نسل جوان این مملکت باید بدانند که نه امامین انقلاب، نه رهبری سوم انقلاب و نه مردم آگاه و بصیر ایران با مذاکره، گفتگو و مصالحه با کسانی که عزت، منفعت و شرافت ملی و تمامیت ارضی ایران را مهم بدانند، مانع نبوده و اصلحتر از جنگ میدانند. اما...
یادداشت ارسالی - سید علیعباس محدث - ضمن عرض تسلیت و قبولی عزاداری ملت ایران، انشاءالله که همگان بفهمیم که در مکتب عاشورا بهغیراز کشتهشدن و سینهزدن، زنده شدن و عملکردن هم هست.
محرم امسال با آنچه سالها است میخوانیم و میدانیم و عزاداری میکنیم، تفاوتها و شباهتهای بسیاری دارد. هر سال سبک مداحی، صحنهگردانی، سخنرانی و مدیریت هیئتها و کلاً هر آنچه بتواند، گریه زا باشد و ظاهر صحنه را دردناکتر و گریانتر نشان بدهد، به نسبت سال قبل، تغییر میکند و برخی برنامهها عقلانیتر و در ایفای نقش معنوی کارآمدتر هستند و قطعاً برنامههایی نیز هستند که به نظر میرسد بدعت میشوند و هیچ تناسبی با واقعیت محرم و قیام امام حسین ؑ ندارند. چون اینها موضوع بحثم نیست، میگذرم.
در این شبها بهتناسب فضای سیاسی و جنگی که بر کشورمان حاکم شده است، خطبا و سخنرانان مختلفی را میبینیم که با اشاره به پیام حکیمانه و روشنگرانه امام انقلاب حضرت آیتالله سید مجتبی خامنهای خطاب به ملت ایران در خصوص مذاکره با آمریکا، به واژه «علیالاصول»، بسیار تاکید دارند. عین عبارت در پیام رهبری این است؛ «بنده علیالاصول، نظر دیگری داشتم؛ ولی از باب تعهدی که رئیسجمهور محترم بهعنوان رئیس شورایعالی امنیت ملی از طرف خود و سایر اعضا در پاسداشت حقوق ملت ایران و جبهه مقاومت به بنده دادند و تصریح به قبول مسئولیت آن نمودند، اجازه آن را صادر نمودم.»
میدانیم واژهها در ادبیات فارسی، معانی و تفاسیر مختلفی دارند و هر واژهای از بار معنایی خاصی بهرهمند است. ضرورت بهکارگیری هر واژه در جملات به عوامل متعددی بر میگردد. این واژه با کلمه «معمولاً» مترادف است منتهی معنای ژرف و نظاممندتری را دارد. وقتی گفته میشود «معمولاً»، یعنی که اشاره به رویهای معمول و طبق عرف و عادت دارد. اما «علیالاصول» واژهای عربی است که «علی» یعنی بر یا بر اساس، و «اصول» یعنی قاعده و روش، کلاً به معنی بر اساس «قاعده» و «سبک» نظاممند و استدلال منطقی اشاره دارد. حال در جمله بالا (پیام رهبری معظم انقلاب)، میفرمایند که بر اساس قاعده و استدلال و منطق خاص، نظر دیگری داشتم. اینکه استدلال و منطق رهبری چه بوده است، الحمدلله که زنده هستند و انشاءالله خودشان تشریح و تبیین خواهند نمود. اما فی الحال که قاعده «علیالاصول» همچون ۴۷ سال گذشته، اشاره به رویکرد مثلث «حمله - آتشبس – مذاکره» آمریکا دارد و مردم از اینگونه مذاکرات تجربه خوبی ندارند، خواهان صیانت محض از انقلاب، ایران اسلامی، جبهه مقاومت و زندگی مردم هستند.
البته نسل جوان این مملکت باید بدانند که نه امامین انقلاب، نه رهبری سوم انقلاب و نه مردم آگاه و بصیر ایران با مذاکره، گفتگو و مصالحه با کسانی که عزت، منفعت و شرافت ملی و تمامیت ارضی ایران را مهم بدانند، مانع نبوده و اصلحتر از جنگ میدانند. اما از آغاز پیروزی انقلاب اسلامی تاکنون، ارزیابی روابط ایران و آمریکا بر دو فرض استوار است؛ اولاً سیاست آمریکا در تمامی مذاکرات با هر کشوری بر مبنای منفعتطلبی بوده و همواره به دنبال کسب سود و منفعت بیشتر است. اینکه فکر کنیم در مذاکره اینچنینی با آمریکا میتوانیم سود برابری برده و یا به وعده گفتگویی برد - برد اعتماد کنیم، همان خطای آشکاری است که از دولت مرحوم مصدق تا الان تکرار میشود و درس نمیگیریم.
