کبنانیوز؛ کبناخبر | به بهانه رأی بالای «روحانی»؛ رشد طبقه متوسط شهری در دهدشت

  • تاریخ انتشار خبر: یکشنبه, ۲۱ خرداد , ۱۳۹۶ | ۱۹:۱۰ | کد خبر : 254874 |
  •   
    یادداشت| محسن خرامین

    از طرف دیگر ترویج سیاست های بعضا پوپولیستی و یا ملوک الطوایفی بویژه در دوران طولانی نمایندگی محمد موحد در شهرستان کهگیلویه و عملکرد او است.

    کبناخبر؛

    محسن خرامین

    دو توضیح کوتاه برای وارد شدن به اصل مطلب لازم است؛
    یک؛ بهانه این مطلب رأی بالای حسن روحانی در دوازدهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری در شهر دهدشت است به گونه ای که تفاوت محسوسی بین رأی وی در این شهر و سایر روستاها و بخش‌های شهرستان کهگیلویه وجود دارد.
    دو؛  این نگاه از حوزه جامعه شناختی و مطالعات فرهنگی آن هم از زاویه بررسی طبقه متوسط برای تحلیل و چرایی  رأی حسن روحانی در دهدشت به معنای تنها رهیافت و رویکرد برای تحلیل   چنین اتفاقی نیست.
    طبقه متوسط چیست؟  و نقش این طبقه در توسعه یک جامعه کدام است؟
    طبقه متوسط همچون بسیاری دیگر از مفاهیم علوم اجتماعی دارای معنای دقیق و مورد توافقی نیست و هم در دیدگاه متفکران و هم در شاخص‌ها اختلاف وجود دارد. من در این نوشته تعریفم از طبقه متوسط اگر چه برداشتی سلیقه ای از اکثر متفکران این حوزه است ولی بیشتر مبتنی بر تعریف ماکس وبر از این طبقه است و عامدانه  و با علم به تأثیر سرمایه اقتصادی بر طبقه متوسط  سعی داشته‌ام کمتر نگاه اقتصادی و معیشتی  را دخالت دهم. وبر طبقه متوسط را یک طبقه دینامیک و پویا می‌دانست که بسیاری از افراد این طبقه از قشرهای محروم جامعه برخاسته‌اند و با تلاش و کوشش بسیار توانسته‌اند خود را از چنگال  فقر و جهل و بیماری و ناتوانی برهانند و زندگی آبرومندی برای خود دست و پا کنند. به همین دلیل اعضای این طبقه تا حد زیادی خودساخته‌اند و مستقل فکر و عمل می‌کنند. گروه‌هایی همچون دانشجویان، هنرمندان، فرهنگیان و … ذیل این طبقه قرار می‌گیرند.
    برخی از منتقدین معتقدند اساساً طبقه متوسط شهری به آن معنایی که در غرب وجود دارد  در ایران شکل نگرفته است و حتی شهر به عنوان پایگاه و جایگاه اصلی طبقه متوسط  آن گونه که در غرب وجود دارد در ایران نداریم. نگارنده بخشی از این نقد را قبول دارد اما نمی‌توان انکار کرد جهش‌های فرهنگی و اجتماعی بزرگی در بخش‌هایی از جامعه به وجود آمده است که این طبقه به عنوان زیربنای اصلی جامعه مدنی در طول سه دهه اخیر عامل این اتفاقات و حوادث بوده است.
    با این وجود حتی اگر چنین طبقه ای با مختصات فوق در دهدشت وجود نداشته باشد نمی‌توان وجود یک طیف فعال و حاضر در صحنه اتفاقات سیاسی و فرهنگی و اجتماعی را منکر شد. بخش زیادی از رأی بالا در شهر به حسن روحانی در حقیقت رأی به برنامه‌های وشعارهای اعلامی همچون  تعامل با جهان، آزادی شبکه‌های اجتماعی و انجمن‌ها، حمایت از سرمایه گذاری خارجی و … یک    رأی فرهنگی و اجتماعی است.
    در انتخابات دوازدهم ریاست جمهوری  در شهرستان کهگیلویه از مجموع آراء ۳۸٫۲۵۴ رأی که به حسن روحانی رأی دادند، ۲۷٫۲۴۲  نفر از این تعداد رأی دهنده در خود شهر دهدشت بودند. بین این درصد از رأی با درصدی که در کلان شهرها و شهرهای بزرگ از جمله تهران، تبریز وشیراز از حسن روحانی حمایت کردند کاملاً مشابهت وجود دارد. ذکر یک نکته در پرانتز در اینجا لازم است و آن هم اینکه با وجود تاکید بر اثرگذاری و نقش طبقه متوسط در رأی به حسن روحانی و قائل بودن به چنین پایگاهی باز نمی‌توان ادعا کرد همه این رأی چه در دهدشت و و چه در جاهای دیگر مطلقاً برآیند یک طبقه خاص و نگاه مطابق با تعاریف بالا باشد بلکه انگیزه‌های دیگری هم برای رأی دهندگان وجود داشته است که در همه دمکراسی‌ها این تنوع طبیعی است.
    نکته قابل تأمل اینکه  در شهر دهدشت به عنوان نمونه انتخابی در این مقاله  برخی از ابتدایی‌ترین امکانات شهری و اجتماعی و اقتصادی وجود ندارد. شهر دهدشت جز مناطق محروم در کشور تعریف می‌شود و ممکن است مطابق یک نگاه محاسبه گرانه انتظار می‌رفت در مناطقی از این دست به جهت شرایط اقتصادی ترکیب آراء به گونه دیگری باشد و مردم این شهر به شعارهای معیشتی رأی می‌دادند.
    اما چرا دهدشت؟  با اینکه مشابه این رأی در اکثر نقاط و شهرهای کشور و حتی استان قابل مشاهده است دهدشت را از آن جهت به عنوان نمونه انتخاب کردم که در این شهر بزرگ شده‌ام و کماکان با آن در ارتباط هستم  و تحولات و رشد طیفی از جوانان کنش گر در عرصه اجتماعی و فرهنگی را در این شهر از نزدیک تجربه کرده‌ام.
    حال آیا این اتفاق را می‌توان نتیجه رشد طبقه متوسط شهری در دهدشت دانست؟ آیا چنین طبقه ای در یک شهری چون دهدشت به بلوغ رسیده است؟
    برای بررسی این موضوع باید نگاه تاریخی داشت و نگاهی به گذشته و سابقه شهر دهدشت به صورت خاص انداخت و اینکه نشانه‌های وجود چنین طبقه ای در چنین شهری کدامند؟  و آیا اولین بار است چنین اتفاقی در دهدشت می‌افتد؟

