تعداد نظر۳
جالب است ۰
کاپوشچینوفسکی حین گفتن از زن شیرازی که سرگین گاو را جمع آوری و شبیه به کیک زیر آفتاب خشک می کند، توصیف می کند که «در سالهای 1353 که قیمت نفت ایران چند ده برابر می شود و قراردادهای میلیاردی بسته می شود و کشتی های زیادی از سراسر جهان به سوی بنادر ایران سرازیر می شوند، این قراردادها، و خرید انبوه کالا و توسعه صنعتی بدون برنامه‌ریزی صحیح، مشکلات بزرگی ایجاد کرده است». او می نویسد که «محموله‌های عظیم کشتی‌ها وارد کشور می‌شد، اما ظرفیت بنادر بسیار پایین است، صدها کشتی 6 ماه در بندر معطل می مانند، دولت ایران سالی 1 میلیارد دلار برای این معطلی به شرکت های کشتی رانی می پردازد، سرانجام محموله ها کم کم خالی می شوند و بعد کاشف به عمل می آید که انبار کافی وجود ندارد، پس از آن تصمیم به انتقال محموله ها گرفته می شود و این بار مشخص می شود که وسیله حمل و نقل نیست. 2 هزار تریلی از اروپا سفارش داده می‌شوند، اما پس از مدتی مشخص می‌شود راننده‌ای برای انتقال محموله‌ها وجود ندارد. پس از رایزنی‌ها، یک هواپیمای مسافربری از سئول مأمور می‌شود تا راننده کامیون کره‌ای بیاورد. راننده‌ها می آیند و انتقال محموله‌ها آغاز می‌شود، اما وقتی چند کلمه فارسی یاد می‌گیرند، متوجه می‌شوند دستمزدشان نصف راننده‌های بومی است و به این موضوع اعتراض کرده و برخی ماشین‌ها را رها می‌کنند و به کره بازمی‌گردند. کامیون‌ها که تا امروز بلااستفاده مانده‌اند، همچنان در امتداد بزرگراه بندرعباس–تهران باقی مانده و خاک گرفته‌اند».
بازخوانی «شاهنشاه» / جبارنژاد: ایران در تمام تاریخ تنها بوده و این تنهایی استراتژیک است
به گزارش کبنا نیوز، در نشست اول «انقلاب اسلامی و خودآگاهی ملی» که عصر روز یکشنبه 12 بهمن ماه در سالن جلسات کتابخانه مرکزی شهر یاسوج برگزاری شد، مدیرکل کتابخانه های استان کهگیلویه و بویراحمد و جمعی از کتاب دوستان پیرامون کتاب «شاهنشاه اثر ریچارد کاپوشچینوفسکی» به گفت و گو پرداختند.

مدیرکل کتابخانه های عمومی استان کهگیلویه و بویراحمد در ابتدای سخن خود با معرفی این کتاب گفت: کتاب شاهنشاه اثر «کاپوشچینوفسکی»  از انتشارات ماهی منتشر شده است. نویسنده بدون هیچ گونه داوری مشاهدات عینی خود را می نویسد، روایت روزنامه نگار مشهور لهستانی از انقلاب ایران است که در آستانه انقلاب ۵۷ پا به ایران گذاشت و از نزدیک شاهد فروریختن نظام پادشاهی بود. این کتاب گزارشی از تجربه روزنامه نگاری است که 27 انقلاب را به چشم خود دیده و لمس کرده است.

محسن جبارنژاد با اشاره ای به اتفاقات و آشوب های دی ماه 1404 و تبلیغات منفی رسانه های خارج از ایران بیان کرد: وقتی در این کتاب در خصوص پرویز ثابتی رئیس اداره سوم ساواک که جنایات او ثابت شده است، می نویسد «در یک پروپاگاندای رسانه ای از او به عنوان قهرمان نام می برند»، نشان می دهد که نقش رسانه ها در بازنمایی اتفاقات بیرونی چقدر اهمیت دارد. 

وی در ادامه گفت: ضرورت دارد با نسل نوجوان بیشتر گفت‌وگو کنیم و به تاریخ ایران، شناخت ایران و خودآگاهی تاریخی بیشتر بپردازیم. 
    
جبارنژاد افزود: این کتاب فرصت خوبی بدست می دهد تا نسل جوان با تاریخ کشور خود آشنا شود و بتواند دیدگاه‌های درست تاریخی و فرهنگی را درک کنند، از نویسنده ای که با انقلاب ایران هیچ گونه همدلی نمی کند و صرفاً روایت کننده و تحلیلگر است.

