کبنانیوز؛ کبناخبر | ماجرای اعلامیهٔ آ میر احمد تقوی و توبهٔ مخالفین انقلاب +سند

  • تاریخ انتشار خبر: جمعه, ۱۵ بهمن , ۱۳۹۵ | ۲۰:۲۰ | کد خبر : 227050 |
  •   
    در کانال تلگرامی آ میر احمد تقوی مطرح شد/

    از آبان ماه ۱۳۵۶، درپی مرگ مشکوک مرحوم آقا سیدمصطفی، فرزند ارشد امام خمینی، انتشار مقالۀ اهانت‌آمیز به آن بزرگوار وقیام ۱۹ دی مردم قم، موج انقلاب اسلامی درشهرهای بزرگ ومتوسط خروشیدن آغاز کرد ودر سال بعد درمناطق حاشیه‌ای و دوردست‌تری چون کهگیلویه و بویراحمد نیز به تدریج نسیم آن وزیدن گرفت.

    کبناخبر؛

    از آبان ماه ۱۳۵۶، درپی مرگ مشکوک مرحوم آقا سیدمصطفی، فرزند ارشد امام خمینی، انتشار مقالۀ اهانت‌آمیز به آن بزرگوار وقیام ۱۹ دی مردم قم، موج انقلاب اسلامی درشهرهای بزرگ ومتوسط خروشیدن آغاز کرد ودر سال بعد درمناطق حاشیه‌ای و دوردست‌تری چون کهگیلویه و بویراحمد نیز به تدریج نسیم آن وزیدن گرفت.
    دریکی از روزهای اوایل آبان ماه ۱۳۵۷، دانش آموزان دهدشت نیز به خیابان‌ها آمده وشعارهایی برضد رژیم پهلوی وبه پشتیبانی ازانقلاب وامام سردادند. اما تعدادی از اهالی شهر که تحت تأثیر تبلیغات رژیم قرارگفته وهنوز بااهداف انقلاب آشنا نشده بودند، دانش‌آموزان را به باد کتک گرفته وبه امام نیز جسارت کردند.
    آقامیر احمد که درآن ایام مشغول بنای حوزۀ علمیۀ ولی عصر دهدشت بودند، باشنیدن این خبر، بلافاصله دست ازکار کشید و درحالی که وسیله وامکان چاپ وتکثیر عمومی اعلامیه هم در آن شهر وجود نداشت، به خط خود اعلامیه‌ای نوشت وپس از تکثیر آن به تعدادی محدود دریک مغازۀ عکاسی، دستور داد درشهر منتشرکنند وبه دیگر ولایات نیز ارسال کنند. ایشان برای نشان دادن اهمیت مسئله نیز، شخصاً چندتا ازآنها را به دیوار مسجد ویکی دوتا از مغازه‌ها نصب کردند.

    خبر این اقدام شخصی آقا درشهر و ولایات پیچید. باتوجه به شخصیت وموقعیت ایشان، چنین اقدامی ازناحیۀ وی موجی ایجاد کرد وتأثیر فوق‌العاده‌ای درتنبّه مخالفان وبیدارگری مردم وجذب آنان به انقلاب داشت.

    آمیراحمد در بخشی از یادداشت‌های خود در این باره چنین آورده است:

    «حقیر به این نتیجه رسید که با نشر اعلامیه‌ای مردم شهر و سایر اهالی کهگیلویه را تشویق به تظاهرات، و مخالفان را تهدید کنم. این بود که اعلامیه‌ای قریب به این مضمون نوشتم که از اول زندگی آدم تاکنون بین هابیل و قابیل و بین ابراهیم و نمرود و بین موسی و فرعون و بین محمد و ابوجهل و بین علی و معاویه و بین امام حسین و یزید و بین خمینی و پهلوی و خلاصه بین ایمان و کفر درگیری بوده و خواهد بود و اکنون نوایی که از حلقوم خمینی بیرون می‌آید همان نوایی است که از حلقوم ابراهیم و موسی و محمد و علی و حسین بیرون می‌آید و هرکس از اهالی کهگیلویه بخواهد با این نوا مخالفت و مقابله نماید در زمرۀ نمرودیان و فرعونیان و یزیدیان محسوب می‌شود و اگر با این حالت بمیرد به جنازۀ او نماز خوانده نمی‌شود.

    بعد از نوشتن و تکثیر اعلامیه از راه فتوکپی، صبح زود آنها را به تیر برق‌ها و سر چهار راه‌ها و دَرِ مغاره‌ها و مسجد چسبانیدم و خودم با یکی دو مغازه که ارتباط و حساب داشتم حساب و ارتباط خود را قطع کردم و با هر که برخورد می‌کردم از اهل بازار، خود را بسیار عبوس و خشمگین جلوه می‌دادم.

