تعداد نظر۶۷
جالب است ۴
آب یک مسئله ملی است و نباید موضوع رقابت‌های قومی و استانی قرار گیرد. مردمی که در کهگیلویه و بویراحمد نگران آینده محیط‌زیست زاگرس هستند و مردمی که در اصفهان نگران آینده صنایع و معیشت خودند هیچ تضادی با یکدیگر ندارند؛ هر دو دنبال آینده‌ای بهتر برای فرزندان خود هستند. تضاد اصلی بین توسعه غیرپایدار و توسعه پایدار است، نه بین مردم دو استان. بنابراین هیچ سدی نباید به عامل دو قطبی‌سازی استان‌ها تبدیل شود.
حواشی سدهای ماندگان و خرسان 3 نباید به عامل دو قطبی‌سازی استان‌ها تبدیل شود / اصفهانی و کهگیلویه و بویراحمدی هیچ تضادی با هم ندارند
به گزارش کبنا نیوز، ساخت سدهای ماندگان و خرسان ۳، این روزها یکی از موضوعات مهم حکمرانی آب در استان کهگیلویه و بویراحمد است. دیروز نیز جمعی از شهروندان کهگیلویه و بویراحمدی با حضور آرام و مدنی در مقابل استانداری، نگرانی‌های خود را درباره پیامدهای احتمالی این پروژه‌ها مطرح کردند. نفس این حضور و شیوه بیان مطالبات در فضایی آرام قابل تقدیر است؛ زیرا یکی از نقاط قوت جامعه ایران همین ظرفیت اعتراض مدنی و قانونمند است. در کنار آن، نقش نیروهای انتظامی و امنیتی نیز در تأمین فضای امن برای تجمع، بسیار مهم است؛ چون اگر امنیت چنین تجمع‌هایی حفظ نشود، هم اصل مطالبه‌گری مخدوش می‌شود و هم امکان دارد حاشیه‌ها جای اصل موضوع را بگیرند.

در مسئله سدهای ماندگان و خرسان ۳، باید نگاه‌ها از قالب‌های منطقه‌ای، احساسی، حبّ و بغض‌ها و رقابت‌های بین استانی به سمت منافع کل کشور حرکت کند. تجربه چند دهه اخیر در کشور نشان داده هرگاه موضوعات آب و محیط‌زیست با نگاه قومیتی یا رقابت‌های استانی پیگیری شده‌اند، نتیجه نه تنها به نفع هیچ‌یک از طرف‌ها نبوده بلکه به تخریب سرمایه‌های ملی انجامیده است. بنابراین، نخستین گام برای بررسی این دو پروژه، کنار گذاشتن کامل نگاه‌های سیاسی و قوم‌گرایانه و تکیه بر تحلیل‌های کارشناسانه است. این تحلیل‌ها هم باید بر اساس پیامدهای زیست‌محیطی، هزینه‌های اقتصادی و منافع ملی انجام شود.

مردم کهگیلویه و بویراحمد و اصفهان هر دو شهروندان یک کشور واحد هستند. زاگرس، کارون، زاینده‌رود، دنا و همه منابع طبیعی ایران متعلق به همه ایرانیان هستند. همان‌طور که صنایع اصفهان محصولش به سراسر کشور عرضه می‌شود و همه از آن استفاده می‌کنند، منابع طبیعی و آبخیزهای زاگرس نیز سرمایه‌هایی برای کل ایران به شمار می‌روند. مهم آن است که از هر سرمایه‌ای، حساب‌شده و با توجه به محدودیت‌ها استفاده شود. بر این اساس باید بررسی کرد که ساخت سدهای ماندگان و خرسان ۳ در چارچوب یک ارزیابی واقعی از منافع و مضار انجام شده و آیا توازن بین هزینه‌ها و فایده‌ها برای کل کشور سنجیده شده است یا خیر؟

برای پاسخ به این پرسش‌ها باید به چند دسته پیامد توجه کرد. نخست، پیامدهای محیط‌زیستی است. منطقه‌ای که این پروژه‌ها در آن تعریف شده‌اند از حساس‌ترین زیست‌بوم‌های زاگرس به شمار می‌رود؛ جایی که نابودی پوشش گیاهی، جابه‌جایی گسل‌ها، تخریب زیستگاه‌های حیات وحش، از بین رفتن زمین‌های کشاورزی و تهدید تنوع زیستی می‌تواند اثراتی غیرقابل بازگشت ایجاد کند. زاگرس یک منطقه معمولی نیست؛ ریه تنفسی کشور، منبع اصلی آب شیرین بسیاری از استان‌ها و یکی از نقاط کلیدی در پایداری اقلیمی ایران است. اگر بارش‌های کشور طی سال‌های اخیر افت کرده و اگر اقلیم ایران به سمت خشک‌تر شدن پیش می‌رود، یکی از دلایل آن کاهش تاب‌آوری مناطق طبیعی مانند زاگرس است. هر طرحی که این تاب‌آوری را کاهش دهد، در نهایت نه به ضرر یک استان بلکه به زیان کل ایران خواهد بود. تخریب گسترده عرصه‌های طبیعی به‌ویژه در مناطق مرتفع و کم‌شیب که نقش مهمی در تغذیه آبخوان‌ها دارند، می‌تواند روند خشکی را شتاب دهد.

