخصیتی ملی و فرهنگی خدمات بسیار ارزندهای به کل کشور و بهویژه استان کهگیلویه و بویراحمد ارائه کرده است. مرحوم بهمنبیگی که پایهگذار آموزش و پرورش عشایر بود در سال 1389 از دنیا رفت و تا دنیا دنیاست خدمات او فراموش نمیشود.
برای گرامیداشت یاد و خاطره او مکانهای مختلفی تحت عنوان نام او، نامگذاری شده است. کتابخانه دانشگاه یاسوج با نام کتابخانه مرحوم بهمنبیگی شناخته میشود. تندیسی نیز در شهر گچساران برای او ساخته شده است. اخیراً مجسمه او بهوسیله فرد یا افرادی آسیب دیده است. آسیبی که با هزینه اندکی قابل ترمیم است. هر چند لازم است که این اقدام مورد پیگرد قرار گیرد تا بار دیگر به ذهن کسی خطور نکند که اقدام مشابهی انجام دهد، اما ذکر نکاتی در این زمینه ضروری است.
پس از اعلام خبر آسیب به این تندیس، سیلی از واکنشها توسط مسئولین استانی منتشر شد. آسیب به یک تندیس، آن هم تندیس شخصیتی فرهنگی و ملی همچون مرحوم بهمنبیگی اقدامی نکوهیده است. اما پیشبینی نمیشد که اینچنین با واکنشهای ریز و درشت روبهرو شود. اولاً چنین اقدامی، نظاممند و قاعدهمند نیست. شهروندان کهگیلویه و بویراحمدی ارزش چنین شخصیتهایی را به درستی میدانند و تاکنون سابقه نداشته است که رفتاری ناپسند با شخصیتهای خود داشته باشند. اگر در گذشته به کرات چنین رفتارهایی صورت میگرفت، آنموقع میشود ادعا کرد که این رفتارها سیستماتیک است. اما با یک مورد، نمیتوان ادعای قاعدهمندی کرد. پس در گذشته چنین چیزی رخ نداده، به احتمال زیاد در آینده نیز تکرار نخواهد شد.
اما چه شد که اینگونه واکنشهایی برای یک تندیس صورت گرفت؟ به نظر میرسد باز هم مشکل به همان مسأله دیرینه یعنی نبود حزب و عدم تشکلیابی برمیگردد؛ اما چگونه میتوان واکنش در برابر تخریب یک تندیس را با نبود تحزب و تشکلیابی تبیین کرد؟ در نبود حزب، احتمال واکنشهای احساسی و خارج از قاعده افزایش مییابد. اگر حزب و تشکل وجود داشته باشد، افراد در چارچوب حزب و تشکل خود واکنش نشان میدهند. اما حالا که حزب و تشکل گسترده و بزرگی در استان کهگیلویه و بویراحمد وجود ندارد، برخی که قصد قدرت گرفتن در فضای عمومی استان دارند، از اتفاقاتی که کمترین هزینه و بیشترین بازخورد را داشته باشد، استفاده میکنند. حالا که یک تندیس آسیب دیده، بهترین زمان برای واکنش است. معمولاً این افراد اینگونه میاندیشند که خب اگر من در برابر این اقدام واکنش نشان دهم، اولاً خود را به عنوان یک چهره دوستدار فرهنگ به افکار عمومی معرفی کردهام و از طرف دیگر، هیچگونه هزینهای به پای من نمیافتد. بنابراین هر چه زودتر حتی شده با متنی دم دستی نشان دهم چقدر به فرهنگ اهمیت میدهم. اینگونه میشود که در کمترین زمان ممکن برخی مسئولین و افرادی معمولی که حتی ممکن است بهمنبیگی را صرفاً در حد یک نام بشناسند، شروع کنند به انتشار مطلب در رسانهها و فضای مجازی.