    رشد یک نسل آگاه و کنش گر در حوزه‌های فرهنگی و اجتماعی و اصطلاحاً پیشرو و آوانگارد  سال‌هاست در دهدشت قابل مشاهده است و جوانان این شهر مطابق همان تعریف «وبر» به صورت خودساخته در این مسیر پیش آمدند. رشد علمی، فرهنگی و سیاسی و ظهور چهره‌های جوان در حوزه‌های مختلف موضوع قابل انکاری نیست. شکل گیری چنین طیفی یکی از لوازم شکل گیری طبقه متوسط در جامعه و پویا شدن جامعه مدنی است طبقه ای  که اگر چه در دهدشت  ممکن است فاقد سرمایه‌های اقتصادی لازم باشد اما از سرمایه‌های سیاسی، فرهنگی و اجتماعی بالایی برخوردارند. جوانان این شهر  در حوزه رسانه فعال بودند و هم اینک برخی از آن‌ها در معروف‌ترین رسانه‌های و روزنامه هاس کشور حضور دارند.  در عرصه ادبیات و شعر هم سالهاست  صاحب یکی از فعال‌ترین انجمن‌های ادبی با جلسات دایمی و پیگیرانه و کنشگرانه و نو در سطح استان هستند. در سال‌های اخیر موفق شدند در رشته‌های هنری چون سینما، کاریکاتور و موسیقی چهره‌های مطرحی را به هنر کشور معرفی کنند. جوانان این شهر در اکثر دانشگاه‌های کشور عضو فعال دانشجویی بودند و موارد بیشتری که می‌توان اشاره کرد.  پس اگر چه  پیش شرط‌های اقتصادی و صنعتی در ظهور یک طبقه شهری در اینجا شکل نگرفت اما از جنبه نرم افزاری به نظر می‌رسد که پیشرفت‌هایی خوبی اتفاق افتاد.
    در این دوره  از انتخابات ریاست جمهوری نیروهای جامعه مدنی به مثابه کل کشور در این شهر به صورت خودجوش  فعال شد و دانشجویان، اساتید دانشگاه‌ها و هنرمندان به تکاپو افتادند. این نوع حساس شدن در سال‌های اخیر نه تنها در موعد انتخابات که در مسائل مربوط به محیط زیست، بهداشت و سلامت شخصی، آموزش و تحصیلات فرزندان و … نیز مشاهده می‌شود. به طور مثال با هر آتش سوزی در جنگل‌های استان این جامعه به شدت فعال می‌شود و به تقلا می‌افتد. من خود که در بعضی گروه‌های تلگرامی دفاع از محیط زیست عضو هستم از پشت بعضی پیام‌ها و متن‌های ارسالی  گریه و شیون بعضی افراد را احساس می‌کنم افرادی که خود بعضاً می گویند قبلاً شکارچی بوده‌اند اما امروز به آگاهی و ندامت رسیده‌اند.
    پس برای ادامه حیات و تقویت بیشتر، این طبقه باید فعال‌تر شود و به سراغ رسانه‌ها و NGO ها بروند. از ظرفیت شبکه‌های اجتماعی استفاده کنند البته در این مورد مراقب باشد به سمت آگاهی‌های کاذب کشیده نشود.
    طبقه متوسط  و اعضای آن مطابق تعاریف آمده باید به سمت جذب نیروهای جدید با ابزارهای جدید بروند و در فضای قدرت شبکه ای امروز ابتدا ظرفیت خود را دست کم نگیرند و در ثانی به  تمام  گروه‌ها و اشخاص در موقعیت (pozishen) های مختلف بها دهند. جذب جوانان علاقه مند در روستاها و مناطق حاشیه ای حتی در شبکه‌های مجازی می‌تواند به تقویت پایه‌های جامعه مدنی کمک کند. برای کار و فعالیت اگر چه وجود تشکیلات منسجم و شناسنامه دار می‌تواند انسجام و انتظام بهتری به وجود آورد اما نباید همه چیز را هم به اخذ مجوز موکول کرد و از جمع‌های کوچک با بهانه و دغدغه‌های مختلف شروع به کار کرد.
    این طیف باید با ترویج گفت و گو و نقادی  حتی اگر نتواند در حوزه قدرت سیاسی و انتخاب مدیران   نقش بازی کند اما باید انقدر در تمام صحنه‌ها  حضور داشته باشد که کانون‌های قدرت و ثروت نتوانند آن را نادیده بگیرند و برعکس خود را به آن پاسخگو بدانند. باید هزینه‌های رفتارهای پوپولیستی و یا غیر مردمی  را بالا برد تا دیگران هم نسبت به آینده و نوع تصمیم گیری‌ها حساس باشند و به‌ویژه قشر جوان و تحصیل کرده نتوانند به راحتی اسیر مسائل قومی و یا منافع شخصی شوند.
    خطری که همیشه این نوع فعالیت‌ها را تهدید می‌کند برگشت به عقب است وهرگز نمی‌توان غره شد و یا مطمئن بود که  مسیر رفته برگشت ندارد. بلکه حتی اگر همین طبقه به اکثریت کمی برسند باز همیشه به طرق مختلف و حتی در بهترین دموکراسی‌های جهان احتمال بازگشت پوپولیسم از نوع «ترامپی» آن وجود دارد. خطر دیگر که این طبقه و فعالیت‌های این طیف را تهدید می‌کند متمرکز شدن بر صرف فعالیت‌های سیاسی است. سیاست زدگی و رسوخ سیاست در همهٔ بخش‌ها از آفت‌های بزرگ جوامع جهان سوم است که همین طیف باید نسبت به این آفت و ورود به موقع در این حوزه نیز دقت داشته باشد.
    با همه توصیفات بالا برای بیشتر کسانی که در بیرون این شهر هستند یک تناقض وجود دارد و آن این است چطور با وجود چنین طیف فعال و حساسی در طول ۲۶ سال گذشته و حتی در دور هشتم و نهم مجلس یکی از تندترین نمایندگان نزدیک به جبهه پایداری از این شهر به مجلس رفت و شعار چماق لری از همین جایگاه مطرح شد؟(ناگفته نماند بیشترین اعتراضات علیه چماق لری چه در دهدشت و چه در تهران توسط همین جوانان شکل گرفت)