وی افزود: اتفاقات اخیر ناشی از چند عامل هست، اول آنکه نوجوانان ما خودآگاهی تاریخی ندارند، و دوم اشکال از مسئولان است، جهان مسئولان ما با جهان مردم و نوجوانان بسیار متفاوت است.

جبارنژاد گفت: تجارب تاریخی نشان می‌دهد که ایران همواره در معرض تهدیدات خارجی بوده است. مثال‌های متعددی وجود دارد. در این مسیر، مهم است که نوجوانان و جوانان با تاریخ معاصر آشنا شوند و ضمن گفتگو درباره وقایع انقلاب ۵۷، با ارزش‌های استقلال، آزادی و مقاومت ملت ایران آشنا گردند.

وی خاطرنشان کرد: مثال تاریخی دیگر، دوران ملی شدن نفت و اقدامات مصدق است. مصدق با وجود فشارها و دخالت خارجی، از استقلال کشور دفاع کرد، اما در نهایت با عملیات آژاکس توسط آمریکا و انگلیس سرنگون شد.

وی گفت: تجربه تاریخی ما نشان می دهد مهمترین موضوع برای ایران استقلال است، و بهترین معیار سنجش اصیل بودن یک جریان اجتماعی و سیاسی میزان ارتباط آن با عنصر خارجی است، انقلاب ایران در سال 57 کاملا مردمی اتفاق افتاد و جریانی اصیل بود، و اما وقتی جریانات اخیر ایران را بررسی می کنیم به راحتی پای عناصر خارجی را می بینیم. هرگاه عنصر خارجی وارد معادلات داخلی شود، نتیجه‌ای جز ویرانی و خسارت برای ملت ایران ندارد.

کاپوشچینوفسکی می نویسد «مهمترین موضوع برای ایرانی ها استقلال است، وقتی سرباز آمریکایی در ایران مصونیت قضایی دارد به شدت به ایرانی ها بر می خورد و از این وضعیت ناراضی اند، به یک تحقیر ملی رسیده اند و اینها باعث شده که جرقه های نهضت زده شود». 

جبارنژاد بیان کرد: کاپوشچینوفسکی به مسئله نفت ایران اشاره می کند، زمانی که در 1973 (1353) نفت ایران بالاترین قیمت خود را در سطح جهانی تجربه می کند، و ایران توسعه ای را تجربه می کند که نامتوازن است. او این توسعه نامتوازن را با توصیف گذر کردن خود از یکی از روستاهای کوچک و محروم نزدیک شیراز در می آمیزد، زمانی که دیگر شاه از ایران رفته است.

وی افزود: کاپوشچینوفسکی حین گفتن از زن شیرازی که سرگین گاو را جمع آوری و شبیه به کیک زیر آفتاب خشک می کند، توصیف می کند که «در سالهای 1353 که قیمت نفت ایران چند ده برابر می شود و قراردادهای میلیاردی بسته می شود و کشتی های زیادی از سراسر جهان به سوی بنادر ایران سرازیر می شوند، این قراردادها، و خرید انبوه کالا و توسعه صنعتی بدون برنامه‌ریزی صحیح، مشکلات بزرگی ایجاد کرده است». او می نویسد که «محموله‌های عظیم کشتی‌ها وارد کشور می‌شد، اما ظرفیت بنادر بسیار پایین است، صدها کشتی 6 ماه در بندر معطل می مانند، دولت ایران سالی 1 میلیارد دلار برای این معطلی به شرکت های کشتی رانی می پردازد، سرانجام محموله ها کم کم خالی می شوند و بعد کاشف به عمل می آید که انبار کافی وجود ندارد، پس از آن تصمیم به انتقال محموله ها گرفته می شود و این بار مشخص می شود که وسیله حمل و نقل نیست. 2 هزار تریلی از اروپا سفارش داده می‌شوند، اما پس از مدتی مشخص می‌شود راننده‌ای برای انتقال محموله‌ها وجود ندارد. پس از رایزنی‌ها، یک هواپیمای مسافربری از سئول مأمور می‌شود تا راننده کامیون کره‌ای بیاورد. راننده‌ها می آیند و انتقال محموله‌ها آغاز می‌شود، اما وقتی چند کلمه فارسی یاد می‌گیرند، متوجه می‌شوند دستمزدشان نصف راننده‌های بومی است و به این موضوع اعتراض کرده و برخی ماشین‌ها را رها می‌کنند و به کره بازمی‌گردند. کامیون‌ها که تا امروز بلااستفاده مانده‌اند، همچنان در امتداد بزرگراه بندرعباس–تهران باقی مانده و خاک گرفته‌اند».

