اختلافات خانوادگی و جو سرد خانوادهها، در کنار سایر عوامل اجتماعی، بهعنوان دلایل اصلی خودکشی در نوجوانان مطرح شده است. دکتر قادر زادهباقری با ابراز نگرانی از این وضعیت، بر اهمیت ایجاد ارتباط مؤثر در خانواده تأکید کرد.
به گزارش کبنا نیوز، خودکشی به عنوان یکی از آسیبهای جدی اجتماعی، اخیراً در برخی مناطق استان کهگیلویه و بویراحمد افزایش یافته است. این وضعیت نگرانکننده، باعث بروز اتفاقات ناگوار در این استان شده است.
در همین راستا، کبنا نیوز قصد دارد در یک پرونده ویژه، این موضوع را از زوایای مختلف مورد بررسی قرار دهد و به تحلیل علل و پیامدهای این معضل بپردازد.
دکتر قادر زادهباقری، روانشناس و عضو هیئت علمی دانشگاه علومپزشکی استان کهگیلویه و بویراحمد، در همایش بررسی خودکشی و مداخلات پیشنهادی که با حضور جمعی از اساتید و دانشجویان دانشگاه برگزار شد، درباره اهمیت نقش خانواده در پیشگیری از آسیبهای اجتماعی، بهویژه خودکشی، بر توجه به تغذیه جسمی و روانی اعضای خانواده و ایجاد ارتباط عاطفی میان نسلها تأکید کرد.
زادهباقری با بیان اینکه خانواده را میتوان کارخانه انسانساز نامید، تصریح کرد: توجه به تغذیه جسمی و روانی اعضای خانواده، ایجاد فصل مشترک عاطفی میان نسلها و تقویت سازگاری میان والدین و فرزندان میتواند از بروز بسیاری از آسیبهای اجتماعی جلوگیری کند.
وی با اشاره به پیچیدگی رفتار خودکشی، بیان کرد: پیشگیری از خودکشی نیازمند ارتباط مؤثر، همدلی و گفتوگوی سازنده در محیط خانواده است.
این روانشناس توضیح داد که بیماریهای قلبیعروقی، سوانح و تصادفات، و سرطانها که مجموعاً بیش از ۷۰ درصد مرگومیرها را تشکیل میدهند، همگی با ارتباط مخدوش فرد با خود و محیط پیرامون مرتبط هستند. در بیماریهای قلبیعروقی، استرس، سبک زندگی ناسالم و کمتحرکی نقش دارند. در سوانح و تصادفات، ارتباط مخدوش با خود و ماشین دیده میشود. در سرطانها نیز ارتباط مخدوش با سبک زندگی و عوامل روانی مؤثر است.
وی تأکید کرد که بازسازی ارتباط سالم میان فرد و خانواده میتواند در کاهش این آمار مؤثر باشد.
زادهباقری با ارائه آمار اختلالات روانی و اجتماعی خاطرنشان کرد: افسردگی حدود ۱۸ درصد، اضطراب ۸ درصد، اختلالات شخصیت ۱۱ درصد و اعتیاد ۲ درصد از جمعیت را درگیر کرده است. طلاق با نرخ ۳۷.۵ درصد، یکی از مهمترین آسیبهای اجتماعی است که در بسیاری موارد به شکل طلاق روانی و خیانت بروز میکند. ارتباط مخدوش در همه این موارد دیده میشود و خانواده باید نخستین خط دفاعی در برابر این آسیبها باشد.
این استاد دانشگاه در ادامه گفت: خودکشی عبارت است از تلاش آگاهانه فرد برای پایان دادن به زندگی خود که ممکن است به اقدام عملی یا صرفاً احساس درونی تبدیل شود. خودکشی تکانشی، بدون طرح و برنامه قبلی و بهصورت ناگهانی رخ میدهد، در حالی که خودکشی با طرح و برنامه، نتیجه تصمیمگیری و آمادهسازی قبلی فرد است.
وی تأکید کرد که شناخت این دو نوع خودکشی برای پیشگیری و مداخله بهموقع ضروری است.
این روانشناس بیان کرد: افسردگی، الکلیسم، اختلال دوقطبی، اسکیزوفرنی و وسواس، پنج بیماری روانی هستند که بیشترین ارتباط را با خودکشی دارند. او افزود: تغییر الگوی بیماریها از واگیردار به غیرواگیردار نشان میدهد که سلامت روان باید در اولویت سیاستهای بهداشتی قرار گیرد. بیماریابی و درمان بهموقع میتواند نقش بسزایی در کاهش بروز و شیوع این معضل روانی اجتماعی داشته باشد.