دومین دسته پیامدها، آثار اجتماعی و انسانی است. پروژه‌های سدسازی معمولاً با جابه‌جایی روستاها، از بین رفتن اراضی کشاورزی، نابودی درختان، تغییر معیشت سنتی و فشار اقتصادی همراه است. بسیاری از این جوامع نسل‌ها در این مناطق زندگی کرده‌اند و زندگی آنها به شکل مستقیم با زمین و طبیعت گره خورده است. وقتی این معیشت از بین می‌رود، جایگزینی آن آسان نیست. جابه‌جایی‌ها همواره فقط تغییر مکان نیست؛ گسست فرهنگی، از دست رفتن ارتباط با زمین‌های آبا و اجدادی و وابسته شدن به کمک‌های دولتی از پیامدهای جدی آن است. بنابراین ارزیابی اجتماعی یکی از ضرورت‌های اصلی این پروژه‌هاست.

سومین دسته پیامدها به مسائل اقتصادی مربوط است. کشور در شرایطی قرار دارد که منابع مالی محدود است و هزینه‌های سنگین پروژه‌های بزرگ عمرانی مانند سدها باید به دقت ارزیابی شود. ساخت یک سد فقط هزینه احداث بدنه بتنی یا خاکی نیست؛ ده‌ها سال هزینه نگهداری، کنترل رسوب، مدیریت تبخیر، تأمین آب ورودی و اصلاح شبکه‌های انتقال را شامل می‌شود. در بسیاری از سدهای کشور دیده شده که حجم ذخیره واقعی به‌خصوص پس از چند سال کاهش چشمگیر پیدا کرده است. از سوی دیگر، تبخیر در مخازن سدها در مناطق گرم کشور بسیار بالاست و بخشی از آبی که برای ذخیره‌سازی جمع‌آوری می‌شود اصلاً وارد چرخه بهره‌برداری نمی‌گردد. بنابراین، باید دید در مقابل این هزینه‌ها، فایده‌ای به دست می‌آید که برای کل کشور ارزشمند باشد یا خیر؟

از سوی دیگر نگاه به مسئله صنایع و نیازهای آبی اصفهان نیز باید جامع و ملی باشد. صنایع اصفهان بخشی از اقتصاد ایران هستند و اشتغال و تولید آنها محدود به یک استان نیست. اما همین صنایع سال‌هاست بیشترین فشار را بر منابع آبی وارد کرده‌اند و امروز باید بازنگری جدی در الگوی مصرف آب صنایع در سراسر کشور صورت گیرد. انتقال آب یا احداث سد برای تأمین آب صنایع بدون اصلاح الگوی مصرف، در حکم افزودن آب به سطلی است که کف آن سوراخ است. اگر صرفاً به بهانه رونق تولید، فشار بر منابع آب زاگرس افزایش یابد، در نهایت کل کشور آسیب می‌بیند. بنابراین، گفت‌وگو درباره نیاز آبی صنایع باید با در نظر گرفتن بازده واقعی، میزان مصرف، امکان بازیافت و فناوری‌های نوین مدیریت آب انجام شود.