وی گفت: کاپوشچینوفسکی نوشت: با این حال، زمان می‌گذرد و سرانجام با کمک شرکت‌های باربری، کارخانه‌ها و ماشین‌هایی که از خارج خریداری شده، محموله‌ها به مقصد نهایی منتقل می‌شوند. اما زمانی که نوبت به سوار کردن و بهره‌برداری از آن می‌رسد، مشخص می‌شود ایران فاقد مهندسان و متخصصان کافی برای مدیریت و بهره‌برداری از این ظرفیت‌هاست». اسلامی متوجه شدند که برای ساختن تمدن بزرگ، ایران باید از انسان‌ها شروع کند و جمعی از متخصصان بومی و فرهیخته تربیت کند. این مسئله، همان تفکری است که در حال حاضر نیز مطرح است و اهمیت آن انکارناپذیر است.

جبارنژاد بیان کرد: اسلامی ندوشن در کتاب ایران و تنهایی اش، می‌گوید ایران فارغ از حکومت‌ها به خاطر موقعیت ژئوپولتیک، فرهنگی و اقتصادی در تمام تاریخ تنها بوده و این تنهایی استراتژیک بوده است» و اینگونه نظر خود را بیان می کند که «همواره بار این تنهایی استراتژیک را باید خود به تنهایی به دوش بکشد و رنج ها را متحمل شود.

مدیرکل کتابخانه های عمومی استان کهگیلویه و بویراحمد در ادامه گفت: کاپوشچینوفسکی می‌نویسد «شاه هیچ گاه به دنبال توسعه دانشگاه‌ها در داخل کشور نبود، دانشگاه و مدرسه فنی بسازد که بعدا هر کدامشان بشود لانه زنبور!؟، در دوره پهلوی، افراد را برای تحصیل به خارج کشور می فرستادند، این سیاست بیشتر از ساختن دانشگاه ها در داخل کشور هزینه داشت، اما تا حدی امنیت نظام را تأمین می کرد. بیشتر دانشجویان در خارج از کشور تحصیل کردند و بسیاری هرگز بازنگشتند. امروز تعداد پزشک هایی که در هامبورگ یا سانفرانسیسکو طبابت می کنند، از پزشک های تبریز یا تهران بیشتر است، حتی دستمزدهای کلان پیشنهادی شاه نیز نتوانست آن‌ها را به بازگشت ترغیب کند، از ساواک می‌ترسیدند و دلشان نمی‌خواست برگردند و کفش کسی را ببوسند. ایرانی ها نمی توانستند کتاب های بهترین نویسندگان خارجی را بخوانند، چون در ایران منتشر نمی شد، نمی توانستند فیلم های کارگردانان معروف را ببینند، چون در ایران اکران نمی شد.صدای روشنفکران به دلیل محدودیت‌های حکومتی محکوم به سکوت بود».

وی گفت: زمانی که خبرنگاران خارجی در بهمن 57 برای مصاحبه با امام آمدند، امام خمینی(ره) مسئله حکومت دینی را مطرح نکردند، ایشان گفتند مهمترین مسئله مردم را استقلال است، همه عناصر خارجی باید بروند. هیچ آمریکایی حق ندارد برای مردم ما تصمیم بگیرد و ما خودمان باید برای خودمان تصمیم بگیریم. به همین دلیل، استقلال و مدیریت داخلی همواره از اصول حیاتی تاریخ معاصر ایران بوده است. 

جبارنژاد اظهار کرد: کسی می‌تواند آزادانه اعتراض کند، اما این اعتراض باید کنش مدنی و قاعده‌مند باشد. آنچه در وقایع اخیر دیدیم، افرادی حضور داشتند که مسلح بودند. واقعاً کدام نظام سیاسی در جهان وجود دارد که در چنین شرایطی، با نیروی انتظامی که مورد آسیب و خشونت قرار گرفتند، مقابله‌ای مشابه داشته باشد؟ در بسیاری از کشورها از جمله آمریکا، در چنین اعتراضاتی، برخوردهای صریح و شدیدتر، حتی استفاده از سلاح و تکه‌تکه شدن اعتراض‌کنندگان رخ می‌دهد. شب اول اعتراضات، خشونت عریان و بی‌رحمانه اتفاق افتاد و ما هنوز نمی‌دانیم چه چیز عجیبی بر سر مملکت گذشت. اگر یک شب دیگر این اتفاقات ادامه پیدا می کرد، احتمالاً حجم تلفات ده برابر می‌شد.

