تاریخ انتشار
يکشنبه ۲۵ شهريور ۱۴۰۳ ساعت ۰۹:۴۶
کد مطلب : ۴۹۰۶۶۷
یادداشت ارسالی:
رونمایی از آخرین دستهگل رئیس دانشگاه یاسوج / جذب دو عضو جدید گروه علوم سیاسی در فرایندی پر ابهام
۳
کبنا ؛ دوران ریاست بهادر کرمی بر دانشگاه یاسوج، این دانشگاه را اینگونه بهنظر میرسد که به یک بنگاه معاملاتی تبدیل شده است. کمتر هفتهای بوده است که خبری از حواشی عجیب و غیرمعمول در این دانشگاه به بیرون مخابره نشود.
این روزها شنیده میشود که در جدیدترین مورد تحمیل دو عضو جدید به گروه علوم سیاسی با فشار و دستور مستقیم کرمی است که باید در مورد صحت و سقم آن شفافسازی شود. هر چند صحبت این دونیرو در فرصتهای مختلف پیش آمد و در آخرین مورد خود رئیس دانشگاه اقدام به زمینهسازی برای مدیرکل گردشگری کهگیلویه و بویراحمد کرده بود. حالا اما آقای مدیرکل بعد از سه سال مدیرکلی و لمدادن به صندلی بی میراث، میراثفرهنگی که خود را در آخر خط میبیند نامه استعفا زده است تا در آستانه گشایش دانشگاهها رهسپار دانشگاه یاسوج شود.
این در حالی است که کل فرایند این موضوع سؤالبرانگیز است و رئیس دانشگاه هرگز خود را پاسخگوی واقعی افکار عمومی ندیده است.
آقای مدیرکل از جمله نیروهای بورس در دوره احمدینژاد است؛ اما او برخلاف دوستانش نه در دولت احمدینژاد و نه در دولت روحانی جذب هیچ دانشگاهی نشد. یک تفاوت اساسی نوع بورس این مدیرکل پُرادعا با افرادی همچون معاون استاندار آن بود که پیوند بورس دانشگاه یاسوج بود؛ ولی این مدیرکل نورچشمی بورس خود وزارت علوم، تحقیقات و فناوری بود و باید بعد از فارغالتحصیلی برای وی جایابی میشد. آقای مدیرکل البته با خیال راحت سراغ مدیرکلی رفت؛ ولی از امکانات مدیرکلی هیئتعلمی خود را برای پسا مدیرکلی نیز پیگیر بود.
دانشگاه یاسوج هیچ تعهد قانونی برای جذب این مدیرکل نداشت؛ اما او به هر ترتیب و یا به پشتوانه هر پشت پردهای درخواست خود را مطرح کرد؛ ولی ازآنجاکه گروه علوم سیاسی یک گروه اشباع شده است درخواست وی در گروه علوم سیاسی و سپس در دانشکده و حتی در هیئت جذب بهرغم حمایت بهادر کرمی رد شد.
مدیرکل در خواست خود را به یک هیئت جذب در خود وزارت علوم فرستاد و در یک اقدام عجیب آن هیئت برای این مدیرکل حکم زدند و عملاً او را به گروه علوم سیاسی دانشگاه یاسوج تحمیل کردند تا در کنار فشارهای بهادر کرمی دانشگاه یاسوج یک استاد اهدایی جدید دریافت کرده باشد. طرح این مسائل نافی خدمات مسئولان دانشگاه یاسوج نیست؛ بلکه فقط بهدنبال شفافسازی و پاسخ لازم به افکار عمومی در این خصوص است.
اما مورد دوم بهمراتب از مورد اول عجیبتر است. فردی به نام «پ» یک فارغالتحصیل عادی بوده است که حتی بورسیه هم نبود. او قبلاً درخواست خود را به گروه علوم سیاسی داده بود که در خواست در گروه رد شد؛ ولی فشارهای رئیس فعلی دانشگاه یاسوج برای انجام کار، سبب مطرحشدن موضوع در دانشکده گردید که در این مرحله با درخواست او موافقت نشد و در هیئت جذب نیز درخواست وی رد شد. اما او ظاهراً به معاون پارلمانی وزیر علوم مراجعه میکند و با توجه به ارتباطی که با معاون پارلمانی دارد پرونده وی بار دیگر در دولت مرحوم رئیسی به جریان میافتد و با وجودی که هیچ تعهدی وزارت علوم برای جایابی و حتی استخدام برای او ندارد و هیچ درخواست پیمانی از یاسوج برای وی ارسال نشده است وزارت خود راسا و قطعاً با دخالت بهادر کرمی وی را به دانشگاه یاسوج تحمیل کرده است تا حتی بعد از یک ماه از آغاز دولت جدید شاهد فشارها و اقدامات محیرالعقول در مجموعههای دولت باشیم.
احتمالاً بهادر کرمی امیدوار به دفاعی که از سر صدقه سید محمد موحد برای گزینه وزارت علوم، تحقیقات و فناوری انجام داد جای خود را آنقدر محکم میبیند که بهمثابه یک امارت خودخوانده هر گونه که دوست دارد برای دانشگاه تصمیمگیری مینماید. ممانعت از این اتفاق نهتنها لازم که بررسی و برخورد با موارد مشابه در سه سال گذشته یک ضرورت و مطالبه اساسی است.