وی به برآوردهای جهانی اشاره کرد و گفت: طبق این برآوردها، از هر ۱۰۰ هزار نفر به طور میانگین ۱۴.۵ درصد اقدام به خودکشی موفق دارند. هر سال بین ۱۰ تا ۲۰ میلیون اقدام به خودکشی غیرکشنده ثبت میشود و خودکشی به عنوان سومین عامل مرگومیر در نوجوانان و جوانان ۱۵ تا ۲۹ ساله شناخته میشود. تقریباً نیمی از موارد خودکشی در سه کشور چین، ژاپن و هند اتفاق میافتد.
عضو هیئت علمی دانشگاه علوم پزشکی یاسوج با استناد به آمار وزارت بهداشت گفت: در ایران به طور متوسط روزانه ۱۳ مورد خودکشی رخ میدهد و میانگین سنی افرادی که اقدام به خودکشی میکنند ۲۹ سال است. او ادامه داد: خودکشی در مردان با نرخ ۶.۷ در هر هزار نفر به عنوان نهمین علت مرگومیر و در زنان با نرخ ۵.۱ در هر هزار نفر به عنوان دهمین علت مرگومیر شناخته میشود. استانهای زاگرسنشین بیشترین میزان خودکشی را دارند.
این روانشناس با اشاره به گزارش سازمان جهانی بهداشت در سال ۲۰۲۱ بیان کرد: میزان خودکشی در ایران ۵.۲ در هر ۱۰۰ هزار نفر جمعیت بوده و این نرخ از کشورهای خاورمیانه بالاتر است، اما نسبت به کشورهای غربی پایینتر محسوب میشود. بالاترین میزانهای خودکشی در ایران مربوط به مناطق غرب کشور است.
وی افزود: براساس آمار سازمان بهداشت جهانی در سال ۲۰۲۱، ایران در میان ۱۷۹ کشور جهان از نظر فوت ناشی از خودکشی در رتبه ۱۲۸ قرار گرفته است. این رتبه نشان میدهد که ایران در گروه کشورهای با نرخ متوسط و پایین قرار دارد، اما روند افزایشی در برخی استانها هشداردهنده است.
زادهباقری با اشاره به آمار پزشکی قانونی بین سالهای ۱۳۹۳ تا ۱۳۹۹ گفت: ۳۲ درصد قربانیان خودکشی در ایران در گروه سنی ۱۸ تا ۲۴ سال قرار داشتند و ۲۱.۵ درصد قربانیان در گروه سنی ۳۰ تا ۳۹ سال بودند که در مجموع بیش از نیمی از موارد را تشکیل میدهد. روشهای رایج خودکشی در کشور شامل حلقآویز با ۵۴ درصد و مسمومیت دارویی با ۲۰ درصد است.
این استاد دانشگاه با اشاره به آمار رسمی، اعلام کرد که بیشترین میزان خودکشی در ایران مربوط به استانهای ایلام، کهگیلویه و بویراحمد و کرمانشاه است. کمترین آمار خودکشی در استانهای خراسان رضوی و سیستان و بلوچستان ثبت شده است. این تفاوتها نشاندهنده نقش شرایط اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی در بروز این آسیب اجتماعی است.
وی به تفکیک سنی آمار خودکشی اشاره کرد و گفت: در ۶ ماهه اول سال ۱۴۰۴، مجموعاً ۸۸ درصد از خودکشیها در استان زیر سن ۳۹ سال رخ داده است، در حالی که ۴ درصد مربوط به گروه سنی ۴۰ تا ۴۹ سال و ۸ درصد بالای ۵۰ سال بودهاند. مطالعات نشان میدهد اختلافات خانوادگی با سهم ۴۱ درصد، مهمترین علت خودکشی در کشور است.
او افزود: دیگر انگیزهها شامل مشکلات تحصیلی و ازدواج، شکست و ناامیدی، فقر و تنگدستی، بیماریهای روانی، فشارهای روانی، تنهایی، عشق و تمایلات شدید عاطفی و اعتیاد به مواد مخدر بوده است.
زادهباقری تأکید کرد که در میان نوجوانان، بیشترین دلیل خودکشی ایجاد فاصله و نبود رابطه مناسب میان فرزندان و والدین است.
وی همچنین فضای مجازی را یکی از مهمترین عوامل خطر مرتبط با خودکشی دانست و گفت: این فضا میتواند فشار روانی و الگوهای ناسالم رفتاری را در میان نوجوانان و جوانان تقویت کند. قبحزدایی از موضوع خودکشی در شبکههای اجتماعی، نگاه قهرمانانه به قربانیان و یادگیری رفتارهای پرخطر، از جمله پیامدهای فضای مجازی است.
