تاریخ انتشار
چهارشنبه ۸ اسفند ۱۴۰۳ ساعت ۱۸:۳۱
کد مطلب : ۴۹۶۴۸۳
در واکنش به یادداشت «محمد بهرامی و سه روایت / آیا منطقی است که انتقادات به نماینده را تنها ناشی از حسادت بدانیم؟» مطرح شد؛
محمد بهرامی و سیاستورزی تصویری / چه شد که «فرهنگ هواداری» فوتبالی به نزدیکان نماینده رخنه کرد؟ / فاصله جوانگرایی تا کمتجربگی تنها یک مرز باریک است
۰
مطلبی که می خوانید از سری یادداشت های مخاطبین کبنانیوز است و انتشار آن الزاما به معنی تایید تمام یا بخشی از آن نیست. می توانید با ارسال یادداشت خود، این مطلب را تأیید یا نقد کنید.
کبنا ؛یادداشت_ پس از انتشار یادداشتی ارسالی در این پایگاه خبری با عنوان «محمد بهرامی و سه روایت / آیا منطقی است که انتقادات به نماینده را تنها ناشی از حسادت بدانیم؟»، یکی دیگر از مخاطبان با ارسال یادداشت خود به آن واکنش نشان داد؛ در این یادداشت که در ادامه آن را میخوانید با انتقاد از سبک سیاستورزی نماینده، به تبیین این نوع سیاستورزی بر اساس مفهوم فرهنگ هواداری پرداخته شده است.
«فرهنگ هواداری» با وجود ریشههای عمیق تاریخی، در دوران مدرن با ظهور رسانههای جمعی، اینترنت و شبکههای اجتماعی گستردهتر و پررنگتر شده است. این پدیده، خصوصاً در بین نوجوانان و جوانان، نمودهای رفتاری خاصی مانند جیغ زدن، گریه کردن، غش کردن و حتی رفتارهای افراطیتر را نشان میدهد. این پدیده به دلایل مختلفی از قبیل نیاز هویتیابی، نیاز به الگوی مرجع و قهرمانیابی، و همچنین تأثیر رسانهها و تبلیغات رخ میدهد. فرد هوادار بر اساس فرهنگ هواداری وابستگی شدیدی به الگوی خود پیدا میکند. در بسیاری اوقات این هواداری گذراست و پس از مدتی از بین میرود، اما در برخی موارد شدید، هواداری افراطی میتواند به اختلالاتی مانند وابستگی عاطفی ناسالم یا اختلال شخصیت مرزی منجر شود.
پس از فراگیری شبکههای اجتماعی، فرهنگ هواداری به سمت سلبریتیها رفت. اما عمیقترین نوع هواداری را میتوان در بازی فوتبال دید. گفته میشود رابطه مستقیمی بین فرهنگ حاکم بر یک باشگاه ورزشی و هواداران آن وجود دارد. در واقع، فرهنگ هواداری از بالا به پایین تزریق میشود. بر اساس تحقیقات صورتگرفته در این زمینه، هر نوع مؤلفه رفتاری که در باشگاه ورزشی وجود داشته باشد به هواداران آن باشگاه سرایت میکند. مؤلفههای فرهنگ هواداری در تیمی همچون اتلتیکو مادرید مبتنی بر جنگجویی، مبارزه و فرهنگ خشونت است. رئال مادرید نماد غرور و امپراطوری است. آث میلان نماد اصالت و منچستر یونایتد نماد فرهنگ تودهای است.
حال دیده میشود همین فرهنگ هواداری به رفتارهای سیاسی نیز سرایت کرده است. بخشی از رفتارهای سیاسی و طرفداران سیاسیون را میتوان بر اساس همین فرهنگ هواداری تبیین کرد. در استان کهگیلویه و بویراحمد، به دلیل نبود حزب و تشکل سیاسی شناسنامهدار، رفتارهای تودهای غلبه کرده و فرهنگ هواداری به میدان سیاست در این استان کشیده شده است. بهعنوان نمونه میتوان رفتارشناسی سیاسی محمد بهرامی نماینده کنونی بویراحمد، دنا و مارگون و هوادارانش را بر اساس همین فرهنگ هواداری تبیین کرد.
