جالب است ۰
آیت‌الله سید شرف‌الدین ملک‌حسینی در تازه‌ترین درس اخلاق خود تأکید کرد: حلال‌خواهی و حرام‌ستیزی نه فقط یک حکم شرعی، بلکه روح تقوا و مرز روشن دو نظام الهی و شیطانی است؛ مسیری که تلاش برای نان حلال را جهاد اکبر و معادل شهادت می‌داند و هشدار می‌دهد که در آخرالزمان، حتی با فتح سرزمین‌ها و دسترسی به بیت‌المال، بدون رعایت حلال و حرام، انسان به یزید زمان تبدیل می‌شود.
آیت‌الله ملک‌حسینی:  حلال و حرام دو نظام کامل زندگی بشرند: یکی نظام الهیِ صعود و دیگری نظام شیطانیِ سقوط / با یک کلمه در مناقصه می‌شود در یک شب پول 10 سال، 20 سال را به دست آورد
به گزارش کبنا نیوز، حضرت آیت‌الله سید شرف‌الدین ملک‌حسینی (نماینده مردم استان کهگیلویه و بویراحمد در مجلس خبرگان رهبری) در ادامه سلسله جلسات تفسیر نهج‌البلاغه خود در یاسوج، با تبیین عمیق مفهوم «حلال‌خواهی» تأکید کردند: حلال و حرام دو حکم شرعی ساده نیستند؛ دو نظام کامل زندگی بشرند: یکی نظام الهیِ صعود و دیگری نظام شیطانیِ سقوط.

وی با استناد به کلام نورانی امام صادق علیه‌السلام که فرمود: «الکادّ علی عیاله کالمجاهد فی سبیل الله»، تلاش برای کسب روزی حلال را جهاد اکبر و معادل مجاهدت در راه خدا دانستند و افزود: مسیر حرام بسیار ساده است؛ با یک رشوه، یک تأخیر در امضا، یک معامله شبهه‌ناک یا یک کم‌فروشی می‌توان در یک شب ثروت ده‌ها سال را به دست آورد، اما انسان متقی مسیر سختِ حلال را برمی‌گزیند؛ مسیری که مکارم اخلاق و عزت ابدی در آن است.

آیت‌الله ملک‌حسینی با اشاره به روایات پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله درباره آخرالزمان تصریح کرد: در زمانی که پیشرفت علمی، فتح سرزمین‌ها، دسترسی به معادن و بیت‌المال فراوان شود، اگر حلال و حرام رعایت نشود، حتی کسانی که به نام اسلام بزرگ می‌شوند، ممکن است به راه یزید و معاویه بیفتند.

این عالم برجسته در تبیین ظرافت کلام اهل بیت علیهم‌السلام خاطرنشان کرد: امام فرمود: این‌ها حلال را می‌خواهند و می‌فهمند؛ نه فقط حلال‌خوارند، بلکه حلال‌خواه و طالب حلال‌اند. ثروتی که با شبهه به دست آید، در نهایت غبار است؛ اما نان حلال، حتی اگر خشک و اندک باشد، برکت و کرامت ابدی دارد.

وی با تأکید بر اینکه «هیچ عملی از دایره دادگری آسمان و اعتلای خداوند خارج نیست»، از حضار خواست در همه شئون زندگی (خوردن، پوشیدن، نشستن، سخن گفتن و کسب و کار) لحظه‌به‌لحظه میان بهشت و جهنم انتخاب کنند.

 وقتی جلوه‌های حق از قوّتِ دینی و ایمان سرچشمه می‌گیرد، ایمان رو به جدّیت و تضاد مطرح می‌شود؛ از علمِ آموخته‌شده و پس عبادتِ معنادار، یعنی عبادتی خاشعانه، همراه با عفت در فراوانی و تجمّل در فقر، اعتدال در غنا و صبوری در بلا. این‌ها همه نوعی کمال‌اند که در وجود انسان جلوه‌گر می‌شوند.