موضوع مهم دیگری که باید به آن توجه شود بحث بی‌طرفی کارشناسی است. اختلاف‌نظرهای جدی بین کارشناسان مستقل، دانشگاه‌ها، دستگاه‌های دولتی و فعالان محیط‌زیست درباره این پروژه‌ها مطرح شده است. این موضوع نشان می‌دهد هنوز تصویر نهایی و واضحی بر پایه مطالعات شفاف و قابل انتشار وجود ندارد.

در چنین وضعیتی بهترین کار این است که همه طرف‌ها بپذیرند تنها مرجع قابل اتکا برای تصمیم‌گیری نهایی، مطالعات بی‌طرفانه و مشترک است. اظهارات سیاسی و فشارهای منطقه‌ای نباید جای تحلیل علمی را بگیرد. دانشگاه‌ها، سازمان‌های ملی و متخصصان حوزه آب باید به‌صورت مشترک و با دسترسی آزاد به داده‌ها، ارزیابی دقیق و نهایی را انجام دهند. روشن است که نتیجه این ارزیابی نباید از پیش مشخص باشد.

یک نکته بسیار مهم، پرهیز از دامن زدن به اختلاف‌های قومی و استانی است. آب یک مسئله ملی است و نباید موضوع رقابت‌های قومی و استانی قرار گیرد. مردمی که در کهگیلویه و بویراحمد نگران آینده محیط‌زیست زاگرس هستند و مردمی که در اصفهان نگران آینده صنایع و معیشت خودند هیچ تضادی با یکدیگر ندارند؛ هر دو دنبال آینده‌ای بهتر برای فرزندان خود هستند. تضاد اصلی بین توسعه غیرپایدار و توسعه پایدار است، نه بین مردم دو استان. بنابراین هیچ سدی نباید به عامل دو قطبی‌سازی استان‌ها تبدیل شود.

راه‌حل منطقی آن است که یک ارزیابی هزینه-فایده شفاف انجام شود که در آن تمام پیامدهای ذکرشده به‌طور کامل محاسبه شود. اگر نتیجه این ارزیابی نشان دهد که هزینه‌ها بسیار بیشتر از فواید است، طبیعی است که پروژه باید متوقف شود. اگر نتیجه برعکس باشد، باید با ضمانت‌های جدی زیست‌محیطی و اجتماعی اجرا شود. اما تا پیش از انجام یک ارزیابی جامع، هر تصمیمی شتاب‌زده و پرخطر خواهد بود.
https://kebnanews.ir/vdceep8n7jh87wi.b9bj.html
نام شما
آدرس ايميل شما

بنظر مو باید بریم
آب لرستان مال سرزمین لرستان نه کسی دیگه
طایر
شما نظر نده شما بیگانه هست
امید
یا احمقی یا خودتو زدی به حماقت
این سدها هم تو اصفهان زده میشه نه تو کهکیلویه
اول‌اب‌‌مال‌روستاهای‌همجواروزمینهای‌کشاورزیست‌ما‌باید‌دیم‌ بکاریم‌اب‌ببرن‌اصفهان‌‌خدا‌هم‌اینارا‌میبیند‌که‌نمش‌زمین‌نمیاد‌دوم. شما‌سد‌زدین‌اب‌جمع‌شد‌بعد‌از‌چند‌سال‌اب‌تبخیر‌میشه‌پوشش‌گیاهی‌ نابود‌میشه‌برف‌توی‌یخجالها‌دنا‌نمیمونه‌این‌سر‌چشمه‌اب‌خشک‌ میشه‌اب‌از‌کجا‌باید‌بیاد‌تا‌سد‌ذخیره‌کند‌اگرسد‌زدشد‌نه‌برف‌‌میاد‌ خدای‌این‌کار‌نکنید‌دنا‌مال‌کل‌ایرانست
طاها
اقای برادر. این دوتا سد به قیمت نابودی استان کهگیلویه وبویراحمد ودنا میباشد. چرا باید اب این استان برای اصفهانی برود که فولادش را به قیمت دلار به شهروندان ایرانی میفروشد. چند استان به خاطر اصفهان نابود شده اند
چرا باید اصفهانی ها دود و آلودگی فولاد را تحمل کنند و بقیه مردم ایران از تولیدات آن بهره ببرند چرا این منطقه باید فدای بقیه مناطق ایران بشه و سود این صنایع بره به جیب دولت
مگه کسی بهتون گفته که صنایع فولاد و ذوب آهن و پالایشگاه رو ببرید اصفهان؟ از نظر مهندسی اینها باید کنار آب باشن، نه تو کویر. میدونستی همین صنایع قرار بود تو استان هرمزگان باشه؟ ولی با لابی اصفهانیها اوایل انقلاب، این صنایع رو بردن اونجا. نتیجه اش شد آلودگی هوای اصفهان، خشکی منابع آبی، فرونشست خاک، انتقال آب از سرشاخه های کارون، کم شدن فشار آب رودخانه کارون در پایین دست استان خوزستان و برگشت آب شور دریا و نابودی نخلستانها این استان و ...