بر اساس پیشفرضهای مفهوم فرهنگ هواداری میتوان گفت رفتارهای اطرافیان و هواداران بهرامی برگرفته از سبک سیاستورزی خود بهرامی است. در طول مدت یک سال گذشته، رفتار سیاسی بهرامی مبتنی بر عکس و تصویر بوده است. در واقع بهجای سیاستورزی محسوس و عینی، ما تنها تصاویری از بهرامی را در رسانهها دیدهایم. بودریار فیلسوف معروف معاصر، از مفهومی به نام حادواقعیت یا بازنموده یاد میکند. بر اساس این مفهوم، واقعیت به خودی خود اهمیتی ندارد؛ بلکه تصویری که از آن منتشر میشود، مهم است. حال همین سیاست را در سبک سیاستورزی نماینده بویراحمد میتوان به وضوح دید.
معمولاً فرهنگ هواداری مربوط به زمان پیش از انتخابات است. در گذشته در انتخاباتهای مختلف استان کهگیلویه و بویراحمد، رفتارهای پیشاانتخاباتی، سبک و سیاقی مبتنی بر همین فرهنگ هواداری داشتند، اما حالا همان مؤلفههای فرهنگی به پساانتخابات نیز کشیده شده است. تبیین میل شدید به تصویر و دیدهشدن در بین هواداران او تنها بر اساس همین فرهنگ هواداری قابل فهم میشود.
البته از همان ابتدای فعالیتهای انتخاباتی نیز میشد این نوع سیاستورزی کممایه را در بین هواداران نماینده و چینش تیم او دید. وقتی که یک فرد که تنها کنش سیاسیاش در رقابتهای انتخاباتی، نشان دادن علامت دو است، به عنوان رئیس دفتر نماینده انتخاب میشود و در جلسات مختلف خیره به دوربین در تصاویر دیده میشود، این فرهنگ فوتبالی بیش از پیش نمایان میشود. همین شیوه سیاستورزی در رفتارهای خود نماینده نیز دیده میشود؛ بازدیدهای او به عنوان نائب رئیس دوم کمیسیون انرژی مجلس مملوء از عکس است. همین رفتارها از بالا به پایین رسوخ کرده و نماد آن در بین هوادارانش محسوس است.
نکته جالب اینجاست که تصاویری که از بهرامی و اطرافیانش منتشر میشود، اغلب متشکل از جوانانی است که از تجربه کافی در میدان سیاست برخوردار نیستند. بخش زیادی از آنها نه سابقهای در عرصه سیاست دارند و نه تاکنون فعالیت رسانهای محسوسی از آنها دیده شده است. هر چند جوانگرایی پدیده پسندیده است، اما مسأله اینجاست که مرز تمایز باریکی بین جوانگرایی و خامی و کمتجربگی وجود دارد.
اگر نزدیکان او از چنین افرادی تشکیل نمیشد، احتمالاً به این سبک و سیاق، فرهنگ هواداری مبتنی بر تصویر شکل نمیگرفت. اما ترکیب رفتارشناسی نماینده و جمعی از جوانان کمتجربه باعث شده نوعی از فرهنگ هواداری مبتنی بر عکس شکل بگیرد. این در حالی است که میدان سیاست آنهم برای یک نماینده مجلس، واقعیات و محسوسات است. متأسفانه خلط عجیبی بین رفتار سیاسی و سلبریتیگری به وجود آمده است. افرادی که در حوزه انتخابیه بویراحمد، دنا و مارگون زندگی میکنند، هیچکدام از نیازهایشان با دیدن چنین تصاویری رفع نمیشود. آنها راه و جاده میخواهند؛ کارخانه میخواهند؛ نظام مدیریتی فارغ از رانت میخواهند و در یک کلام به تفکری رأی دادند که معتقد علم و عمل بود. اما حالا از آنهمه شعار انتخاباتی تنها تصاویری دستشان را گرفته است. اگر وضعیت به همین صورت پیش برود، نماینده کنونی در بهترین حالت حتی نیمی از آرای مجلس دوازدهم را در انتخابات مجلس سیزدهم نیز کسب نمیکند. بنابراین اگر نماینده کنونی میخواهد تکدورهای نباشد، نیاز به بازاندیشی اساسی در سبک سیاستورزی خود دارد؛ چرا که تصویر_نمایش نمیتواند جایگزین نیازهای محسوس و واقعی مردمانی شود که روزی به امید نهادینهشدن توسعه با جهتگیری علم و عمل به او رأی دادند.