عضو هیئت علمی دانشگاه علومپزشکی یاسوج تأکید کرد که آموزش سواد رسانهای و نظارت خانوادهها میتواند نقش مهمی در کاهش این خطر داشته باشد. عادی شدن خودکشی، نگاه قهرمانانه به قربانیان و یادگیری از طریق مشاهده، از جمله عواملی هستند که موجب افزایش گرایش به این رفتار میشوند.
این عضو هیئت علمی دانشگاه یاسوج گفت: خودکشی معمولاً در سه مرحله رخ میدهد؛ افکار، برنامهریزی و اقدام. رسانهها و خانوادهها باید با بازنمایی صحیح، مانع از تبدیل خودکشی به یک الگوی اجتماعی شوند.
زادهباقری به افکار خودکشی اشاره کرد و گفت: این افکار شامل اشتغال ذهنی درباره نیستی و تمایل به مرگ است. در مرحله برنامهریزی، فرد زمان، مکان و ابزار اقدام را بررسی میکند و در نهایت، مرحله اقدام میتواند موفق یا ناموفق باشد.
او تأکید کرد که شناسایی و مداخله در مراحل اولیه میتواند از وقوع اقدام عملی جلوگیری کند.
این عضو هیئت علمی دانشگاه همچنین بیان کرد: خانواده نخستین کارخانه انسانساز است و تعارضات خانوادگی میتواند زمینهساز افکار و اقدام به خودکشی در میان نوجوانان و جوانان باشد.
زادهباقری افزود: شکاف ادراکی میان والدین و فرزندان، شکاف عاطفی و هیجانی، استبداد نسلی، کودکهمسری و نبود گفتوگو در خانه از عوامل اصلی افزایش گرایش به خودکشی هستند.
وی به کاهش میزان گفتوگو در خانوادههای ایرانی اشاره کرد و گفت: میزان گفتوگو در خانوادهها از دو ساعت در ده سال پیش به ۲۰ دقیقه در حال حاضر کاهش یافته است و تعداد کلمات ردوبدلشده میان اعضای خانواده چهار نفره از ۱۵۰۰ کلمه به کمتر از ۵۰۰ کلمه رسیده است. ارتباط مخدوش در خانواده نهتنها زمینهساز خودکشی، بلکه عامل مهمی در بروز بزهکاری نوجوانان است.
این استاد دانشگاه علومپزشکی یاسوج افزود: اعتیاد پدر با ۱۷ درصد، اعتیاد مادر با ۱۰ درصد، اعتیاد همزمان والدین با ۸ درصد، سابقه محکومیت والدین با ۱۴ درصد، نداشتن پدر و مادر با ۱۵ درصد و طلاق و جدایی با ۶ درصد از عوامل اصلی بزهکاری نوجوانان هستند.
زادهباقری تأکید کرد: تعارض و ناسازگاری والدین با سهم ۳۰ درصد، بیشترین نقش را در بروز بزهکاری نوجوانان دارد.» او به بررسی ارتباط مخدوش در خانواده پرداخت و گفت: این ارتباط زمانی رخ میدهد که گفتوگو بهجای کشف دیگری، به ابزاری برای تغییر یا شکست دادن طرف مقابل تبدیل شود.
وی افزود: ما در تعاملات بیننسلی نگاه شیگونه به افراد داریم، نه نگاه انسانگونه. گفتوگو را بهعنوان مناظره میبینیم و در مناظره به دنبال شکست طرف مقابل هستیم؛ حتی اگر همسر یا فرزندمان باشد. این نگاه مخرب، سستکننده بنیان خانواده و زمینهساز آسیبهای روانی و اجتماعی است.
زادهباقری در ادامه گفت: ارتباط مخدوش با همسر و نبود مهارتهای فرزندپروری از عوامل مهم بروز اختلافات خانوادگی و افزایش آسیبهای اجتماعی هستند. عدم مدیریت خلق منفی و افسردگی، ناتوانی در کنترل خشم و عصبانیت و فقدان مهارتهای ارتباطی، از جمله عواملی هستند که روابط خانوادگی را تضعیف کرده و زمینهساز بحرانهای روانی و اقدام
به خودکشی میشوند. آموزش مهارتهای زندگی و فرزندپروری میتواند نقش مهمی در کاهش این آسیبها داشته باشد.
او همچنین به ارتباط مخدوش در محیطهای درمانی اشاره کرد و گفت: وقتی ارتباط میان پزشک و بیمار بر پایه همدلی و احترام نباشد، اعتماد از بین میرود و بیماران از بیان مشکلات واقعی خود خودداری میکنند.