نمونه آخرش انتقال آب دریا با هزینه بسیار بالا.باور کنید توی کشور ما نیاز به این همه صنایع فولاد نداریم. فولاد خوزستان میتونست کل فولاد ایران رو تامین کنه. اما متاسفانه نگاه ها نگاه ملی نیست. نگاه استانی هست.
هروقت گفتند بگوبله
رسول
واقعا کسی این رو متوجه نیست که نیمی از مردم اصفهان لر زبانان همین شهرهای همجوار هستند که اگر به روستاهای خود برگردند شاید آب کفاف خود اصفهانی ها را بدهد و اینکه صنعت از اصفهان به تمام ایران منتقل می‌شود.
عجیب است که شفاف سازی نمی‌شود.
علی
چرا شر و ور نوشتی،صنایعی‌که محصولش توی کشور پخش میشه مجانی بدست کسی نمیره.
ولی آب و نفت و گاز و برق مفتیه تازه ضرر هم میزنه به شهر های زاگرس نشین.صنایع شهر های صنعتی ملی پولین ولی شهر هایی که منابع طبیعی دارن ملی پوشالین؟
ایران من
اصفهان محیط زیستو نابود کرده دنا نماد وهویت ایرانه کارخانه جاش کنار دریاست کل دنیا همینه تو راخدا برای آیندگان فکری کنید چن سال پیش زردکوه راخشک کرد دوتاسه سال آینده هم اقلیم دنا نابود می‌شود تادیر نشده فکری کنید
مگر میشود آب وشیره جان منطقه ای را بخشکانی اون وقت بگید نباید تضادبین دو استان بوجود بیاید.
اول نوبت به مناطق بختیاری نشین بود که نابود بشه حالا شده بویر احمد و لرستان جنوبی....طرح کمال صالح به اراک...قمرود یک و دو... چشمه لنگان و خدنگستان و کوگان به اصفهان...کوهرنگ یک دو سه به اصفهان.... ماندگان بهشت آباد وووووو.....کی قراره اصفهان سیراب بشه....دیگه اجاره انتقال به قطره آب رو نمیدیم
لرها اگه جم کنن از اصفهان برن روستاهای خودشون ، آب هست
سید صادق
کل این ماجرای سدسازی، چیزی جز زیاده‌خواهی برخی استان‌های کویری نیست. مگر نه اینکه اگر امروز از کمربندی‌های شهر اصفهان عبور کنید، به‌وضوح می‌بینید که تقریباً تمام زمین‌ها زیر کشت رفته‌اند؟ در حالی که بسیاری از روستاهای یاسوج حتی برای سطح محدود کشاورزی خود ـ آن هم اغلب کمتر از دو هزار متر ـ با کمبود جدی آب مواجه هستند.