    واقعیت آن است همه چیز در این حوزه تحت اراده این اقلیت نیست. این تعداد از جمعیت در این حوزه انتخابیه بزرگ  صرفاً یک رأی بالای کیفی است و در مقابل حدود  ۱۳۰٫۰۰۰ هزار رأی در کل این حوزه اقلیت است. از طرف دیگر عدم فعالیت احزاب در سطح کلان و شهرستان،  دو دستگی و ضعف مفرط در جریان و برخی رهبران نزدیک به این طیف به صورت مشخص در شهرستان به همراه عدم حضور چهره‌های ملی و با ظرفیت در انتخابات و هم چنین برخی فرصت‌های نابرابر و غیر رقابتی در انتخابات و در نهایت ترویج گرایش‌های قومی از سوی برخی فعالان سیاسی در سپهر سیاسی و اجتماعی شهرستان و استان سبب می‌شود شاهد خروجی‌های دیگری باشیم.
    مشابه همین تناقض در انتخابات شورای شهر نیز وجود دارد در آنجا نیز به جهت خارج شدن شورا از مسیر واقعی‌اش و نگاه قومیتی صرف از یک طرف و از طرف دیگر عدم حضور نمایندگانی از همین طیف به صورت برنامه ریزی شده و با برنامه سبب شده است این انتخابات و خروجی‌های آن نتوانند عملکرد رضایت بخشی داشته باشند. با این اوصاف بخشی از ایراد به نیروهای جامعه مدنی بر می‌گردد که تاکنون در این حوزه فعال نشده‌اند. حضور و عملکرد ضعیف یک زن و یا یک دانشگاهی در دور قبل هرگز نباید به پای این گروه نوشته شود. دست مردم در همین انتخابات شورای پنجم خالی بود ولی باز می‌توان رأی منفی به تمام اعضای قبلی شورا را نیز نوعی اعتراض حداقلی تعبیر کرد. تلاش‌های اندکی در این دوره برای آغاز یک حرکت شروع شد که نتوانست ره به جایی ببرد که این تلاش‌ها بیشتر دم انتخاباتی بود و ظاهراً بعد از انتخابات نیز تعطیل شدند.
    نکته دیگری که در تکمیل دو پاراگراف قبلی باید اضافه کرد نادیده گرفتن و تلاش برای حذف خواسته‌های این طیف و استعدادها از سوی صاحبان قدرت از یک طرف و از طرف دیگر ترویج سیاست‌های بعضاً پوپولیستی و یا ملوک الطوایفی به‌ویژه در دوران طولانی نمایندگی  محمد موحد در شهرستان کهگیلویه و عملکرد او است.
    در آینده و در مناسبت‌های مختلف به  بررسی بیشتر این طبقه و آسیب شناسی آن در حوزه شبکه‌های اجتماعی، فعالیت‌های مدنی و هزینه‌های محتمل، مصرف گرایی و معضل بیکاری، مهاجرت نخبگان از این شهر و …خواهم پرداخت.