زادهباقری تأکید کرد: بازسازی ارتباط سالم در همه سطوح اجتماعی، از خانواده تا محیط درمان، برای پیشگیری از آسیبهای روانی و اجتماعی ضروری است. انزوا و گوشهگیری، بدترین درد انسانهاست که پیامدهای روانی و اجتماعی سنگینی دارد. نتیجه تنهایی، افزایش اشتغالات ذهنی منفی، بروز اختلالات روانی، امید مبهم به زندگی، کوتاه شدن عمر و در نهایت مرگ تلخ است. ایجاد ارتباط مؤثر و حمایت اجتماعی میتواند نقش مهمی در کاهش آثار مخرب تنهایی داشته باشد.
روانشناس برجسته کهگیلویه و بویراحمد، در بررسی عوامل گرایش به خودکشی در دانشآموزان و دانشجویان تأکید کرد که ۴۴ درصد از این گرایشها ناشی از الگوهای ارتباطی و مرزهای ارتباطی است. نتایج پژوهشها نشان میدهد ۴۴ درصد گرایش به خودکشی در دانشآموزان و دانشجویان بر اساس الگوهای ارتباطی و مرزهای ارتباطی قابل پیشبینی است.
وی افزود: محرومیتها، ناکامی شخصی، تنشهای بلوغ، گسست دینی، نیاز به توجه، تغییر سبک زندگی، محدودیتهای اقتصادی و اجتماعی، ضعف مهارت ارتباطی و فشارهای روانی و مجازی، همگی با افزایش گرایش به خودکشی ارتباط دارند. تقویت تابآوری و مهارتهای ارتباطی میتواند نقش مهمی در پیشگیری ایفا کند.
زادهباقری همچنین به پیچیدگی عوامل مؤثر در خودکشی اشاره کرد و گفت: خودکشی محصولی چندبعدی با دلایل اقتصادی، اجتماعی و روانی است. تحقیقات نشان میدهد که اقدام به خودکشی محصولی است که دلایل اقتصادی، اجتماعی و روانی در آن نقش دارند.
وی افزود: در رأس این عوامل، فردیت عقیممانده در نتیجه فشار روانی، ناکامی شخصی، تنشهای بلوغ و گسست دینی قرار دارد. شناخت این عوامل و مداخله در هر سطح میتواند به کاهش بروز این آسیب اجتماعی کمک کند.
این روانشناس با اشاره به افزایش نگرانکننده آمار خودکشی در کهگیلویه و بویراحمد طی سالهای اخیر گفت: آمارها نشان میدهد که روند خودکشی در استان طی سالهای ۱۳۹۳ تا ۱۳۹۹ افزایش قابل توجهی داشته است. تعداد موارد ثبتشده از ۵۶ مورد در سال ۱۳۹۳ به ۱۵۹ مورد در سال ۱۳۹۹ رسیده است. این افزایش نگرانکننده نیازمند توجه جدی مسئولان و اجرای برنامههای پیشگیرانه است.
وی همچنین در پژوهشی با ۱۰۴ نفر از افرادی که اقدام به خودکشی کرده و زنده ماندهاند، عوامل اصلی این اقدام را بررسی کرد و افزود: این مصاحبهها نشان داد که فشارهای روانی، مشکلات خانوادگی، ناکامی شخصی و ضعف مهارتهای ارتباطی از مهمترین عوامل مرتبط با اقدام به خودکشی هستند. شنیدن روایت زندهماندهها میتواند راهنمایی ارزشمند برای طراحی سیاستهای پیشگیرانه باشد.
زادهباقری در ادامه گفت: آمار ششماهه نخست سال ۱۴۰۴ نشان میدهد که بیشترین موارد خودکشی در استان کهگیلویه و بویراحمد مربوط به گروههای سنی زیر ۳۹ سال بوده است. از این میان، ۱۷ درصد قربانیان زیر ۱۸ سال، ۳۳ درصد در گروه سنی ۱۸ تا ۲۴ سال، ۱۴ درصد در گروه سنی ۲۵ تا ۲۹ سال و ۲۴ درصد در گروه سنی ۳۰ تا ۳۸ سال قرار دارند.
وی خاطرنشان کرد: در مجموع ۸۸ درصد موارد خودکشی در استان مربوط به افراد زیر ۳۹ سال است، در حالی که سهم گروههای سنی ۴۰ تا ۴۹ سال تنها ۴ درصد و بالای ۵۰ سال ۸ درصد بوده است.
