پس از بالا گرفتن بحث سدهای ماندگان و خرسان ۳ و پیوستن گسترده مردم و چهرههای سیاسی استان به صف مطالبهگران، چهره جدیدی از کهگیلویه و بویراحمد دیده شد که در آن بلوغ اجتماعی و مطالبهگری آرام و مسئولانه در کنار هم قرار گرفتهاند.
به گزارش کبنا نیوز، پس از دستور اخیر رئیسجمهور برای تسریع در بررسی وضعیت سدهای ماندگان و خرسان ۳، اتفاقی در کهگیلویه و بویراحمد رخ داد که شاید بتوان آن را یکی از کمنظیرترین اتفاقات اجتماعی و تاریخی استان دانست. همدلی و همصداییِ مطالبهگرانه و البته مسئولانه شکل گرفته که بر مبنای رقابتهای سیاسی و تقسیمات جغرافیایی نبود. این نخستین بار بود که ردی از اختلافات طایفهای و محلی دیده نمیشود و برای اولینبار، همه جریانهای فکری، سیاسی، اجتماعی و حتی نسلهای مختلف مردم در کنار یکدیگر قرار گرفتند و حفاظت از منافع استان، را با آرامش، قانونمداری و دوری از حاشیهها فریاد زدند.
در گذشته، کمتر پیش آمده بود که همه طیفهایی که اختلافنظرهایی با هم داشتهاند، به این شکل همافزا و همصدا کنار هم بایستند. محمد بهرامی نماینده کنونی، مهدی روشنفکر نماینده سابق، نادر منتظریان، شیرعی خرامین، غلاممحمد زارعی و بسیاری دیگر از چهرههای سیاسی، بدون در نظر گرفتن فاصله دیدگاههای سیاسی، همگی ایستادند و از حق استان دفاع کردند.
در روزی که جمعی از مردم استان نسبت به ساخت این دو سد تجمع کردند، نشان دادند میتوانند در کنار هم بایستند و نگرانیهایشان را بیان کنند و در نهایت بدون کوچکترین تنشی محل تجمع را ترک کنند. این رفتار جمعی، پختگی اجتماعی مردم را نشان میدهد؛ حالا میتوان گفت ما شاهد بلوغ سیاسی و فرهنگی در استان هستیم. در واقع، جامعهای که سالها به دلایل مختلف از هم گسسته بود، در این روز و در این مطالبه، خودمراقبتی و مراقبت از دیگران را به بهترین شکل ممکن تمرین کرد. همین ویژگی است که میتواند به عنوان الگویی پایدار برای آینده مورد استفاده قرار گیرد که در آن، خواست عمومی در چارچوب همدلی و قانون پیگیری شود.
نکته جالب اینجاست که جریانهای سیاسی نه تنها با هم مخالفت نکردند بلکه به یکدیگر نیز کمک نمودند. چره شاخص یک جریان سیاسی، یک کارزار راه انداخت و گروهی دیگر که تا پیش از این مخالف همهجانبهاش بود، کارزارش را استوری کرد. منافع عمومی استان اینگونه همه را حول وحدت جمع نمود.
در کنار این روندهای اجتماعی، باید به خود موضوع سدهای ماندگان و خرسان ۳ نیز پرداخت؛ چرا که این مطالبه اجتماعی در خلأ شکل نگرفته است. مشکل اصلی اینجاست که هر دو سد در منطقهای قرار دارند که از نظر زیستمحیطی بسیار شکننده و حساس است. دنا، به عنوان یکی از مهمترین ذخیرهگاههای زیستی ایران، بخشی از حیات خود را از جریانهای طبیعی آب، رطوبت، پوشش گیاهی و تنوع زیستی این منطقه میگیرد. هرگونه تغییر شدید در چرخه آب میتواند پیامدهای غیرقابل جبرانی بر این اکوسیستم داشته باشد که نهتنها محدود به استان نیست، بلکه میتواند بر اقلیم مناطق پاییندست، کیفیت آب، فرسایش خاک، از بین رفتن زیستگاهها و حتی مهاجرت گونههای جانوری اثر بگذارد. همینجاست که نگرانیهای مردمی منطقی جلوه میکنند، زیرا پیامد یک تصمیم اشتباه ممکن است نسلهای آینده را متأثر کند.
از سوی دیگر، گفته میشود فرآیندهای قانونی و مطالعاتی این پروژهها از ابتدا شفاف نبوده است. برخی مجوزها ناقص بوده یا اصلاً صادر نشده، برخی مطالعات بهروز نشده و بعضی تصمیمها بر اساس مصوبههایی گرفته شده که از نظر حقوقی کامل نبودهاند. اختلاف بین اعداد ارائهشده درباره تخصیص آب، تفاوت بین ظرفیت واقعی سازهها و آنچه رسماً اعلام شده، و همزمان بودن نقش مجری و ناظر در بعضی بخشها، به نارضایتی و ابهامات بیشتر دامن زدهاند.
با وجود دستاوردهایی که به دنبال وحدت ناشی از اعتراض به این دو سد شکل گرفت، باید مراقب بود این همصدایی دچار انحراف نشود. بزرگترین خطری که هر مطالبه اجتماعی را تهدید میکند، ورود هیجانات، سوءاستفاده برخی گروهها، یا کشیدهشدن موضوع به سمت اختلافات قومی یا جناحی است. همانقدر که مردم وظیفه دارند در بیان مطالبات آرام و قانونمند باشند، دستگاههای اجرایی نیز مسئولیت دارند مدیریت صحیح و حرفهای داشته باشند. مجموعه استانداری باید بداند اگر مدیریت درست نباشد، یا اگر احساس شود که موضوع جدی گرفته نمیشود، ممکن است موج مطالبهگری به مسیری برود که نه به نفع مردم است و نه به نفع استان.
امروز که همه جریانها و چهرهها متحد شدهاند، فرصتی طلایی برای کهگیلویه و بویراحمد شکل گرفته که در آن میتوان نهتنها مطالبه مربوط به سدهای ماندگان و خرسان ۳ را پیگیری کرد، بلکه الگویی برای سایر مطالبات آینده ساخت. مطالبهگری درست سه عنصر آگاهی، آرامش و پیوستگی دارد، مردم استان فعلاً هر سه را نشان دادهاند. حال وظیفه مسئولان است که این مسیر را مخدوش نکنند.