تاریخ انتشار
سه شنبه ۲۷ آبان ۱۳۹۳ ساعت ۱۷:۲۷
کد مطلب : ۷۳۷۸۵
در باب سوگواری برای مرتضی پاشائی
۰
کبنا ؛یک جوان گچسارانی
در شب خاکسپاری مرتضی پاشایی خواننده پاپ، که با صدای زیبا و دلنشین و همراه با حزن و اندوه، توانسته بود دل خیلی از جوانان را به دست بیاورد، در اکثر نقاط ایران برگزار شد و به نوعی میتوان گفت عزای عمومی را در بین اکثر دوستان و طرفدارانش و کسانی هم که نمیشناختنش قابل رؤیت بود و این مراسم هم در شهر ما گچساران در پارک مهرورزی برگزار شد در این مراسم نکاتی را مشاهده کردم که با شما در میان میگذارم و امیدوارم آنان که باید از آن استفاده و برای آینده برنامه ریزی داشته باشند و از آن استفاده کنند.
در این مراسم جوانان و بعضاً با خانواده حضور داشتند، با وجود اینکه تیپ و قیافهها زیادی امروزی بود ولی ندیدم و نشنیدم که کسی به خانمی بیاحترامی کند، در عوض دختر خانمی به جایگاه برای روشن کردن شمعی نزدیک میشود،پسرها به هم میگفتند که خانواده دارد میآید، مؤدب رفتار کنید.
وقتی این مسئله را دیدم به یاد حرف محمود احمدینژاد افتادم که میگفت اگر دختران به ورزشگاه بروند، جوان ایرانی این شعور را دارد که شئونات اخلاقی را رعایت کند و این میتواند درس مهمی برای معرفی ایران اسلامی در سطح جهان باشد که رسانه های غربی از کاه در آن کوه میسازند.
نکته دیگر بودن سعید بر روی ویلچرش در بین مردم بود. روبروی سعید و دوستانش پارچهای نصب کرده بودند و هرکس جملهای روی آن به یاد مرتضی پاشایی مینوشت و آن را امضاء میکرد.
آنقد نوشته بودند و امضاء کرده بودند، که برای کسانی که جدید میآمدند دیگر جایی برای نوشتن نبود، سعید رامین خود از قهرمانان کشور بوده و هست. که میتوانست در صورت سلامتی کامش برای شهر ما افتخارآفرین باشد ولی به علت مصدومیت این فرصت از او گرفته شد. او که خود روزی که برایش این اتفاق افتاد همه جوانان ایران که میشناختنش به انواع گوناگونی سعی بر تسلی خاطرش داشتند، حالی که دیگر نمیتواند سرپا بایستد، میخواهد اینگونه به عنوان یک لیدر در بین مردم باشد.
مسئله دیگر، که برایم جالب توجه بود، رفتار پرسنل نیروی انتظامی بود، که برای حفظ امنیت آمدده بودند ولی رفتار تند و خشنی نداشتند و سعی بر ابراز همدردی با مردم داشتند و خود را از آنان جدا نمی دانستند، یکی از آنان میگفت، من اکثر آهنگهای او را گوش دادهام و صدایش را دوست دارم، ولی ما هم ملاحظات خود را داریم الان ۵ ساعت است که سرپا هستیم، قرار بود که دو ساعته تمام شود ولی خیلی طول کشیده است و شاید عده ای فرصتطلب مخل امنیت مردم شوند و وقتی که با ایشان صحبت شد که مشکلی پیش نمیآید پذیرفت.
اما نکته ای که از اجتماع مراسم مرتضی پاشایی گرفتیم این بود که شاید عده زیادی از این جوانان مرتضی پاشایی را نمیشناختند ولی شاید با دعوت اینترنتی آمده بودند و برگزارکنندگان نکاتی را که برای این امر در نظر گرفته بودند جلوی سوء استفاده عده معدود سوء استفاده کننده را گرفته بود.
و این تمرین خوبی بود برای جمع شدن و اجتماع کردن به صورت مسالمت آمیز و به نوعی باعث تخلیه انرژی جوانان میگردید و از طرف دیگر این ترس و رعب از نیروهای امنیتی که مأمور حفظ نظم و انضباط در جامعه میشود از بین رفت و نوعی حب و دوستی بین مردم و نیروی انتظامی بوجود آمد.
این مسئله توسط مسئولین پذیرفته شود که موسیقی و صدای خوش جزئی از پوست-خون، روح و جان انسان است، که باید در جامعه امروزی بیشتر پذیرفته شود تا بعضی جوانان امروزی خود را جدا از مدیران ندانند. همانگونه که همه این تیپ و قیافهها در روز عاشورا بودند، همانگونه که حامد زمانی با خواندن شعر مرگ بر آمریکا به صورت پاپ موجی عظیم در ایران در ۱۳ آبان سال گذشته به وجود آورد.
و از این اجتماع مسرور گردیدیم که به صورت میلیونی در ایران تجمع کردند ولی امروز صدای آمریکا و بیبیسی حرفی برای گفتن نداشت. یاد و نام مرتضی پاشایی که نرفت بلکه برای همیشه ماند گرامی باد.