    **ایده این مقاله و پرداختن به این موضوع بعد از سمینار «سیر تحولات حکومت در خاورمیانه» در دانشگاه یاسوج و صحبت‌های دکتر علی مختاری پیرامون نقش طبقه متوسط در انتخابات ریاست جمهوری به عنوان یک مسئله شکل گرفت.

     

    انتهای پیام/1010 / ک
  • ۱۲ نظر “ تایید شده است ”
    زمینه سبز:دیدگاه محبوبیت دارد/
    زمینه زرد:دیدگاه محبوبیتی ندارد/
    زمینه صورتی:اختلاف سلیقه در اینباره زیاد است


    سعید
    تاریخ : ۲۲ خرداد ۱۳۹۶
    ساعت : ۰۰:۰۴:۴۹
    1

    خت هم نونی چه گتیه.

    -نظرتان درباره این دیدگاه چیست؟ Thumb up 1 Thumb down 0

    گچساران
    تاریخ : ۲۲ خرداد ۱۳۹۶
    ساعت : ۰۸:۳۴:۳۳
    2

    مردم دهدشت ادمای فهیم و باسواد زیاد داره و مثل بقیه جاهای کهگیلویه نیستند که ..شعارهای مردم …. اگر نبود رای ۲۷ هزار نفری دهدشت و ۶۰ هزار نفری گچساران روحانی در استان اول نمیشد و حالا دولت باید نگاه ویژه ای به این دو جا داشته باشن

    -نظرتان درباره این دیدگاه چیست؟ Thumb up 1 Thumb down 0

    محمود پیروزه / یاسوج
    تاریخ : ۲۲ خرداد ۱۳۹۶
    ساعت : ۱۰:۴۹:۱۴
    3

    درود محسن جان.
    دهدشدشت اگر چه اکنون با معضلات فرهنگی و مشکلات اقتصادی و بیکاری دست و پنجه نرم میکند ، ولی بر هیچکس پوشیده نیست که از سابقه ی سکونت و شهر نشینی بالاتری نسبت به سایر نقاط شهری استان نوپای ما ، برخوردار است.
    بارها گفته ام که باید شورای فرهنگ عمومی استان ما برای شهر دهدشت ، برنامه داشته باشد.و خاستگاه فرهنگی بخصوص خانواده ها و طوایف نقش پر رنگ تری در زمینه ی بروز این مسایل دارند، چه مثبت ، چه منفی !!!

    -نظرتان درباره این دیدگاه چیست؟ Thumb up 0 Thumb down 0

    مه حالت.
    تاریخ : ۲۲ خرداد ۱۳۹۶
    ساعت : ۱۱:۳۶:۰۵
    4

    چه فک کردی … سی گفتن نداشتن همه دونن دهدشت اصولگرآیه تو هم کسی نیستی که موحد را به چالش بکشی

    -نظرتان درباره این دیدگاه چیست؟ Thumb up 0 Thumb down 0

    ه
    تاریخ : ۲۲ خرداد ۱۳۹۶
    ساعت : ۱۲:۵۰:۰۲
    5

    از ماست که برماست….چهار سال قبل رو دیدیم و فهمیدیم که هرجا اشتباه و کم کاری وجود داشته بخاطر دولت قبل بوده و هرجا پروژه های نیمه کاره دولت قبل به اسم این دولت تموم میشه هیچ ایرادی نداره و…این چهار سال رو هم میبینیم…هم مردم دهدشت هم گچساران و….البته اقای خرامین چون اصولا اصلاح طلب بوده و توی این دولت براش منافعی وجود داره باید هم فکر زندگی واقعی مردم نباشه و فقط…