روانشناس و عضو هیئت علمی دانشگاه علوم پزشکی یاسوج، اختلاف با والدین را مهمترین علت این پدیده با سهم ۵۲ درصد معرفی و بر لزوم ایجاد ارتباط مؤثر در خانواده تأکید کرد و گفت: مطالعات میدانی نشان میدهد اختلاف نوجوانان و جوانان با والدین، با سهم ۵۲ درصد، مهمترین علت خودکشی در این گروه سنی است. اختلافات خانوادگی والدین با یکدیگر ۳۵ درصد، جو سرد و پرمشاجره خانواده ۷۲ درصد، سوءاستفاده جسمی در کودکی و اعتیاد والدین با سهم ۴۳ درصد از دیگر عوامل مؤثر در خودکشی نوجوانان و جوانان هستند.
وی تأکید کرد: این آمارها نشان میدهد خانواده نقش تعیینکنندهای در شکلگیری یا پیشگیری از گرایش به خودکشی دارد. سلامت خانواده زمانی تضمین میشود که ارتباط مؤثر میان اعضا برقرار باشد و عناصر خانواده مورد حمایت قرار گیرند. خانواده نخستین کارخانه انسانساز است و توجه به تغذیه جسمی و روانی اعضا، مهر و محبت و احترام متقابل میتواند از بروز آسیبهای اجتماعی جلوگیری کند.
این روانشناس تأکید کرد: افزایش فصل مشترک عاطفی میان نسلها و سازگاری میان فردی، مهمترین راهکار برای پیشگیری از خودکشی در خانوادههاست. انسان دارای دو بعد مادی و معنوی است و سلامت هر دو بعد نیازمند تغذیه مناسب است. بعد مادی شامل خوراک و پوشاک و بعد روانی شامل مهر، محبت و احترام است. سوءتغذیه جسمی موجب لاغری یا چاقی و سوءتغذیه روانی موجب خشونت و بدخلقی میشود. اصلاح جسمی و روانی باید همزمان صورت گیرد؛ زیبایی جسمی به جسم سپرده میشود و زیبایی روانی به روح.
زادهباقری همچنین به سه دوره تربیتی پس از تولد اشاره کرد و گفت: تربیت کودک پس از تولد در سه دوره هفتساله شکل میگیرد که هر دوره ویژگیهای خاص خود را دارد. هفت سال اول دوره سیادت و سروری است که کودک باید مورد محبت و توجه قرار گیرد. هفت سال دوم دوره اطاعت و فرمانبرداری است که آموزش قوانین و نظم اهمیت دارد. هفت سال سوم دوره وزارت و مشورت است که نوجوان باید در تصمیمگیریها مشارکت داده شود. این سه مرحله اساس تربیت سالم و پیشگیری از آسیبهای روانی و اجتماعی در آینده هستند.
زادهباقری با بیان اینکه سلامت روان در گرو عبور سالم از نردبان زندگی است، اظهار کرد: نردبان زندگی از نوزادی تا سالمندی شامل هشت مرحله است که هر مرحله چالشها و فرصتهای خاص خود را دارد.
وی افزود: مرحله نوزادی با اعتماد در برابر بیاعتمادی آغاز میشود، در طفولیت خودگردانی در برابر تردید و شرم شکل میگیرد، در سن بازی ابتکار در برابر احساس گناه، در مدرسه تلاش در برابر احساس حقارت، در نوجوانی هویت در برابر سردرگمی، در جوانی صمیمیت در برابر انزوا، در میانسالی باروری در برابر بیحاصلی و در سالمندی یکپارچگی در برابر پریشانی قرار دارد زادهباقری تأکید کرد: سلامت فعلی ما مدیون سالم گذراندن این مراحل است
استاد دانشگاه در ادامه بیان کرد: نردبان زندگی در بازنگری شامل مراحل نوزادی، طفولیت، سن بازی، مدرسه، نوجوانی، جوانی، میانسالی و سالمندی است. مرحله نوزادی و نوجوانی با رشد سریع همراه است و بیشترین تأثیر را بر شکلگیری شخصیت و سلامت روان دارند. شناخت این مراحل و توجه به نیازهای هر دوره، اساس تربیت سالم و پیشگیری از آسیبهای اجتماعی است.
این روانشناس شناخته شده استان کهگیلویه و بویراحمد گفت: خانواده نخستین کارخانه انسانساز است و توجه به تغذیه جسمی و روانی اعضا، مهمترین رسالت آن در پیشگیری از خودکشی است. محصول این کارخانه انسان است و مهندسان آن والدین هستند. وظیفه والدین تأمین تغذیه جسمی شامل خوراک و پوشاک و تغذیه روانی شامل مهر و محبت و احترام است.