اما امام علیه‌السلام به یک باطن رسید و طلبِ این‌ها را مطرح کرد. این‌ها طالبانِ حلال‌اند. وارد این جبهه شدن، از ویژگی‌های تقوای الهی است که به‌منزله‌ی یک روح در وجود انسان متّقی جریان دارد؛ روحی که گاهی در عمل قوّت می‌گیرد، گاهی در اندیشه، گاهی در احساس و گاهی در خواسته‌ها.

حالا «طلب» دو معنا دارد:  یکی به معنای «خواستن»؛ یعنی یک امر درونی و قلبی.  اما معنای دیگرش «رفتن»، «تلاش کردن» و «سعی برای رسیدن» است. کسی که می‌خواهد پیشرفت کند، اگر فقط بخواهد و عمل نکند، پیشرفتی ندارد. کسی که مطالعه می‌کند و می‌نویسد، این هم پیش‌شرط دارد. تفاوت در این است که یکی «خواسته» است و دیگری «عملی مبتنی بر خواست».

تا نشان دهد که در انسان متّقی، حلال‌خواهی چیز مهمی است؛ نه فقط در گفتار، بلکه در عملش هم خودش را می‌کشاند. استفاده از کلمه‌ی «حلال‌خواهی» به‌جای «حلال‌خواری» ظرافتی دارد. می‌توانست بگوید: «این‌ها حلال‌خوارند»، اما امام فرمود: «این‌ها حلال را می‌خواهند و می‌فهمند». این نشان‌دهنده‌ی یک خواستِ عمیق و ویژه در وجودشان است که آن‌ها را وامی‌دارد تا به‌سوی حلال حرکت کنند و از آن استفاده کنند؛ خواستنی که نشانه‌ی خداخواهی باشد.

جلوه‌های دیگر حلال فقط به حیطه‌ی خوردن محدود نمی‌شود؛ به پوشیدن هم مربوط است، به موقعیت و جایگاه نشستن انسان هم مربوط است. شما در نمازتان باید لباس‌تان حلال باشد، مکان‌تان حلال باشد. بنابراین این همان نکته‌ای است که عرض کردم: حلال و حرام، تعریف‌گرِ دو نظام‌اند.

اساساً بشر بین دو نظام قرار دارد:  یکی نظام الهی و وفای به عهدِ حلال  و دیگری نظام شیطانی و معصیت. معجزه‌ی این طرح، شیطان‌صفتانه است. نگاه کنید: «الَّذِینَ یَأْکُلُونَ الرِّبَا...» یعنی وقتی شما از نظام حلال خارج می‌شوید و به‌سوی نظام حرام می‌روید، می‌بینید که عجب! قدم‌به‌قدم، شیطان بزرگ بر اعصاب، بر اسلام و بر «من عَادَیْتَ لَهُ شَیْطَانًا» حاکم است. در هر نقطه‌ی گذار وجود دارد، شیطان هست: «إِنَّمَا یَأْمُرُکُمْ بِالسُّوءِ وَالْفَحْشَاءِ». وقتی اسم فحشا می‌آید، مدیریتش با ابلیس و شیطان‌صفتان است که مجری این دستورات و بازی‌های شیطانی‌اند.
  
پس همان‌طور که جلسه‌ی گذشته عرض کردم: حلال و حرام فقط حکم شرعی به‌تنهایی نیست؛ دو نظام است. انسانی که در بستر صعود و جهاد حرکت می‌کند و انسانی که در نظام دیگر، در مسیر سقوط است. دو مسیر است: مسیر بهشت و مسیر جهنّم.

این‌جاست که حتی اگر همه کنار یک سفره بنشینند، ممکن است برای یکی حلال باشد و برای دیگری حرام. کسی که بدون اجازه‌ی صاحبش چیزی بخورد، حرام است. این‌طور نیست که یک برش زده شود و بگویند: «آقا این قسمت حلال، این قسمت حرام». نه! از روز اول باید روشن باشد. لحظه‌به‌لحظه انسان در برابر حلال و حرام قرار می‌گیرد: در خوردنی‌ها، نشستنی‌ها، نوشیدنی‌ها، گفتنی‌ها...