سیدمحمد
چطور حق آبه ما رو می‌بلعید حالا که میخواهیم حق خودمون رو بگیریم شدیم برادر و یکی
ای لعنت بر ذات خراب
بویراحمد
آقا یا خانم کبنا نیوز اگه می‌ترسی خبر گزاری رو بزار کنار موضع بویراحمد رو نبر زیر سوال لازم شد /حمایت کامل کن نصف و نیمه گپ نزن بویراحمد جداست از تفکرات مسئولین
سیدرضا
کارشناس نمی‌خواد
شما عاقل
زندگی چند استان را نابود کنی برای یکی
پشت دنا ربطی به ماندارد ما چرا در سیسخت سد زده ایم هر جا هم سد زده شده به نفع انجاست اگر سد ضرر پس دریاها هم ضرر
پشت دنا ربطی به ماندارد ما چرا در سیسخت سد زده ایم هر جا هم سد زده شده به نفع انجاست اگر سد ضرر پس دریاها هم ضرر
دوست
فقط توقف طرحهای بی منطق و رویایی بیابان بی حاصل اصفهان که باعث نابودی کل زاگرس شده باید متوقف بشود داستانی که آب خوردن ندارد فولاد و ذوب آهن نمی‌خواد
ناشناس
دهها سال است صنایع اصفهان علاوه بر آب شرب مردم اصفهان، آب سایر مناطق را نیز تصاحب کرده اند و هزاران میلیارد تومان نه هزاران میلیارد دلار سود کرده‌اند و این سود برای کل مردم ایران نبوده چون محصولات تولیدی خود را با ارزش افزوده به سایر استان‌ها فروخته‌اند و اهدا نکرده‌اند، پس وقتی سالها سود برده‌اند این را بنام کل مردم ایران ننویسید، صنایع اصفهان منتفع شده‌اند ،اکنون بجای اصلاح ساختار خراب صنایع و صرف هزینه برای کاهش میزان نیاز به آب و تصفیه و استفاده دوباره و چند باره از آن به راحتترین و کم هزینه ترین راه که احداث سد در استان‌های همجوار و اتلاف منابع آبی و تخریب محیط زیست می‌باشد روی آورده‌اند تا به ثروت خود ثروت بیفزایند به هر قیمتی، صنایعی که قدر آب اصفهان که متعلق به مردم اصفهان بود را ندانسته اکنون چشم طمع به سایر استان‌ها، آنهم با نام توسعه و نجات صنایع دوخته، آیا این صنایع نمی‌دانستند مصرفشان چه اندازه و ظرفیت آبی استان چه اندازه است که نعمت الهی را به هدر داده و امروز مردم اصفهان و سایر استان‌ها را درگیر رفتارهایی بکنند که باعث چندقطبی شدن مردمی شوند که ریشه در یک خاک دارند. حرص و طمع عده اندکی را باید کل مردم ایران در هر زمینه‌ای بدهند، سیاست‌های اشتباه خارجی، اقتصادی، هنجارهای اجتماعی، دینی، عدم اعتماد به آینده خود و فرزندان، اشتباهات در ساختارهای آموزش و پرورش، درمان ،تجارت، تخریب محیط زیست و منابع آبی، و.... که حاصل بی خردی، جهل، عدم تخصص، ریا در تعهد و جایگزینی فرهنگ دینی اجتماعی مردم که دین و دنیا را شامل می‌شد با فرهنگی که مردم را گریزان از دین کرده و دنیا را در مال اندوزی و کسب ثروت‌های میلیاردی به هر قیمتی حتی از دست دادن اعتقادات و دنیای باقی به جای دنیای فانی داده و پرچمهایی که به نیت ثواب و اصلاح علم شده اما جز نیرنگی برای کسب امیال دنیوی نبوده و گفتارهایی که خودراویان نیز به آن معتقد نیستند و اخلاص واخلاقی که رنگ باخته برای کسب افراط در تجملات به هر قیمتی.
احسنت بسیار دقیق و عالی نوشته اید.مرحبا.
هالو
به نام اب شرب..... کل استان اصفهان شش میلیون جمعیت دارد و کل جمعیت نیاز به چهارصد میلیون متر اب دارد تا کنون نهصد میلیون متر اب به اصفهان منتقل شده چرا هنوز اب شرب شهر اصفهان تامین نشده. بنام شرب به کام صنایع
ایرانی
رخنه کردن تو بدنه نظام و مرتب برای شهر و استانشون دارن لابی میکنن کلا اصفهانیا ۵۰ ساله که با مدیریت غلطشون گند زدن به مملکت
محمد
حرف مفت نزن اصفهانی هرجامدیربوده خیلی هم خوش درخشیده
تورج حیدری
هموطنان اصفهونی باید عواامل خشکاندن زاینده رود را شناسایی وپیگیر حقشان بوده وباشند.زاینده رود وجودش طبیعی ونه باعث تخریب منابع ملی بود.باید علیه مافیای آب مبارزه کنند.حق خود باز ستانند.
