محمدباقر بهدارپور در یادداشتی با محوریت «کرامت نفس و عزت ملی»، با استناد به قرآن کریم، نهجالبلاغه و فرهنگ عاشورا، حفظ استقلال، کرامت انسانی و ایستادگی در برابر سلطهپذیری را از مهمترین آموزههای اسلام دانسته و بر ضرورت پاسداری از هویت دینی و ملی تأکید کرده است..
در این یادداشت آمده است:
کرامت نفس، صرفاً یک فضیلت اخلاقی فردی نیست؛ بلکه سرمایهای اجتماعی و زیربنای استقلال یک ملت و کشور است. جامعهای که اعضای آن از عزت نفس برخوردار باشند، در برابر تحقیر، سلطه، باجخواهی و زورگویی سر فرود نمیآورند.
در این یادداشت آمده است:کرامت نفس، صرفاً یک فضیلت اخلاقی فردی نیست؛ بلکه سرمایهای اجتماعی و زیربنای استقلال یک ملت و کشور است. جامعهای که اعضای آن از عزت نفس برخوردار باشند، در برابر تحقیر، سلطه، باجخواهی و زورگویی سر فرود نمیآورند.
از همین رو، قرآن کریم عزت را نه یک امتیاز سیاسی، بلکه حقیقتی الهی معرفی میکند و میفرماید:
"وَلِلَّهِ الْعِزَّةُ وَلِرَسُولِهِ وَلِلْمُؤْمِنِينَ"
عزت از آنِ خدا، پیامبر او و مؤمنان است.»
(سوره منافقون، آیه ۸)
بر اساس این اصل، جامعهای که عزت خود را در گرو رضایت قدرتهای بیرونی(آمریکا و اروپا) بداند، به تدریج کرامت خویش را از دست خواهد داد. وابستگی، هرچند در ظاهر رفاه یا امنیت کوتاهمدت ایجاد کند، اگر با از دست رفتن استقلال و اختیار همراه باشد، از منظر قرآن و سیره اهلبیت(ع)، نوعی ذلت و حقارت اجتماعی محسوب میشود.
از نگاه اسلام، عزت نفس تنها به این معنا نیست که انسان خود را دوست داشته باشد؛ بلکه به این معناست که حاضر نباشد ارزشهای الهی، هویت فردی و اجتماعی، آزادی و شخصیت خود را در برابر منافع مادی معامله کند.
امیرالمؤمنین علی(ع) میفرمایند:
مَنْ كَرُمَتْ عَلَيْهِ نَفْسُهُ هَانَتْ عَلَيْهِ شَهَوَاتُهُ
«کسی که نفس او نزد خودش گرامی باشد، خواهشهای نفسانی در نظرش کوچک میشود»
(نهجالبلاغه، حکمت ۴۴۹)
این اصل درباره ملتها جوامع نیز صادق است. ملتی که کرامت خود را حفظ کند، حاضر نیست در برابر فشارهای سیاسی، اقتصادی و نظامی، از هویت و استقلال خود دست بکشد.
چنین ملتی ممکن است هزینههای سنگینی بپردازد، اما هزینه ذلت را بسیار سنگینتر میداند.(تحریم هزینه دارد ولی سازش هزینهاش سنگینتر است)
تاریخ اسلام، بزرگترین جلوه این اندیشه را در نهضت عاشورا به نمایش گذاشت. هنگامی که امام حسین(ع) میان بیعت با حکومت یزید و شهادت قرار گرفت، جملهای را بر زبان آورد که به منشور جاودان کرامت انسانی تبدیل شد:
"هَيْهَاتَ مِنَّا الذِّلَّةُ"
این جمله، صرفاً واکنشی به یک حادثه تاریخی نبود؛ بلکه اعلام یک اصل تمدنی بود: جامعهای که عزت خود را حفظ کند، ممکن است شکست ظاهری بخورد، اما هرگز مغلوب نخواهد شد؛ زیرا سرمایه اصلی آن، کرامت انسان است.