و این‌جاست که انسان در لحظه‌به‌لحظه‌ی انتخابش، یا بهشت را انتخاب می‌کند یا جهنّم را. و این زیباییِ دین ماست که هیچ عملی از دایره‌ی دادگری آسمان و اعتلای خداوند خارج نیست.

اینها (این انسان‌های متّقی و حلال‌خواه) انسان‌هایی معمولی نیستند که فقط شکل انسان داشته باشند، سرِ سفره‌ای بنشینند، چیزی بخورند و بروند. خیر! این‌ها انسان‌های طلب‌گر و تلاش‌گرند؛ انسان‌هایی که در رشد حقیقی جامعه نقش‌آفرین‌اند. حال، این رشد گاهی مربوط به امور مادی است و گاهی مربوط به خوردنی‌ها و پوشیدنی‌ها و امور روزمره، اما این‌ها در این عرصه هم اهل اشغال و غصب و خوردن مال مردم نیستند؛ اهل کم‌فروشی و مفت‌خوری (خوردن مال یتیم و ربا) نیستند.

این ویژگی بسیار مهمی است. انسان یک سیر و سلوک و مخاطره‌ی دائمی میان «درون» و «بیرون» خودش دارد؛ میان حلال‌ها و حرام‌های درونی و بیرونی. به تعبیر دیگر، انسان میان دو نظام ایستاده است.

پس این شناسایی، در واقع شناسایی جامعه را هم به ما می‌دهد. ببینید، در جامعه افرادی هستند که خیلی هم فعال‌اند، زندگی می‌کنند، تلاش می‌کنند، اما مهم این است که این تلاش در کدام بخش و با چه کیفیتی انجام می‌شود. گاهی همین تلاش به ظاهر خوب، به فساد می‌انجامد. مثلاً شما قاچاق وارد بازار کنید، بازار می‌چرخد؛ اما چه چرخشی، جنس ارزان بیاورید و بفروشید، بازار می‌چرخد؛ اما چه بازاری؟ منصفانه است یا غیرمنصفانه؟ بازار می‌چرخد، ولی اگر انصاف بود، حلال است؛ اگر کم‌فروشی یا زیادخریدی نبود، حلال است.
     
امیرالمومنین (علیه‌الاسلام) فرمودند: «الفقه ثم المتجر» یعنی بی‌خود می‌کنند، انسانی که قواعد بازار و شرعی بازار را بلد نیست و می‌خرد و می‌فروشد به هر شکلی. باید انسانی که وارد بازار و قواعد عرفی و معاملات می‌شود، همه چیز را با میزان اعتدال و عفت بسنجد.

بازار پایدار، بازاری نیست که فقط بچرخد و مردم با پول جیب خودشان یک روز بروند و یک کیسه چیزی یا برنجی بخرند و ببرند و فردا بخواهند، بخرند، نباشد، این بازار نیست. اگر تدبیر نباشد، اگر انضباط شرعی نباشد، اگر مدیریت‌های میانی و کلان بر اساس هوای نفس و بی‌عدالتی باشد، آن بازار دوام نمی‌آورد.

اما در مقابل، کسی که در راه رشد مثبت و واقعی تلاش می‌کند، در حقیقت دارد « الكادُّ على عِيالِهِ كالمُجاهِدِ في سبيلِ اللّه»؛ یعنی به سوی هر خیری در راه خدا حرکت می‌کند. کسی که برای زن و فرزندش تلاش می‌کند و همیشه حرام را از خود دور می‌دارد، اصلاً در طلبِ حلال قرار گرفته است. این طلب، خودش مانند جهاد و مجاهدت است.

رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله فرمودند: «الْکَادُّ عَلَی عِیَالِهِ کَالْمُجَاهِدِ فِی سَبِیلِ اللَّهِ»  کسی که برای عائله و خانواده‌اش به زحمت حلال می‌افتد، مانند مجاهد در راه خداست.

این مسیر، مسیر مجاهدت در راه خداست. مسیر حلال‌طلبی، اگر کسی از صبح تا شب در بیابان کار کند، عرق بریزد، دستش پینه ببندد، باز هم سهم بالایش را برای فردا و برای حلالِ خلق خدا نگه دارد، این همان روزیِ واقعی است که خدای متعال قرار داده.