موسوی
چرا بخاطر بلندپروازی‌های یک شهر کویری که میانگین بارش آن در یکسال فقط ۸۱ میلی‌متر است این‌همه آب از استان‌های دیگر و از دریا برای اون انتقال دادند و حالا استان‌های زاگرس را با بحران مواجه کردند. شهری که مشکل آب دارد نباید زمینه بزرگتر شدنش را فراهم کرد
شهروند
مگه از دریای عمان واسه اصفهان آب نیاوردند دیگه چرا دست از سر کهگیلویه‌بویراحمد برنمیداره؟ پس مردم کهگیلویه‌بویراحمد آب و صنعت و زندگی و کشاورزی نمیخواهند؟ اولویت فقط با اصفهان است؟
رمضان
ما با اصفهان در تضادیم واصلا حرف رئیس جمهور را قبول نداریم دنا باید برگردد
دکترعلی شهبازی کرتیان
باعرض ادب واحترام.آب می بایست بدرستی وصحیح مدیریت شود.واستان کهگیلویه وبویراحمد متضرراین قضیه نشود.
مجید
جناب مردم کهکیلویه وبویراحمد تفاوتش اینه که ما صنایع اصفهان را با پول می خریم اما اصفهانیها شیره جان ما را مفتکی غارت میکنند این بدرد خودت می خوره ما نمی گذاریم این اتفاق بیفتد شیر فهم شد
یاسر
چطوردرکهگیلویه وخوزستان نه کارخانه ای وجودداردنه کاری فقط اب گازونفتش برای کشورمهمه، جمع کنیداین دزدیهاتون اراک سمنان تبریزاصفهان یزداگه اب ندارن این همه کارخانه چیه جمع کردیداونجاقم هیچ ابی نداره هرچه کارخانه جمع کردیداونجاواقعافقط موندیم این کسایی که خودشون اقتصاددان میدانن چطورپتروشیمی که اون همه اب نیازداره درجاهای زده شدن که حتی اب خوردنشون ازاستان های دیگه میادمیخاهیدچطوربارون بزنه وقطی اب هاورودخانه هارااینطورسدسازی وابهاراازیک استان به استان دیگه میبرید
اردشیر
اگه اصفهان آب نداره چرا برنج می کاره
رضا بی باک
به استحضار مسولین محترم می رسانم اگردر زمستان مثل کشورژاپن جلوی هدررفت اب بارشها را بگیریم دیگه نیاز نیست یک استان کلنگش را بر دارد وبرودیک استان دیگر با هزینه هنگفت سدبزند واب ببرد که تبعات منفی اجتماعی وزیست محیطی ایجادبکند درکشور ژاپن ضمن استفاده صحیح وکارشناسی ار آب حتی از هدر روی آب پشت بامها وسالنها جلوگیری می کند........
آه و بخت بویراحمد کوچنی کی لهراس .علیخان ‌ ولیخان
درود بر شرفت
خیلی هم با ای مشکل داریم.