حال بسیاری از این افراد در مسائل و رخدادهای مهم سکوت پیشه میکنند؛ باید بررسی کرد چند درصد از همین افراد در مورد سد ماندگان که ارتباط مستقیمی با منافع استان دارد، واکنش نشان دادهاند؟ چند نفر از آنها در مورد آزمون استخدامی زینالدین یک استوری گذاشتهاند؟ سد آبریز که یک مطالبه عمومی در استان کهگیلویه و بویراحمد و بهویژه شهرستان کهگیلویه است، چند بار به وسیله این افراد پیگیری شده است؟ یا سایر مسائل استان کهگیلویه و بویراحمد تاکنون واکنش این افراد را برانگیخته است؟
معمولاً افراد محاسبه هزینه_فایده میکنند؛ بررسی میکنند این واکنش تا چه میزان برای آنها دستاورد و چقدر برای آنها هزینه دارد. اگر دستاورد آن به هزینهاش بچربد، دست به قلم میشوند. حال واکنش به مسألهای همچون تخریب یک تندیس، هیچ هزینهای در پی ندارد و همه آن فایده است.
این در حالی است که اگر تشکلها و احزابی در کهگیلویه و بویراحمد وجود داشتند، شاهد چنین اتفاقاتی نبودیم. تخریب یک تندیس، مسألهای فرهنگی است و در یک شرایط نرمال، پیگیری آن باید توسط تشکلهای فرهنگی صورت گیرد.
حال که چنین بستری وجود ندارد، چنین واکنشهایی قابل پذیرش است؛ اما آیا بهتر نبود این واکنشگران نسبت به اتفاقات قاعدهمند همچون استخدامهای فلهای و انتصابات خارج از ضابطه واکنش نشان دهند؟ به این افراد پیشنهاد میشود اگر میخواهید به عنوان افرادی کنشگر و نه واکنشگر شناخته شوید، از این به بعد به سایر مسائل نیز واکنش نشان دهید. شاید در نظر شما واکنش به تخریب یک تندیس، بااهمیت باشد، اما واکنش به شکستگی یک لوله آب در یکی از کوچههای یک روستا یا شهر نیز همانقدر بااهمیت است. اگر قصد کنشگری دارید بسمالله این گوی و این میدان؛ از همین فردا اگر با مسائل اجتماعی ریز و درشت در محل زندگی خود روبهرو شدید از آن گزارش تهیه کرده و برای رسانهها بفرستید. این رسانه با کمال میل همه آنها را منتشر میکند. با این کار هم به افزایش مشارکت اجتماعی کمک میکنید و هم سبب خیر میشوید که مسائل شهروندان استان حل شوند.
و اما خطاب به مسئولین استانی بهویژه نمایندگان مجلس و حوزه استانداری و معاونت سیاسی آن باید گفت تلاش کنید تا فضا برای تشکلیابی و تحزب فراهم شود. اگر تشکلها و سازمانهای مردم نهاد با سهولت بیشتری مجوز بگیرند، به افزایش مشارکت اجتماعی کمک میکنید. در وضعیتی که مشارکت اجتماعی بالا باشد، مسائل اجتماعی نیز به راحتی بیشتری رفع میشوند. شهروندان کهگیلویه و بویراحمد به مشارکت اجتماعی علاقهمند هستند، اما بستر لازم برای آنها فراهم نشده است؛ این بستر را باید با افزایش تشکلها و سازمانهای مردمنهاد فراهم کنید.
در پایان ذکر دو نکته ضروری است؛ اولاً منظور ما شخصیتهایی همچون استاندار کهگیلویه و بویراحمد نیست؛ چرا که استاندار در جایگاه قانونی خود وظیفه دارد به مسائلی از این دست واکنش نشان دهد و آنها را پیگیری کند. دوماً تخریب تندیس مرحوم بهمنبیگی برغم اهمیتی که دارد، ممکن است اقدام ناخواستهای باشد. ممکن است فرد یا افراد تخریبگر قصدی از تخریب این تندیس نداشته باشند. نباید سریعاً به آنها برچسب زد. لطفاً این احتمال را نیز در نظر بگیرید که ممکن هیچ توطئهای در کار نبوده و این کار صرفاً در حد یک بازیگوشی کودکانه باشد.
این یادداشت نافی خدمات مسئولین و افرادی که به این اقدام ناشایست واکنش نشان دادهاند نیست و صرفاً برای جلوگیری از برخی رویههای نادرست منتشر شده است. کبنا نیوز آمادگی درج جوابیه افرادی که گمان میکنند این یادداشت خطاب به آنها نوشته شده را دارد.