خدایا! اگر کسی شب بخوابد و در دلش آرامش باشد که امروز حرام نخورده‌ام، حتی اگر نان خالی خورده باشد، باز هم روزی‌اش افزون است. این نقش‌آفرینی مستقیم ما در لطف و کرامت خدای متعال است.

ان‌شاءالله من عرض می‌کنم که مفاهیم دیگری هم به ذهن می‌رسد و شاهدیم که «حلال» چیز ساده‌ای نیست؛ باید به دنبال حلالِ هر سه دست (دست‌رنج، دل و زبان) باشیم. طلبِ حلال یک رفتار ساده و بی‌دردسر نیست؛ بلکه یک کل‌مجاهدت و کار مداوم است.

عرض می‌کنم: مسیر حرام، مسیر ساده است. با یک رشوه، با یک کلمه در مناقصه، با یک تأخیر عمدی در امضا می‌شود در یک شب پول ده سال، بیست سال را به دست آورد. مسیر حرام ساده است.

اما مسیر حلال سخت است. انسان‌های متّقی همین مسیر سخت را انتخاب می‌کنند؛ مسیر مکارم اخلاق، مسیر بهشت، مسیر سختی‌ها و استقامت‌هاست. در مقابل، مسیر حرام پر از کیف و خوش‌گذرانی و فساد و رشوه و نکبت‌های مدیریتی است؛ مسیر ساده‌ای که آخرش سقوط است.

اینجاست که امام صادق علیه‌السلام در مواجهه‌ی اقتصادی و تربیتی خودشان الگو هستند.  

در اواخر حیات مبارکشان، وقتی برخی از شیعیان و دوستداران آمدند و از وضع مالی برخی از اولاد امیرالمؤمنین علیه‌السلام در تاریخ صحبت کردند، گفتند: «چطور شد که برخی از فرزندان و نوادگان امامان ثروتمند شدند؟ مثلاً فلان شخص اسب‌های نجیب داشت، فلان شخص اموال زیاد داشت…» امام صادق علیه‌السلام فرمودند: «ما به هیچ‌کدام از آن‌ها مأموریت اقتصادی و مباشرت مالی نداده بودیم. آن‌ها خودشان وارد تجارت و فعالیت اقتصادی شدند، صبح‌ها سرمایه می‌گذاشتند، شب سود می‌گرفتند و مال‌اندوزی می‌کردند. این ثروت از برکت اهل بیت نبود؛ از تلاش شخصی‌شان بود، گاهی هم همراه با شبهه و اشکال.»

بعد امام یک نمونه‌ی روشن آوردند:  یک نفر از اصحاب بود که خیلی ثروتمند شد. همه خیال کردند حتماً امام به او مأموریت خاصی داده است. تا اینکه یک روز آن شخص به امام عرض کرد:  «من می‌خواهم به سفر بروم و بعد برگردم.» امام فرمودند: «برو، اما وقتی برگشتی بیا پیش من.»  وقتی برگشت، امام به او فرمودند: «دستت را باز کن.»  دستش را باز کرد، امام مشتی غبار ریختند در دستش و فرمودند: «این همان چیزی است که از دست تو باقی ماند. غبار است. رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله بود که با دست پر از برکت خودش زندگی می‌گذراند، نه با مال‌اندوزی.»

یعنی ثروت وقتی از راه درست و با برکت اهل بیت باشد، ماندگار و پاک است؛ اما ثروتی که فقط از راه تجارتِ صرفاً دنیوی و گاهی شبهه‌ناک باشد، آخرش غبار است.

حالا ما هم همین‌ایم: بسیاری از کاسب‌ها، تاجرها، اقتصاددان‌ها و بازاریان، اگر از راه حلال وارد شوند و سرمایه را با اکتساب حلال به دست آورند، برکت دارد. اما اگر با یک شبهه، یک رشوه، یک کم‌فروشی، یک ربا وارد شوند، پول روی پول می‌آید، پول پول می‌آورد، انبارها پر می‌شود، اما آخرش چه؟ سخت است که انسان در برابر این پولِ حرام و شبهه‌ناک بایستد و بگوید: «نه، من حلال می‌خواهم.»