این گزارش نافی خدمات مسئولان دانشگاه یاسوج نیست و صرفاً یک مطالبهگری و پرسشگری است و کبنا نیوز آمادگی درج پاسخ مسئولان دانشگاه را دارد.
این روزها شنیده میشود که در جدیدترین مورد تحمیل دو عضو جدید به گروه علوم سیاسی با فشار و دستور مستقیم کرمی است که باید در مورد صحت و سقم آن شفافسازی شود. هر چند صحبت این دونیرو در فرصتهای مختلف پیش آمد و در آخرین مورد خود رئیس دانشگاه اقدام به زمینهسازی برای مدیرکل گردشگری کهگیلویه و بویراحمد کرده بود. حالا اما آقای مدیرکل بعد از سه سال مدیرکلی و لمدادن به صندلی بی میراث، میراثفرهنگی که خود را در آخر خط میبیند نامه استعفا زده است تا در آستانه گشایش دانشگاهها رهسپار دانشگاه یاسوج شود.
این در حالی است که کل فرایند این موضوع سؤالبرانگیز است و رئیس دانشگاه هرگز خود را پاسخگوی واقعی افکار عمومی ندیده است.
آقای مدیرکل از جمله نیروهای بورس در دوره احمدینژاد است؛ اما او برخلاف دوستانش نه در دولت احمدینژاد و نه در دولت روحانی جذب هیچ دانشگاهی نشد. یک تفاوت اساسی نوع بورس این مدیرکل پُرادعا با افرادی همچون معاون استاندار آن بود که پیوند بورس دانشگاه یاسوج بود؛ ولی این مدیرکل نورچشمی بورس خود وزارت علوم، تحقیقات و فناوری بود و باید بعد از فارغالتحصیلی برای وی جایابی میشد. آقای مدیرکل البته با خیال راحت سراغ مدیرکلی رفت؛ ولی از امکانات مدیرکلی هیئتعلمی خود را برای پسا مدیرکلی نیز پیگیر بود.
دانشگاه یاسوج هیچ تعهد قانونی برای جذب این مدیرکل نداشت؛ اما او به هر ترتیب و یا به پشتوانه هر پشت پردهای درخواست خود را مطرح کرد؛ ولی ازآنجاکه گروه علوم سیاسی یک گروه اشباع شده است درخواست وی در گروه علوم سیاسی و سپس در دانشکده و حتی در هیئت جذب بهرغم حمایت بهادر کرمی رد شد.
مدیرکل در خواست خود را به یک هیئت جذب در خود وزارت علوم فرستاد و در یک اقدام عجیب آن هیئت برای این مدیرکل حکم زدند و عملاً او را به گروه علوم سیاسی دانشگاه یاسوج تحمیل کردند تا در کنار فشارهای بهادر کرمی دانشگاه یاسوج یک استاد اهدایی جدید دریافت کرده باشد. طرح این مسائل نافی خدمات مسئولان دانشگاه یاسوج نیست؛ بلکه فقط بهدنبال شفافسازی و پاسخ لازم به افکار عمومی در این خصوص است.
اما مورد دوم بهمراتب از مورد اول عجیبتر است. فردی به نام «پ» یک فارغالتحصیل عادی بوده است که حتی بورسیه هم نبود. او قبلاً درخواست خود را به گروه علوم سیاسی داده بود که در خواست در گروه رد شد؛ ولی فشارهای رئیس فعلی دانشگاه یاسوج برای انجام کار، سبب مطرحشدن موضوع در دانشکده گردید که در این مرحله با درخواست او موافقت نشد و در هیئت جذب نیز درخواست وی رد شد. اما او ظاهراً به معاون پارلمانی وزیر علوم مراجعه میکند و با توجه به ارتباطی که با معاون پارلمانی دارد پرونده وی بار دیگر در دولت مرحوم رئیسی به جریان میافتد و با وجودی که هیچ تعهدی وزارت علوم برای جایابی و حتی استخدام برای او ندارد و هیچ درخواست پیمانی از یاسوج برای وی ارسال نشده است وزارت خود راسا و قطعاً با دخالت بهادر کرمی وی را به دانشگاه یاسوج تحمیل کرده است تا حتی بعد از یک ماه از آغاز دولت جدید شاهد فشارها و اقدامات محیرالعقول در مجموعههای دولت باشیم.
احتمالاً بهادر کرمی امیدوار به دفاعی که از سر صدقه سید محمد موحد برای گزینه وزارت علوم، تحقیقات و فناوری انجام داد جای خود را آنقدر محکم میبیند که بهمثابه یک امارت خودخوانده هر گونه که دوست دارد برای دانشگاه تصمیمگیری مینماید. ممانعت از این اتفاق نهتنها لازم که بررسی و برخورد با موارد مشابه در سه سال گذشته یک ضرورت و مطالبه اساسی است.
این گزارش نافی خدمات مسئولان دانشگاه یاسوج نیست و صرفاً یک مطالبهگری و پرسشگری است و کبنا نیوز آمادگی درج پاسخ مسئولان دانشگاه را دارد.