حاجی
آب اصفهان جناب آقای خاتمی برد یزد شهرخاتم فولاد سازی کاشی سازی وغیره حتی جندین چاه هم حفر کردن آب آنها بردن حآل کشاورز اصفهانئ نابود شد درجنوب دنا شرق یاسوج دارند سد می زند آن طرف دنا محیط زیست نیست فقط در شمال در استان اصفهان محیط زیست هست
اشکان
خود سدها چی؟
م
وقتی تو یک استان کارخانه زیاد بزنند مردمش پولدار میشوند و با پوول لابی اب را درست میکنند و با پول اب را از هر جایی بخواهند میبرند به استان خود مثال یزد و اصفهان که با پول این صنایع پولدار شدند و این صنایع فقط منفعتش برای خودشان بوده و پولش تو جیب یاسوج نرفته اب را نمیشود رایگان ببرند باید حداقل صد تا کارخانه هم برای یاسوج بزنند مگر میشود اب یک استان را برای صنعت یک استان دیگر انتقال بدهند به جوک خنده دار شباهت دارد انتقال اب فقط برای شرب ان هم در موارد ضروری استان یزد و اصفهان اب شرب نمیخواهند
سام
دوستان.شمال دنا سرتا سر ازاول منطقه پادنا تا روستای چهارراه حدود ۷۰ کیلومتر با لغ بربیشتر ۵۰ روستا ودوشهر بیده وکمه متعلق به شهرستان سمیرم است به جای دیگر ربطی نداره .سدهای هم که میزنند به ضرر منطقه است منطقه مرغوبترن سیب که معروفیت جهانی دارد راتولید میکند .جنوب دنا جز یاسوج است ولی شمال دنااسمش هم از اذل تا حال پادنا .ابش جنگلش .خاکش ووووجز خاک شهرستان سمیرمه.
هیراد
نابودی همه برای بقای عده ای.. وقت ایستادن در برابر ظلم است
شایان
در صورتی خوبه که نفعی هم برای استان داشته باشه
نه اینکه بخاطر منافع یک استان استان دیگر را ویران و خشک کنیم
چرا یکی از همان کارخانه های اصفهان را در یاسوج افتتاح نمی‌کنند......اگر تضاد نیست
راحیل
حرف زور میزنن
آخه چرا کارخانه و فولاد رو نمیارن در شهر های که آب دارند یا بندر ها
میرید کارخانه ها رو در شهر کویری باهزاران کمبود می‌زنید بعد آب رو از شهر های دیگه میگیر ید ،
برای کسی هم مهم نیست کهگلویه بویر احمد روستاهای خودش خشک و بی آب هست
حتما باید کویر بشه
بعد میگید تضاد
موقع پخش سرمایه این استان سهم نداره اما هر روز یه تکه اش رو میخان
..
باسلام متاسفانه استان کهگیلویه و بویراحمد یه آب داشت که از طریق سدهای غیر کارشناسی دارند اول ضربه به خود استان و بعد در سطح ملی انجام می‌گیرد. بحث محیط زیست. گیاهی. دارویی جانور ی . طوایف و مهاجرت اجباری تحت الشعاع این مسئله قرار میگیرد. که در این وضعیت بی بارشی به صلاح کشور نیست.
یونس
متاسفانه تضادها رو خودشون با تصمیمات اشتباه ایجاد میکنن.اخه اینهمه آی چرا باید بره تو کویر؟!
میرعشق الله
انچه درموردسدماندگان وتهدیدآینده کشورمیشود را کسانی زمزمه میکنند که درحیات شهید رئیسی هم مخالف او بودند و الان نیز جزتفرقه ونفاق انداختن کاری دیگربلد نیستند.دانشمندان خبره که نظرپردازشدید سدباعث تبخیربرف دنامیشود بگویند پس دریای مازندران نیز باعث خشکی البرزشده .جمع کنید این اراجیف بازیهارا
باسلام هیچ منفعت ملی در این طرحها نیست .مسخره هست منافع ملی یه استان نابودبشه تا استانی دیگرآبادبشه به یک جوک شبیه است
.قرار نیست یه استان تاوان استان دیگری رابده فولادراببرندکناردریا کدوم طرح ملی چرا به شعور مردم توهین میکنید.اگه استانهای محروم جزمنافع ملی نیستند استانهای دیگر هم نبایدباشند
هوای شمال و هوای جنوب را با هم مقایسه نکنید در جنوب در تابستان دما به 50 و گاها 60 می رسد در شمال نهایتا به 40 درجه، و بخار آب در یاسوج در تابستان از شمال خیلی بیشتر هست، مقایسه اشتباه است