    -نظرتان درباره این دیدگاه چیست؟ Thumb up 1 Thumb down 0

    استاد دانشگاه
    تاریخ : ۲۲ خرداد ۱۳۹۶
    ساعت : ۱۳:۱۱:۵۹
    6

    به نام خدا
    جناب اقای محسن خرامین سلام
    اینجانب مقاله حضرتعالی را که از ذهن استاد بلیغت تراوش و به دست مبارک جنابعالی به رشته تحریر درامد مطالعه نمودم چند سوال از حضرتعالی و استاد اندیشه ورز حضرتعالی داشته لذا خواهشمند است به صورت مکتوب در پای همین مقاله جواب را مرقوم بفرمایید تا مردم شریف مطالعه بفرمایند
    ۱- اگر رای بالای جناب روحانی در دهدشت نشان ترقی جوانان از نظر فکری و فرهنگی ورسیدن به طبق متوسط است پس در کنار همین رای رای . به شورا نشان چیست. شما که خوب تفسیر می فرمایید به همفکری استادتون بفرمایید این تناقض عملکردی بر اساس کدام اصطلاح جامعه شناختی قابل تفسیر می باشد.
    ۲- عدم رای آوری حتی یکبار نماینده از طرف دوستان حضرتعالی (که بر اساس مقاله شما رای به دوستانت نشان پیشرفت فرهنگی و رسیدن به طبقه متوسط است) در طول دوره ۳۹ ساله انقلاب اسلامی در همین شهر دهدشت تا الان نشانه چه بوده است و با چه تفسیر جامعه شناختی توجیه میشود
    ۳- رای بالای مردم یاسوج با بیش از ۱۸۰۰ نفر دکترا وبیش از ۳ه تا چهار هزار فوق و وجود بیش از ۱۶دانشگاه معتبر به جناب رئیسی .. است یا نه تفسیر شما کشکی و هوایی تخیلی و هذیانی است.
    ۴- رای بالای استان ریاست محترم جمهوری به جناب رئیسی چگونه.
    خواهشا اجازه بدید صاحب نظران تفسیر کنند .

    -نظرتان درباره این دیدگاه چیست؟ Thumb up 2 Thumb down 0

    یاس
    تاریخ : ۲۲ خرداد ۱۳۹۶
    ساعت : ۱۴:۰۱:۴۳
    7

    با عرض سلام ادب احترام خدمت نویسنده محترم
    نگارش بسیار تند و بی منطقی بود ودر متن نویسنده گاهاهبه قسمتی از مخاطبان که ساکن مرکز شهرستان نیستند بی احترامی نمودید ولذا جهت یاداوری به چند نکته اشاره مینمایم
    ۱به جای شهرستان کهگیلویه از وازه شهر دهدشت استفاده کردید وبه رای تمام شهرستان احترام نگذاشتید واین نوع قیاس در خور این شهرستان با تمدن وفرهنگ بزرگ نمی باشد
    ۲اگر ذره ای اهل سیاسیت وفن علمی در شما بود نگاه اماری وتحلیل را طوری مشاهده می نمودید که نشانگر واقعیت موجود نه تعصب وحرف ها مغرضانه بود۳
    از نویسنده محترم تقاضا دارم امار کلی را با درصد کلی نشان می دادند وبعد اختلاف ارا مشاهده می کردند ومیزان رای اقای روحانی را در شهرستان کهگیلویه
    که منجر به پیروزی ایشان شدند را در قدرت دولتی فرمانداری بخشداری دستگاه دولتی میدانیم نه در نوشتاری که شما فرمودید
    ودر پایان به وازه معروف که گویای حقایق عالم سیاست امروز جامعه والخصوص استان شده است اشاره میکنم اگر کفش ات پایت را زد واز ترس سخن مردم پا برهنه نشدی و درد پایت راتحمل کردی دیگر در مورد ازادی شعار نده

    -نظرتان درباره این دیدگاه چیست؟ Thumb up 2 Thumb down 0

    اشنا
    تاریخ : ۲۲ خرداد ۱۳۹۶
    ساعت : ۱۶:۵۶:۲۳
    8

    چقدر ..ی لطفا بیشتر مطالعه کن

    -نظرتان درباره این دیدگاه چیست؟ Thumb up 0 Thumb down 0

    امیر65
    تاریخ : ۲۳ خرداد ۱۳۹۶
    ساعت : ۰۸:۲۳:۱۴
    9

    بادر خداوکیلی میدونی چی نوشتی!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