در مقابل، کسی که صداقت دارد و در راه حلال مجاهدت می‌کند، روزیِ حلال به او می‌رسد؛ حتی اگر کم باشد، برکت دارد.  امام علی علیه‌السلام می‌فرمایند: کسی که 78 سال عبادت کند، اما لباسش از راه حلال نباشد، لباسش حرام باشد، یا زمینی که در آن ایستاده باطل باشد، عبادت‌اش قبول نیست.

در میانه‌ی همین بحث، یعنی عبادتِ واقعی کجاست؟  در همین جهادِ روزمره‌ی جهادگران ماست؛ در همین بازار، در همین زندگی، در همین سرداران و سربازان و شهدا و جانبازان و ایثارگرانی که سلام خدا بر آن‌ها باد.  

من یک جمله‌ی کلیدی از امام رضا علیه‌السلام می‌آورم:  اگر کسی مجبور شد مثل یک شهید یا جانباز، یک ششم یا حتی یک دهم مالش را در راه خدا بدهد، باز هم خالص برای خدا نیست!  

در قرآن دو بار یا بیشتر آمده که خداوند فقط «طَیِّبات» را از انسان قبول می‌کند؛ یعنی چیزهای پاکیزه و حلالِ خالص.  

اولین و مهم‌ترین پایه‌ی نظام زندگی، همین حلال و حرام است.  می‌بینید که گاهی یک نفر به ظاهر شیک و تمیز است؛ کت‌وشلوار اتوکشیده، ماشین آخرین سیستم، اما در باطن، در نظام کثافت و فساد و ربا و رشوه و خیانت زندگی می‌کند.  در مقابل، انسان متّقی گاهی خاکی و ساده است، دستش به سوی کسی دراز نمی‌شود، اما دلش پاکِ پاک است.
آیت‌الله ملک‌حسینی:  حلال و حرام دو حکم شرعی ساده نیستند؛ دو نظام کامل زندگی بشرند: یکی نظام الهیِ صعود و دیگری نظام شیطانیِ سقوط / هیچ عملی از دایره دادگری آسمان و اعتلای خداوند خارج نیستما هم نظام حلال را بشناسیم، هم نظام حرام را.  هر چیزی که در نظام حرام حلال شد، در نظام حلال حرام است و بالعکس.  مثلاً در مکتب یزید و معاویه، شراب حلال بود، ربا حلال بود، غنائم جنگی از راه ظلم حلال بود؛ اما در مکتب امام حسین علیه‌السلام همه‌ی این‌ها حرامِ مطلق بود. خود قرآن کریم «حلال» را تعریف می‌کند:  «كُلُوا مِمَّا فِي الْأَرْضِ حَلَالًا طَيِّبًا»  یعنی هر چه در زمین است، حلالش پاکیزه و طیّب است و حرامش خبیث و ناپاک.

این درس بزرگ اهل بیت است:  حلال‌خواهی یک توصیه‌ی ساده نیست؛ یک جهاد و انقلاب دائمی است.

از امام صادق علیه‌السلام روایت است که:  «الحرام أکثر من أن یُحصى، و الحلال أقلّ من أن یُحصى»  یعنی حرام آن‌قدر زیاد است که نمی‌شود شمرد، ولی حلال کم است و باید با دقت جست‌وجو کرد.

دقت کنید:  گاهی انسان فقط یک دروغ کوچک می‌گوید، یک تهمت می‌زند، یک آبروی مؤمنی را می‌برد، یک غیبت می‌کند؛ همین‌ها اخلاق انسان را تیکه‌پاره می‌کند، روش و منش و آینده‌ی او را نابود می‌کند.

امام صادق علیه‌السلام فرمودند:  «کُلُّ مَنْ فِی قَبْضَةِ الشَّیْطَانِ إِلَّا مَنْ أَکَلَ الحَلَالَ»  هر کس در چنگال شیطان است، مگر کسی که حلال بخورد. اگر حرام بخوری، شیطان روی شانه‌ات سوار می‌شود.  اگر حلال بخوری، فرشته‌ی رحمت همراهت است.