محمد
اگر واقعاً کسی در ایران میخواهد بداند که مشکل آب از کجاست، //
سجاد
راه حل اصلی اینه که تو دخالت نکنی وقتی داری دوگانه حرف میزنی
پس تو حرف نزن و چیزی ننویس
اب این منطقه پوشاک نیست که میگی صنایع اصفهان به همه کشور میره با این حرف میخای ادای فهمیده بودن رو در بیاری پس نه تو و نه مسئولان ما عرضه ندارن جلوی بیچاره شدن منطقه رو بگیرن
مگر اینکه مردم غیورمون مث همیشه غیرت خودشون رو نشون بدن
سرزمین مردگان
اب ملی هست که پای دنا سد بزنید که منابع و دیگه رطوبت نزاره برف باران بزنه
محمد
سلام خیلی جالبه که خیلی به راحتی منابع استان رو میبرن برای مصرف کارخونه هاشون بعداگه بخوان به بچه های استانمون لطف کنن باید نماینده ومسئولین ارشداستان با التماس ونامه وپارتی بازی تعدای از جوونای ما برن تواون کارخونه ها وبرن تو واحد یاقسمتی که به جز حمالی وظلم که بعداز ۲سال کار تواون واحد دیگه فرسوده میشی چیزی نصیبت نمیشه
احسان
دنا فقط مال یاسوجه نه اصفهان
معید
دوست عزیز خیلی از مسئولین تراز اول کشور اصفهانی هستند چهارمحال و سرچشمه های کارون را بردن اصفهان خوزستان و چهارمحال را نابود کردند حالا هم اومدند سراغ دنا برای صنایع آب بر در کویر چقدر با ویرانی ببار بیاورند نگران تضاد قومی و استانی نباش نگران فروپاشی سرزمینی باش صنایع فولاد را جابجا کنند
پوریاظریفی
مردم ما بشدت با مردم اصفهان فرق دارند..اصلا هیچ گونه شباهتی بین ما وجود ندارد...زنده باد دنا
چویل دنا
پادنا سمیرم مناطق اصفهانه ابش هم مال خودشه به ماربطی هم نداره یک سوم مردم اصفهان هم لرها هستند
چرا مغلطه و جوسازی می کنید .محیط زیست مهمتره یا آب آشامیدنی .مجموع آب سدهای استان کهگیلویه بیش از استان اصفهان و یزد است . در خصوص سدهای خوزستان که نیازی به گفتن نیست . الان مشکل کشور بحران آب است نه محیط زیست .بخران فرو نشست زمین است نه فلان گونه گیاهی و جانوری . سالهاست سر لجبازی و قومیت گرایی عده ای تفرقه می اندازند و اصفهان و خوزستان و چهارمحال و لر و تورک و فارس و بختیاری را علم می کنند در حالیکه منابع کشور متعلق بهمه و تولیدات نیز بهمه کشور تعلق دارد .
لرها باید از اصفهان بروند عامل بینظمی بی آبی آلودگی فقط لرها هستند
ن
لرها اگه ازاصفهان جم کنن برن آب هست ، لر ها باعث بی نظمی بی آبی و...
عامل خشکسالی و بدبختی مردم همین سدهای بی خاصیت هستند که فقط برای سازندگان آنها نون وآب داشت و برای مردم قحطی و خشکسالی امیدوارم روزی برسد که تمام عوامل دخیل در این سد سازی ها محاکمه و مجازات شوند
احمد جلیلوند
آقا نزارید این سدها احداث بشه. به سرنوشت خوزستان که آبش را انتقال دادند به اصفهان و نخلهای خوزستان خشک شد وهزار مصیبت دیگه...
شهروند
بجای اینکه آب رو ببرن به استان های مرکزی، صنایع پر مصرف رو ببرن کنار دریا. استان های ساحلی زمین های بایر زیاد دارن، نیازی نیست دولت زمین رو از کشاورزها بخره یا درخت ها رو از بین ببره. برای صادرات هم از همونجا کالا رو مستقیم از بنادر صادر میکنن.
تا دیر نشده این سد را تکمیل کنید. مردم از تشنگی دارند تلف میشن.
تو جنگ دوازده روزه کدوم شهرهای چهارمحال بختیاری یا کهگیلویه بویر احمد رو زدن این آب رو برای صنایع مهم و استراتژیک میخوان بیخود شلوغ بازی در نیارید هی تشنج الکی ایجاد میکنید
تازه ها