    -نظرتان درباره این دیدگاه چیست؟ Thumb up 1 Thumb down 0

    شاعر..
    تاریخ : ۲۳ خرداد ۱۳۹۶
    ساعت : ۰۸:۲۴:۴۵
    10

    در جواب کامنت ۷
    ضمن سلام و احترام ؛
    احساس میکنم آشفتگی سراپای خودتون رو گرفته، چرا این همه عجول و نا منظم نوشتی؟؟؟؟
    لابد به نویسنده محترم حسادت دارید!
    بدی را با خوبی و آرامش باید پاسخ داد. نه ؟

    -نظرتان درباره این دیدگاه چیست؟ Thumb up 0 Thumb down 1

    فعال سیاسی
    تاریخ : ۲۳ خرداد ۱۳۹۶
    ساعت : ۰۹:۵۴:۵۶
    11

    این مطلب بسیار عالی بود و یک واقعیت با تمام هوشمندی نگاشته شده…پایین مطلب هم مشخصه یه عده .. کردند…..براوووو……….

    -نظرتان درباره این دیدگاه چیست؟ Thumb up 0 Thumb down 0

    افتخاری
    تاریخ : ۳۰ خرداد ۱۳۹۶
    ساعت : ۱۹:۳۵:۰۹
    12

    نگاهی نو به فردای بهتر Eftekharnes, [20.06.17 07:31]
    اثبات ولایت امیرالمومنین علی علیه السلام
    از ابتدای بعثت براهینی مختلف بر ولایت امیرالمومنین(ع) وجود دارد و پیامبر(ص) در مناسبت های مختلف از همان روز اول رسالت بحث معرفی ولی و وصی خود را داشته اند اما غدیر، نقطه اوج بوده است.

    ماجرای غدیر واقعه مهمی است که طی آن پیامبر(ص) در آخرین حج خود، به دستور خداوند حضرت امیرالمومنین(ع) را به عنوان وصی، ولی و جانشین خود به مسلمین معرفی کردند. احادیث و روایات متواتر فراوانی در این باره در میان شیعه و اهل سنت وجود دارد که این واقعه را بازگو می کند، با این حال عده ای چه آن زمان و چه اکنون درباره این جریان شبهه افکنی می کنند.

    از این رو و به مناسبت فرا رسیدن دهه امامت و ولایت بر آن شدیم تا مفهوم ولایت را از نظر روایی، حدیثی و عقلی در منابع شیعه و اهل سنت بررسی کنیم. در این راستا با حجت الاسلام پوربدخشان، کارشناس کلام و فِرَق به گفت وگو نشسته ایم که حاصل آن را می خوانید:

    برای آغاز بحث برای مخاطبان ما در مورد ولایت امیرالمومنین(ع) تا قبل از جریان غدیر بفرمایید و اشارات و سخنانی که مستقیما دال بر ولایت حضرت (ع) دارد را بیان کنید.

    در واقعه غدیر حضرت امیر(علیه السلام) از سوی پیامبر(صلی الله علیه و آله) به عنوان ولی و وصی مسلمین معرفی می شوند. نکته ای که در این جریان از اهمیت بسیاری برخوردار است اینکه حضرت ختمی مرتبت(ص) در برهه های مختلفی از دوران رسالت خود اشاره به جانشینی امیرالمومنین(ع) داشتند و در واقع جریان غدیر تاکید و قطعیت بر مساله ای بود که در گذشته در مورد حضرت علی(ع) به کرات از سوی پیامبر(ص) مطرح شده بود.

    برای مثال پیامبر(ص) در ابتدای رسالت، خویشاوندان را دعوت به اسلام می کنند و در حدیث یوم الدار به همین موضوع اشاره شده است. وقتی به پیامبر(ص) دستور داده شد که نزدیکان خود را دعوت کند: «وَ أَنْذِرْ عَشِیرَتَکَ الْأَقْرَبِینَ» که البته جلسه اول بهم خورد اما در جلسه دوم که پیامبر(ص) دوباره همان افراد را دعوت کردند و فرمودند: «ای فرزندان عبدالمطلب من از طرف خدا برای شما منذر هستم و چیزی را آوردم که کسی قبل از من آن را در دنیا و آخرت نیاورده بود. کسی که برادر و یاری ‌رسان من باشد ولی، وصی و جانشین بعد از من خواهد بود و دَین مرا ادا خواهد کرد.» پس از سخنان پیامبر(ص) تمامی حضار ساکت بودند اما امیرالمومنین(ع) علی(ع) عرض کردند: «من حاضرم» و پیامبر(ص) سه دفعه این جمله خود را تکرار کردند اما هربار تنها امیرالمومنین(ع) علی(ع) اعلام آمادگی کرد و در این مجلس حضرت رسول(ص) فرمودند: «این برادر، وصی و جانشین من در میان شماست. سخن او را بشنوید و از او اطاعت کنید.»