در برخی آیات، خطاب به پیامبران آمده که:  «كُلُوا مِنَ الطَّيِّبَاتِ وَاعْمَلُوا صَالِحًا»  اول حلال بخورید، بعد عمل صالح کنید؛ یعنی بدون حلال، عمل صالح پذیرفته نیست.

نکته‌ی اصلی که از جلسه‌ی گذشته تا امروز عرض کردیم این است:  دنیا دو نظام بیشتر ندارد؛ نظام حلال و نظام حرام.  در این تعارض دائمی، همه‌ی امور زندگی ما قرار دارد.

باور کنیم:  هر چه برای ما پیش می‌آید، چه هدیه، چه مقام، چه پول، چه جایگاه اجتماعی، چه شهرت، چه امضا زیر یک قرارداد چند صد میلیاردی، چه تأخیر شش‌ماهه در یک پروژه تا رشوه بدهند، چه یک میلیاردی که ناگهان می‌شود بیست میلیارد؛ همه‌ی این‌ها آزمایش است.

اینجاست که انسان یا قفل می‌زند و می‌ایستد، یا می‌لغزد و سقوط می‌کند. دست به آبروی مؤمن نزنیم، حواس‌مان باشد!  چرا این همه فساد، این همه حادثه‌ی آسمانی و زمینی، این همه بلایا و باران‌های بی‌موقع و سیل و زلزله و خون و گریه می‌بینیم؟  چون «بِمَا كَسَبَتْ أَيْدِي النَّاسِ»؛ به خاطر دستاوردهای خود مردم، به خاطر حرام‌خواری و ظلم و فساد و رشوه و کم‌فروشی و غیبت و تهمت.

اگر کاسبان و بازار و مسئولین و همه‌ی ما حلال‌خواه باشیم، برکت از آسمان و زمین می‌بارد.  وگرنه، همان‌طور که امام صادق علیه‌السلام فرمود: «إِذَا کَثُرَ الحَرَامُ قَلَّتِ البَرَکَةُ»

حالا این بحث حلال و حرام را که می‌شنویم، خیلی مهم است که من باز هم بگویم:  گاهی با آدم‌هایی برخورد می‌کنیم که 20، 30 سال در یک مسئولیت عالیرتبه بوده‌اند؛ خیلی عجیب است، واقعاً عجیب! از اولِ کارشان که می‌آیند، انگار نه انگار که این آدم همین چند سال پیش خیلی ساده و با شعور و غضناک و بصیر بود؛ بعد یک‌دفعه می‌بینی در دام شیطان افتاده، عسلِ حرام خورده، دیگر جا نمی‌شود! هم از نظر اعتقادی و هم از نظر عملی سقوط می‌کند.

اتفاقات عجیب و غریبی در تاریخ داریم؛ یک نمونه‌اش را برایتان می‌گویم:  یک روزی در مدینه، سفره‌ای پهن بود که نمی‌شناختند مال کیست. صبح تا شب مردم می‌آمدند و می‌خوردند و می‌رفتند.  

پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله فرمودند:  «این سفره را جمع کنید، آلوده است.»  گفتند: یا رسول‌الله! از کجا فهمیدید فرمودند: «از بیرون مدینه می‌آورند، برای خودشان یک سکو و جایگاه برجسته درست کرده‌اند، آنجا می‌نشینند و می‌خورند؛ این سفره برای عموم نیست، برای خودشان است.»  یعنی حتی در زمان پیامبر، عده‌ای بودند که سفره‌ی جداگانه داشتند، سفره‌ی حرام و شبهه‌ناک. بعد پیامبر فرمودند: «آخرالزمان وقتی می‌شود که اوضاع مردم بد می‌شود؛ از این‌سو و آن‌سو به آن‌ها نمی‌رسد، نام‌های مختلف روی محصولات می‌گذارند، اما در باطن پر از شبهه و حرام است.» بعد یک نفر پرسید:  «یا رسول‌الله! آخرالزمان چه زمانی است؟ چقدر طول می‌کشد؟ ما زنده‌ایم یا نه؟ چهل، پنجاه سال دیگر؟»  پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله فرمودند:  این سؤال، سؤالِ خیلی از طلبه‌ها و علمای ماست؛ ما در مباحث علمی به این نوع سؤال می‌گوییم «ثمانیه»؛ یعنی سؤالِ هشت‌گانه؛ تو سؤالی می‌کنی، اما جوابِ سؤالِ دیگری داده می‌شود، چون سؤالِ اصلی‌ات این نیست؛ سؤالِ اصلی‌ات این است که «چگونه باید زندگی کنیم؟»

