محمد بهرامی، نماینده کنونی بویراحمد، دنا و مارگون، پس از چهارمین تلاش به مجلس رسید، اما حالا چنان از افکار عمومی دور شده که شهروندان این حوزه، در بزنگاههای ملی و محلی، از خود میپرسند نماینده ما کجاست؟
یادداشت تحلیلی - محمد بهرامی، نماینده بویراحمد، دنا و مارگون که پس از سه بار شکست در رقابتهای انتخاباتی، در نهایت در چهارمین تلاش توانست وارد مجلس شورای اسلامی شود، مدتهاست از نگاه افکار عمومی «گم» شده است. این گمشدگی به معنای فقدان صدا و اعلام موضع در بزنگاههایی است که از نماینده یک حوزه انتخابیه انتظار میرود حضورش محسوس باشد. شاید بتوان گفت به دلیل سهبار ناکامی در انتخابات، تمام انرژی و برنامهریزی سیاسی بهرامی معطوف به «رسیدن» به مجلس بود و نه «بودن» در مجلس؛ گویی پروژه سیاسی او در لحظه پیروزی به پایان رسیده و برنامه روشنی برای دوران پس از آن وجود نداشت.
بهرامی تا دورههای دوم و سوم انتخابات، کموبیش با برند اصلاحطلبی وارد رقابت میشد و تلاش داشت خود را در این چارچوب تعریف کند. اما پس از تغییر دولت و روی کار آمدن سیدابراهیم رئیسی، به دلایلی نهچندان پوشیده و قابل فهم، ترجیح داد این بار با عنوان «مستقل» نامزد شود؛ عنوانی که در فضای سیاسی ایران، بیش از آنکه نشانه استقلال باشد، اغلب نوعی تطبیق با شرایط جدید تلقی میشود. این بار اما شرایط سیاسی و اجتماعی به سود او رقم خورد. مهدی روشنفکر که در سال ۱۳۹۸ با آرایی نسبتاً بالا وارد مجلس شده بود، در فاصله این سالها با ریزش محسوس در بدنه حامیانش مواجه شد. خروج برخی لیدرها از گروه موسوم به «ندای وحدت» و فرسایش سرمایه اجتماعی او، از مدتها پیش این پیام را میداد که روشنفکر در انتخابات ۱۴۰۲ روزهای سختی در پیش دارد.
انتخابات در نهایت به یک رقابت دوقطبی تبدیل شد؛ در یک سوی آن محمد بهرامی قرار داشت و در سوی دیگر مهدی روشنفکر. رقابتی که بیش از آنکه حاصل موج اجتماعی یا برنامهمحوری باشد، محصول خستگی بدنه رأیدهندگان از وضعیت موجود و جابهجایی حداقلی نیروها بود. نتیجه این دوقطبی به سود بهرامی رقم خورد؛ شاید حتی خود او هم در خلوت خویش چندان مطمئن به پیروزی نبود، اما بخت با او یار شد و سرانجام آرزوی دیرینهاش محقق شد و راهی مجلس شد.
در سال نخست حضور در مجلس، بهرامی توانست بهعنوان نایبرئیس دوم کمیسیون انرژی انتخاب شود؛ جایگاهی که اگرچه الزاماً به معنای قدرت اثرگذاری بالا نیست، اما میتوانست سکویی برای شبکهسازی و طرح مسائل حوزه انتخابیه در سطح ملی باشد. او نیز در همان مقطع تلاش کرد با مانور رسانهای روی برخی جلسات، نشستها و سفرها، تصویری فعال از خود ارائه دهد. اما این وضعیت دیری نپایید. در سال دوم، بهرامی حتی نتوانست جایگاهی در همان کمیسیون انرژی حفظ کند و از ترکیب هیئترئیسه کنار رفت.
نمایندهای که برخی از هوادارانش او را «نماینده تراز ملی» و حتی «تراز بینالمللی» مینامیدند، در عمل دستاورد شاخصی از خود به جا نگذاشت؛ بهگونهای که اگر بخواهیم عملکرد سال نخست او را مرور کنیم، یکی از معدود موارد بهیادماندنی، حضورش در دفتر روزنامه دنیای اقتصاد و نائب رئیسی کمیسیون انرژی است. البته نمیتوان از یاد برد که او در جریان حضورش در یکی از روستاهای حوزه انتخابیه، از مضمون آزمون و خطا و نخستین دوره نمایندگی سخن گفت؛ جملهای که برخی آن را توجیهی پیشدستانه برای کمکاری میدانند.
