پژوهشی درباره ناامنی غذایی با یک بازه زمانی مشخص در سال ۱۴۰۱
در همین حال، اما باید توجه داشت که پژوهش دیگری با تمرکز تنها بر یک سال یعنی سال ۱۴۰۱ نشان میدهد وضعیت در مناطق شهری ایران تقریبا بحرانی است و ۵۵ درصد ساکنان مناطق شهری ایران اکنون دچار فقر غذایی هستند.
به گزارش اقتصاد ۲۴، این مطالعه پژوهشی وضعیت فقر و ناامنی غذایی که توسط دنیای اقتصاد منتشر شده حکایت از آن دارد که با بررسی مناطق شهری ایران در سال میتوان به این نتیجه رسید که تنها ۴۵ درصد از ساکنان شهری از امنیت غذایی بهرهمند بوده و ۵۵ درصد ساکنان مناطق شهری دچار فقر غذایی هستند.
بر اساس نتایج به دست آمده از این پژوهش میتوان به این نتیجه دست یافت که اساسا مناطق شهری کشور در شرایط امنیت پایین غذایی قرار دارند؛ به طوری که سرانه کالری دریافتی در مناطق شهری کشور روزانه ۲۵۴۰ کیلو کالری است و عموما این کالری از غلات تامین میشود.
علاوه بر این در دریافت کالری در استانهای مختلف کشور نابرابری وجود دارد و متوسط کالری دریافتی میان استانها بین ۱۹۸۸ تا ۳۱۹۶ کیلوکالری متغیر است.
بررسی وضعیت شاخصهای فقر غذایی نیز نشان میدهد متوسط نرخ، شکاف و شدت فقر در مناطق شهری به ترتیب ۵۵.۱ و ۱۵.۲ و ۶درصد است.
براساس این ارقام و شاخصها پس میتوان گفت ۵۵.۱ درصد جمعیت مناطق شهری کشور در سال ۱۴۰۱ فقر غذایی داشتند و کالری دریافتی خانوارهای فقیر در این مناطق، ۱۵.۲ درصد کمتر از حداقل کالری مورد نیاز روزانه بوده؛ لذا برای از بین بردن فقر، کالری دریافتی خانوارهای فقیر باید ۱۵.۲ درصد افزایش یابد.
آخرین گزارش از مرکز آمار ایران درباره عمق بحران سوء تغذیه
اما ریشههای بحرانی شدن وضعیت به همین جا خاتمه پیدا نمیکند چرا که گزارش تازه مرکز آمار ایران مربوط به سال ۱۴۰۳ در ادامه نشان میدهد که ۲۷ درصد از مردم ایران با درآمدی کمتر از ۲ دلار در روز زندگی میکنند و بیش از ۶.۵ درصد از جمعیت کشور با سوءتغذیه مواجه هستند.
در حقیقت این آمار که در جدیدترین گزارش رسمی این نهاد در ۱۸ دیماه ۱۴۰۳ منتشر شده است را باید جدیدترین آمار مربوط به رواج سوء تغذیه در میان ایرانیان دانست.
کما اینکه همین گزارش نشان میدهد در موضوع شاخصهای سوءتغذیه در ایران، ۶ درصد از مردم دچار کمبود وزن متوسط هستند، ۲۵ درصد با کمبود وزن خفیف دستوپنجه نرم میکنند، ۳ درصد دچار کوتاهی قد شدید و ۸ درصد دچار کوتاهی قد متوسط هستند. همچنین ۱ درصد از جمعیت کشور دچار لاغری شدید و ۵ درصد دیگر با لاغری خفیف روبهرو هستند.
از سوی دیگر در این گزارش تاکید شده که متغیرهای سن، وضعیت اشتغال، ساعت کار سرپرست خانوار، یارانه دریافتی خانوار، درآمد خانوار و تنوع غذایی بر امنیت غذایی خانوارها اثر مثبت و معنیدار، اما بعد خانوار بر امنیت غذایی خانوارها اثر منفی دارد.