در شب خاکسپاری مرتضی پاشایی خواننده پاپ، که با صدای زیبا و دلنشین و همراه با حزن و اندوه، توانسته بود دل خیلی از جوانان را به دست بیاورد، در اکثر نقاط ایران برگزار شد و به نوعی میتوان گفت عزای عمومی را در بین اکثر دوستان و طرفدارانش و کسانی هم که نمیشناختنش قابل رؤیت بود و این مراسم هم در شهر ما گچساران در پارک مهرورزی برگزار شد در این مراسم نکاتی را مشاهده کردم که با شما در میان میگذارم و امیدوارم آنان که باید از آن استفاده و برای آینده برنامه ریزی داشته باشند و از آن استفاده کنند.
در این مراسم جوانان و بعضاً با خانواده حضور داشتند، با وجود اینکه تیپ و قیافهها زیادی امروزی بود ولی ندیدم و نشنیدم که کسی به خانمی بیاحترامی کند، در عوض دختر خانمی به جایگاه برای روشن کردن شمعی نزدیک میشود،پسرها به هم میگفتند که خانواده دارد میآید، مؤدب رفتار کنید.
وقتی این مسئله را دیدم به یاد حرف محمود احمدینژاد افتادم که میگفت اگر دختران به ورزشگاه بروند، جوان ایرانی این شعور را دارد که شئونات اخلاقی را رعایت کند و این میتواند درس مهمی برای معرفی ایران اسلامی در سطح جهان باشد که رسانه های غربی از کاه در آن کوه میسازند.
نکته دیگر بودن سعید بر روی ویلچرش در بین مردم بود. روبروی سعید و دوستانش پارچهای نصب کرده بودند و هرکس جملهای روی آن به یاد مرتضی پاشایی مینوشت و آن را امضاء میکرد.
آنقد نوشته بودند و امضاء کرده بودند، که برای کسانی که جدید میآمدند دیگر جایی برای نوشتن نبود، سعید رامین خود از قهرمانان کشور بوده و هست. که میتوانست در صورت سلامتی کامش برای شهر ما افتخارآفرین باشد ولی به علت مصدومیت این فرصت از او گرفته شد. او که خود روزی که برایش این اتفاق افتاد همه جوانان ایران که میشناختنش به انواع گوناگونی سعی بر تسلی خاطرش داشتند، حالی که دیگر نمیتواند سرپا بایستد، میخواهد اینگونه به عنوان یک لیدر در بین مردم باشد.
مسئله دیگر، که برایم جالب توجه بود، رفتار پرسنل نیروی انتظامی بود، که برای حفظ امنیت آمدده بودند ولی رفتار تند و خشنی نداشتند و سعی بر ابراز همدردی با مردم داشتند و خود را از آنان جدا نمی دانستند، یکی از آنان میگفت، من اکثر آهنگهای او را گوش دادهام و صدایش را دوست دارم، ولی ما هم ملاحظات خود را داریم الان ۵ ساعت است که سرپا هستیم، قرار بود که دو ساعته تمام شود ولی خیلی طول کشیده است و شاید عده ای فرصتطلب مخل امنیت مردم شوند و وقتی که با ایشان صحبت شد که مشکلی پیش نمیآید پذیرفت.
اما نکته ای که از اجتماع مراسم مرتضی پاشایی گرفتیم این بود که شاید عده زیادی از این جوانان مرتضی پاشایی را نمیشناختند ولی شاید با دعوت اینترنتی آمده بودند و برگزارکنندگان نکاتی را که برای این امر در نظر گرفته بودند جلوی سوء استفاده عده معدود سوء استفاده کننده را گرفته بود.
و این تمرین خوبی بود برای جمع شدن و اجتماع کردن به صورت مسالمت آمیز و به نوعی باعث تخلیه انرژی جوانان میگردید و از طرف دیگر این ترس و رعب از نیروهای امنیتی که مأمور حفظ نظم و انضباط در جامعه میشود از بین رفت و نوعی حب و دوستی بین مردم و نیروی انتظامی بوجود آمد.
این مسئله توسط مسئولین پذیرفته شود که موسیقی و صدای خوش جزئی از پوست-خون، روح و جان انسان است، که باید در جامعه امروزی بیشتر پذیرفته شود تا بعضی جوانان امروزی خود را جدا از مدیران ندانند. همانگونه که همه این تیپ و قیافهها در روز عاشورا بودند، همانگونه که حامد زمانی با خواندن شعر مرگ بر آمریکا به صورت پاپ موجی عظیم در ایران در ۱۳ آبان سال گذشته به وجود آورد.
و از این اجتماع مسرور گردیدیم که به صورت میلیونی در ایران تجمع کردند ولی امروز صدای آمریکا و بیبیسی حرفی برای گفتن نداشت. یاد و نام مرتضی پاشایی که نرفت بلکه برای همیشه ماند گرامی باد.












تجمع چند هزار نفری در شیراز با شادی کردن روح مرتضی را شاد کردن ،تجمعی که فیلم های ان موجود است ،احسنت به جوانان ما ،
وقتی چهره های خندان و اوازهای با بوی مستی میدیدم لذت می بردم .
ما هم حضور داشتیم دریغ از یک صلوات دریغ از یک حمد و توحید دریغ از یک خدارحمتش کند .....بله دوستان من مرتضی به پایکوبی ما نیاز داشت .
من عده ای خاصی را نمیگم اما جمعیتی که در چمران حاضر شدن توهین به مرتضی و خانواده ش کردن و مشهد و اصفهان هم همینطور . خداروشکر که پدر مرتضی باهوش بود و اجازه نداد در مراسم مرتضی همین برنامه را پیدا کنند .
خدایا به جوانان ما بصریت بده ....