    همچنین در آیه ولایت «إِنَّمَا وَلِیُّکُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِینَ آمَنُوا الَّذِینَ یُقِیمُونَ الصَّلَاهَ وَیُؤْتُونَ الزَّکَاهَ وَهُمْ رَاکِعُونَ» نیز مستقیما به امیرالمومنین(ع) علی(ع) اشاره می شود یعنی کسی که در حال رکوع نیز انفاق می کند. نزول این آیه در مورد حضرت امیرالمومنین(ع) است.

    از سوی دیگر در آیه تطهیر نیز خداوند می فرماید: «وَقَرْنَ فِی بُیُوتِکُنَّ وَلَا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجَاهِلِیَّهِ الْأُولَى وَأَقِمْنَ الصَّلَاهَ وَآتِینَ الزَّکَاهَ وَأَطِعْنَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ إِنَّمَا یُرِیدُ اللَّهُ لِیُذْهِبَ عَنْکُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیْتِ وَیُطَهِّرَکُمْ تَطْهِیرًا؛ و در خانه ‏هایتان قرار گیرید و مانند روزگار جاهلیت قدیم زینتهاى خود را آشکار مکنید و نماز برپا دارید و زکات بدهید و خدا و فرستاده‏ اش را فرمان برید خدا فقط مى‏ خواهد آلودگى را از شما خاندان [پیامبر] بزداید و شما را پاک و پاکیزه گرداند» یا مورد دیگر حدیث ثقلین که در تمامی این موارد که از احادیث و روایات متواتر به شمار می روند، می توان به مساله ولایت امیرالمومنین(ع) علی پی برد.

    مورد دیگری که می توان به آن اشاره داشت حدیث منزلت است که در این حدیث پیامبر(ص) خطاب به حضرت امیرالمومنین(ع) فرمودند: «تو برای من در مقام و منزلت هارون از موسی هستی جز این‌که بعد از من پیغمبری نخواهد بود.»

    از سوی دیگر در مورد بحث ازدواج حضرت زهرا(س) هیچ کس جز امیرالمومنین علی(ع) هم کفو حضرت زهرا(س) نبود. ما از تمامی این براهین می توانیم مساله ولایت را بررسی و اثبات کنیم و بسیاری موارد دیگر، در واقع پیامبر(ص) در مناسبت های مختلف از همان روز اول رسالت بحث معرفی را داشته اند اما غدیر، نقطه اوج بوده است. مهمترین اتفاق در مورد جانشینی واقعه غدیر بوده است.

    با وجود روایات و احادیث متواتر و منابع تاریخی باز هم شبهاتی نسبت به جریان غدیر وارد است از جمله اینکه منظور پیامبر(ص) از معرفی حضرت امیرالمومنین(ع) بحث ولایت ایشان نبوده است، پاسخ چنین شبهه افکنانی چیست؟

    نگاهی نو به فردای بهتر Eftekharnes, [20.06.17 07:31]
    نگاهی نو به فردای بهتر Eftekharnes, [20.06.17 07:29]
    بر واقعه غدیر اجماع وجود دارد. خطبه غدیر خطبه بسیار مفصلی بوده و اوج این خطبه عبارت «مَنْ کُنْتُ مَوْلاهُ، فَهذا عَلِىٌّ مَوْلاهُ» است. وهابی ها نیز روی همین قضیه دست گذاشتند که این «ولی» که پیامبر(ص) فرمودند به معنای سرپرست نیست بلکه به معنای دوست است.

    در پاسخ به این شبهه باید گفت: اولا «وهابیت» بر چه اساس می گویید ولی به معنای دوست است، اساسا «ولی» معانی مختلفی دارد و آنها نیز می دانند و در اینجا ولی را به معنای دوست گرفته اند در حالی که اتفاقا در اینجا ولی به معنای ولایت است.

    در این بخش از بحث اشاره ای می کنم به کتاب معتبر اهل سنت یعنی صحیح مسلم؛ در این تالیف آمده است زمانی که پیامبر(ص) رحلت کردند ابوبکر گفت: من ولی رسول خدا(ص) هستند. روایات مفصل مشابه نیز آمده است. یا زمانی که ابوبکر داشت از دنیا می رفت گفت: همانا من ولی قرار دارم برای شما عمر را.

    بنابراین همین معنا از واژه «ولی» که در این روایات استفاده شده است در جریان غدیر نیز استفاده می شود و «ولی» دقیقا به همان معناست یعنی ولی و سرپرست. حال سوال آن است که چه طور در این موارد «ولی» را به معنای جانشین تلقی می کنید اما در جریان غدیر چنین تلقی ندارید؟!

    بعد از جریان غدیر نیز افراد آمدند و به امیرالمومنین علی(ع) تبریک گفتند که یعنی تو مولای ما و هر مسلمانی قرار داده شدی. تک به تک همه با حضرت(ع) بیعت کردند و چادری کشیدند تا زنان نیز در داخل طشتی که حضرت امیر(ع) دست شان را در آن گذاشته بودند، با حضرت(ع) بیعت کنند و به ایشان تهنیت گویند.