وی گفت: این مسئله نشان می‌دهد بخشی از ظرفیت‌های خودمان نیازمند اصلاح است. به دلیل برخی خطاها و بی‌خردی‌ها در حکمرانی، با چالش مواجهیم. همان‌طور که در اوکراین، سیاست‌گذاری نادرست زمینه‌ساز مشکلات داخلی و اقتصادی شده، در ایران نیز برخی مشکلات اقتصادی داخلی، زمینه‌ساز اعتراضات شده است. البته در این میان، گروه‌های خارجی نیز دخالت‌هایی داشته‌اند که ربطی به ایده انقلاب اسلامی ندارد و بیشتر از جریان‌های غربی و نئولیبرالیسم سرچشمه می‌گیرد. همان‌طور که کارگزاران پیشین گفته بودند، طبقات محروم و کارگر در این جریان‌ها به نوعی نقش ابزار را ایفا می‌کردند.

جبارنژاد بیان کرد: روشنفکری در ایران، برخلاف اروپا و انقلاب فرانسه کارکردهای پیشبرنده ای برای جامعه نداشت، ایران از بابت روشنفکران خود شانس نیاورد، و روشنفکران بیشتر موجب انحطاط و دوری از تعلق خاطر به ایران شدند. روشنفکران ایرانی، به دلیل فاصله گرفتن از واقعیت‌های داخلی و وابستگی به تحلیل‌های سطحی، نتوانستند جامعه را به‌درستی هدایت و نقد کنند. رسالت روشنفکری در ایران باید این باشد که کج‌روی‌ها و نارسایی‌های اجتماعی را نقد کند و به جامعه کمک کند تا مسیر درست را پیدا کند.

وی خاطرنشان کرد: در بخشی از کتاب نیز به عنصر تاب‌آوری ایرانیان اشاره شده است. می گوید ایرانی‌ها در طول تاریخ بیش از آنکه به امکانات مادی متکی باشند، به ظرفیت‌های معنوی، فرهنگی و تاریخی خود متکی بوده‌اند. حتی در جنگ‌ها و حملات متعدد، این نیروهای معنوی—شعر، فرهنگ، دین و ارزش‌های انسانی—ایران را سرپا نگه داشته‌اند. در جنگ دوازده روزه ترامپ «تسلیم بی قید و شرط ایران» را عنوان کرد، و مقام معظم رهبری پاسخ ایشان را دادند که این حرف تو مایه استهزای کسانی است که فرهنگ و تاریخ ایران را می شناسند، و ایشان به عناصر فرهنگی و تاریخی ایرانی ها اشاره کردند. در دوره حمله مغول ایران با خاک یکسان شد، اما ما نه تنها این حمله و ویرانی را تاب اوردیم بلکه آن را با اندیشمندان و شاعرانی همچون حافظ، عطار و مولانا تبدیل به نقطه عطف تاریخی کردیم و ایران با شعر عرفانی از دل خاکستر دوباره متولد می شود.

جبارنژاد در پایان سخنان خود گفت: نویسنده کتاب، اگرچه همدل با انقلاب ایران نیست، واقعیات و نکات مهمی از تاریخ معاصر ایران ارائه می‌دهد که می‌توان از آن بهره برد. 

کتابخانه مرکزی شهر یاسوج در طول هفته میزبان کتاب دوستانی است که جمع‌های نقد و بازخوانی کتاب برگزار می کنند، همه اقشار جامعه می توانند از این فرصت برای نزدیکی دوباره‌ای به سوی کتاب و کتابخوانی استفاده کنند.
https://kebnanews.ir/vdca0onmu49nww1.k5k4.html
نام شما
آدرس ايميل شما

جبارنژاد تاکی باید مدیرکل باشه؟ الان ۶ساله مدیرکل است
دانای روزگار
کدام زیست مشترک ؟!؟!

کدام کتاب دوستان حضور داشتند ؟!
j
از 1404 هم چیزی نوشته ؟