ضمن آن که دو متغیر جنسیت و سواد سرپرست خانوار بر امنیت غذایی خانوارها در مناطق شهری ایران اثر معنیدار نداشتهاند و با توجه به یافتههای مطالعه اگرچه راهحل بلندمدت افزایش قدرت خرید خانوار، ثباتبخشی و کاهش قیمت کالاها از طریق تقویت تولید و عرضه است، اما در کوتاهمدت، افزایش حقوق و دستمزدها متناسب با نرخ تورم و برنامههای حمایت اجتماعی از اقشار کمدرآمد و ضعیف جامعه میتواند مورد توجه قرار گیرد.
وضعیت بحرانی سوءتغذیه در ۸ استان ایران با نامهایی بارها تکرار شونده
در همین حال باید توجه داشت که اهمیت توجه به سوء تغذیه زمانی آشکارتر میشود که بدانیم این عارضه تا چه حد میتواند سلامت جوامع را مورد تهدید قرار دهد و بار اجتماعی و اقتصادی برای دولتها داشته باشد.
بنا بر گزارش اقتصاد ۲۴، در آوریل سال ۲۰۱۶، مجمع عمومی سازمان ملل قطعنامهای را تصویب کرد که در آن از سال ۲۰۱۶ تا ۲۰۲۵، دهه اقدام سازمان ملل در مورد تغذیه اعلام شد. هدف این دهه تسریع در انجام تعهدات سیاستی است که منجر به اقدامات قابل اندازهگیری برای رسیدگی به همه اشکال سوء تغذیه میشود.
اما وضعیت دقیقا در همین برهه زمانی در ایران بنا بر آمارهای رسمی و نیمه رسمی حتی بدتر شده و نه تنها مناطق شهری ایران درگیر فقر غذایی هستند بلکه در طول یک دهه گذشته دستکم تعداد استانهای پرخطر از منظر امنیت غذایی از ۵ استان به ۸ استان افزایش یافته است.
کما اینکه بنا بر گزارش اقتصاد ۲۴ به تازگی نیز محمد اسماعیل مطلق، رئیس دبیرخانه شورای عالی سلامت و امنیت غذایی اعلام کرد که ۸ استان کشور از نظر تغذیه نیاز به توجه بیشتری دارند.
این استانها شامل کرمان، کهگیلویه و بویراحمد، خراسان جنوبی، سیستان و بلوچستان، هرمزگان، خوزستان، بوشهر و ایلام هستند که در واقع استانهای جنوبی کشور به شمار میروند و در مورد امنیت غذایی آنها هشدار داده شده است.
هم چنین این استانهایی که به لحاظ اقتصادی کم برخوردار محسوب میشوند و شاخصهای تغذیهای که با درآمد نسبت مستقیم دارد در این استانها حال و روز خوبی ندارد.
نکته اینجاست که وزارت بهداشت حدود ۷ سال قبل و در تابستان ۹۶ گزارش داده بود که ۷ استان کشور در وضعیت ناامن و بسیار ناامن غذایی هستند.
در این گزارش سه استان سیستان و بلوچستان، هرمزگان و کهگیلویه و بویراحمد بسیار ناامن توصیف شدهاند. استانهای ایلام، خوزستان، بوشهر و کرمان در وضعیت ناامن غذایی به سر میبرند.
تقریبا نام همان استانها تکرار شده و عجیبتر این که مشکل برطرف که نشده یک استان دیگر هم اضافه شده است.
این البته در حالی است که رئیس اسبق دانشگاه علوم پزشکی سیستان و بلوچستان گفته است، بر اساس آمارها، بین ۲۰ تا ۳۰ درصد کودکان زیر ۵ سال، یعنی حدود ۱۵۰ هزار نفر با فقر شدید و کمبود تغذیه مواجهاند و وعدۀ غذایی کامل ندارند؛ وعدۀ غذایی آنان در حد نان و چای است و قطعاً از میوه و سبزی بیخبرند. همچنین گوشت و حبوبات هم سالی یکی دو بار توسط خیریهها به آنان میرسد. بسیاری از خیریهها، فعالیت مداوم در این استان دارند و حتی نان شب این خانوارها با هزینۀ آنان تأمین میشود. همچنین آرد را میخرند و به نانواییها برای پخت و توزیع بین نیازمندان میدهند.
در حقیقت شاید با توجه به وضعیتی که برای سیستان و بلوچستان توصیف میشود، بتوان مشابه همین شرایط را برای هر ۸ استان دیگر نیز تصور کرد.
سوء تغذیه و ناامنی غذایی، ترکیبی ویرانگر برای حال و آینده کشور