    بنابراین، از هر جهت که بررسی کنیم جریان غدیر به معنای وصی و ولی بودن امیرالمومنین علی(ع) است. مساله دیگری که می توانیم اینجا در باب معنای واژه ولی بیاوریم و اینکه این کلمه به معنای و لایت بوده است و نه به معنای دوستی، جریان حارث فهری به عنوان اولین مخالف غدیر است.

    هنگامی که رسول خدا(ص) امیرالمومنین علی(ع) را در روز غدیر خم به خلافت منصوب کردند و درباره ایشان فرمودند: «هر کس من مولی و ولی او هستم علی مولی و ولی او است»؛ چیزی نگذشت که این مساله در بلاد و شهرها منتشر شد و فردی به نام «نعمان بن حارث فهری» خدمت پیامبر (ص) آمد و عرض کرد: تو به ما دستور دادی شهادت به یگانگی خدا و اینکه تو فرستاده او هستی دهیم ما هم شهادت دادیم، سپس دستور به جهاد و حج و روزه و نماز و زکات دادی ما همه اینها را نیز پذیرفتیم، اما با اینها راضی نشدی تا اینکه این جوان (اشاره به امیرالمومنین علی(ع) است) را به جانشینی خود منصوب کردی، و گفتی: من کنت مولاه فعلی مولاه، آیا این سخنی است که از ناحیه خودت یا از سوی خدااست؟! پیامبر (ص) فرمودند: «قسم به خدایی که معبودی جز او نیست این از ناحیه خدا است.» نعمان روی بر گرداند در حالی که می‏گفت: اللَّهُمَّ إِنْ کانَ هذا هُوَ الْحَقَّ مِنْ عِنْدِکَ فَأَمْطِرْ عَلَیْنا حِجارَهً مِنَ السَّماءِ؛ خداوندا! اگر این سخن حق است و از ناحیه تو، سنگی از آسمان بر ما بباران! اینجا بود که سنگی از آسمان بر سرش فرود آمد و او را کشت، همین جا آیه «سَأَلَ سائِلٌ بِعَذابٍ واقِعٍ لِلْکافِرینَ لَیْسَ لَهُ دافِعٌ» نازل گشت.

    علاوه بر روایات، بسیاری نیز می گویند که اصلا پیامبری که به رئوف بودن شهرت داشت ممکن نبود که آن جماعت چند هزار نفری را در آن منطقه گرم نگاه دارد مگر آنکه که مساله مهمی بوده باشد که همان مساله ولایت امیرالمومنین علی(ع) بود؟!

    بله، پیامبر(ص) می خواستند جریان مهمی را به اطلاع همه برساند واگرنه دستور نمی دانند تا صبر کنند کسانی که به غدیر نرسیده اند برسند و آنان که در حال بازگشت بودند دوباره به منطقه غدیر برگردند. این جریان به اندازه ای اهمیت داشت که در آیه ۶۷ سوره مبارکه مائده به آن اشاره شده است: «یَأَیهَا الرَّسولُ بَلِّغْ مَا أُنزِلَ إِلَیْک مِن رَّبِّک وَ إِن لَّمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْت رِسالَتَهُ وَ اللَّهُ یَعْصِمُک مِنَ النَّاسِ إِنَّ اللَّهَ لا یهْدِى الْقَوْمَ الْکَفِرِینَ؛ اى پیامبر آنچه از طرف پروردگارت بر تو نازل شده است کاملا (به مردم) برسان و اگر نکنى ، رسالت او را انجام نداده اى و خداوند تو را از (خطرات احتمالى ) مردم نگاه میدارد، و خداوند جمعیت کافران (لجوج ) را هدایت نمیکند»

    پیامبری که تا این اندازه رحمت داشت اگر قضیه مهمی نبود امکان نداشت که آن جمعیت را در آن گرمای طاقت فرسا نگاه دارد، اگر جریان مهمی نبود صبر و در جای دیگری بیان می کردند اما در تاریخ بین بیست هزار تا چهل هزار نفر جمعیت برای جریان غدیر ذکر شده است بنابراین به لحاظ روایی و حدیثی و نیز به لحاظ تاریخی به لحاظ عقلی، جریان ولایت و جانشینی امیرالمومنین علی(ع) در غدیر ثابت شده است.(خبرگزاری شبستان)

    -نظرتان درباره این دیدگاه چیست؟ Thumb up 0 Thumb down 0

    توجه: نظرات حاوی توهين، افترا، اتهام و ... به اشخاص حقيقی و حقوقی منتشر نخواهند شد./لطفا از نوشتن نظرات به صورت حروف لاتین(فینگلیش)خودداری نمایید.

    امروز جمعه ۲۸ مهر ۱۳۹۶