دوم اینکه آمریکا همیشه مذاکرات را با قلدری و نمایش چنگودندان آغاز میکند. این را میتوانیم در توئیتها و سخنرانیها و مصاحبههای تهدیدآمیز رئیسجمهور و دیگر مسئولان دولت آمریکا، تحولات نظامیشان در منطقه و حمله گسترده و توقفناپذیر اسرائیل به لبنان دریابیم.
سوم، باید قبول کنیم که دیپلماسی آمریکا با اتکال بر قدرت سیاسی، اقتصادی و نظامی بوده و هرگز ارزشهای انسانی و اخلاقی را رعایت نمیکند. برای رهبران آمریکا مهم نیست که مردم دیگر کشورها در نتیجه فقر و محرومیت اقتصادی چگونه میمیرند، چگونه رنج میبرند و حتی در صورت دفاع، چه تعداد از آنها قتلعام میشود؛ بنابراین مذاکره با چنین نظام سیاسی که فاقد ایدئولوژی انسانمدار است، خودکشی محض است.
«علیالاصول» رهبر انقلاب و ملت ایران بر اساس تجربهای که از معاهده برجام و «اسنپ بک» که دولت همسو و بلکه تصمیمگیرنده برای دولت فعلی دارند، نمیتوانند «معمولاً» به تیم مذاکرهکننده و بازماندگان برجام، فرصت بازی با کلمات بدهند. وقتی منطق جمهوری ایجاب میکند که مبنای تصمیمگیری در سیاستهای کلان با نظر اکثریت باشد، قطعاً دیدگاه رهبری اهم بر اکثریت نیست. همچنین بر اساس دیدگاه اسلام نیز وحدت بهعنوان یکی از اصول حکومتداری است؛ بنابراین اگر باتجربه چندینسالهای که از بدعهدی آمریکا میدانیم و همچنین زخمی که از دلواپسان اغلب غیرمنطقی مذاکره داریم، شایسته بود که «علیالاصول» مسئولان نه در شعار بلکه در عمل، برای مردمی که در دل ناکارآمدیهای مدیریتی، گرانی و تورم غیرعادی، بحران عقلانیت در ساختار اجرایی، پای نظام و انقلاب ایستاده و حمایت کردند، آبرو گرو بگذارند. «علیالاصول» وقتی بین شروط معین شده برای مذاکره و ادعای متولیان دیپلماسی و تئوریسینهای وابسته نگر آن، تفاوت بسیاری است، اگر تضمینی برای مردم نباشد، قطعاً مثل پسابرجام، هیچ مسئولی پاسخگو نخواهد بود.
ضمن اینکه بسیاری از رهبران کشورهای اروپایی که سالها دوست و تامینکننده پشتیبانی و تسلیحات اسرائیل و حیاطخلوت آمریکا بودند، نهتنها در جنگ رمضان دخالتی نکردند؛ بلکه بهصراحت رهبران این دو کشور را عامل ناآرامی، جنگ و ناامنی در منطقه و دنیا میدانند؛ بنابراین آنگونه که اغلب تحلیلگران هم بیان نمودند، این مذاکرات را به چند دلیل ناموفق و شکستخورده میدانم؛.
اول، به قول رهبر شهید انقلاب، تجربه به ما آموخته است که مذاکره با آمریکا هیچ سودی برای ایران نخواهد داشت. چون او از زبان زور سخن میگوید و ملت ایران هم نشان داده که زور را بر نمیتابد.
دوم، در روزهای آغازین جنگ، مسئولان اجرایی از عدم مذاکره در مورد هستهای و برد موشکها و اورانیوم ۶۰درصد میگفتند و اینکه پایان جنگ را ما تعیین میکنیم. امروز متاسفانه میبینیم که هنوز جنگ در بخشی از محور مقاومت ادامه داشته و ما هیچ نقشی در پایان جنگ نداریم. اورانیوم را طبق تعهدمان باید رقیق کنیم، هستهای را کاملاً با نظارت نماینده آمریکا که همان ناظر اسمی سازمان ملل هست، ادامه بدهیم و اگر صحت داشته باشد، باید کارشناس نظامی ما و آمریکا در مورد مسائل نظامی نیز با هم گفتگو کنند. و سهم ایران در این مذاکره، «اگر، بعداً و شاید»، خواهد بود.
سوم، آنگونه که اقتصاددانان و کارشناسان تحلیل میکنند، باوجود مرزهای دادوستد زمینی، فروش نفت در دل جنگ و عدم صادرات محصولات کشاورزی، فولاد، مواد غذایی، پتروشیمی و. جنگ ۴۰ روزه نمیتواند در این حجم از افزایش تورم و نابسامانی بازار نقشی تمام داشته باشد. اما بحرانیترین دوران اقتصادی را تحمل میکنیم. حال اگر این معاهده به نتیجه برسد، تعهدات دیگری را باید پایبند باشیم که در آنصورت این آشفتگی مدیریتی و آسیبهای اقتصادی بیشتر خواهد شد. مثل موضوع عذرخواهی رئیسجمهور از کشورهای عربی یا توئیت عراقچی در میانه جنگ و اعلام بازگشایی تنگه هرمز به طور کامل که بی تردید باید تاوان بدهیم.