این روانشناس تأکید کرد: افزایش فصل مشترک عاطفی میان نسلها و سازگاری میان فردی، میتواند نقش مهمی در کاهش گرایش به خودکشی داشته باشد. شناخت تفاوتهای فردی خود، خانواده و فرزندان، زیر بنای همه حرکتها و تصمیمهای مهم زندگی است. انتخابهای مهم زندگی باید بر اساس شناخت، شعور و آگاهی باشد. مهارتهای انتخاب همسر، همسرداری و فرزندپروری از جمله مهارتهایی هستند که خانوادهها باید بیاموزند. شناخت ویژگیهای کودک، نوجوان و جوان، اساس تربیت سالم و پیشگیری از آسیبهای روانی و اجتماعی است.
زادهباقری ادامه داد: نوجوانان ویژگیهای خاصی دارند که آنان را در موقعیت تعارض میان کودکی و بزرگسالی قرار میدهد. نوجوان استقلالطلب است، دچار بحران هویت میشود، بیثباتی و نوسان خلق دارد، از شادی به غم تغییر میکند، تلاش میکند خود را اثبات کند، رفتارهای هیجانی و پرخطر دارد، به جنس مخالف علاقهمند میشود و علیه مراجع قدرت طغیان میکند زادهباقری تأکید کرد: تعارض میان خواستههای والدین و گروه همسالان، عجول بودن، زودرنجی و حساسیت از دیگر ویژگیهای نوجوانان است که باید با درک و حمایت مدیریت شود.
وی با بیان اینکه بیان نیازها و احساسات، راهی برای جلوگیری از مشاجره است، گفت: ارتباط مؤثر یک خیابان دوطرفه است و زوجین باید بتوانند نیازها و احساسات خود را بهطور واضح و محترمانه بیان کنند. استفاده از جملات منمحور مانند؛ من احساس میکنم... به جای تو همیشه از مشاجره جلوگیری میکند زادهباقری تأکید کرد: بیان احساسات منفی مانند ناراحتی یا خشم، اگر محترمانه باشد، میتواند به حل مشکلات کمک کند
وی با بیان اینکه بیان نیازها و احساسات، راهی برای جلوگیری از مشاجره است، گفت: ارتباط مؤثر یک خیابان دوطرفه است و زوجین باید بتوانند نیازها و احساسات خود را بهطور واضح و محترمانه بیان کنند. استفاده از جملات منمحور مانند؛ من احساس میکنم... به جای تو همیشه. . از مشاجره جلوگیری میکند زادهباقری تأکید کرد: بیان احساسات منفی مانند ناراحتی یا خشم، اگر محترمانه باشد، میتواند به حل مشکلات کمک کند
این روشناس برجسته کهگیلویه و بویراحمدی با بیان اینکه همدلی دیوارهای دفاعی را میشکند، گفت: همدلی یعنی دیدن دنیا از نگاه طرف مقابل و تلاش برای درک احساسات او، حتی اگر با نظرش موافق نباشیم. همدلی به جای جنگ قدرت، فضایی برای حل مشترک مشکلات ایجاد میکند زادهباقری تأکید کرد: این رویکرد، روابط خانوادگی را تقویت کرده و الگوی سالمی برای فرزندان فراهم میآورد.
دکتر زادهباقری با اشاره به اینکه احترام در اختلافات، رابطه را میسازد نه ویران میکند، گفت: موافق نبودن طبیعی است، اما نحوه برخورد با اختلافات است که رابطه را حفظ یا نابود میکند. حفظ احترام به معنای پرهیز از فریاد زدن، توهین، تحقیر، مقایسه و تمسخر است. پذیرش علایق متفاوت همسر و احترام به حریم شخصی، اساس یک رابطه سالم است. ارتباط فقط برای حل مشکلات نیست؛ بیان عشق و قدردانی منظم، حس تعلق و ارزشمندی را در خانواده زنده نگه میدارد.
وی افزود: دراینصورت اعتماد تقویت میشود، تعارضات مدیریت میشوند، صمیمیت افزایش مییابد و کودکان الگوی سالمی از تعامل میآموزند زادهباقری تأکید کرد: قدردانی از کارهای کوچک و بزرگ همسر و فرزندان، سرمایه عاطفی خانواده را افزایش میدهد
عضو هیئت علمی دانشگاه علومپزشکی یاسوج بیان کرد: ایجاد فضای امن برای گفتوگو و پیوند عاطفی میان والدین و فرزندان، مهمترین رکن پیشگیری از خودکشی در نوجوانان است. والدین باید همیشه در دسترس باشند و بدون قضاوت یا سرزنش، شنونده حرفهای فرزند خود باشند. جملهای ساده مانند من در کنار تو هستم میتواند معجزه کند. ابراز عشق آشکار، صحبت درباره احساسات و توجه به نیازهای عاطفی نوجوان، پایهای برای اعتماد و امنیت روانی است.