پیامبر هم همین کار را کرد؛ به‌جای اینکه بگوید «آخرالزمان فلان سال است»، فرمودند:  «شما وقتی به آخرالزمان نزدیک می‌شوید، از نظر رشد مادی و علمی و اجتماعی از ما بهترید؛ جوان‌ترید، قوی‌ترید، امروز شما از دیروز ما بهتر است، فردا از امروز بهتر خواهد بود.  

اما در روایت داریم:  « يَأْتِي عَلَى النَّاسِ زَمَانٌ لَا يَبْقَى فِيهِمْ مِنَ الْقُرْآنِ إِلَّا رَسْمُهُ وَ مِنَ الْإِسْلَامِ إِلَّا اسْمُهُ»  زمانی می‌آید که به نام من بزرگ می‌شوید، اما به سنّت من عمل نمی‌کنید.  شما حکومت تشکیل می‌دهید، سرزمین‌ها را فتح می‌کنید، معادن و منابع و بیت‌المال دستتان می‌رسد، ثروت‌ها زیاد می‌شود، اما بعد یزیدِ زمان حلال و حرام را زیر پا می‌گذارد و بعید نیست که بسیاری از مسلمان‌نما‌ها هم همین راه را بروند.»

یعنی پیامبر به ما هشدار داد که پیشرفت مادی و علمی و قدرت، به‌خودی‌خود خوب است، اما اگر نظام حلال و حرام در آن نباشد، آخرش یزید می‌شود، معاویه می‌شود، حرام‌خواری می‌شود، ظلم می‌شود.

این همان نکته‌ای است که از اول جلسه تا الان عرض کردیم:  همه‌ی زندگی ما در همین دو کلمه خلاصه می‌شود: حلال‌خواهی یا حرام‌خواری.  اگر حلال‌خواه باشیم، هرچند کم داشته باشیم، با برکت و عزت است؛  اگر حرام‌خواه شدیم، هرچند کاخ و ثروت داشته باشیم، آخرش غبار است و سقوط.

آرزوی ما روزی است که انسان‌ها شکم‌پرستی و مقام‌طلبی را کنار بگذارند. امروز بسیاری از افراد به دنبال پست و جایگاه هستند و گمان می‌کنند آبرو و اعتبارشان در همین چیزهاست؛ در حالی که گاهی همین جایگاه‌ها سبب می‌شود آبروی دیگران را از بین ببرند. قدرت‌ها شکسته می‌شوند و حوادث روزگار نشان داده که دنیا پایدار نیست.

من پیش‌بینی می‌کنم اگر انسان دلسوزانه و با نیت پاک حرکت نکند، به سوی حرام کشیده خواهد شد. قدرت حقیقی از سلامتی روح و انسانیت برمی‌خیزد، نه از مقام و ثروت. نظام حلال، نظامی است که انسان را به سوی پاکی و صداقت هدایت می‌کند.

قرآن کریم خطاب به پیامبران می‌فرماید که ما مراقب شما هستیم و به همین دلیل است که دستورات الهی را به شما می‌دهیم؛ زیرا مسئولیت هدایت جامعه بر دوش شماست. اگر این مسئولیت درست ادا نشود، جامعه دچار آسیب خواهد شد.

پس باید توجه کنیم که قصه‌ی حلال و حرام تنها یک مقدمه نیست، بلکه اساس زندگی انسانی است. انسان زمانی به کمال می‌رسد که در مسیر حلال حرکت کند و از حرام دوری نماید.
https://kebnanews.ir/vdcgx39nyak9zu4.rpra.html
نام شما
آدرس ايميل شما

تازه ها