بههرحال، بهرامی در سال نخست نمایندگی، نوعی ظهور و بروز داشت؛ اما اکنون که در دومین سال نمایندگیاش هستیم، آنچنان از دید افکار عمومی دور شده که گویی اساساً در صحنه سیاسی حضور ندارد. نماینده مجلس، حتی اگر اهل هیاهو نباشد، دستکم باید در بزنگاهها سخن بگوید، موضع بگیرد و صدای حوزه انتخابیهاش باشد. اما بهرامی معمولاً حتی در همین بزنگاهها نیز سکوت را ترجیح میدهد و یا کمتر سخن میگوید.
در جریان ناآرامیهای اخیر، موضعگیری مشخص و روشنی از سوی نماینده بویراحمد، دنا و مارگون دیده نشد. این در حالی است که در همین چند ماه، رخدادهای بزرگی در سطح کشور اتفاق افتاد. بحث اسنپبک و فعالشدن دوباره تحریمها، گرانی افسارگسیخته کالاها، ناآرامیهای دیماه و اغتشاشاتی که به مرگ بیش از سههزار شهروند انجامید، حذف ارز ترجیحی و تورمی که عملاً ترمز بریده است. همه اینها به دغدغههای روزمره مردم تبدیل شد، اما گویی بویراحمد، دنا و مارگون در جزیرهای جداگانه قرار دارند و از این تحولات مصون ماندهاند؛ چراکه اگر چنین نبود، انتظار میرفت نماینده این حوزه دستکم واکنشی نشان دهد.
اجناس و کالاها گران شدند. تورم سالانه از ۴۴ درصد عبور کرد، تورم نقطهبهنقطه آذرماه به ۶۰ درصد رسید و تورم خوراکیها حدود ۷۵ درصد شد. کالاهای اساسی مانند روغن، ابتدا نایاب و سپس کمیاب شدند و حالا با قیمتی چهار برابر یک ماه قبل به فروش میرسند. اینترنت ملی شد و بخش قابل توجهی از کسبوکارها زمینگیر شدند. البته قطعی اینترنت بهخاطر امنیت ملی بود. با این حجم و سرعت از رخدادها، انتظار حداقلی شهروندان این بود که احساس کنند نمایندهای در مجلس دارند؛ نمایندهای که صدایشان را بشنود و لااقل آن را بازتاب دهد. اما چنین احساسی شکل نگرفت. گویی بهرامی ترجیح میدهد به مسائلی بپردازد که برای اغلب شهروندان این حوزه ناشناخته و نامرئی است. این گسست میان نماینده کنونی مجلس و شهروندان، اگر بیش از این تعمیق شود، دور از انتظار نیست که نتیجهاش تکدورهایشدن این نماینده باشد و در انتخابات بعدی، فرد دیگری بر کرسی نمایندگی بویراحمد، دنا و مارگون در مجلس شورای اسلامی تکیه بزند.
این یادداشت بهمنزله نادیده گرفتن خدمات نماینده مجلس حوزه انتخابیه بویراحمد، دنا و مارگون نیست، بلکه صرفاً در راستای اصلاح رویهها و فرایندها منتشر شده و کبنا نیوز آمادگی پاسخ مسئولان مربوطه را دارد.
گور و پیشمان به خودم که بهت رای دادم من که رای به روشنفکر ندادم الان به قدرت روشنفکر پی میبرم حدود هشتاد درصد مدیران بویراحمدی بودند وقتی کارم گیر میکرد ما بویراحمدها حدود نود درصد فامیل یا دوست یا آشنا هستیم به اون فامیل مدیرکل زنگ میزدیم که کارمو انجام بده الان که حدود نود درصد مدیران گچسارانی و دهدشتی هستند به کی زنگ بزنیم که لااقل جوابمو بده.