تغییرات ناگهانی در رفتار نوجوان، زنگ خطر جدی است
زادهباقری گفت: والدین باید نسبت به تغییرات ناگهانی در رفتار و گفتار فرزندشان هوشیار باشند، زیرا این تغییرات میتواند نشانهای از افکار خودکشی باشد. جملاتی مانند دیگر تحمل ندارم یا ای کاش وجود نداشتم، احساسات شدید غم و ناامیدی، کنارهگیری از خانواده و دوستان، بخشیدن اموال با ارزش، افزایش مصرف مواد و تغییرات شدید در خواب و خوراک، همگی از نشانههای هشداردهنده هستند. شناسایی این نشانهها و اقدام فوری میتواند جان نوجوانان را نجات دهد.
وی در ادامه گفت: باور رایج که پرسش درباره خودکشی فکر آن را در ذهن نوجوان ایجاد میکند، کاملاً نادرست است. پرسش مستقیم مانند آیا تا به حال به خودکشی فکر کردهای؟ نشان میدهد والدین عمق ناراحتی فرزند را درک کردهاند و فرصتی برای بیان درد فراهم میشود. این گفتوگو نخستین قدم برای دریافت کمک تخصصی است. والدین باید محیط خانه را از وسایل خطرناک پاکسازی کنند تا امکان اقدام به خودکشی کاهش یابد. داروها، اسلحه، چاقو، سموم و طناب باید در جای امن و قفلشده نگهداری شوند زادهباقری تأکید کرد: در دورههای بحرانی، والدین باید نظارت غیرمستقیم داشته باشند و اجازه ندهند فرزند برای مدت طولانی تنها بماند
این روانشناس معروف کهگیلویه و بویراحمدی با بیان اینکه خودکشی انتخاب نیست؛ نتیجه درد غیرقابل تحمل است، گفت: والدین باید در صورت مشاهده نشانههای خطر، بدون تأخیر از متخصصان کمک بگیرند. خودکشی نتیجه بیماریهایی مانند افسردگی، اضطراب شدید یا اختلال دوقطبی است و نباید بهعنوان انتخاب فردی دیده شود. همراهی والدین در مسیر درمان و شکستن انگ بیماری روان، مهمترین حمایت از نوجوان است.
زادهباقری در ادامه با اشاره به اینکه تابآوری و هدفمندی، سپر دفاعی نوجوانان در برابر خودکشی است، گفت: تقویت مهارتهای حل مسئله و معنابخشی به زندگی، مهمترین راهکار برای پیشگیری از خودکشی در نوجوانان است. نوجوان باید بیاموزد مشکلات گذرا هستند و راهحلهای متعددی دارند. پرورش حس هدفمندی از طریق کشف استعدادها، مشارکت در فعالیتهای داوطلبانه و ایجاد احساس ارزشمندی، میتواند امید به آینده را تقویت کند. یادآوری موفقیتهای گذشته و نشان دادن گذرا بودن بحرانها، نقش مهمی در امیدوارسازی نوجوانان دارد
وی با بیان اینکه والدین باید سلامت روان خود را برای حمایت از فرزندان حفظ کنند، تصریح کرد: والدین نمیتوانند از فرزندان خود حمایت کنند مگر آنکه ابتدا سلامت روانی خود را مدیریت کنند. مدیریت استرس شخصی، درخواست کمک از خانواده یا مشاور و الگوسازی رفتاری، از مهمترین وظایف والدین است. فرزندان بیش از گفتار، از رفتار والدین الگو میگیرند و سلامت روان والدین، پایهای برای سلامت روان فرزندان است
زادهباقری با بیان اینکه خانواده به عنوان نخستین کارخانه انسانساز نیازمند آموزش و دانشافزایی است، خاطرنشان کرد: آموزش و دانشافزایی والدین بهعنوان معماران خانواده، نخستین گام در پیشگیری از آسیبهای اجتماعی و خودکشی است. خانواده باید فلسفه ازدواج را که بر پایه آرامش و محبت استوار است، درک کند و با آموزش مهارتهای زندگی، زمینهساز تربیت سالم فرزندان شود. دانشافزایی والدین در حوزه روانشناسی و مهارتهای ارتباطی، سرمایهای برای کاهش آسیبهای اجتماعی است
وی با بیان اینکه فلسفه ازدواج آرامش است؛ گفت: فلسفه ازدواج در آموزههای دینی و روانشناسی، دستیابی به آرامش و امنیت روانی است. ازدواج باید بر پایه محبت، احترام و همدلی شکل گیرد. این پیوند نهتنها نیازهای جسمی و روانی را پاسخ میدهد، بلکه زمینهساز تربیت نسل سالم و کاهش آسیبهای اجتماعی است. بیتوجهی به فلسفه ازدواج، خانواده را از کارکرد اصلی خود دور کرده و زمینهساز بحرانهای روانی و اجتماعی میشود.