این یادداشت از سری یادداشتهای مخاطبین کبنا نیوز است. هدف از درج آن نیز انتشار نظر مخاطبان این پایگاه خبری است. چنانچه نماینده محترم بویراحمد، دنا و مارگون و یا نزدیکان او نسبت به این یادداشت نقدی دارند، میتوانند نظرات و دیدگاههای خود را جهت انتشار برای ما ارسال کنند.
«فرهنگ هواداری» با وجود ریشههای عمیق تاریخی، در دوران مدرن با ظهور رسانههای جمعی، اینترنت و شبکههای اجتماعی گستردهتر و پررنگتر شده است. این پدیده، خصوصاً در بین نوجوانان و جوانان، نمودهای رفتاری خاصی مانند جیغ زدن، گریه کردن، غش کردن و حتی رفتارهای افراطیتر را نشان میدهد. این پدیده به دلایل مختلفی از قبیل نیاز هویتیابی، نیاز به الگوی مرجع و قهرمانیابی، و همچنین تأثیر رسانهها و تبلیغات رخ میدهد. فرد هوادار بر اساس فرهنگ هواداری وابستگی شدیدی به الگوی خود پیدا میکند. در بسیاری اوقات این هواداری گذراست و پس از مدتی از بین میرود، اما در برخی موارد شدید، هواداری افراطی میتواند به اختلالاتی مانند وابستگی عاطفی ناسالم یا اختلال شخصیت مرزی منجر شود.
پس از فراگیری شبکههای اجتماعی، فرهنگ هواداری به سمت سلبریتیها رفت. اما عمیقترین نوع هواداری را میتوان در بازی فوتبال دید. گفته میشود رابطه مستقیمی بین فرهنگ حاکم بر یک باشگاه ورزشی و هواداران آن وجود دارد. در واقع، فرهنگ هواداری از بالا به پایین تزریق میشود. بر اساس تحقیقات صورتگرفته در این زمینه، هر نوع مؤلفه رفتاری که در باشگاه ورزشی وجود داشته باشد به هواداران آن باشگاه سرایت میکند. مؤلفههای فرهنگ هواداری در تیمی همچون اتلتیکو مادرید مبتنی بر جنگجویی، مبارزه و فرهنگ خشونت است. رئال مادرید نماد غرور و امپراطوری است. آث میلان نماد اصالت و منچستر یونایتد نماد فرهنگ تودهای است.
حال دیده میشود همین فرهنگ هواداری به رفتارهای سیاسی نیز سرایت کرده است. بخشی از رفتارهای سیاسی و طرفداران سیاسیون را میتوان بر اساس همین فرهنگ هواداری تبیین کرد. در استان کهگیلویه و بویراحمد، به دلیل نبود حزب و تشکل سیاسی شناسنامهدار، رفتارهای تودهای غلبه کرده و فرهنگ هواداری به میدان سیاست در این استان کشیده شده است. بهعنوان نمونه میتوان رفتارشناسی سیاسی محمد بهرامی نماینده کنونی بویراحمد، دنا و مارگون و هوادارانش را بر اساس همین فرهنگ هواداری تبیین کرد.
بر اساس پیشفرضهای مفهوم فرهنگ هواداری میتوان گفت رفتارهای اطرافیان و هواداران بهرامی برگرفته از سبک سیاستورزی خود بهرامی است. در طول مدت یک سال گذشته، رفتار سیاسی بهرامی مبتنی بر عکس و تصویر بوده است. در واقع بهجای سیاستورزی محسوس و عینی، ما تنها تصاویری از بهرامی را در رسانهها دیدهایم. بودریار فیلسوف معروف معاصر، از مفهومی به نام حادواقعیت یا بازنموده یاد میکند. بر اساس این مفهوم، واقعیت به خودی خود اهمیتی ندارد؛ بلکه تصویری که از آن منتشر میشود، مهم است. حال همین سیاست را در سبک سیاستورزی نماینده بویراحمد میتوان به وضوح دید.