چهارم، رفتارهای دوگانه و چندگانه مسئولان اجرایی با مفاهیم و مضامین دینی، حقوقی و بینالمللی که موجب جریتر شدن دشمنان مردم و انقلاب شده است. وقتی رهبر انقلاب را به شهادت رساندند، مراجع تقلید بر اساس شریعت دینی، حکم محاربه روسای جمهور آمریکا و اسرائیل را صادر کردند. اما رئیسجمهور ما که بارها از جانفدایی برای انقلاب و اسلام و رهبری میگفت، اعلام کردند که «فتوای محاربهای که صادر شده برای ترامپ نیست». بلافاصله وزیر خارجهشان نیز اعلام کردند «قتل کسی در خارج، سیاست ما نیست. چه برسد به روسای جمهور». البته این سخنان در ضدیت با احکام اسلام از این تفکر بعید نمیدانم و این دو نفر را در اندازهای نمیبینم که غیرت دینی از آنها انتظار برود. ضمن اینکه در اجرایی نکردن قانون حجاب، رئیسجمهور نشان دادند که بیش از آگاهی سطحی و منفعتطلبانه، پایبندی عمیقی با آنچه قانون میگوید و شرع الزام میکند، ندارد.
علیایحال، این مذاکراتی که فعلاً نقد در مقابل نسیه است، بهنظر میرسد بااینشرایط شکستی مفتضحتر از برجام خواهد داشت و باز هم ملت، امام ملت و انقلاب ملت تاوان خواهند داد. چراکه «علیالاصول»، آنهایی که فرزندان، منافع، سرمایه و گرینکارتشان در آمریکا است، نه میتوانند وکیل ملت ایران باشند و نه تعهدی نسبت به حفظ جان و مال و حمیت ایرانیان دارند. بهعنوان یک اصل، نباید دست روی دست گذاشت و منتظر ماند تا بااین وضعیت مدیریتها اصلاح شود، اقتصاد و معیشت بهخودیخود به سامان برسد، یا آمریکا جنگ علیه ایران را خاتمه داده و به تعهداتش عمل کند. امروز باید با صرفهجویی در مصرف حاملهای انرژی، اولویتبندی مایحتاج زندگی و حفظ تابآوری در برابر تورم و گرانی، آگاهانه عمل کنیم. واقعیت این است که در سایه برخی رفتارهای دوگانه مسئولان اجرایی، باید ظرفیت و آستانه تحمل خود را برای عبور از بحرانهایی نظیر فساد مالی و اختلاس، و رویارویی با فتنهها، توطئههای احتمالی بالا ببریم.
یا علی
📢برای دریافت جدیدترین اخبار و تحلیلها، کانالهای خبری کبنا نیوزرا دنبال کنید!
مردم دارند زیر باز گرانی و تورم و تحریم میمیرند بعد یارو میگه نباید مذاکره کنیم
اگر همون سالهای قبل این مذاکره را میکردند نه جان ۳۵۰۰ نفر بیگناه گرفته میشد نه نیاز بود این همه گرانی وتورم که بر اساس تحریم هست را تحمل کنیم
گپ گپو.... چیزای دم دستی و پیش پا افتاده توی کهگیلویه ی بزرگ زیادند در مورد اونا بنویس میر محدث... فرا منطقه ای صحبت کردن نشانگر فرار از واقعیت هاست...
درسته، احسن بر شما
در حالیکه ما میگفتیم پایان جنگ را ما تعیین میکنیم، پایان جنگ را که تعیین نکردیم ، صددرصد هیچکاره ایم. به مردم ایران سالها می گفتند که تمام کمبودهای و مشکلات نتیجه دخالت آمریکا است. حالا که داشتیم مقاومت می کردیم و به قول خودشون برنده جنگ بودیم، چرا باید با ذلت پای مذاکره بشینیم؟
اگر هم می دانستید که نمی توانیم مقاومت کنیم،چرا جنگ را شروع کردید؟
من تحلیل برادر ارجمندم جناب دکتر محدث را قبول دارم. با این دولت و این مجلس هیچ نتیجه ای نمی گیریم
به بیچاره های مذاکره دوست کاری ندارم، به مدیران یکی از یک/ هم بگذریم، چرا مردم وجنیش های دانشجویی و گروههای غیر رسمی علیه این خناسان مذاکره حرفی نمی زنند؟
درود بر محدث و کمایی و کبنا
معلومه که جای گرمی نشستی جناب محدث نسخه میپیچونی اخه ای مردم بیچاره چقد باید آستانه تحمل وتاب آوریشون ببرن بالا اگه شنواییت سالم باشه باید صدای خرد شدن استخوانهای مردم را زیر بار ابر تورم و گرانی بشنوی که نتیجه ش جز فقر وفلاکت و ناهنجاریهای اجتماعی نیست ترا خدا بس کنید با ای حرفهای مفت وآبکی