این استاد دانشگاه ادامه داد: نتایج پژوهشها نشان میدهد خانواده با ایجاد ارتباط مؤثر، تغذیه روانی و آموزش مهارتهای زندگی، میتواند نقش تعیینکنندهای در پیشگیری از خودکشی داشته باشد.
وی افزود: محرومیتها، ناکامیها، فشارهای روانی و ضعف مهارتهای ارتباطی، همگی با افزایش گرایش به خودکشی ارتباط دارند. خانواده با تقویت تابآوری، اعتماد به نفس و حمایت عاطفی، میتواند این چرخه را متوقف کند. خانواده سالم، جامعه سالم میسازد و نخستین سد در برابر آسیبهای اجتماعی است.
وی با اشاره به اینکه تابآوری و معنابخشی به زندگی، سپر نوجوانان در برابر بحرانهاست، توضیح داد که تقویت مهارتهای حل مسئله و پرورش حس هدفمندی، مهمترین راهکار برای پیشگیری از خودکشی در نوجوانان است. نوجوان باید بیاموزد مشکلات گذرا هستند و راهحلهای متعددی دارند. مشارکت در فعالیتهای داوطلبانه، کشف استعدادها و ایجاد حس ارزشمندی، امید به آینده را تقویت میکند. امیدوارسازی با یادآوری موفقیتهای گذشته و نشان دادن گذرا بودن بحرانها، نقش مهمی در سلامت روان دارد.
دکتر زادهباقری با اشاره به این مسئله که والدین باید سلامت روان خود را برای حمایت از فرزندان حفظ کنند، گفت: والدین نمیتوانند از فرزندان خود حمایت کنند مگر آنکه ابتدا سلامت روانی خود را مدیریت کنند. مدیریت استرس شخصی، درخواست کمک از خانواده یا مشاور و الگوسازی رفتاری، از مهمترین وظایف والدین است. فرزندان بیش از گفتار، از رفتار والدین الگو میگیرند و سلامت روان والدین، پایهای برای سلامت روان فرزندان است.
شناخت تفاوتهای فردی اساس تربیت سالم است
این استاد دانشگاه در ادامه میگوید شناخت تفاوتهای فردی خود، خانواده و فرزندان، زیر بنای همه حرکتها و تصمیمهای مهم زندگی است. انتخابهای مهم زندگی باید بر اساس شناخت، شعور و آگاهی باشد. مهارتهای انتخاب همسر، همسرداری و فرزندپروری از جمله مهارتهایی هستند که خانوادهها باید بیاموزند. شناخت ویژگیهای کودک، نوجوان و جوان، اساس تربیت سالم و پیشگیری از آسیبهای روانی و اجتماعی است.
او خاطرنشان کرد که نوجوانان ویژگیهای خاصی دارند که آنان را در موقعیت تعارض میان کودکی و بزرگسالی قرار میدهد. نوجوان استقلالطلب است، دچار بحران هویت میشود، بیثباتی و نوسان خلق دارد، از شادی به غم تغییر میکند، تلاش میکند خود را اثبات کند، رفتارهای هیجانی و پرخطر دارد، به جنس مخالف علاقهمند میشود و علیه مراجع قدرت طغیان میکند. تعارض میان خواستههای والدین و گروه همسالان، عجول بودن، زودرنجی و حساسیت از دیگر ویژگیهای نوجوانان است که باید با درک و حمایت مدیریت شود. گوش دادن فعال به معنای تمرکز کامل بر صحبتهای طرف مقابل و درک احساسات پشت کلمات است. وقتی همسر یا فرزند احساس کند واقعاً شنیده و دیده میشود، اعتماد و صمیمیت عمیقتری شکل میگیرد. قطع نکردن کلام، بازخورد دادن برای اطمینان از درک صحیح و توجه به احساسات، اساس ارتباط مؤثر در خانواده است.
دکتر زادهباقری در پایان این نشست تخصصی گفت: خانواده نخستین سنگر پیشگیری از آسیبهای اجتماعی و خودکشی است و باید بیشترین سرمایهگذاری فرهنگی و آموزشی بر این نهاد انجام شود. خانواده سالم، جامعه سالم میسازد و آیندهای روشن برای نسلهای بعدی رقم میزند. تقویت خانواده، مهمترین راهبرد برای کاهش آسیبهای اجتماعی و ارتقای سلامت روان جامعه است.
نبود روانشناس خبره و کاربلد و مورد اعتماد مردم در این استان، خود یکی از دلایلی است که که مرجعی که بتوان به آن تکیه زد و بخشی از مشکلات را حل نمود وجود ندارد.