بازگشت عزت بویراحمد
دکتر روشنفکر
نه عزیزم
واقعا از ایل جلیل هست من میشناسمش
خودم از سادات امامزاده علی منطق لوداب هستم
فامیلیم هم ارجمند هست بیشترین رای را بهرامی در بویراحمد سفلی در زیزی داشت ولی الان یک رای هم ندارم به خدا قسم
رای ها هم بین روشنفکر و زارع تقسیم شدن
صدرصد بهرامی نفر آخر
به نظر من نماینده تک دوره ای بویراحمد از انجا که میداند هیچ شانسی برای ورود مجدد به بهارستان ندارد درحال اقدامی هست که اپوزسیون گونه از دور رقابت خارج شود هیچ بعید نیست برای این که تایید مجدد نشود//
سلام
جالبه بهش شهریار هم میگن
فقط یه سری طرفدار داره در ادارات کت وشلوار پوشیدن دنبال پست ومقام
خداشاهده مثل نماینده هم هیچ ندارند
البته بهرامی گناه نداره چون بنده خدا کاری بلد نیست
گفتید مدتهاست از نگاه افکار عمومی «گم» شده است.
رضای خدا را در حرف ها و قلمتان مدنظر قرار نمیدهید حداقل آزاده باشید
مشکل براش پیش اومد و مریض شد که برای همه ماها هم پیش میاد
ما خیلی متوجه شدیم بویراحمد نماینده ندارد روشنفکر دوره دوم رای قبلش را تکرار کرد ولی بهرامی قطعا به ده هزار رای نمیرسد چون همه ما پشیمان شدیم و نمیدانستیم اینقدر ضعیف است و کاملا نشان داد هر چهره استانی در کشور موفق نیست
متاسفانه مردم بخاطر فرار از گذشته خودشونو با اکراه در چاه عمیق بهرامی ا*انداختند و همین باعث عقبگرد توامان توسعهفرهنگی ، سیاسی و عمرانی برای مرکز استان گردید. مردم بویراحمد چند دوره است که در پیچ و خم سیاست نمایندگان^^^^^سردرگم وامانده اند.
کل عزل و نصبها استان با نظر تاجگردون است و نخبگان استان را فراری داده وبقیه نمایندگان اخبار عزل و نصبها را از سایتها وفضای مجازی با خبر می شوند دانشگاه علوم پزشکی را ببینید رئیسش باکدام سابقه مدیریت رئیس این مجموعه بزرگ و حساس شد مجموعه ای که با سلامت مردم سر و کار دارد به چه روزی افتاده . کسی که تجربه یک روز مدیریت حتی یک خانه بهداشت را نداشته با زد و بند سیاسی تاجگردون شد رئیس علوم پزشکی استان و دو نماینده دیگر نظاره گر هستند.
بله
ایشون از زمانی فهمید دیگه کارش تمومه که حوزه سفلی لیدرهای اصلی خودش از جمله آقایان
بسطامی.آزادی. رستگار .شناس.زریر محمودیان.عین الله ارجمند
.
.
.
وخیلی های دیگر را از دست داد
اون روزها وقتی داد زدیم که درست انتخاب کنید گوش شنوا نبود .تا کی باید شما مردم اینقدر گول بخورید بخدد بیشتر نمایندگان ونامزدهای مجلس توان ادارا یا نهاد یا اداره رد هم ندارند تد چه رسد به مجلس حیف حیف حیف و افسوس که ملت فقط روی ظواهر انتخاب میکنند نه براساس انسانیت منش و اخلاق و علم و سواد
از یه طرف تاجگذدون و بهرامی اینقد محافظه کاری و بی دغدغه ای نشون دادن که طرح سوال از پزشکیان رو امضا نکردن. تاجگذدون که فقط دنبال پست و مقام برای نورچشمیهاشه
اگر منصفانه نظر و اظهار نظر کنیم،رضایتمندی عمومی را بهمراه دارد.خدا گواهه،روشنفکر و بهرامی به درد مدیریت یک مدرسه راهنمایی نمی خورند.هر دو فاقد شم سیاسی هستند.
متاسفانه نه آقای روشنفکر نه بهرامی در حد اندازه نماینده شهرستان های بویراحمد و دنا و مرکز استان نبودند و نیستند روشنفکر خروجی طایفه گرایی و بهرامی خروجی بدتر از روشنفکر بود
کاش بساط طایفه گرایی در این استان برچیده میشد و مردم این استان آنقدر به بلوغ سیاسی و فرهنگی و اجتماعی می رسیدند که نماینده ای انتخاب می کردند که برای آینده این استان خاطره از خود به جا می گذاشت
ما نماینده طایفه گرا و بی پشتوانه و بدون فکر و اندیشه نمی خواهیم