    یکی دو روز بیشتر از نشر اعلامیه نگذشت که اهل اهالی بازار یک یک و دُو دُو نزد ما می‌آمدند، بعضی اقدام علیه تظاهرات را انکار و بعضی به واسطۀ نادانی و اظهار ندامت و توبه خود را تبرئه می‌کردند و من هم می‌پذیرفتم. تا اینکه در نهایت سردمداران قوم، خود را تنها دیده، آنها نیز آمدند، یکی از آنها بعد از آنکه نشست -البته نشستگاه ما روزها در محل کاربنائی مدرسه بود، بنّا و کارگرها کار می‌کردند و ما هم بر کار آنها نظارت داشته و هم مراجعین را همان جا می‌پذیرفتیم‌ـ بعد از اظهار ندامت و نادانی بلند شد که بیاید دست به دست حقیر بدهد که از این به بعد هر چه فرمودید انجام می‌دهم، گفتم چون شنیدم شما به آقای خمینی توهین کردید تا توبه نکنید با شما مصافحه نمی‌کنم. بعد از بلندشدن سرجای خود نشست و گفت توبه به زبانم بگذار. ماهم جملاتی مشعر بر پشیمانی و توبه تلقین وی کردیم.

    همان روز بنا شد که فردا از مردم دعوت به عمل آمده تا در مسجد تجمع کنند. روز بعد از آن، تجمع انبوهی در مسجد صورت گرفت و حقیر طی سخنانی مبنی بر نکوهش از مخالفت با تظاهرات و کناره‌گیری از انقلاب، و تشویق مردم به وحدت و شرکت در انقلاب، مخالفان دیروز را با فرهنگیان تظاهرکننده در یک خط قرار داده و همان چماق به دستان دیروز شعارگویان امروز شدند و همه با هم با شعار درود بر خمینی از مسجد بیرون آمده و تظاهرات کردند.»

    گزارش ساواک در این مورد:

    منبع: ژاندارمری دهدشت
    تاریخ وقوع: ۵۷/۸/۴

    موضوع: پخش فتوای میر احمد تقوی روحانی مقیم دهدشت

    روحانی فوق الذکر در مورخۀ ۵۷/۸/۴ فتوائی به نفع خمینی مبنی بر اینکه کسانی که به او فحش و ناسزا بگویند در حدّ کفر به پیغمبر اکرم و سوختن قرآن مجید است نوشته، و در بین اهالی دهدشت توزیع نموده است.

    نظریۀ یکشنبه– نوشتن فتوائیۀ مزبور توسط شیخ میر احمد تقوی مورد تأیید است. یک نسخۀ فتوکوپی فتوائیۀ مزبور جهت استحضار به پیوست تقدیم میگردد. به نظر میرسد چون بعضی از مردم عامل این ناآرامی ها را در کشور از جانب شخص خمینی میدانند به او ناسزا میگویند. لذا فرد مورد بحث اقدام به نوشتن چنین فتوائی نموده است.

    انتهای پیام/1010 / ک
  • ۳ نظر “ تایید شده است ”
    زمینه سبز:دیدگاه محبوبیت دارد/
    زمینه زرد:دیدگاه محبوبیتی ندارد/
    زمینه صورتی:اختلاف سلیقه در اینباره زیاد است


    کهگیلویـه
    تاریخ : ۱۶ بهمن ۱۳۹۵
    ساعت : ۰۰:۵۵:۰۵
    1

    خیلی جالب بود.
    هیچ شخصیت کشوری هم وجود نداره که به اندازه آ میر احمد اینقدر بین مردم کهگیلویه بزرگ نفوذ و تاثیر بی نظیر داشته باشه و چنین رابطه ای با مردم داشته باشه. و این حاصل ده ها سال زندگی در این منطقه محروم و کنار مردم و بدون خدم و حشم و منشیه.
    خداوند این مرد خدا رو برای مردم حفظ کنه.

    -نظرتان درباره این دیدگاه چیست؟ Thumb up 4 Thumb down 1

    تقی
    تاریخ : ۱۶ بهمن ۱۳۹۵
    ساعت : ۰۸:۲۹:۱۱
    2

    به به واقعا مطلب قشنگی بود خواندم خیلی ها برای انقلاب زحمت کشیدن

    -نظرتان درباره این دیدگاه چیست؟ Thumb up 5 Thumb down 1

    ناشناس
    تاریخ : ۱۷ بهمن ۱۳۹۵
    ساعت : ۱۰:۴۰:۰۱
    3

    از لحاظ حوزوی آیت اله یا حجت الاسلام ؟

    -نظرتان درباره این دیدگاه چیست؟ Thumb up 0 Thumb down 3

    توجه: نظرات حاوی توهين، افترا، اتهام و ... به اشخاص حقيقی و حقوقی منتشر نخواهند شد./لطفا از نوشتن نظرات به صورت حروف لاتین(فینگلیش)خودداری نمایید.

    امروز چهارشنبه ۲۲ آذر ۱۳۹۶