معمولاً فرهنگ هواداری مربوط به زمان پیش از انتخابات است. در گذشته در انتخاباتهای مختلف استان کهگیلویه و بویراحمد، رفتارهای پیشاانتخاباتی، سبک و سیاقی مبتنی بر همین فرهنگ هواداری داشتند، اما حالا همان مؤلفههای فرهنگی به پساانتخابات نیز کشیده شده است. تبیین میل شدید به تصویر و دیدهشدن در بین هواداران او تنها بر اساس همین فرهنگ هواداری قابل فهم میشود.
البته از همان ابتدای فعالیتهای انتخاباتی نیز میشد این نوع سیاستورزی کممایه را در بین هواداران نماینده و چینش تیم او دید. وقتی که یک فرد که تنها کنش سیاسیاش در رقابتهای انتخاباتی، نشان دادن علامت دو است، به عنوان رئیس دفتر نماینده انتخاب میشود و در جلسات مختلف خیره به دوربین در تصاویر دیده میشود، این فرهنگ فوتبالی بیش از پیش نمایان میشود. همین شیوه سیاستورزی در رفتارهای خود نماینده نیز دیده میشود؛ بازدیدهای او به عنوان نائب رئیس دوم کمیسیون انرژی مجلس مملوء از عکس است. همین رفتارها از بالا به پایین رسوخ کرده و نماد آن در بین هوادارانش محسوس است.
نکته جالب اینجاست که تصاویری که از بهرامی و اطرافیانش منتشر میشود، اغلب متشکل از جوانانی است که از تجربه کافی در میدان سیاست برخوردار نیستند. بخش زیادی از آنها نه سابقهای در عرصه سیاست دارند و نه تاکنون فعالیت رسانهای محسوسی از آنها دیده شده است. هر چند جوانگرایی پدیده پسندیده است، اما مسأله اینجاست که مرز تمایز باریکی بین جوانگرایی و خامی و کمتجربگی وجود دارد.
اگر نزدیکان او از چنین افرادی تشکیل نمیشد، احتمالاً به این سبک و سیاق، فرهنگ هواداری مبتنی بر تصویر شکل نمیگرفت. اما ترکیب رفتارشناسی نماینده و جمعی از جوانان کمتجربه باعث شده نوعی از فرهنگ هواداری مبتنی بر عکس شکل بگیرد. این در حالی است که میدان سیاست آنهم برای یک نماینده مجلس، واقعیات و محسوسات است. متأسفانه خلط عجیبی بین رفتار سیاسی و سلبریتیگری به وجود آمده است. افرادی که در حوزه انتخابیه بویراحمد، دنا و مارگون زندگی میکنند، هیچکدام از نیازهایشان با دیدن چنین تصاویری رفع نمیشود. آنها راه و جاده میخواهند؛ کارخانه میخواهند؛ نظام مدیریتی فارغ از رانت میخواهند و در یک کلام به تفکری رأی دادند که معتقد علم و عمل بود. اما حالا از آنهمه شعار انتخاباتی تنها تصاویری دستشان را گرفته است. اگر وضعیت به همین صورت پیش برود، نماینده کنونی در بهترین حالت حتی نیمی از آرای مجلس دوازدهم را در انتخابات مجلس سیزدهم نیز کسب نمیکند. بنابراین اگر نماینده کنونی میخواهد تکدورهای نباشد، نیاز به بازاندیشی اساسی در سبک سیاستورزی خود دارد؛ چرا که تصویر_نمایش نمیتواند جایگزین نیازهای محسوس و واقعی مردمانی شود که روزی به امید نهادینهشدن توسعه با جهتگیری علم و عمل به او رأی دادند.
این یادداشت از سری یادداشتهای مخاطبین کبنا نیوز است. هدف از درج آن نیز انتشار نظر مخاطبان این پایگاه خبری است. چنانچه نماینده محترم بویراحمد، دنا و مارگون و یا نزدیکان او نسبت به این یادداشت نقدی دارند، میتوانند نظرات و دیدگاههای خود را جهت انتشار برای ما ارسال کنند.