هرگاه جامعهای به این باور برسد که شرافت، ارزشی معاملهناپذیر است، آن جامعه در برابر تهدید، تحقیر و فشار، هویت خود را حفظ خواهد کرد؛ همان پیامی که عاشورا برای همه نسلها به یادگار گذاشته است.
از همین منظر است که بسیاری از اندیشمندان مسلمان، عاشورا را نه فقط یک قیام مذهبی، بلکه نقطه آغاز فرهنگ مقاومت در برابر سلطه میدانند. مقاومت، زمانی ارزشمند است که از کرامت انسان سرچشمه بگیرد، نه از تعصب یا کینه. هدف آن، حفظ آزادی، عدالت و حق تعیین سرنوشت است.
در دهههای اخیر، مفهوم «عزت ملی» نیز در ادبیات سیاسی جمهوری اسلامی ایران جایگاه ویژهای یافته است. در این چارچوب، استقلال سیاسی، نفی سلطهپذیری و ایستادگی در برابر فشار خارجی، بهعنوان جلوههایی از حفظ عزت یک ملت معرفی شدهاند. در این نگاه، الگوی عاشورا صرفاً متعلق به تاریخ نیست، بلکه الگویی برای مواجهه با هرگونه فشار و تحمیل اراده قدرتهای بزرگ بر ملتهاست.
رهبر شهیدمان در یکی از آخرین سخنرانیهایشان در واکنش به سخنان ترامپ که خواستار تسلیم بی قید شرط شده بود،فرمودند: ( مِثلی لا یُبایِعُ مِثلَ یَزید؛ «مانند منی با مانند او بیعت نمیکند»)
بر این اصل تأکید کردهاند که سازش با ظلم و پذیرش تحقیر، با منطق اسلام سازگار نیست!
رهبر شهید و فرزانهمان حضرت آیه الله علی خامنه ای در ادامه فرمودند:
«مردم ایران با این تمدن، فرهنگ و معارف عالی، هیچگاه با سردمداران فاسد آمریکا بیعت نمیکنند»
حضرت آیهالله جوادی آملی،از مراجع عظام تقلید،این جمله امام حسین را نمادی از تقابل همیشگی حق و باطل دانسته و معتقد است هرکس همانند امام حسین(ع) بیندیشد، با ظلم و ستم سازش نمیکند و حکومت طاغوت را نمیپذیرد و تن به ذلت نمیدهد
در دکترین(گفتمان) رسمی حاکمیت جمهوری اسلامی امتناع از بیعت با ظالم، امتداد همان شعار تاریخی «هیهات منا الذلة» تلقی میشود؛ شعاری که عزت را بر آسایش و کرامت را بر مصلحتگرایی مبتنی بر تسلیم ترجیح میدهد.
آنچه امروز برای ملتهای مسلمان و آزادی بخش جهان الهام بخش است؛قلمهای کسانی است که با خون خود، خطوط برجسته اسلام را بر بدنهای خودشان،بر پیشانیشان،بر فرق شکافتهشان«وَ قُتِلَ علی فی مِحرابه عِبادَته لِشِدَّه عَدلِه» ( و در محراب شهادتش به خاطر شدت عدالتش کشته شد)،بر روی سینه و قلبشان،بر بدنهای ها پاره پاره شان و بر سر جدا از تنشان نوشته اند.
در این روزهایی که در حال وداع و خداحافظی با امام امت خود هستیم،بدانیم و فراموش نکنیم که چه ظلم بزرگی نسبت به خاک این کشور و غرور ملی و دینی ما وارد شده است.
رهبر ما با جمعی از خانوادهشان در این راه متعالی که،آزادی،استقلال و شخصیت یک ملت حفظ شود به مقام شهادت مفتخر گردیدند و برای ما بازماندگان این مسیر، پیام عدم ظلمپذیری،حفظ ارزشهای انسانی یک ملت،پایبندی بر مبانی دینی خود را به یادگار گذاشتند و ما باید فراموش نکنیم که قیام و نهضت حسینی تا ابد ادامه دارد...























